آخرین دل نوشته مرحوم علی حاتمی

نمی دانم روز 7 آذرماه بود یا 8 آذر سال 1375 ، فقط به خاطر دارم که آخرین روز فیلمبرداری مرحوم علی حاتمی برای پروژه "جهان پهلوان تختی" بود که نگارنده به همراه یکی از دوستان از طرف مجله هفتگی سینما راهی شهرک سینمایی شدیم تا گزارشی از فیلمبرداری فیلم یاد شده به عنوان اثری که مرحوم حاتمی سرانجام پس از 5 سال فترت، به کار آن مشغول شده بود، تهیه و در مجله به چاپ برسانیم.

البته ما نمی دانستیم که آن روز، آخرین روز فیلمبرداری "جهان پهلوان تختی" و در واقع آخرین روز کارگردانی مرحوم علی حاتمی خواهد بود. ما به روال معمول با عوامل فیلم شروع به گفت و گو کردیم؛ تورج منصوری (فیلمبردار)، مجید میرفخرایی (طراح صحنه)، مرتضی شایسته (تهیه کننده)، محمد حسن نجم (دستیار کارگردان)، آزیتا موگویی (برنامه ریز)، خسرو نظافت دوست (بازیگر نقش تختی)، افسانه بایگان (بازیگر نقش مادر تختی) و ... اما به خود مرحوم حاتمی که رسیدیم، متوجه شدیم حالش برای مصاحبه اصلا خوب نیست اما قول داد که به جای مصاحبه یادداشتی برایمان بنویسد. ما هم نخواستیم مزاحمش شویم و عکسی از او گرفتیم در حالی که پشت ویزور دوربین فیلمبرداری در حال چک کردن صحنه است (که این عکس را در بالای این مطلب مشاهده می کنید) و رفتیم.

فردای آن روز که پیگیر یادداشت حاتمی شدیم، دریافتیم که همان شب حالش بد شده و راهی بیمارستان گردیده اما قولی که داده بود را فراموش نکرد و از روی تخت بیمارستان برایمان یادداشت را نوشت که ناهید طلوع (منشی صحنه فیلم) آن را از پشت تلفن برایم خواند و من هم یادداشت کردم. یادداشت فوق مقداری درباره شخصیت تختی و باور مردم بود و بخشی نیز یک سکانس از فیلم را روایت می کرد که هنوز فیلمبرداری نشده بود.

گزارش یاد شده به همراه یادداشت علی حاتمی (که در واقع آخرین نوشته او شد) در شماره سه شنبه 13 آذرماه 1375 (دقیقا 22 سال قبل) مجله هفتگی سینما به چاپ رسید و فردای آن روز که علی حاتمی به سفر ابدی اش رفت.

آنچه در پی می آید بخشی از همان آخرین یادداشت است که سکانسی از فیلم را به صورت بحر طویل توضیح می دهد. گویا قرار بود همین جملات صحنه افتتاحیه آن فیلم را آغاز کند، بحر طویلی که نشانگر از ارادت آن مرحوم نسبت به خاندان پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) است و برای بیست و دومین سالگرد درگذشت علی حاتمی، تقدیم شما می گردد. خداوند شفاعت نبی اکرم (صل الله علیه و آله) را در روز قیامت شامل حال آن عزیز بگرداند و شما نیز او را در این روزهای ماه ربیع به صلوات و فاتحه ای میهمان کنید:

 

"زورخانه – روز – داخلی:

آفتاب از روزن سقف زورخانه، استوانه ای از نور بر پیشانی سردَم، که مزین است به شمایل شاه مردان، تابانده است.

صدای مرشدها به صورت هم آوایی و گهگاه تک گویی :

- بسم الله الرّحمن الرّحیم یا رحمان و یا رحیم ...

- نور است محمّد (صدای جمعی صلوات) و علی هست منّور .

- اول احد و بعد، محمّد (صدای صلوات)

- بعد احمد، علی شاه فتی، علی شیر خدا

- حیدر و صفدر، که بود فاتح خیبر

- علی مولا و پسر در پسرش، تا سر آخر، همه سرور

- حیّ غایب، صاحب امر و زمان

- سیّد عالم، قائم و خاتم آل محمد(صلوات جمعی)

- صلواتی به نثارش که بود آخر دفتر.(صلوات جمعی)

قصور بحر طویل بر حقیر نویسنده بخشیده باد که تیّممّا به نیابت از طرف همه دست اندرکاران این پروژه و به نیّت ابراز ارادت به اهل بیت اشرف الانبیا (صل الله علیه و آله) عرض شد . باشد دل همه ما از صفای ذکر دوست مصفا شود. "


/ 0 نظر / 30 بازدید