آن زمان که اروپا در جهالت به سر می برد

درحالی که به علت ازدیاد کتاب و کتاب خوانی، تاسیس کتابخانه ها در سرزمین های اسلامی به سرعت رو به رشد بود، اما در اروپا این موضوع در فقر مطلق دست و پا می زد. آدام متز (خاور شناس و مستشرق آلمانی و نویسنده کتاب "رنسانس اسلامی") در این رابطه می نویسد:

"... در اواخر قرن چهارم هجری، هر یک از سه فرمانروای مهم اسلامی در بغداد و مصر و قرطبه (کوردوبا) علاقه شدیدی به کتاب داشتند. حَکَم پادشاه اندلسی، افراد مختلفی را به بلاد شرق اسلامی می فرستاد که از کتب تازه برای او نسخه فراهم آورند و فهرست کتابخانه او چهل و چهار دفترِ بیست ورقی می شد که فقط نام کتاب ها در آن ثبت شده بود...متاخران کوشیده اند تعداد کتب کتابخانه عزیز فاطمی در مصر را تخمین بزنند، "مقریزی" گوید ششصد و یک هزار کتاب بوده و از "ابن واصل" نقل کرده که بیش از یکصد و بیست هزار مجلد بوده است...

برای مقایسه به چندکتابخانه غربی در همان روزگار اشاره می کنیم: کتابخانه کلیسای جامع شهر کنستانز در قرن نهم میلادی فقط سیصد و پنجاه و شش کتاب داشت و کتابخانه دیر بندیکتی در سال 1032 کمی بیش از صد جلد و کتابخانه کلیسای جامع شهر بامبرگ به سال 1130 فقط نود و شش جلد کتاب داشت..."

کتاب دوستی در بین همه مسلمانان از هر دسته وجود داشت، نه تنها بین دانشمندان بلکه هر فرد خود ساخته ای از مردان بزرگ کشور گرفته تا ذغال فروش، از قاضی گرفته تا موذن، مشتریان دائم کتابفروشی ها بودند. در یک کتابخانه متوسط خصوصی یک فرد اسلامی در قرن دهم میلادی، تقریبا بیش از جمع کل کتابهای کتابخانه های اروپا کتاب یافت می شد.

این گرمی بازار کتاب، یک ساله و یا ده ساله پایان نیافت، بلکه قرن ها همچنان ادامه داشت. این یکی از عوامل مهم اقتصاد اسلامی شد که هرساله میلیاردها برای برای خرید کتاب پرداخت می شد. تنها کتابخانه نظامیه دانشگاه معروف بغداد، بودجه سالیانه خرید کتاب و آثار خطی دیگرش، یک میلیون و نیم فرانک طلا بود.

صدها هزار نفر به خاطر کتاب دوستی جامعه، به کار و نان می رسیدند. آنجا رونویسان و خوشنویسان در فن خود، هنرمندان واقعی بودند. هرکتابخانه و هرکتابفروشی، تعدادی از این افراد را به کار مشغول می داشت. اینها اکثرا طلبه هایی بودند که هم کار می کردند و هم درس می خواندند و یا افراد با هوش و بی پولی بودند که بدینوسیله درآمدی داشتند.

کاغذسازها هم در کارخانه های کاغذسازی شان و همچنین در آسیاهای خردکننده و نرم کننده مواد اولیه کاغذ، در شهرهای سمرقند، بغداد، دمشق، طرابلس شام، طبریه در فلسطین و یاتیفا واقع در بلنسیه اندلس، مشغول به کار بودند.

صحاف ها هم کاغذ را به نوع صحافی چینی، دو تا، سه تا، چهارتا، هشت تا و شانزده تا کرده، به قواره های متداول و معروف به منصوری یا فولیو Folio بغدادی، ربعی یا کوارت Quart، هشت قسمتی یا اکتاو Oktav (همانطور که امروز در اروپا نیز آنچنان نامیده می شوند)، تبدیل کرده، بعد از آن جزوات را ته دوزی کرده و صحاف های چرم کار برای آنان جلد چرمی نقش دار می ساختند.

