پاسپورت ایرانی ارزش داشت ولی شاه ایران ....؟

واقعا در دوران طلایی شاه چه خبر بود؟ (قسمت چهارم)


بسیار در افواه عمومی گفته می شود که در زمان شاه، پاسپورت ایرانی ارزش داشت و بسیاری از کشورها از جمله در اروپای غربی و آمریکا، ایرانیان را بدون ویزا (یعنی با ویزای فرودگاهی) قبول می کردند. اگرچه امروز هم حدود 47 کشور وجود دارد که بدون ویزا یا با ویزای فرودگاهی، ایرانیان را قبول می کنند اما چرا گفته می شود پاسپورت ایرانی در آن زمان ارزش داشت؟ آیا شخص اول مملکت در آن روزگاه یعنی شاه نیز به همان اندازه نزد غربی ها و به خصوص آمریکاییان ارزش داشت؟

محمد رضا پهلوی (آخرین پادشاه ایران) در کتاب "پاسخ به تاریخ":

"... در اوایل ژانویه با تعجب خبردار شدم که چند روز است ژنرال هایزر در تهران بسر می‌برد . اما حوادث چند هفته گذشته می‌بایست به من آموخته باشد که از چیزی حیرت نکنم. مع ذلک ژنرال هایزر شخصیت کوچکی نبود. در مقام معاون فرماندهی ناتو چند نوبت به تهران سفر کرده بود و ... رفت و آمدهای ژنرال هایزر همیشه از پیش برنامه‌ریزی می‌شد اما سفر او در هاله‌ای از ابهام کامل فرو رفته بود. ورودش را خیلی مستور نگه داشته بودند. البته نظامیان آمریکایی با هواپیماهای خودشان سفر می‌کردند و خیلی طبیعی بود که بتوانند به هنگام ورود به پایگاه‌های نظامی‌شان درایران تشریفات اداری معمول را نادیده بگیرند. از ژنرال‌هایم تحقیق کردم، چیزی بیشتر از من نمی‌دانستند پس این ژنرال آمریکایی برای چه کاری به تهران آمده بود؟ چگونگی حضورش واقعاً غیرعادی بود ..."


فرح پهلوی (همسر محمد رضا پهلوی) در کتاب "کهن دیارا ؛ خاطرات فرح دیبا":

"... عزیمت اشك آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریكا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود كه دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می كرد در حالی كه ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است، بیشتر مشكوك شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار كشور را ترك خواهیم كرد. ما در روزی كه بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می كردیم. محمدرضا بیم آن را داشت كه ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان ـ كه به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد ـ دچار شویم..."


از کتاب "ماموریت در ایران" (خاطرات ویلیام سولیون ، آخرین سفیر آمریکا در تهران):

"... در همین ایام ( اوایل دی ماه 1357) پیامی از واشنگتن دریافت داشتم مبنی براینکه در اولین فرصت شاه را ملاقات کنم و به او بگویم که دولت ایالات متحده آمریکا مصلحت شخص شاه و مصالح کلی ایران را در این می بیند که هرچه زودتر ایران را ترک گوید... ابلاغ چنین پیامی از طرف سفیر یک کشور به رییس مملکتی که در آن ماموریت دارد، کار ساده ای نیست... من تا آنجا که می توانستم با لحن ملایم و مهربان مضمون پیام واشنگتن را به شاه ابلاغ کردم. او با دقت و آرامش به پیامی که او را به ترک کشورش دعوت می کرد، گوش داد و وقتی که حرف های من تمام شد، رو به من کرد و با لحنی کم و بیش ملتمسانه گفت: خیلی خوب، اما کجا باید بروم؟..."


به نظر می آید استیصال و ارزش شخص اول و شاه یک مملکت نزد خارجی ها و آمریکاییان و دیگر غربی ها را از همین جملات می توان دریافت و نیازی به مثنوی هفتادمن کاغذ ندارد. ملتی که شاهش چنین نزد خارجی بی ارزش بود، آیا خودش ارزشی می توانست داشته باشد؟! آیا با این مثال ها، قضیه ارزش داشتن پاسپورت ایرانی در زمان شاه، به جوک و مضحکه ای بیشتر نمی ماند؟!! این در حالی است که امروز علیرغم ادعای ارزش نداشتن پاسپورت ایرانی نزد خارجی ها و غربی ها، اما ملت ایران چنان ابهتی پیداکرده که همه قدرت های بزرگ دنیا برخلاف تمامی سیاست ها و روش و مشی همیشگی شان (که هیچگاه در طول تاریخ خود با کشوری کوچکتر از خود بر سر میز مذاکره ننشسته اند) ، ناچار می شوند برای مذاکره با این ملت ساعت ها و روزها سر یک میز بنشینند تا نمایندگانش را راضی به توافق نمایند. سران آمریکا اعم از اوباما و جان کری و وندی شرمن چه در آن روزها و چه بعد از آن بارها و بارها اذعان داشتند که تنها راه برای متوقف کردن ایران، نشستن بر سر میز مذاکره بود. اوباما علنی گفت که ما 3 راه بیشتر نداشتیم؛ اول آنکه تحریم ها را افزایش دهیم که بازهم ایران پیشرفت می کرد. راه دوم این بود که به ایران حمله نظامی کنیم که شواهد حکایت از آن داشت علاوه بر هدف قرار گرفتن منافع ما، ایران بازهم پیشرفت می کرد و راه حل سوم آن بود که ایران را سر میز مذاکره متوقف کنیم.


