استاد مطهری و مسئله فلسطین

استاد مطهری در عاشورای سال 1349 مصادف با 7 اردیبهشت 1349 شمسی سخنرانی مبسوطی درباره قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و تطبیق مسائل روز با آن مانند قضیه فلسطین در حسینیه ارشاد ایراد می کند که در محیط خفقان بار و اسراییل زده آن روزگار، توجهات را به خود جلب می کند. خصوصا که در آن ایام (درست مثل امروز) مسئله فلسطین چالشی بزرگ در جهان اسلام و دنیای سیاست به شمار می آمد. حوادث یکی دو سال منتهی به آن سال که جنگ شش روزه و اشغال بخش های دیگری از سرزمین فلسطین به خصوص بیت المقدس در سال 1967 و همچنین به آتش کشیدن مسجد الاقصی در سال 1968، به شدت احساسات مسلمانان و آزادیخواهان جهان را جریحه دار کرده بود و خشم آنها را برانگیخته بود.

استاد مطهری در بخشی از آن سخنرانی گفت:

"... واللهِ و باللهِ ما در برابر اين قضيه مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. واللهِ قضيه‌اى كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستانى كه دل حسين بن على را خون كرده، اين قضيه است. اگر مى‌خواهيم به خودمان ارزش بدهيم، اگر مى‌خواهيم به عزادارى حسين بن على ارزش بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن على امروز بود و خودش مى‌گفت براى من عزادارى كنيد، مى‌گفت چه شعارى بدهيد؟

اگر حسين بن على بود مى‌گفت: اگر مى‌خواهى براى من عزادارى كنى، براى من سينه و زنجير بزنى، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمرِ امروز موشه‌دايان  است. شمرِ هزار و سيصد سال پيش مُرد، شمرِ امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان مى‌خورد. مرتب دروغ در مغز ما كردند كه اين يك مسئله داخلى است، مربوط به عرب و اسرائيل است. 

آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالى به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها براى حق مشروع بشرى قيام نمى‌كنند؟ كيست كه امروز منكر شود كه فلسطيني‌هاى آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ 

... واللهِ اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سؤالى كه بعد از مردن از ما مى‌كنند همين است كه در زمينه همبستگى اسلامى چه كرديد؟

پيغمبر فرمود: «مَنْ سَمِعَ مُسْلِماً يُنادى يا لَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ»  هر كس بشنود صداى مسلمانى را كه فرياد مى‌كند: «يالَلْمُسْلِمينَ» مسلمانان به فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نمى‌دانم.

چه مانعى دارد كه ما براى اينها حساب باز كنيم؟ چه مانعى دارد كه مقدار كمى از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتى يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهاى ديگر آنها را تحسين كنند، بارك‌الله بگويند، ملتِ بيدار بگويند، ولى ما نكنيم؟ مردم بيدار آن مردمى هستند كه فرصت‌شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق‌شناس باشند."


استاد مطهری پس از این سخنرانی، به همراه علامه طباطبایی و سید ابوالفضل موسوی زنجانی، حسابی در یکی از بانک ها به نام مردم فلسطین باز کرده و مردم مسلمان و آزادیخواه را دعوت می کند برای یاری مردم فلسطین به این حساب کمک کنند. اما ساواک با دستگیری استاد مطهری، حساب یاد شده را می بندد و برای شهید مطهری محدودیت های جدیدی بوجود می آورد.

/ 0 نظر / 51 بازدید