نسخه پیچی اسکار برای جنبش های ضد سرمایه داری

به بهانه اسکار 2020

 

با اعلام برخی لیست های منتخب و نامزدهای جوایز سینمایی سال 2019 و آغاز فصل جوایز یا Season Awards تقریبا می توان گفت برندگان و برگزیده های مراسم اسکار امسال، حدود دو ماه پیش از برگزاری آن مشخص شده بودند.

آنچه از برگزیده های"هیئت ملی نقد فیلم آمریکا"، لیست فیلم های برتر"انستیتو فیلم آمریکا (AFI)، نامزدهای "جوایزمنتقدان"، بهترین فیلم های دو انجمن منتقدان نیویورک و لس آنجلس و بالاخره انتشار لیست نامزدهای جوایز "گلدن گلوب (روزنامه نگاران خارجی مقیم هالیوود) برمی آمد، از همان نخستین روزهای فصل جوایز، طبق معمول هر سال،10-15 فیلم مانند"مرد ایرلندی" آخرین ساخته مارتین اسکورسیزی، "روزی روزگاری در هالیوود" از کویینتین تارانتینو، "جوکر" به کارگردانی تاد فیلیپس، فیلم کره ای /آمریکایی "انگل" ساخته بونگ جون هو، "ما" ساخته جوردن پیل، "داستان ازدواج" از نوا بامبک، "1917" به کارگردانی سام مندس و "زنان کوچک" ساخته گرتا گرویک ، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده بودند تا مراسم اسکار که هفته قبل در دالبی تیاتر لس آنجلس برگزار شد، دیگر نتواند شگفتی ایجاد کند.

از همان زمان می توانستیم با کمی دقت در میان آثار یاد شده یک تم و درونمایه واحد را مشاهده کنیم.:

"غلبه یا طغیان و یا شورش طبقه فرودست عقده ای و کینه ورز و خشن علیه طبقه فرادست (نئو لیبرال سرمایه داران) که اگرچه دارای خصوصیاتی منفی هم هستند اما در مقابل وحشی گری های طبقه فرودست یاد شده، متمدن تر و انسانی تر عمل می کند."

در واقع امسال نیز به روال هر سال با توجه به چالش های روز غرب در جهان سلطه از یک طرف و دنیای مقابل از طرف دیگر، درونمایه ای خاص، معیار اصلی تولید و انتخاب فیلم ها قرار گرفت و با قوت و ضعف، این درونمایه ولو به صورت  رگه ای ظریف و متفاوت در دیگر فیلم های برگزیده لیست های مختلف نیز خود را نشان داد.

آنچه در این میان حائز اهمیت است، ارتباط این تم هالیوودی با شورش های یک سال اخیر در فرانسه و همچنین در برخی دیگر کشورهای اروپایی علیه سرمایه داری و سپس به راه انداختن بدل های آنها در عراق و لبنان و ایران بود. شکل گیری طغیان و آشوب هایی مانند آنچه در فیلم هایی همچون "جوکر" یا "ما" یا "انگل" و یا "روزی روزگاری در هالیوود" دیده می شد و حتی حضور رسمی افرادی با نقاب "جوکر" در این شورش ها، آتش زدن ها و قتل و غارت توسط شورشگران و آنارشیسم آشکار آنها، به خوبی در فیلم های یاد شده، قابل رویت بود. در واقع این دسته از فیلم ها با نوعی تحریف، جنبش های اعتراضی گسترده علیه نئو لیبرال سرمایه داری را ناشی از اغتشاش و خشونت های وحشیانه جوکرها علیه سرمایه داران حامی نظم و قانون نشان دادند! 

اما این شورش و طغیان تنها به شکل آنچه در فیلم های یاد شده اتفاق می افتاد با خشونت حداکثری و تخریب گرایانه همراه نبود بلکه بعضا در فیلم هایی همچون "داستان ازدواج" یا "زنان کوچک" و یا "جوجو رابیت"، فقط به صورت غلبه قشر فرو دست بر طبقه فرادست نمایان می شد.

در واقع هالیوود طبق معمول به نوعی "ایمج" (Image) سازی دست زد تا اولا شورش های یکساله فرانسه و برخی کشورهای اروپایی علیه سرمایه داری را منحرف نشان دهد و ثانیا اعتراضات صنفی و معیشتی در کشورهایی مانند عراق و لبنان و ایران را به انحراف بکشاند. انحرافی که توسط نفوذی هایی مانند "جوکر" در این شورش ها شکل گرفت.