شاه حتی خاک ایران را نیز بخشید!


جدا شدن قسمت هایی از خاک ایران در طول تاریخش، همواره از نکات تکرار شونده در اغلب دوران و زمان ها بوده است. در بیشتر موارد، این جنگ ها بودند که شکست در آنها موجب جدا شدن قطعاتی از خاک ایران گردید که خفت بارترین آنها پس از جنگ های ده ساله ایران و روس منجر به قراردادهای گلستان و ترکمانچای شد. اما در زمان پهلوی اول و دوم متاسفانه بدون هیچ گونه جنگی، قطعات متعددی از خاک ایران بخشیده شد. در زمان رضاخان بنا به دستور انگلیس ها و براساس پیمان تحمیلی سعد آباد، بخش هایی از سیستان به افغانستان، اروند رود به عراق و کوههای آرارات در شمال غرب ایران به ترکیه بخشیده شد. و در زمان محمد رضا .... شاید باورکردنی نباشد که محمد رضا پهلوی در زمانی که دیگر دوران قضایای مرزبندی ها و تغییر مرزها سپری شده بود و با تشکیل سازمان ملل، کشورها و حدودشان مشخص گردیده بود، بدون هیچگونه جنگ و تنشی و تنها بنا به صلاحدید اربابان خارجی، ابتدا بحرین (که استان سیزدهم محسوب می شد) و سپس قسمتی از سیستان را بخشید.


شاه در سال 1356 قسمتی از سیستان و رود هیرمند از خاک ایران را به افغانستان واگذار کرد!


به نقل از جلد ششم خاطرات اسدالله علم (وزیر دربار و یار غار شاه):

شنبه 4/3/1356 "... (به شاه) عرض کردم: آیا اجازه می‌فرمایید به وزیر خارجه ابلاغ کنم مبادله قرارداد را با افغان‌ها به تأخیر بیندازد؟ «فرمودند: نه! من گفتم مطالعه کردند، پس از آن‌که قانون به توشیح من رسیده و اعلان شده دیگر مبادله نشدن قرارداد تأثیری ندارد.» من چنان از کوره در رفتم و گیج شدم که جسارت کرده به عرض رساندم: این هم مثل هزاران خلاف که به عرض مبارک می‌رسانند... این کابوس مرا در خود فرو می برد. مدتی راه رفتم، مدتی فکر کردم، چندین دفعه استعفا از خدمت نوشتم، باز پاره کردم. فکر می کردم کار گذشته را استعفای من دوا نمی کند ... تیر از شست گذشته است، دیگر هیچ. هزار بار به نعیم خان درود فرستادم و به دولت لعنت. مرتیکه مثل شیر آمد و تهدید کردکه اگرمی خواهید کمک به ما را در گروی آب هیرمند نگاه دارید،ما نمی خواهیم و این بدبخت ها آن قدر از چپ گرایی افغانستان ترسیدند که همه شرایط را قبول کردند و بالاخره دیشب [ضربه] آخر را زدند. کسی چه می داند؟ شاید هم از ارباب های نامرئی دستور ارتکاب این خیانت را داشتند ... به حدی بدحال بودم که به دفتر کار خودم هم نرفتم... البته این خیانت، ده تا پانزده سال دیگر ظاهر می شود که من مرده ام. ولی مثل این است که یک قطعه گوشت بدن مرا بریده اند و پیش چشم من جلوی سگ انداخته اند..."

به دلیل حاتم بخشی فوق از کیسه ملت است که اینک سرچشمه رود هیرمند در اختیار افغانستان بوده و از همین روی آن را برای مصارف خود مورد استفاده قرار می دهد و به همین دلیل دیگر آبی از آن رودخانه به دریاچه هامون نمی ریزد و باعث خشک شدن این دریاچه و علاوه بر خشکسالی های متعدد در سیستان و بلوچستان، موجب پراکنده شدن شن و ماسه های آن به صورت ریز گرد نیز شده است.


آیا شاه نمی خواست مردم را بکشد!


در سخن ها و نوشته هایی که بعضا از سوی برخی بقایای سلطنت پهلوی یا فراریان به خارج کشور و هواداران رژیم شاهنشاهی گفته و نوشته شده و می شود، این شائبه رایج است که گویا شاه در مواجهه با تظاهرات مردم، قصد کشتار آنها را نداشته و حتی برای اینکه نامش به عنوان یک دیکتاتور خونریز در تاریخ ثبت نشود، در 26 دی ماه 1357 از ایران رفت! صرف نظر از کشتار حدود 4000 نفره 17 شهریور تهران و کشتارهای مشابه در 19 دی ماه قم و 29 بهمن 1356 در تبریز و 10 فروردین یزد و مرداد اصفهان و دی ماه 1357 در مشهد و .... و صرف نظر از اینکه رفتن شاه از مملکت (آنچنانکه در سندی که از خاطرات ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران نقل شد) بنا بر صلاحدید و امریه آمریکایی ها بوده، تنها برای نمونه، سند زیر که گزارش فرمانده ژاندارمری در اوج تظاهرات به شاه بوده و دستورالعمل تازه ژاندارمری مبنی بر عدم تیراندازی هوایی و شلیک مستقیم به تظاهر کنندگان را به تایید شخص شاه رسانده، را در اینجا درج می کنم تا معلوم شود که آیا شخص شاه موافق کشتار مردم بوده یا خیر!


