همایش "سینمای ملی ؛ طرحی برای فردا" و موضوع آخرالزمان

 

آینده گرایی و سینما (1)

 

                                                                                                                             

 

در اوایل دی ماه گذشته ، همایشی 3 روزه توسط انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران و با همکاری برخی نهادهای سینمایی کشور از جمله معاونت امور سینمایی ، خانه سینما ، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ، انجمن سینمای جوان ، موسسه رسانه های تصویری و ...تحت عنوان "سینمای ملی ، طرحی برای فردا" در محل موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد که شامل 8 نشست تخصصی می گردید و ابعاد مختلف یک سینمای ملی را در بر می گرفت. در طول این 8 نشست بیش از 30 تن از اساتید دانشگاه ، منتقدان ، کارشناسان ، فیلمسازان ، هنرمندان و مسئولین سینمای ایران حضور داشتند و درباره مباحث مربوطه بحث کردند . همچنین 12 تن از مدرسین دانشکده سینما و تئاتر در بخش آکادمیک این همایش در محل دانشکده ذکر شده ، به سخنرانی پرداختند.

اما نشست هشتم یعنی آخرین نشست  این همایش به موضوع انتظار منجی موعود (عج) اختصاص داشت که تحت عنوان سینمای ملی ؛ آینده گرایی با شرکت سینماگران و نویسندگان و خبرنگاران و دانشجویان و علاقمندان برگزار شد. از آنجا که برآستانه سالگرد میلاد خجسته تنها منجی حقیقی عالم بشریت ، حضرت مهدی (عج) هستیم ، موضوعات مطرح شده در نشست یاد شده را در 3 قسمت و 3 روز پیاپی به نظر شما می رسانم.

لازم به ذکر است که متن کامل نشست های فوق در کتابی تحت عنوان " سینمای ملی در هشت برداشت" توسط انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی انتشار یافته است.

 

روز سوم – نشست سوم

 

موضوع: سینمای ملی – آینده گرایی

 

میهمانان: محمد مهدی عسگرپور(نویسنده و کارگردان و مدیر عامل خانه سینما) ، دکتر شفیعی سروستانی (محقق و استاد دانشگاه و مدیر موسسه فرهنگی موعود عصر )، سید احمد میراعلایی(تهیه کننده سینما) ، سعید مستغاثی ( نویسنده و منتقد و رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی)

 

سعید مستغاثی: مفهوم عنوان نشست امروز که نشست آخر این همایش است یعنی سینمای ملی و آینده گرایی منطبق بر نگاهی است که باورها و اعتقادات ما نسبت به آینده بشریت دارد. آن چیزی که از دیرباز با ما همراه بوده است. و ضرورت پرداختن به این بحث به دلیل نگاهی است که سینمای دنیا در طی دو دهه گذشته به این مقوله یعنی آینده گرایی داشته ، چنانچه  در این اواخر هم که به قول خودشان سینمای غرب "آرایش آخرالزمانی" به خود گرفته است. ما ابتدا باید روند این نوع سینما را در دنیا بررسی کنیم و سپس ببینیم به چه طریقی می توانیم نگاه آینده گرا را در بحث سینمای ملی پی بگیریم. مفهوم سینمای آینده گرا اکنون به مفهومی فرا ملی در دنیا بدل شده است. من از دکتر شفیعی می خواهم توضیح بدهند که ما چگونه می توانیم این مفهوم را در سینمای ملی خودمان عرضه کنیم.

 

دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی: اگر در این نشست مسؤولی از مسؤولان حوزه سینما شرکت نکند حق دارد و اگر در این جمع کارگردان یا  فیلمسازی هم شرکت نکند حق دارد. در جایی که سخن از نقد به میان  می‌آید و منتقدین حضور پیدا می کنند لازم و واجب است کسانی که متولی امر هستند چه آنهایی که مسئولند و چه آنهایی که دست به کار دارند و تولید می کنند حضور داشته باشند. ولی از آنجایی که مرسوم بوده یا بدعتی است که این دو گروه از نقاد و منتقدین فرار می کنند و اگر شرکت نکنند من به عنوان یک معلم فرهنگی خیلی ایراد نمی گیرم. جا دارد و بیش از این هم جا دارد به این سینمای مریضِ معلولِ مشکل دارِ بیمارِ با سابقه بیماری مزمن پرداخته بشود و ازش پرسش جدی شود و شاید روزی اتفاقی بیافتد و از این وضع کنونی و چارچنگولی که منفعل بر زمین مانده نجات پیدا کند. عزیزان اطلاع دارند که علی رغم غفلت سینمای شرق از جمله ایران ، سینمای هالیوود ، (هالیوود به معنا و مفهوم یک سیستم و نظام مدیریتی حاکم بر رسانه های غرب) اهتمام بسیار جدی به مفهوم آخر الزمان داشته است.