این برای اولین بار نیست که هالیوود پیشاپیش، تصاویر وقایعی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد را نشان می دهد؛ در ماجرای 11 سپتامبر روند این تصویر سازی ، 20 سال پیش از سال 2001 در فیلم ها و سریال ها و حتی کارتون ها، آغاز شد و 30 سال پیش از آنکه جرج دبلیو بوش، تئوری حمله به عراق را مطرح سازد، تم و درونمایه آن در فیلم "جن گیر" (1973) به نمایش درآمده بود.

البته این از نبوغ و هوش و پیشگویی های صحیح هالیوود منشاء نمی گیرد بلکه منشاء آن حاکمیت سرمایه دارانی بر این کارخانه به اصطلاح رویا سازی است که خود در بانک ها و مراکز اقتصادی، کارخانه های اسلحه سازی و بالاخره مراکز استراتژیک و اتاق های فکر ایالات متحده نفرات اصلی به شمار رفته و در واقع دولت اصلی آمریکا را می سازند. یعنی در واقع سران هالیوود همان استراتژیست های اصلی ایالات متحده آمریکا محسوب شده و برنامه ها و ماموریت های دور و نزدیک این کشور را در تینک تنک های خود طراحی کرده و قبل از اجرا، آنها را در فیلم هایشان تصویر سازی می کنند.

 

آغاز با جشنواره فیلم کن و فیلم "انگل"

شروع تم یاد شده در آثار سینمای امسال با فیلم هایی همچون "انگل"، "بینوایان"، "آتلانتیک"، "روزی روزگاری در هالیوود"، "رنج و افتخار" و ... در جشنواره فیلم کن بود که تقریبا همگی تم غلبه و طغیان و شورش قشر فرودست عقده ای و بی هویت را بر علیه طبقه فرادست سرمایه دار بر بستر داستان ها و قصه های مختلف جاری کرده بودند. اعطای جایزه اول جشنواره یعنی نخل طلا به فیلم "انگل" ساخته بونگ جون هو، فیلمساز کره ای و همچنین جوایز مهم دیگر جشنواره کن به فیلم هایی که نامشان آمد، به نوعی نشان داد که در سال جاری تم یادشده، مورد توجه فصل جوایز قرار خواهد گرفت.

اما این تم در فیلم "انگل" بسیار پر رنگ بود. در این فیلم، ماهیت منفی طغیان فرودستان یک جامعه علیه ثروتمندان و مرفهین، بسیار افراطی تر از دیگر فیلم های امسال فصل جوایز نشان داده می شد به گونه ای که هیچگونه ترحمی را از سوی مخاطب متوجه فرودستان نکرده و نفرتی را در ذهن تماشاگر از آنها شکل می داد که علیه یک انگل می تواند وجود داشته باشد.

فیلم "انگل" با انبوهی از جوایز در مراسم اسکار هم اصلی ترین جایزه ها از جمله بهترین فیلم، کارگردانی، بهترین فیلم بین المللی و اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال را دریافت کرد. همچنین فیلم "روزی روزگاری در هالیوود" نیز که کاندیدای دریافت 10 جایزه اسکار بود، اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین طراحی تولید را گرفت.

 

ادامه و تئوریزه شدن با فیلم "جوکر"

ادامه تم فوق، 4 ماه بعد و در جشنواره فیلم ونیز(که معمولا نخستین میدان ارائه فیلم های اسکاری به شمار می رود) رونمایی شد. جشنواره فیلم ونیز جایزه اصلی خود یعنی شیر طلایی را به فیلم "جوکر" ساخته تاد فیلیپس داد. فیلم "جوکر" درباره فردی از قشر فرودست کلان شهری به نام "گاتهام سیتی" است با ویژگی بی هویتی و عقده مند بودن که به دلیل تحقیر و توهین و همچنین کاهش یا قطع خدمات اجتماعی و فشار اقتصادی و بیکاری، برعلیه طبقه فرادست طغیان کرده و اقداماتش، گروهی از افراد مشابه را که ماسکی شبیه او بر صورت زده اند، به شورش در مقابل سرمایه داران بر می انگیخت. شورشی خشونت بار، وحشیانه و با تخریب اماکن عمومی و کشتار افرادی که نماد و نشانه برقراری نظم در جامعه هستند.