"31 مرداد 2537

گزارش به پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران

مفتخرا بشرف عرض می رساند:

1-درگزارش شرف عرض مورخه 17/12/2536 که انگیزه عدم اجرای طرح سپنتا در رویداد تبریز به شرف عرض مبارک رسید، فرمان مطاع همایونی چنین شرف صدور یافت: "... چرا تیراندازی هوایی؟ در سایر کشورها وقتی پلیس ایست می دهد، متوقف نمی شوند، تیراندازی می کنند. ممکن است در کمیسیون امنیتی مطرح کنید."

2-ژاندارمری کشور شاهنشاهی در نتیجه بررسی های محوله و با توجه به ضوابط مصوبه در موردتیراندازی مامورین کنترل اغتشاشات که در کنترل عملیاتی شهربانی ها قرار داده می شوند، در تاریخ 12 خرداد 2537 طی یک دستورالعمل، موارد زیر را به یگان های تابعه ژاندارمری ایلاغ نمود: یگان ها در ماموریت کنترل اغتشاشات به شرح زیر مجاز به تیراندازی می باشند:

الف- موقعی که اخلاگران قصد خلع سلاح افراد را داشته باشند و به سمت آنها هجوم کنند، به دستور فرمانده یگان، وسیله افراد منتخب به سمت رهبران و سردسته های آنها تیراندازی می شود.

ب-موقعی که اخلاگران با نارنجک و یا تفنگ و یا سایر جنگ افزارها به طرف پرسنل تیراندازی نمایند مانند بند الف عمل شده و تیراندازان آنها را نیز هدف قرار دهند.

پ-غیر از دو وضعیت بالا، چنانچه فعالیت اخلاگران طوری باشد که ایجاب گردد که به آنها تیراندازی شود بایستی دستور تیراندازی و هدف های تیراندازی را از افسر شهربانی موجود در محل که یگان ژاندارمری در کنترل عملیاتی آن شهربانی قرار دارد، به فرمانده یگان ژاندارمری صادر نماید و فرمانده یگان ژاندارمری با استفاده از تیراندازان ممتاز که نزد خود دارد هدف ها را مورد اصابت قرار دهد.

ت- در هر سه وضعیت بالا و به طور کلی، تیراندازی هوایی به کلی ممنوع بوده و باید تیراندازی به هدف معین اجرا گردد.

3-اکنون شهربانی کشور شاهنشاهی به ژاندارمری کشور شاهنشاهی اعلام نموده است:

4-نظر به اینکه در کلیه ماموریت ها، تعداد اخلالگران و تظاهر کنندگان چندین برابر مامورین انتظامی می باشد و اعزام مامورین بدون جنگ افزار باعث تجری آنها شده و مامورین را مضروب و اعمال ضد امنیتی خود را ادامه خواهند داد، مامورین ژاندارمری کشور شاهنشاهی با جنگ افزار و تجهیزات سازمانی موجود به پشتیبانی شهربانی ها، اعزام و در صورت نیاز برابر دستورالعمل معروض در ماده 2 بالا ، استعمال اسلحه بنمایند.

تصویب استدعا موکول به اراده سنیه ملوکانه است

جان نثار ارتشبد عباس قره باغی "


ملاحظه می شود که براساس این سند (همانگونه که ابتدای آن آمده) دستورالعمل جدید براساس سوال شخص شاه که می گوید چرا تیراندازی هوایی؟ تنظیم شده و خطاب به وی نوشته شده تا اطمینان حاصل شود که به اصطلاح منویات ملوکانه در مورد برخورد با تظاهر کنندگان در نظر گرفته شده و در پایان نیز تاکید شده که تصویب این بخشنامه و دستورالعمل جدید موکول به اراده شاه است.

ذیل این گزارش را ابتدا سپهبد محققی (جانشین فرمانده ژاندارمری کشور شاهنشاهی )، سپس سپهبد رفعت جو (رییس ستاد ژاندارمری کشور شاهنشاهی) و سرلشکر ارتفاعی (رییس رکن سوم ستاد ژاندارمری کشور شاهنشاهی) امضاء کرده اند و در زیر این امضاها سرهنگ روغنی، رییس دائره شرفعرض ژاندارمری یعنی مسئول رساندن نامه بدست شاه یا دفتر وی، امضاء کرده است یعنی اینکه نامه از شرفعرض همایونی گذشته و ایشان مراتب نوشته شده را تایید کرده است.

/ 0 نظر / 192 بازدید