اولین اثر با موضوع "آرماگدون" یا جنگ "آخر الزمانی" بر اساس جستجوهای بنده در سال 1923 میلادی ساخته شد. یعنی از زمانی که هنوز سینما صامت است به موضوع و مفهوم "آخر الزمان" و فرجام جهان اهتمام داشتند و پرداختند و جدیدترین اثری که در مجله موعود این شماره(شماره 95)  نقد و بررسی شده ، "بابل پس از میلاد" است که الآن در سینمای جهان اکران شده است. تنها با عنوان "آرماگدون" که به معنی جنگ آخرالزمانی نزد مسیحیان پروتستان معروف است بیش از 12 فیلم اکران ساخته اند. در دهه 90 از مجموعه پر فروش ترین فیلم های هالیوود ، بیش از 60 درصد با موضوع آخر الزمان ساخته شده است. جای سؤال است که چگونه غرب با تمام عرض و طولی که ازش می شناسیم بالای 60 درصد از موضوعاتش را به "آرماگدون" اختصاص می دهد؟ ضمن آنکه اطلاع دقیق دارم و آثار فوق را (به عنوان کسی که سالها کارش بررسی مفاهیم آخر الزمانی است و سردبیر مجله ای با همین موضوع هستم) بررسی کردم ، دیدم که تمامی بخش ها و موضوعاتی که در تورات و انجیل با مفهوم آخر الزمان و فرجام جهان به صورت سخنی یا آیه ای یا مکاشفه ای و رؤیایی آمده توسط سازمان ها و موسسات سینمایی و غیر سینمایی و مذهبی غرب مخصوصاً هالیوود تبدیل به فیلم های بسیار پرقدرت شده است.

چرا غرب به این موضوع می پردازد؟ چه نکته ای در این موضوع وجود دارد؟ پاسخ این پرسش را ابتدا باید در فرهنگ و ادب حاکم بر آمریکا و مردم آن با گرایش ویژه مسیحی انجیلی جستجو کرد. به این دلیل که مسیحیت فوق با سه عنوان خیلی ساده قابل شناسایی است.  نجات ، تبشیر و فرجام جهان. وقتی بخواهیم تعریف خیلی ساده ای بدهیم مسیحیت انجیلی که از پروتستانتیزم منشاء گرفته یعنی سخن و گفتار از نجات، تبشیر و فرجام جهان. در خصوص تبشیر اگر زمانی یک واعظی راه می افتاد به شهر و روستایی می رفت و وعظ می کرد امروز وظیفه تبشیر  را به صورت قوی و جدی رسانه های پرقدرت روز بر عهده دارند. سینما هم یکی از اینهاست. پس اینها حسب آنچه پایه های فکری و فرهنگی اشان را مسحیت تشکیل می دهد ، به ویژه مسیحیت پروتستانی (چون در میان مسیحیان ، سازمان و تشکیلات کلیسایی پروتستان اهتمام جدی به موضوع آخرالزمان دارد) ، زمینه سازی ظهور حضرت مسیح را در تعریف خود می دانند. مسیحیان کاتولیک اینچنین به موضوع نگاه نمی کنند. اما مسیحیان پروتستان بیشترین جمعیت مسیحیان امریکا و انگلیس را دارا هستند و به همین خاطر موضوع فرجام جهان برای آنها یک موضوع جدی است ؛ چرا که زمینه سازی برای ظهور را تکلیف خود می دانند و دولت امریکا را در زمینه سازی ظهور حضرت مسیح موظف می دانند.

