به بهانه روز فرار شاه در 26 دی ماه -1357

واقعا در دوران طلایی شاه چه خبر بود؟ (قسمت اول)


به کررات اتفاق افتاده که برخی از نسل قدیم یا قبلی برای روزگار پیش از انقلاب حسرت خورده و همچون دورانی طلایی از آن یاد نموده اند! و طرفه آنکه بعضا نسل امروز و جوانان نیز با آنان همراهی کرده اند!! در این میان بعضی رسانه های خارجی نیز موثر بوده اند که به طور مکرر و همچون موتیف برای دوران شاه مرثیه سرایی کرده و با پخش فیلم های به اصطلاح مستند و انتشار عکس ها و تصاویر مختلف به طور دائم به تبلیغ برای رژیم شاهنشاهی و ایام منتسب به آن نموده اند و البته که انفعال یا بدتر از آن دمیدن سرنا از دهانه گشادش و یا بعضا تهیه و نمایش برنامه ها و سریال های بی هویت و بی خاصیت و سرشار از شعر و شعارهای توی ذوق زننده در رسانه ملی و سینمای ایران هم مزید بر علت شده که شاید بتوان عدم پرداخت صحیح و مستدل به آن روزگار در آموزش پرورش و آموزش عالی این مملکت را اساس قضیه دانست که زمانه پیش از انقلاب ایران کمتر به صورت علمی و مستند مورد بحث و بررسی جدی قرار گرفته است.

این درحالی است که درباره آن زمان، اسناد و عکس ها و فیلم های بسیاری وجود دارد که می تواند تصویر واقع بینانه تری به مخاطب ارائه دهد. نگارنده اگرچه پیش از این در فیلم های مستندی که ساخته ام (مانند: راز آرماگدون، آب در هاون، محراب انقلاب و ...) و مقالات و کتاب هایی بعضا با تکیه بر تصاویر مستند و اسناد معتبر به آن دوران پرداختم، اما بی مناسبت نیست که به بهانه سالروز فرار شاه در 26 دی ماه 1357 بار دیگر تنها نگاهی به اسناد موجود از آن روزگار بیندازیم و بدون تعصب و احساسات به قضاوت بنشینیم. البته همه این مطالب دلیلی بر تطهیر و بی نقص دانستن روزگار کنونی نیست بلکه تنها می تواند حالت مقایسه داشته و برخی ذهنیت ها و توهمات را تصحیح کند.

گرانی و ارزانی قیمت ها یکی از مواردی که معمولا از زبان کسانی شنیده می شود که برای شاه و پدرش، خدا بیامرزی می فرستند، ادعای گران نشدن کالاها در طی دورانی طولانی بوده است و مثلا این سخن را از زبان هویدا در دادگاهش نقل می کنند که وی خودکاری از جیبش درآورد و گفت که قیمت این خودکار در تمام طول صدارت 13 ساله من تغییر نکرد! علیرغم اینکه در طول دو بار دادگاهی که برای هویدا در اواخر سال 1357 و همینطور اوایل سال 1358 برگزار شد، چنین سخنی برزبان وی نیامد و جملات یاد شده در هیچ سند و فیلم و مدرکی وجود ندارد اما برای نمونه برای اینکه دریابیم گرانی و ارزانی در آن زمانه به چه صورت بوده به دو سند ساواک از میانه دوران نخست وزیری هویدا اکتفا می کنیم که خود گویای همه چیز است:


سند ساواک

موضوع : اهانت به نخست وزیر

شب یکشنبه 1/12/50 ساعت 2030 سرپل تجریش مردی درحال عصبانیت جلوی دکان قصابی شروع به فحاشی به هویدا نمود و با فریاد اظهار داشت ای هویدا، ای ... کثیف، جان مردم را به لب آورده ای...

توضیح شنبه (رهبر عملیات): شنبه در محل بوده و جریان را مشاهده نموده است ولی شناسایی یاد شده ممکن نشده. نظریه چهارشنبه (رییس ساواک منطقه): این گرانی اخیر به کلی اعصاب و زندگی مردم را فلج و یک حالت عصیان و انفجار در مردم پدی آورده است. اداره کل سوم 4/12/50 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------

سند ساواک

... تاریخ 6/8/1350 در محافل سیاسی شهرت دارد که آقای اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاهی که قبلا با اردشیر زاهدی اختلاف داشته اکنون به یکدیگر نزدیک شده و صف واحدی در مقابل آقای نخست وزیر تشکیل داده اند نظریه شنبه (رهبر عملیات): گرانی قیمت ها و عدم توفیق دولت در تقلیل قیمت مواد خوراکی زمینه را در افکار عمومی علیه دولت آماده ساخته است...