پرفسور زیگرید هونکه پس از تحقیق و مطالعه درباره وضعیت کتاب و کتابداری در سرزمین های اسلامی و در دوران تمدن اسلامی با شگفتی می نویسد:

"... و در اینجا شغل کتابفروشی مانند داروفروشی، یکی از کشفیات تمدن اسلامی است. کتابفروش، واسطه فرهنگ بود و کتابفروشی، مرکز فرهنگی شهر. این چیزهایی بود که مدتهای مدید، فقط در نزد مسلمانان رایج بود.

"پیش کتابفروش"ها اسم بازار کتابفروش ها در بغداد بود واقع در باب البصره، جایی که صدتا دکان کتابفروشی قرار داشت. دانشمندان بغداد و جهان اسلامی در اینجا همدیگر را ملاقات می کردند. جایی که دائما طغیان های قلب و عقل در هم مخلوط می شدند. در اینجا فیلسوف و شاعر و منجم، در کنار همدیگر در میان نشریات جدی، تفحص و جستجو می کردند و همین جاست که طبیب و تاریخ دان و دوستداران کتاب، دنبال مجلدات کهنه می گشتند. در اینجا بحث می کردند و تکه هایی را برای هم دیگر می خواندند. اینجا، مرکز مبادلات علمی بود.

"تبادل افکار"، اسم یکی از کتاب هاست که در حدود سال 1000 میلادی انتشار یافت و 106 گفت و گو بین دانشمندان را یادداشت کرده که برخی در خانه یکی از فلاسفه اسلامی و بعضی دیگر دربازار کتابفروش ها رخ داده اند. در اینجا و در همین زمان، ابن ندیم کتابفروش، از مشتری هایش پذیرایی می کند. او یکی از معروفترین کتابفروشی های بغداد است وخود دانشمندی عالیرتبه و نامی به شمارمی آید..."

اما در مقابل این شور و نشاط کتاب و کتابخوانی در سرزمین های اسلامی، در اروپا رکود و خاموشی حاکم بود و به جز برخی کتب ادعیه مسیحی و اجرای مراسم و آیین های کلیسا، اغلب کتاب دیگری یافت نمی شد که اگر می شد، سر و کار دارنده آن با دادگاه تفتیش عقائد و کلیسا و چوبه های آتش بود. دکتر محمد حسین ریاحی (استاد هنر دانشگاه اصفهان) اینگونه وضعیت کتاب را در اروپای قرون وسطی با شکوفایی دوران تمدن اسلامی مقایسه کرده و برای اثبات حرف خود از مثال و نمونه هم استفاده می کند:

"... حالا شما وقتی نگاه می کنید، می بینید در همان زمانی که اروپا در جهل به سر می برد، دانشی وجود نداشت و سیاهی قرون وسطی حاکم بود، در خانه صاحب بن عَبّاد (همین جایی که در اصفهان امروز قبر او قرار دارد، در محله ای که باب الدّریه نامیده می شد و بعدها به طوقچی اشتهار پیدا کرد) دانشمندان، علماء، بزرگان، متفکران از شرق و غرب عالم، کتاب هایشان را برای صاحب می فرستادند و صاحب به آنها صله ها و جایزه ها می داد. وقتی بیشتر بررسی می کنید، متوجه می شوید از آندلس اسلامی، از ماوراء النَّهر، کتاب ها را به اصفهان می فرستادند تا صاحب ببیند. خود صاحب بن عَبّاد هم کتابخانه بسیار بزرگی داشت..."

 گفته می شود 117 هزار تا 206 هزار جلد کتاب در کتابخانه صاحب بن عَبّاد وجود داشته است.همینطور کتابخانه "ابن عمید" یا کتابخانه "مجدالدوله دیلمی" در ری و بسیاری کتابخانه ها دیگر در سایر شهرها. برخی مورخان، دوران آل بویه را دوران کتابخانه ها نامیده اند. 

/ 0 نظر / 168 بازدید