دلیل دیگر این که در ادبیات مذهبی آنها ، این موضوع یعنی فرجام شناسی ، فرجام جهان و گفت و گو از آن یک جایگاه ویژه دارد. نکته دوم هم که مزید بر علت شده موقعیت تاریخی‌ است که غرب در آن قرار گرفته است. غرب در موقعیت ویژه ای از پایان تاریخ خودش به سر می برد . موضوع پایان تاریخ غرب همزمان با جدال تمدنی مطرح شده  و سینما هم به آن پرداخته است. مخصوصاً وقتی ما به هزاره جدید نزدیک شدیم و قرن 20 داشت تمام می شد تلفیقی از این دو گرایش بوجود آمد. سؤال از پایان تاریخ و کجا بودن و کجایی بودن غرب و فرهنگ و تمدن و ادب آن و یکی هم گرایش های مذهبی که پای می فشردند بر موضوعات هزاره گرایی ، بوجود آمد. در آغاز هزاره جدید اینها متذکر این معنا بودند که ما باید منتظر ظهور یک قدیس برای نجات جهان باشیم.

دلیل اول یک دلیل دینی بود ، دلیل دوم تاریخی و دلیل سوم که اهتمام اینها را نشان می دهد این بود که در یک موقعیت ویژه ای آرام آرام جریانی در ایالات متحد امریکا وارد عرصه قدرت و سیاست شد که به عنوان جریان راست مسیحی دوش به دوش نو محافظه کاران ، کاخ سفید را تصرف کرد و مُبلغینی را تحت عنوان انجیلی ها و اوانجیلیست ها وارد میدان کرد و زمام قدرت را به دست گرفتند. همراه و همدوش آنها انگلستان حضور داشت و نتیجه این شد که این مبلغین انجیلی همه قدرت و امکانات خود را در کار سیاست وارد کردند تا آینده ای را که می خواستند رقم بزنند و ضرورت داشت که در این راه از سینما استفاده کنند. لذا می بینیم در عرض مدت کوتاهی کمتر از 20 سال با سیل بزرگی ازآثار سینمایی از این دست مواجه می شویم که در آن نیروهای مقابله کننده ، خطرها و آسیب ها تعریف شدند، جایگاه شرق اسلامی در آن معلوم است و از آن تعریف ارائه شده است. اگر دشمن شناخته شده است تعریف معلوم است و از نحوه مقابله با آن هم سخن به میان آمده است. در این دسته بندی متوجه شدید که چندان جایی برای گیشه نگذاشتم. اگر چه ممکن است فرضی هم بگذاریم مبنی بر این که موضوعات آخرالزمانی سؤال بر انگیزند ، هیجان بر انگیزند و می توانند دستمایه ای برای خلق آثار گیشه ای شوند منتهی من خیلی به آن اهمیت ندادم چون درجه اهمیت آن چندان بالا نیست. در هر صورت به این موضوع به این شکل پرداخته شده و کثرت آثار و تنوع مضامین ما را با یک جریان وسیع مواجه می کند تحت عنوان سینمایی که به فرجام جهان می اندیشد. مباحث مشترکی هم در همه این آثار قابل شناسایی و رد یابی است.

 

مستغاثی: در آستانه هزاره فیلمهای بسیاری ساخته شد راجع به پایان دنیا ، به طور مثال فیلم «پایان روزها» که آرنولد شوارتزنگر در آن بازی کرده بود و در باره حضور شیطان در آخرین روزهاست.  باز اشاره می کنم به ورود اوانجلیست ها به عرصه سینما و شما را ارجاع می دهم به مقاله خانم هانا راسین نویسنده برجسته واشنگتن پست که تحقیق مفصلی دارد راجع به حضور اوانجلیست ها  در سینمای هالیوود. این مقاله پارسال منتشر شد. ایشان اشاره کرده اند به ظهور کمپانی هایی  که از اواخر دهه 90 مانند کمپانی «پرده اول» و کمپانی های دیگری مثل "والدن میدیا"که به صورت رسمی وارد ماجرا شدند. حتی مؤسس اصلی این کمپانی راهبه‌ای متعلق به کلیسای انجیلی بود به نام باربارا نیکولاسی و کسان دیگری را نیز جذب کردند .کلاس ها و درس هایی گذاشتند که ماجرای مفصلی دارد و به داستان هایی پرداختند که این اعتقاد را بازتاب می دهد. مثلاً داستان های «سی اس لوئیس» که برای اوانجلیست ها همان حکمی را دارد که  حافظ برای ما. منظورم مجموعه داستان های نارنیا است.