فیلم"جوکر"در شرایطی به نمایش درآمد که نزدیک به 10 ماه از اعتراضات و شورش های شنبه ها در فرانسه می گذشت، جنبشی که اساسش را بر نفی نولیبرال سرمایه داری گذارده بود. فیلم "جوکر"در واقع با نسخه پیچی خشونت حداکثری سعی در دگرگون نشان دادن شورش های فرانسه داشت. یک ماه بعد و در اول اکتبر 2019 اعتراضات در عراق و سپس دو هفته بعد از آن در لبنان برعلیه فشارهای اقتصادی و بیکاری و مالیات بر بنزین آغاز شد. اعتراضاتی که در ابتدا آرام و بدون خشونت و برعلیه سیستم نولیبرال سرمایه داری بود ولی با ورود عده ای "جوکر" به ماجرا به همان خشونت افسارگسیخته کشیده و سمت و سویش تغییر کرد. حتی افرادی با ماسک "جوکر" در شورش های یاد شده حضور پیدا کردند و تصاویرشان منتشر شد. سرانجام کمتر از یک ماه پس از لبنان و بعد از اعلام گرانی بنزین، اعتراضاتی در ایران هم شروع شد. اعتراضاتی که طی سالهای قبل نیز به خاطر بیکاری و گرانی و تورم و تعطیلی کارخانه ها ناشی از به اصطلاح خصوصی سازی و همچنین تعهد دولت به پیمان استعماری کیوتو، در واقع برعلیه نولیبرال سرمایه داری دولتی وجود داشت و البته همواره هم به طور آرام و بدون خشونت (براساس آمار موجود در بیش از 320 مورد) برگزار شده بود اما این بار مثل دو مورد عراق و لبنان با نسخه آمریکایی ورود گروه "جوکر"ها به خشونت حداکثری و بیسابقه ای کشیده شد. به این ترتیب اعتراضات ضد سرمایه داری هر 3 کشور فوق (که در جبهه ای ضد صهیونیستی قرار می گیرند) به شورش بر علیه نظام هایی بدل شد که اساسا با لیبرال سرمایه داری میانه ای نداشتند!

فیلم "جوکر" بیشترین نامزدی را در مراسم اسکار امسال با 11 مورد داشت که اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین موسیقی فیلم را دریافت نمود. در واقع فیلم "جوکر" با دریافت جایزه مهم بازیگر مرد نقش اصلی، به عنوان فیلم دوم مراسم معرفی شد.

 

گسترش تم و تئوری جوکر در فصل جوایز 2019

 

با اعلام لیست های مختلف برگزیدگان و نامزدهای دریافت جوایز در مراسم سینمایی مختلف، تم و تئوری "جوکر" گسترش پیدا کرد. در اغلب فیلم های فصل جوایز 2019 هالیوود، قشر فرودست با ویژگی بی هویتی، رذالت، خشونت طلبی و تخریب گری علیه طبقه فرادست نولیبرال سرمایه دار طغیان و شورش می کرد. آنچه تقریبا کم یا زیاد و به اشکال مختلف در تمامی فیلم های فصل جوایز تا مراسم اسکار 2020 به چشم می خورد؛ از فیلم "روزی روزگاری در هالیوود" تا "مرد ایرلندی" و "داستان ازدواج" و "انگل" و "ما" و "زنان کوچک" و "جوجو رابیت" و "وداع" و "دو پاپ" و ...

فیلم "زنان کوچک" اقتباس دیگری از رمان معروف "لوییزا می الکوت" که از جمله رمان های تعیین شده از سوی بخش جنگ روانی سازمان سیا در دوران جنگ سرد برای تبلیغ سبک زندگی و ایدئولوژی آمریکایی بود، در 5 رشته از جمله بهترین فیلم کاندیدای اسکار شد. در این فیلم نیز تم غلبه و طغیان قشر فرودست (در اینجا خانواده مارچ) بر علیه طبقه فرادست (مثل خانواده اشرافی لارنس و البته قوانین حاکم بر جامعه همچون ازدواج دختران) مشاهده می شد و مهربانی و سخاوت طبقه فرادست نسبت به آن قشر فرودست، بسیار به چشم می خورد. اما جو به عنوان شخصیت اصلی داستان کاملا علیه قوانین آن جامعه عصیان کرده و ازدواج و مانند آن را برنمی تابید. همچنین دیگر خواهرانش یعنی ایمی و حتی مگ و بث. آنها فقیر بودند و همواره در پی رفع فقر خود ولو به قیمت لگدمال کردن منافع دیگران، تلاش می کردند. اگرچه براساس این تم در نهایت تسلیم طبقه فرادست و قوانین مورد نظر آن شدند.

