دانشمندانی که در رنج و سختی، تاریخ علم را به پیش بردند

با احترام و تقدیم به دکتر مهدی گلشنی، استاد فرهیخته و بنیانگذار گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف که به دلیل اعتراضات و انتقاداتش، به اجبار بازنشسته اش کردند

 

دانشمندان اسلامی، در سخت ترین شرایط به دنبال علم رفتند تا دستور قرآن و پیامبر و اهل بیت (سلام الله علیهم) را انجام دهند. این سخت کوشی و تلاش و کوشش خستگی ناپذیر، در واقع عملکرد آنها را به مجاهدت با جان و مال می رساند. دکتر مهدی گلشنی (مدیر گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف) تابع قرآن بودن دانشمندان یاد شده را عامل اصلی آن کوشش سخت و طاقت فرسا و رشد علم و دانش در دوران تمدن اسلامی دانسته و می گوید:

"... یک تشویق اساسی بود، علم جویی اساسی بود، در حال حاضر وضع ما اینطور نیست. آنها، هم به دنبال حق بودند و هم به دنبال استدلال بودند، چون تابع قرآن بودند که هیچ موضوعی را بدون دلیل نه رد کنند و نه بپذیرند. به علاوه اینکه خیلی سخت کوش بودند. شوخی ندارد. همین ابن سینا همواره از این سرزمین به آن سرزمین مسافرت می کرد، بسیاری از اوقات در زندان بود و در موقعیت سختی به علم اندوزی پرداخت. در بدترین و سخت ترین شرایط، کتاب شفاء را نوشت..."

رازی برای نوشتن این کتاب ها و تحقیقات و پژوهش هایی که انجام داد، آزمایشگاه بزرگی برپا ساخت و برای بنای آن آزمایشگاه، سختی های بسیار متحمل گشت تا جایی که تا آستانه نابینایی پیش رفت. دکتر مهدی گلشنی اشاره ای کوتاه به سختی ها و رنجی که زکریای رازی کشید، دارد:

"... زکریای رازی می گوید که وقتی کتاب "جامع کبیر" را تدوین می کرده، 15 سال برروی آن کار می کرده است و آنقدر سخت کار می کرده که حتی دستانش از کار افتاد و چشمانش ضعیف شد. او می نویسد که می گفتم برایم می خواندند و می گفتم برایم می نوشتند. یعنی خیلی تلاش داشتند..."

دکتر مهدی گلشنی درباره سختی ها و رنج های خواجه نصیرالدین طوسی دانشمند برجسته قرن هفتم هجری می گوید:

"... خواجه نصیر در بدترین شرایط زندان اسماعیلیان، کتاب "شرح اشارات" را نوشت که خودش توضیح می دهد (یکی از بهترین کتاب های خواجه نصیر، همین شرح اشارات است) و در آنجا می گوید که آنقدر شرایطش در زندان بد بوده که برای بازگویی اش در یک متن عربی به شعر فارسی متوسل می شود:

به گرداگرد خود چندان که بینم                                     بلا، انگشتری و من نگینم

و بعد می گوید که خدایا به حق محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله)، من را از این شرایط نجات بده و ... یعنی این افراد، بهترین کارهایشان را در آن شرایط دشوار انجام دادند، سخت کار می کردند..."

از دیگر ویژگی های دوران طلایی اسلام، وجود دانشمندان، حکیمان و دانش پژوهانی بود که در چندین دانش متفاوت سر رشته داشته و در آن سرآمد روزگار خویش بودند. این حکیمان، هم در علوم مادی و فیزیکی و هم در علوم دینی و متافیزیکی، در شاخه های متعدد، دخیل بوده و پژوهش های ارزنده ای داشتند. دکتر گلشنی درباره علت این جامعیت علمی اظهار می دارد:

"... یکی از زیبایی های علم در تمدن اسلامی این بود که یک دیدگاه کل نگر داشتند، تمامی علوم برایشان شانیت خود را داشت، اعم از علوم انسانی که فلسفه و مانند آن بود و همچنین علوم طبیعی، علوم ریاضی و ... و همه اینها را شاخه های یک درخت می دانستند. صریحا هم شیخ محمود شبستری می گوید که :

 به نزد آنکه جانش در تجلی است                                  همه عالم کتاب حق تعالی است

از آن هر عالمی چون سوره ای خاص                         یکی زان "فاتحه" وآن دیگر "اخلاص"

این علم بخشی از خلقت خداوندی است و آن علم بخش دیگری از خلقت خداوند است و جنبه های دیگری ازخلقت خداوند را توصیف می کند.قسمتی از بدن را فیزیک توصیف می کند، بخش دیگر را زیست شناسی و از جنبه های روانی را هم علم روانشناسی توضیح می دهد. اینها همه شاخه های مختلف یک درخت هستند. در آن زمان یک ارتباط ارگانیک بین علوم مختلف می دیدند..."

دکتر گلشنی نیز در توضیح این برداشت مراکز علمی غرب از مدارس و حوزه های علمی دوران تمدن اسلامی می گوید:

"... این کل نگری که در آن موقع در تمدن اسلامی وجود داشت، اینک کم کم مورد اقتدای آموزش عالی غرب قرار گرفته و به تدریج دانشگاههای معتبر غرب به آن نزدیک می شوند. یعنی غرب به دلیل انتقادی که به خودش دارد، به طرف همان کل نگری حرکت می کند. یعنی به این باور رسیده که حوزه های مختلف علوم با یکدیگر ارتباط داشته باشند. شما می بینید که در دانشگاه MIT (که یکی از معتبرترین دانشگاههای فنی و تکنولوژیک جهان است) علوم انسانی را به مهندسان درس می دهند ولی اینجا در ایران که پیشنهاد می کنیم مثلا 4 واحد علوم انسانی برای رشته های فنی و مهندسی و علوم پایه ارائه دهید، جا نمی افتد و قبول  نمی کنند..."

/ 0 نظر / 68 بازدید