سینمای ما در یکی از آوردگاه هایی که باید حضور داشته باشد همین سینمای آخر الزمانی است ، با این وصف که اگر آنها به منجی های آخرالزمانی اعتقاد دارند که چندان هم سندیت تاریخی و مذهبی ندارند  ما هم به ظهور حضرت مسیح در کنار امام زمان (ع) اعتقاد داریم  و این به نظر ما حقیقت برتری است. اما چگونه این حقیقت باید در سینمای ما  ظهور کند؟ آقای عسگر پور فیلمی دارند به نام «قدمگاه» و شاید یکی از معدود فیلمهایی است که  اشاره ای به ظهور حضرت ولی عصر(عج) دارد. سؤال من از آقای عسگرپور این است که ما چگونه می توانیم این موضوع آخر الزمان را به عنوان یک ایده برتر (که در سینمای روز جهان هم مورد توجه است) در سینمای ملی خودمان وارد کنیم؟

 

محمد مهدی عسگرپور : در بحثی که به سینمای آینده گرا یا آن سینمایی که به پایان دنیا توجه دارد مربوط است اگر سینمای آمریکا را از بقیه انواع فیلمسازی که در دنیا دارد اتفاق می افتد ، جدا کنیم دیگر این بحث تقریباً وجود ندارد. ما بعضی از وقت ها با مسامحه می گوییم غرب . شاید بهتر باشد از واژه امریکا استفاده کنیم. چون به جز معدود آثار خیلی قلیلی که در اروپا ساخته شده و در شرق هم که اصلاً چنین چیزی وجود ندارد یا اگر وجود دارد کپی برداری از آن چیزی است که امریکا عرضه کرده است ، این حوزه منحصراً در امریکا اتفاق افتاده است. ریشه های این قضیه به عقب تر بر می گردد اگر به آثار سیسیل ب دومیل نگاه کنید آن نوع گرایشی که بعدها ممکن است منجر شود به ساخت فیلمی که مشخصاً به موضوع آخر الزمان می پردازد را می توانید پیدا کنید.

ما اگر بخواهیم پدیده آمریکا را بررسی کنیم به یک قالب بر می خوریم و نه به یک کشور که آدم هایی که در آن زندگی می کنند برآیند افکاری است که در اروپا شکل گرفته و مهاجرت کردند به آن کشور، که اتفاقاً  بخش عمده ای از آنها متدینین مسیحی بودند که با یک سابقه ذهنی دیگر که بحث رنسانس است وارد امریکا شدند. باید ببینیم چه اتفاقی در اروپا افتاد. در واقع عصاره آنچه در اروپا شکل گرفت ، توسط مهاجرین یاد شده  در قاره ای به نام امریکا جمع شد. این قاره برای حفظ منافع خودش از آنجا که موجودیت خودش را توانست پیدا کند ، یعنی جنگ شمال و جنوبش که در واقع جنگ خیر و شر در سینما تلقی شده ، وقتی به یک موجودیت واحد رسید در حوزه های مختلف منافع مشترکش را تعریف کرد که حوزه فرهنگ و مشخصاً سینما به عنوان یک موضوع استرانژیک در آنجا مطرح شد و شکل گرفت. در واقع منافع مشترک آن آدم ها اینجا خودش را نشان داد و بصورت جدی عمل کرد ، تا جایی که به عنوان یک صنعت مطرح گردید. حاصل آنچه در اینجا اتفاق می افتد ،  نیازمند  مقدمات متعددی  است که طی شده تا به این نقطه رسیده است.

