فیلم "دولومایت نام من است"؛ فیلمی که حتی مناسب یک سگ کور هم نیست

این جمله ای است که در صحنه ای از فیلم "دولومایت نام من است" از نقد یک نشریه سینمایی بر فیلمی که درون همین فیلم ساخته شده، توسط شخصیت اصلی هر دو فیلم به نام "رودی ری مور" یا همان "دولومایت" (ادی مورفی) روخوانی می شود. در ادامه همان نقد در تشریح فیلم یاد شده آمده است :" یک اثر خشن، بی ادبانه، مستهجن و رکیک".

به نظر می آید، این صفاتی است که برای فیلم "دولومایت نام من است" هم سزاوار و شایسته ترین توصیفات است. فیلمی که توسط فیلمساز بیشتر تلویزیونی به نام "کریگ برور" ولی با فیلمنامه لری کارازوسکی و اسکات الکساندر ساخته شد که فیلمنامه نویسان تیم برتن برای فیلم های "چشمان بزرگ" و "ادوود" و همچنین میلوش فورمن برای فیلم های "مردم علیه لری فلینت" و "مردی روی ماه" و نویسنده فیلم "1408" براساس داستان استفن کینگ بودند.

فیلم "دولومایت نام من است" داستان واقعی "رودی ری مور" یک دلقک کافه های درجه 3 خیابان های پایین لس آنجلس است که به همراه برخی دوستان دیگرش در همین کافه ها، فیلمی به نام"دولومایت"می سازد،در حالی که خودش نه استعداد بازیگری دارد و نه سینما و نهایت فعالیتش برنامه های دلقک بازی 5 دقیقه ای برای همان کافه هاست. طرفه آنکه این فیلم توسط بازیگر دست چندمی به نام "دورویل مارتین" (وزلی اسنایپس) کارگردانی شده. بازیگری که فقط در یک صحنه کوتاه فیلم "بچه رزماری" رومن پولانسکی، مسئول آسانسور بوده است!!

رودی پس از اینکه هوس فیلم ساختن و سینما به سرش می زند و می خواهد از طریق سینما معروف شود، به سراغ نویسنده تئاتر های گمنام و کوچک به نام "جری جونز " می رود و از او می خواهد فیلمنامه فیلمش را براساس شخصیت یک آدم کوچه بازاری چند وجهی به نام "دولومایت" بنویسد. جری جونز که مثل خود رودی از آرکانزاس آمده ولی دغدغه های اجتماعی دارد و می خواهد از رنج و زندگی سیاهپوستان بنویسد، حالا با پیشنهاد نوشتن سناریویی روبرو می شود درباره آدم بدها و خوب ها که هم دزد داشته باشد و هم پلیس و طنزش را هم خود رودی وارد داستان می کند!!

نکاتی را که رودی متذکر می شود تا جری آنها را در فیلمنامه بگنجاند می تواند نشانه های یک فیلم هالیوودی بی در و پیکر باشد که این روزها فراوان یافت می شود. از قضا همین فیلم "دولومایت نام من است" را هم در بر می گیرد.

رودی برای جری کاراکترها و عناصر فیلم را اینگونه کد می دهد:

یک مشت عوضی و فاسد و پانداز و فاحشه به علاوه کونگ فو و کاراته، چون بچه ها عاشق کونگ فو هستند و ترجیحا با یک ارتش کونگ فوی دختر، به علاوه جرائم خشونت آمیز، به علاوه فساد دولت، به اضافه جن گیری.

رودی تاکید می کند الان چیزی که دوست دارند، جن گیری است و جری فیلمنامه نویس در پاسخش می پرسد: باشه ولی نمی دونم این چه ارتباطی با درونمایه مدنی فیلمنامه داره؟! اینجاست که رودی تصدیق می کند: شاید حق با تو باشه، نمی خوام استفراغ سبز را از روی صحنه تمیز کنم! شیطان را در یک فیلم دیگر می آورم!!

کمی دقت کنید این ملغمه ای است که تقریبا در اغلب فیلم های هالیوودی حالا با مقداری زیاد و کم به چشم می خورد. "دولومایت" همه آن خواص را دارد و برای همین هم آهنگ و ترانه ای مثل موسیقی فیلم "شفت" برایش می سازند، چون با مسلسل و حرکات مضحکه آمیز کاراته بازی، دمار از روزگار گنگسترها هم در می آورد!!

وقتی در اولین نمایش فیلم، سالنی را اجاره کرده و فیلم را روی پرده برده اند، مالک سالن که خنده و استهزاء تماشگران و بی در وپیکری فیلم را مشاهده می کند به رودی می گوید فکر می کردم فیلمی مثل "شفت" را می بینیم. رودی پاسخ می دهد: مردم می خوان برن سینما تا تصادف ماشین و انفجار و ابتذال را ببینند!!

فیلم "دولومایت" می فروشد و کمپانی های بزرگ هالیوود به سراغش می روند و باعث می شود بعد از آن نیز او فیلم های متعددی را بسازد.

اگر فیلم های "ادوود" تیم برتن و همچنین "هنرمند فاجعه" ساخته جیمز فرانکو (که بیشترین شباهت را به این فیلم دارد) ، براساس زندگی واقعی دو شخصیت هالیوود یعنی ادوارد دی وود (بدترین فیلمساز تاریخ هالیوود) و تامی ویزو (سازنده بدترین فیلم تاریخ هالیوود)، بخشی از مبتذل ترین وجه این کارخانه به اصطلاح رویا سازی را به نمایش گذاشتند، اما می توان فیلم "دولومایت نام من است" را اعتراف صریح هالیوود به ماهیت کافه/کاباره ای آن با شرکت باج گیرها و باندهای قاچاق و دسته جات اخاذی و فواحش و واسطه ها و ... دانست  که البته هالیوود در واقع با فیلم "دولومایت نام من است" و بردن آن در لیست های متعدد برگزیدگان و نامزدهای فصل جوایز ،به این ماهیت افتخار می کند.

در فیلم "دار و دسته نیویورکی" ساخته مارتین اسکورسیزی، صریحا گفته می شود که "نیویورک در خیابان ها متولد شد" و در فیلم "کوکب سیاه" به کارگردانی براین دی پالما هم با نمایش فجایع تجاوز و قتل تازه کاران بازیگری همچون "الیزابت شورت" و خانه هایی در هالیوود لند که داوطلبان ورود به هالیوود را به دام فحشاء می انداختند، با زبان تصویر گفته می شود که "هالیوود در خانه ها و محله های بدنام متولد شد!!" اینک می توان نوشت که فیلم "دولومایت نام من است"، اذعان بدون پرده پوشی و ورای افه های روشنفکری هالیوود است که از کافه ها و کاباره های کثیف و آلوده پایین شهر و توسط دلقک ها و واسطه ها و پااندازها و فواحش شکل گرفت.

/ 0 نظر / 103 بازدید