نرخ تورم و رشد اقتصادی چه اندازه بود؟


شاید از همین روی بود که براساس آمارهای "سالنامه آمار کشور" از انتشارات سازمان برنامه و بودجه در سال 1356 که در کتاب معروف "ایران بین دو انقلاب" یرواند آبراهامیان نیز به چاپ رسیده، علیرغم همه آنچه تحت عنوان بالارفتن قیمت نفت و سرازیر شدن کالاهای خارجی به کشور طی سالهای دهه 50 صورت گرفت و در حالی که ایران در واقع به صورت پایگاه آمریکا و ژاندارم منطقه عمل می کرد ، میزان رشد تورم در سالهای 1353 ، 1354 و 1355 به ترتیب 26 ، 60 و 90 درصد ثبت شده و در سال 1356 که به قول سران رژیم شاه و البته اربابان آمریکایی اش ، ایران گویا به دروازه های تمدن بزرگ رسیده بود ، تورم فوق، رقم بی سابقه 120 درصد را تجربه کرد! این رشد تورم به نوبه خود به رشد اقتصادی واقعی آسیب های جدی رساند چنانچه به نوشته مارک گازیوروسکی در کتاب "سیاست خارجی آمریکا و شاه" : "...میانگین رشد اقتصادی در دوره بین سالهای 1976 و 1978 ( یعنی در اوج تمدن بزرگی که شاه و آمریکا برای این ملت ایجاد کرده بودند ) سالانه منفی 5/3 درصد بود..."!!


تصویری از موقعیت یک خانواده متوسط تهرانی در دهه 50


برای اینکه دریابیم چرا علیرغم این تورم فوق العاده، برخی از افراد نسل گذشته همچنان از آن دوران به عنوان روزگار ارزانی یاد می کنند، لازم است تصویری از موقعیت آن زمان ترسیم کنم. اولا رخداد انقلاب موجب شد تا بسیاری از خانواده ها در روستا و شهرستان های دور و نزدیک به تهران و دیگر شهرهای بزرگ کوچ کنند و از موقعیت تازه ای برخوردار شوند. البته در آن موقع خانواده های ساکن شهرهای بزرگ مانند تهران نیز از موقعیت های چندان مناسبی برخوردار نبودند که ترسیم آن موقعیت ها برای امروز بیشتر شبیه قصه هاست!

مثلا خانواده ما به عنوان خانواده ای متوسط در محله نارمک تهران و در یکی از میادین آن به نام میدان 36 در نزدیکی خیابان مدائن زندگی می کرد. در آن روزگار به خاطر دارم که در اغلب خانه ها تلفن وجود نداشت و مثلا در کوچه هشت متری ما که 10 خانوار ساکن بودند، تنها دو سه خانوار تلفن داشتند و بقیه بعضا از تلفن آنها استفاده می کردند. (نمی دانم می شود با امروز که در هر خانواده 5-6 موبایل آخرین مدل وجود دارد، مقایسه کرد؟!) همچنین تلویزیون، آن هم از نوع سیاه و سفید نیز در 2 یا 3 خانه از آن کوچه وجود داشت و فی المثل برای دیدن سریال های پربیننده مثل مراد برقی ( با نام خانه بدوش) چند همسایه در یک خانه ای که تلویزیون داشتند، جمع می شدند! (امروز که در اغلب خانه ها انواع و اقسام LED و سینماهای خانگی وجود دارد، چه تصویری می تواند از آن تلویزیون های کوچک سیاه و سفید وجود داشته باشد؟!!) قابل ذکر است که اولین برنامه های رنگی در ایران در سال 1346 و هنگام جشن های تاجگذاری پخش شد (روزگاری که اکثریت ایرانیان حتی در پایتخت کشورشان همان تلویزیون سیاه و سفید را نیز نداشتند) و جشن های 2500 ساله شاهنشاهی در سال 1350 و بازی های آسیایی 1353 تهران نیز به صورت رنگی پخش گردید و از آبان ماه 1355، کانال 2 تلویزیون که هر روز به مدت 3 یا 4 ساعت برنامه پخش می کرد، به طور کامل به صورت رنگی برنامه های خود را برروی آنتن فرستاد. اما بازهم بسیاری از ایرانیان همان تلویزیون سیاه و سفید را هم نداشتند. اما در آن محله و میدان و کوچه، بازهم دو یا سه خانواده بیشتر اتومبیل نداشتند، آن هم بعضا شغل افراد ایجاب می کرد (مانند رانندگی تاکسی یا کامیون) . آیا می شود با امروز مقایسه کرد که اغلب خانواده ها دارای اتومبیل بوده و بعضا بیش از یک عدد دارند؟