حال اینکه ما بخواهیم خیلی سریع به آن نقطه برسیم مثل بعضی جوانان فیلمساز است که مثلاً  فیلم آقای کیارستمی را می بینند و می گویند این که به این سادگی هست پس من چرا این همه مراتب را طی کنم؟ خب همین ساده را میسازم و از همان اول می روند سراغ کار ساده. ما هم اگر می خواهیم به جایی برسیم که الآن داریم راجع به آن  صحبت می کنیم باید همان راه را برویم. واقعیت این است که ما باید با توجه به اندوخته خودمان به دور از ریا کاری دست به خلق اثر بزنیم که این نباید به سفارش سازمانی باشد که اگر باشد همان سرنوشت آنجا راپیدا می کند و ما چون امکانات آن را نداریم به طور طبیعی بازنده مسابقه خواهیم بود. راه مقابله و اساساً راهش این است که تأکید کنیم روی پایه های دینی و مذهبی خودمان که شکل کاملاً متفاوتی از آنچه در غرب اتفاق می افتد دارد.

وقتی راجع به حضرت حجت(عج) صحبت می کنیم و از جنگ هایی که بعد از ظهور حضرت اتفاق می افتد حرف می زنیم ، آن جنگها را نتیجه نوعی از عدالت حضرت می دانیم که با مهربانی همراه است. به شکل طبیعی کسانی که با این عدالت منافع شان به خطر می افتد عداوت می ورزند . آنچه که می تواند پایه و موفقیت نسبی ما را در این عرصه رقم بزند تأکید بر همین بخش است وگرنه چونکه مصداقش هم بیرون وجود ندارد و ضمناً و مهم تر از همه اینها ما خیلی از مراتب را طی نکردیم دچار گنده گویی می شویم. البته منظورم از نظر تکنیکی نیست. اگر بخواهیم وارد بحث محتوا شویم ما از سینمایی می گوییم که در حوزه های مختلف باید  به رشدی برسد که  پرداختن به معارف دینی مانند آخر الزمان بالای این جدول باشد. یعنی به گونه ای  باشد که ما مراتب پایینی مثل پرداختن به حوزه های اجتماعی و فرهنگی و حوزه های سیاسی را تجربه کرده باشیم و نمره قبولی گرفته باشیم. ما معمولاً تمام این حوزه ها را یا قبلاً قبول نشدیم یا با تک ماده نمره داده اند یا اساساً زمینه تجربه اش به وجود نیامده است. بنا بر این تا وقتی ما سینمای اجتماعی با شکل های مختلف را تجربه نکرده باشیم و مخاطب ما درگیرش نشده باشد و تا زمانی که فیلم سیاسی نتوانیم بسازیم و به حوزه های فرهنگی مان حتی اشاره کنیم به نظر من مثل همان فیلم ساز تجربی می شویم که در ابتدای راه می خواهد فیلم های آقای کیارستمی را بسازد.

از صحبت هایم این طور بر می آید که ما نمی توانیم وارد این عرصه بشویم اما از آن زاویه ای که  گفتم شدنی است. مثل تفاوتی که وقتی که تاریخ جنگ های دنیا را بررسی می کنیم ، ممکن است فیلم هایی هم بر اساس آن ساخته شده باشد . مثلاً من شما را ارجاع می دهم به فیلم «کوایدان» و اپیزودی که جنگ خیر و شر در آن مطرح می شود که اشعار حماسی هم خوانده می شود . به هر حال در هر حوزه ای که بحث جنگ هست به یک نوعی بحث خیر و شر هم مطرح می شود. اما شما تمام این حماسه های جنگی را  با واقعه کربلا مقایسه کنید که شاید اگر از این جا نقبی بزنیم به 8 سال دفاع مقدس خودمان یک رگه هایی از آن را پیدا می کنیم. چون من یادم است که در آن زمان بعضی از روانشناس ها می خواستند روی این موضوع کار کنند و تفاوت های یک رزمنده ایرانی با یک سربازامریکایی در جنگ ویتنام را مقایسه کنند و خوب نتیجه خیلی روشن است. آنجا حداقل اش این بود که یک سرباز امریکایی اگر قرار بود  وارد میدان جنگ شود و بجنگد هنگام شب کاری می کردند که با خشونت بخوابد تا فردا با خشونت بیدار شود و با همان خشونت وارد میدان جنگ شود. این چقدر با آموزه های ما تفاوت دارد. در صحرای کربلا شب قبل از جنگ ما با آن موقعیت مواجه می شویم که در عملیات جنگی ما هم به همین شکل بود. . یعنی رزمندگان ما قبل از جنگ نوحه می خوانند. حالا اگر یک روانشناس غربی بخواهد این را تحلیل کند و مقایسه ای انجام بشود ممکن است که برایش سؤال پیش بیاید. برای مقابله با این قضیه ممکن است باز هم «آرماگدون» ساخته شود و به نظرم نباید به این فکر کرد که به پایان دنیا از این زاویه بپردازیم که آن هم شیوه هالیوودی است و همانطور که گفتم چون این مراحل را طی نکردیم با یک کارنامه تقریباً ردّی در این حوزه ها می خواهیم وارد عرصه های عجیب و غریب بشویم.

