به بهانه میلاد حضرت مسیح علیه السلام

موضوع زندگی، برانگیخته شدن و تصلیب حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) یکی از دیرین ترین موضوعات تاریخ سینما به شمار می آید که تقریبا از همان اوان پیدایش هنر هفتم و دوران سینمای صامت تا به امروز به انحاء مختلف و از زوایای گوناکون و توسط بسیاری از فیلمسازان برجسته تاریخ سینما جلوی دوربین و بر پرده سالن های سینما رفته است.

براساس آمار موجود تاکنون 250 فیلم درباره حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)، 120 فیلم درباره حضرت موسی (علیه السلام) ، 40 فیلم با موضوع بودا و 89 فیلم هم درباره سایر پیامبران الهی از جمله حضرت ابراهیم (علیه السلام)، حضرت یوسف و حضرت داوود ساخته شده است. اما در طول تاریخ سینما تنها یک فیلم درباره پیامبر عظیم الشان اسلام(صل الله علیه و آله) تولید شده و پس از گذشت 35 سال از پیروزی انقلاب اسلامی هم فیلم دیگری درباره کودکی  و نوجوانی حضرت در دست ساخت است.

شاید بتوان گفت تقریبا اغلب فیلمسازان بزرگ تاریخ سینما وظیفه خود می دانستند که به گونه ای به ماجرای حضرت مسیح (علیه السلام) بپردازند که این پرداخت شیوه ها و فرم های مختلفی داشت ؛ از نقل کامل زندگی ایشان که جزییات تولد و بعثت و معجزات و ارتباط با حواریون را در بر می گرفت تا اشاراتی مختصر و یا حکایتی از حضرت مسیح در پس زمینه داستان اصلی فیلم ، تا بازگویی داستان های حضرت مریم(سلام الله علیها) و یا دیگر قدیسین و تا بالاخره  خلق شخصیت ها و کاراکترها و قهرمان هایی در داستان های خیالی که به لحاظ خصوصیات و ویژگی های شخصیتی و تاریخی بر شخصیت حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) منطبق می شدند . از این طریق نوعی از فیلم در سینما پدید آمد که امروزه محور تولیدات جریان اصلی سینمای غرب به خصوص هالیوود را تشکیل می دهد به نام سینمای آخرالزمانی !

حتی وقتی که قرار شد سینما در رقابت با تلویزیون، برگ برنده پرده عریض (اسکوپ) را به میدان بیاورد ، بازهم روایتی در حاشیه حکایت عیسی مسیح (علیه السلام) توسط هنری کاستر ، دست مایه فیلمی به نام  "خرقه" قرار گرفت تا در سال 1953 برپرده سینماها رفته و تماشاگران مفتون جعبه جادو را بازهم مسحور پرده سینما گرداند.

 اما نخستین اثر معروف و ماندگاری که نشانی از حکایت حضرت مسیح را برخود داشت در سال 1916 توسط دیوید وارک گریفیث از بنیانگذاران سینمای غرب ساخته شد،  فیلم "تعصب" که در 4 اپیزود ، 4 روایت مختلف را نشان می داد و تنها در یکی از قسمت های 4 گانه فیلم ، صحنه به صلیب کشیدن حضرت مسیح توسط یهودیان تصویر می شد که بعدا به دلیل نفوذ و تسلط یهودیان بر سینما ، این صحنه حذف گردید و رومیان عامل تصلیب مسیح نشان داده شدند.

4 سال بعد در دانمارک و در یکی از اولین فیلم های فیلمساز مولف، کارل تئودور درایر به نام "برگ هایی از دفتر شیطان" (که در واقع برداشتی از همان فیلم "تعصب" بود) بازهم در یکی از اپیزودهای چهارگانه فیلم ، وسوسه شیطان برای یهودا نشان داده می شد تا مکان مخفی شدن عیسی مسیح(علیه السلام) را لو دهد.