تئوری جوکر حتی در ملودرام های خانوادگی و انیمیشن و فیلم حادثه ای

فیلم "داستان ازدواج" ساخته نوا بامبک که یک ملودرام معمولی درباره طلاق یک زوج به نظر می رسید، بازهم ماجرای غلبه طبقه فرودست بر بالادستی ها و دارندگان زندگی مرفه را روایت می کرد که در این فیلم صاحب همه کمالات هنری هم به حساب می آمدند! زنی به نام نیکول همه عمر و استعدادها و علائقش را فدای خانواده و عشق و اوامر شوهرش، چارلی کرده بود. اما طبقه فرودست که نماینده اش چارلی به شمار می آمد، همه صفات منفی را بر دوش می کشید. او کودکی سختی را پشت سر گذارده و زندگی خشونت بار همراه سوء مصرف در الکل را در خانواده اش تجربه کرده بود. حالا در موقعیت جدیدش با تکبر و تبختر بسیار براین باور به سر می برد که هنر اصیل و والا متعلق به او و نیویورک است و با زورگویی و رفتارهای خودخواهانه سعی در تحمیل تصمیماتش بر نیکول داشت.

فیلم "داستان ازدواج" نامزد دریافت 6 جایزه اسکار شد که اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد.

حتی انیمیشنی که اسکار بهترین انیمیشن بلند سال را دریافت کرد یعنی قسمت چهارم از مجموعه "داستان اسباب بازی" نیز تم فوق را در قصه خود بروز می داد. در انیمیشن یاد شده که دنباله ماجراهای عروسک هایی به نام وودی (کابوی) و باز (فضانورد) بود، این بار یک چنگال مصرف شده به نام "فورکی" از سطل آشغال بیرون افتاده و به جمع اسباب بازی های فیلم می پیوست اما همواره خود را آشغال پنداشته و می خواست به میان زباله بازگردد ولی وودی و باز مانع شده و به او ثابت کردند که می تواند یک اسباب بازی باشد. از آن پس فورکی ناخودآگاه در مسیری علیه همین دوستانی که او را کمک کرده بودند تا از زباله ها بیرون بیاید، اقدام کرده و با تخریب گران آنها همکاری می کند.

همچنین فیلم "فورد علیه فراری" نیز به دلیل دارا بودن همین تم و البته حمایت کارخانه اتومبیل سازی فورد، به طرز شگفت آوری در میان نامزدهای دریافت اسکار بهترین فیلم قرار گرفت که با هیچ استاندارد سینمایی و هنری و حتی ضوابط و قوانین اهدای جوایز آکادمی هم نمی خواند. چرا که در حالی نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم سال 2019 شد که درهیچ یک از رشته هایی که در واقع پیش نیاز"فیلم برتر بودن"به شمار می آیند مثل کارگردانی و فیلمنامه و بازیگری و فیلمبرداری و ... نامزد دریافت جایزه اسکار نشده بود!

 

فیلم های ایدئولوژیک دیگر

اما در این میان فیلم هایی هم بودند که اگرچه تم امسال فصل جوایز و اسکار در آنها برجسته نبود اما به دلیل در برگرفتن مباحث ایدئولوژیک هالیوود، در فصل جوایز و مراسم اسکار مطرح شدند، از جمله:

 فیلم "1917" ساخته سام مندس درباره ماموریتی خطرناک طی جنگ جهانی اول با ساختار پلان/سکانس که به کمک جلوه های تصویری عجیب و غریبی همه قطع های تصویر در طول فیلم، پوشانده شد تا فیلمبرداری بدون کات به نظر بیاید. اما آنچه باعث شد تا فیلم "1917" جوایز متعددی در طی فصل جوایز امسال دریافت کند از جمله جوایز بهترین فیلم و کارگردانی در گلدن گلوب و مراسم بافتا و همچنین محتمل ترین گزینه برای کسب اسکار بهترین فیلم سال باشد، گرایش و محوریت آن به سمت آرمان های صهیونی بود.

در یکی از مرکزی ترین و اصلی ترین صحنه های فیلم و درآستانه فراز نهایی آن،آوازی از سوی سربازان خوانده می شود که از حرکت به سوی سرزمین موعود در آن سوی رود اردن یعنی در سرزمین فلسطین حکایت می کند. شعری برگرفته از سروده های اولین مهاجران به قاره نو از فرقه پیوریتن ها که با هدف برپایی اسراییل بزرگ به آمریکا آمدند. شعری به نام Wayfaring Stranger براساس آیه 22 کتاب خروج عهد عتیق و کتاب تورات. آنچه باعث شد فیلم "1917" نامزد دریافت 10 جایزه اسکار و برنده 3 اسکار بهترین فیلمبرداری و جلوه های ویژه و میکس صدا گردد.