 

مستغاثی: همان طور که آقای عسگرپور گفتند بخشی از سینمای امریکا مستقیما به "آرماگدون"  پرداخته اما بخش وسیعی از آن به شکل غیر مستقیم و از زوایای گوناگون مورد توجه واقع شده است. فیلم های پر تماشاگر و مختلفی که امسال شاهد شان بودیم مثلا در "شوالیه تاریکی" یا همان آخرین قسمت بتمن خیلی مستقیم گفته می شود که ما به این شوالیه برای پایان روزها احتیاج داریم.  یا فیلم های هل بوی ، هالک ، تحت تعقیب و... هیچ کدام از این فیلم ها به شکل مستقیم به موضوع آخرالزمان اشاره نمی کنند ولی این قضیه درون آنها مستتر است.

تصور من این است که سینمای ایران هم می تواند از این منظر وارد قضیه بشود و حالا به گفته آقای عسگرپور با توجه به مراحلی که در این رابطه طی نشده ، بشود به یک راه حل جامع برسیم  و نمونه اش هم همین فیلم خود آقای عسگرپور یعنی "قدمگاه" است . من احساس می کنم شاید یک سری موانع برای پرداختن به این موضوع در سینمای ایران وجود دارد ، حالا شاید نوعی ممیزی باشد و این که بعضی ها عقیده دارند نباید به این موضوع نزدیک شد . مهم این است که ما به عنوان یک ملت شیعه و منتظر امام زمان (ع) و به عنوان "ام القرا"ی جهان اسلام پس از  30 سال هنوز به این موضوع نپرداخته ایم. من می خواستم از آقای میراعلایی به عنوان یکی از تهیه کنندگان سینمای ایران بخواهم که به نظرشان به چه دلیل این اتفاق نیفتاده است.

 

سید احمد میر اعلایی: بعد از انقلاب کلاً فرهنگ و هنر سمت و سوی جدی تری بخصوص در سینما به خود گرفت. مخصوصاً پس از فرمایش حضرت امام(ره) و انتظاراتی که بعد از صحبت ایشان درباره سینما در اذهان ایجاد شد. اما  مشکل ما آنجاست که  سلایق مختلفی را در کارهایی که باید ساخته شود تأثیر می دهیم. حالا بگذریم از خود روند سینما در این سی سال گذشته که می بینیم هیچ مشی اصولی و حساب شده ای برای سینما نبوده است. البته در بعضی از بخش ها این روش تقریبا ایجاد شده است. راجع  به سینمای دفاع مقدس اشاره شد که آن هم مشی حساب شده ای را طی نمی کند و فکر می کنم مسئولآن فرهنگی ما به جای آنکه جلساتی بگذارند بررسی و پژوهش بکنند تا بتوانند یک مقداری این خط مشی را مشخص نمایند، دچار مسائل دیگری شده‌اند . مثلا  در هر دوره‌ای مدیری می آید و سلایق خودش را مطرح می کند که این بسیار ضربه زننده است.

در خصوص حضرت حجت(عج) ، فی الواقع برای ما سخت است به فیلمنامه ای بپردازیم که به موضوع مهدویت اشاره کند و یا حتی به آن نزدیک شود. کاری که آقای عسگرپور در "قدمگاه" کردند. در آن زمان کار بسیار بزرگ و سختی بود. شاید انتظار می رفت در ایران شیعی هر سال دو سه فیلم درباره این موضوع در جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشد.. یک از دوستان طرحی را آورد که یک جانبازی دنبال امام زمان (عج) می گردد. جانبازی که بعد از چند سال به هوش آمده و عده ای تصور می کنند ، ایشان از امام زمان (عج) شفا گرفته است. او می آید در شهر تهران و از ابتدای خیابان ولی عصر تهران تا میدان تجریش حرکت می کند و بیننده متوجه می شود هر کس هر جوری که بخواهد امام زمان (عج) را تصویر و تفسیر می کند و برسر مسئله امام زمان (عج) اصلاً دارد جنگ صورت می گیرد. یعنی وحدت نظر که هیچ  اختلاف نظر شدید وجود دارد.