در خانه های اغلب خانواده ها، مبلمان و میز ناهار خوری و تختخواب و مانند آن که امروزه برای هر خانه ای ضروری به شمار می آید، وجود نداشت. همه برروی زمین می نشستند و می خوردند و می خوابیدند. غذاها معمولا برای چند روز پخته می شد و اکثرا از خورشت های معمولی یا آبگوشت و مانند آن بود. مرغ و کباب حتی برای یک خانواده متوسط پایتخت نشین از غذاهای خاص محسوب می گردید که در روزهای خاص و یا برای مهمان مورد استفاده قرار می گرفت. جوجه کباب که امروزه از غذاهای معمولی و ارزان به حساب می آید در آن روزگار غذایی اشرافی بود و گرانترین غذای برخی هتل های درجه یک به شمار می آمد. در تهران و یا اصفهان یکی دو رستوران وجود داشت که جوجه کباب درست می کرد. تا جایی که به خاطر دارم اگرچه ساندویچی در دسترس بود و امثال ما بعد از مدرسه دوست داشتیم ساندویچ سوسیس یا کالباس بخوریم (نصفه ساندویچ با نان بولکی) اما پیتزا فروشی نبود و تا پس از انقلاب شخصا پیتزا نخورده بودم. تا آنجا که در ذهن دارم تنها یک پیتزافروشی وجود داشت در خیابان عباس آباد (شهبد بهشتی امروز) مابین خیابان فرح (سهروردی امروز) و خیابان مهناز که نام و عنوانی هم نداشت و تنها بر سردر آن نوشته شده بود : پیتزا.

اما به طور کلی هزینه ها اجازه نمی دادکه مثل امروز خانواده ها به رستوران یا فست فودی بروند و یا غذا را از بیرون تهیه کنند و اغلب ترجیح می دادند در خانه غذا درست کرده و بخورند. برای یک خانواده متوسط تهرانی شاید در سال یکی دوبار فرصت رستوران رفتن دست می داد که آنهم اغلب در مسافرت ها بود. ضمن اینکه مسافرت ها هم به ندرت اتفاق می افتاد و معمولا هم به شهرها و مکان هایی بود که دوستی یا فامیلی و یا آشنایی وجود داشت و قرار می شد در خانه وی بیتوته کنند. میوه ها در این اواخر فقط از نوع خارجی اش موجود بود و دوران میوه های داخلی به پایان رسیده بود، سیب واشنگتنی، پرتقال اسراییلی، نارنگی لبنانی و ... از همین روی، هم اندازه اش بزرگ بود و هم قیمتش گران و همه خانواده ها موفق به تهیه آن نمی شدند. از همین روی تورم شدید 90 یا 120 درصدی در میان خانواده های ایرانی کمتر حس می شد، نسبت به امروز که حتی تورم های تک رقمی به شدت به چشم می آید. بنابرآنچه گفته شد در آن روزگار، بسیاری از خانواده ها، گران شدن بنزین را درک نمی کردند چون اتومبیل نداشتند و چون اغلب خانواده ها از وسائلی مانند تلویزیون و تلفن و مبلمان و تختخواب و میز و راحتی و ماشین لباسشویی و ماشین ظرفشویی و جارو برقی و .... بی بهره بودند، بالتبع در جریان گرانی یا ارزانی آنها نیز قرار نمی گرفتند.


ادامه دارد

/ 0 نظر / 214 بازدید