دو فیلم دیگر نیز به همین صورت در فصل جوایز و مراسم اسکار مطرح شدند، از جمله فیلم "هریت" که در آن شعری مثل سروده فوق درباره رسیدن به سرزمین موعود و اسراییل توسط سیاهپوستان خوانده می شد. فیلم "هریت" نامزد دو جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن بود. همچنین فیلم "جوجو رابیت" ساخته تایکا وایتیتی که اساس داستانش درباره افسانه هلوکاست بود و علاوه بر نامزدی برای 6 جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی را هم گرفت و یا فیلم "راکتمن" درباره التون جان خواننده و آهنگساز همجنس گرای بریتانیایی نیز به دلیل پرداختن به یک شخصیت همجنس گرای معروف و پوشش یکی دیگر از خصوصیات ایدئولوژیک هالیوودی، اسکار بهترین ترانه فیلم را دریافت کرد و حتی در مراسم گلدن گلوب نامزد بهترین فیلم کمدی سال بود.

 

فیلم های قدرتمندی که با تم اسکار همراه نبودند

اما در این میان، فیلم های بسیاری بودند که علیرغم ساختار قوی و قابلیت های سینمایی بسیار بالاتر از آثاری که در میان برگزیدگان فصل جوایز و مراسم اسکار قرار گرفتند، به دلیل آنکه تم و درونمایه امسال این مراسم را دارا نبوده و در درام خود نگنجانده بودند، از رقابت ها در واقع کنار گذاشته شده و اساسا در نظر گرفته نشدند. مانند:

"لاندرومات" ساخته استیون سودربرگ، "اسرار رسمی" از گاوین هود، "دیروز" به کارگردانی دنی بویل، "آنا" از لوک بسون، "موتورهای متحرک" از پیتر جکسون ، "یک افسر و یک جاسوس" ساخته رومن پولانسکی ، "گزارش" ساخته اسکات برنز با بازی آدام درایور و انت بنینگ، "کجا رفته بودی برنادت" ساخته ریچارد لینک لیتر، «مرد جمینی» به کارگردانی انگ لی با شرکت ویل اسمیت، "یک روز بارانی در نیویورک" ساخته وودی آلن، "چاقوها بیرون" ساخته رایان جانسون، "الماس های تراش نخورده" از برادران سفدی، "فانوس دریایی" ساخته رابرت ایگرز، "وداع" از لولو ونگ، "به سوی ستارگان" به کارگردانی جیمز گری و ...  

حتی برخی فیلم هایی که در میان آثار فصل جوایز و مراسم اسکار حضور داشته ولی به دلیل کم رنگ تر بودن تم و درونمایه فوق، از جایزه ها بهره زیادی نبردند، مثل:

"مرد ایرلندی" (مارتین اسکورسیزی)، "دو پاپ" (فرناندو مرلیس)، "ریچارد جول" (کلینت ایستوود)، "جودی" (روپرت گولد) ، "یک روز زیبا در محله" (مریل هلر)، "بامبشل" (جی روچ) و ...

با اجرای مراسم اسکار 2020 ، فصل جوایز امسال نیز به پایان رسید و بار دیگر نشان داده شد که هالیوود و ویترین اصلی اش یعنی مراسم اسکار و دنباله طویلش یعنی فصل جوایز، براساس ایدئولوژی و چالش های روز غرب و به خصوص آمریکا و اسراییل، تم و درونمایه هر سال خود را تعیین کرده و براساس آن از میان 800-900 فیلم تولیدی سال، 15 تا 20 اثر را که با تم فوق الذکر نزدیکی و قرابت بیشتری داشته، انتخاب نموده و جوایز خود را به سوی آنها سرازیر کرده و و برگزیده ها و برنده هایشان را انتخاب می کنند. تاریخ مراسم اسکار و فصل جوایز نشان داده که برای در نظر گرفتن تم مذکور با هیچ کس و هیچ چیز شوخی ندارند چه از کهنه کاران و با سابقه ها و بنیانگذاران هالیوود نوین مانند استیون اسپیلبرگ و فرانسیس فورد کاپولا و جرج لوکاس و مارتین اسکورسیزی باشند چه از جوانترها و یا جایزه بگیرها و ... اصل بر رعایت اصول است. از این روی هالیوود و مراسم اسکار را می توان ایدئولوژیک ترین خاستگاه هنر سینما در دنیا دانست.

/ 0 نظر / 132 بازدید