این موضوع الآن حدیث جامعه، فرهنگ و فیلمسازی ماست . آن طرف اگر فیلمی می سازند ابتدا سلایق مختلف را بررسی می کنند. آنها توانسته اند فیلم شان را راحت بسازند و اتفاقا آن چیزی که نشان می دهند گاه با اخبار و احادیث ما بسیار نزدیک است ، یعنی حرف های ما را زده اند.در صحبت هایی که می شود این نظر هست که امت ها باید زمینه حکومت امام زمان (عج) را فراهم کنند. این به نظر من کفر است. کسی که امام زمان (عج) را آفریده ، خود زمینه ساز حکومت امام خواهد شد، موضوع مهمی که هست ، ما بنده ها باید به شناخت برسیم. در کشور ما شاید به طور متوسط هر ایرانی در روز یک بار اسم امام زمان (عج) را برای قسم خوردن یا توسل جستن و یا انجام امور دیگر می آورد. الآن در سینمای ما با وجود آن سلایقی که عرض کردم سخت است فیلمنامه ای را بیاورید و نگران نباشید که در خصوص یک بخشی از آن ، عده ای جبهه نگیرند. حتی اگر داستان به شکل مستقیم به ایشان نپردازد و فقط به اثرات حرکت شان توجه کند باز هم یک عده را راضی نمی کند. در خصوص اصحاب عاشورا هم این مشکل هست. به نظر من درخصوص امام زمان (عج) این مشکل باید کم تر باشد چون همه مردم ما می دانند که ایشان زنده است و حضور دارد. نزدیک شدن به امام زمان (عج) حتماً راحت تر از ائمه دیگر است چون ایشان حیّ و زنده هستند و خیلی راحت تر مردم می توانند با ایشان ارتباط برقرار کنند. ولی متأسفانه این بسته بودن و در بند سلایق گرفتار بودن ما ، کار دستمان داده است.

من خیلی دلم می خواهد روی این موضوع کار کنم. از دوستان نویسنده خواستیم اگر کسی فیلمنامه ای یا داستانی دارد بیاورد.واقعا  عاشقانه علاقمندم . بعضاً فیلمنامه های خوبی هم می آید. ما فقط نگرانیم این فیلمنامه ساخته شود و گروهی یا جناحی یا انسانی یک ایرادی بگیرد و همه چیز به هم بریزد. چون این موضوع حساس است نمی توان به آن نزدیک شد. چون کافی است یک نفر در جایی در یک شهری تنها یک نقدی بنویسد و یک اشاره بکند که کل زحمات انسان دچار مشکل شود. البته نظر خود من این است که راجع به این کارها آدم باید دل را به دریا بزند و اگر غیر از این باشد  شاید خیلی از فیلم ها حتی با موضوع های دیگر هم در این مملکت ساخته نشود.

 

ادامه دارد

/ 2 نظر / 120 بازدید
آسمانی ترین ستاره

سلام بیایید در آستانه ی میلاد مولای عاشقان ، حضرت حجت (عج) ، همه ی ما وبلاگ نویسان از امروز تا جمعه که روز میلاد است ، بعد از نماز مغرب و عشا ، یک بار دعای فرج را بخوانیم و 10 صلوات بفرستیم . به امید آنکه این جمعه ، جمعه ی ظهور باشد . هر کس که در این طرح شرکت می کند ، در وبلاگ من یک یا مهدی بنویسد . لطفا این پیام را به دوستان وبلاگ نویس دیگر هم که می شناسید ارسال کنید . با تشکر فاطمه آسمانی

سینما ساحل نجات صهیون

سلام و تشکر از استاد بزرگوار جناب آقای مستغاثی واقعا استفاده کردم. ای کاش این مطالب بیشتر منتشر می شد.