پس از آن، فیلم های متعددی زندگی حضرت مسیح را تا به صلیب کشیده شدن او نمایش دادند ، از فیلم "بزرگترین داستان عالم" ساخته 3 فیلمساز معروف دهه های 50 و 60 یعنی جرج استیونس، دیوید لین و ژان نگولسکو گرفته تا فیلم "شاه شاهان" نیکلاس ری تا "عیسای ناصری" فرانکو زفیرلی (که یکی از کامل ترین فیلم ها در این دسته آثار به حساب می آید) تا فیلم سوال برانگیز مارتین اسکورسیزی یعنی "آخرین وسوسه مسیح" و تا "مصائب مسیح" مل گیبسون که در همین اوایل هزاره سوم واکنش های جنجالی را در عالم سینما به راه انداخت و در مکان هشتمین فیلم پرفروش تاریخ سینما قرار گرفت. حتی در سینمای خودمان نیز نادر طالب زاده به این موضوع پرداخت و براساس انجیل بارنابا فیلم "بشارت منجی" را ساخت. اگرچه روایاتی که در فیلم های دیگر  مورد بهره برداری فیلمنامه نویسان و تهیه کنندگان آثار یاد شده قرار گرفت، اغلب همان روایات مجعول انجیل های تحریف شده بودند. اما بیشتر منتقدین و کارشناسان سینما ، این دسته فیلم ها را نه آثاری دینی بلکه فیلم هایی تاریخی محسوب نمودند.

اما دسته ای دیگر از فیلم ها ، روایت حضرت مسیح را در پس زمینه داستان اصلی خود قرار دادند ، اگرچه آن را به عنوان محور تغییر و تحولات قهرمان فیلم خود مطرح ساختند، مانند فیلم "بن هور" که در یکی از ورسیون های نخست خویش به سال 1925 (به کارگردانی 5 فیلمساز  مشهور آن روزهای سینما یعنی فرد نیبلو ، رکس اینگرام ، چارلز برابین، کریستی کابین، جی جی کوئن) عنوان فرعی "داستانی درباره مسیح" را برخود داشت و هنگامی که 34 سال بعد در نسخه ای هفتاد میلیمتری توسط ویلیام وایلر بر پرده سینما رفت ، همچنان شخصیت عیسی مسیح اگرچه تنها در صحنه ای کوتاه دیده می شد  اما  تاثیر اصلی را بر کاراکتر اصلی یعنی خود بن هور می گذاشت. یا در فیلم "باراباس" که چندین بار در تاریخ سینما ساخته شد (و معروفترین آنها در سال 1961 توسط ریچارد فلایشر) در صحنه آزاد سازی باراباس توسط نماینده سزار ، آزادی او یا عیسی مسیح به رای مردم گذارده می شود که چنین صحنه ای در همین فیلم مورد بحثمان یعنی "پسر خدا" نیز وجود دارد.

موضوع زندگی حضرت مسیح (علیه السلام) در آثار فیلمسازانی که به زندگی قدیسان یا هنرمندان مومن مسیحی پرداختند نیز حضور جدی داشت همچون "آندری روبلف" آندری تارکوفسکی، "برادر خورشید خواهر ماه" فرانکو زفیرلی، "فرانچسکو" لیلیانا کاوانی، "ترز" آلن کاوالیه، "عیسای مونترال" دنیس آرکاند و ...و حتی روایات متفاوتی همچون "انجیل به روایت متی" پی یر پائولو پازولینی (که عقاید مادی گرایانه داشت!) و "مسیح" ساخته روبرتو روسلینی.

اما حضور عیسی مسیح در گروهی کثیر از فیلم ها (که به فیلم های ایدئولوژیک آخرالزمانی مشهور شدند) مربوط به آخرالزمان و در شکل و شمایل نمادین و براساس عقاید و باورهای اوانجلیکی مبنی بر بازگشت یا ظهور مسیح ترسیم شد که معتقدند وی لزوما عیسی بن مریم (علیها السلام) نبوده و بعضا وی را عیسی بن داوود و از نسل عیسی بن مریم و مریم مجدلیه می دانند. این ظهور مسیح به عنوان منجی آخرالزمانی را از آثاری همچون "نارنیا" می توان رویت کرد که به طور رسمی شیر اصلان در آن فیلم را مسیح لقب دادند تا امثال "هری پاتر" در مجموعه فیلم هایی به همین نام ، تا فرودو در مجموعه فیلم های "ارباب حلقه ها" تا لوک اسکای واکر در مجموعه فیلم های "جنگ های ستاره ای" تا نئو در مجموعه فیلم های "ماتریکس" تا دختر بچه فیلم "قطب نمای طلایی" ، تا سوفی فیلم "رمز داوینچی" ( که رسما مسیح بودنش در فیلم اعلام می شود ) و تا رییس جمهور آمریکا در فیلم "امگا کد 2" .

/ 0 نظر / 131 بازدید