آموزش دوران تمدن اسلامی براساس سیستم استاد/شاگردی

یکی از نقاط برجسته علم آموزی و آموزش علوم و هنرها در دوران تمدن اسلامی و در سبک آموزش اسلامی، سیستم موسوم به استاد/شاگردی بود. سیستمی که در آن، شاگرد با استاد زندگی می کرد. آنچه درست مغایر سیستم آموزشی تحمیلی غرب به سرزمین های اسلامی بوده که به ربات پروری و جزوه مداری و مدرک گرایی منجر می گردد.

نقل است که فیلسوف و حکیم اسلامی، ملاصدرا در اولین کلاس خود با استادش میرفندرسکی ، ناخودآگاه و به خیال شرکت در کلاس وی ، به دنبال استاد راهی خرابه ها و بیغوله های جذامیان رانده شده از اجتماع گردید و نخستین درس خود را در آنجا از استاد گرفت. از چنان کلاس ها و اساتید و آموزشی است که امثال ملاصدرا و بیرونی و فارابی و ابن سینا و خیام و ابن هیثم و ... و دهها و صدها و هزاران تن دیگر مانند آنان بیرون می آیند. اما آنچه در کلاس های سیستم آموزشی امروز حرف اول را می زند، ارائه جزوه ای از سوی استاد و حفظ کردن آن و حتی طرح یک سری سوال از همان جزوه است که گفته می شود سوالات امتحان نیز از همان پرسش های طرح شده، خواهد بود! و بالاخره پاس کردن دو واحد درسی به همین صورت و با یک نمره تقریبا ناپلئونی!

دکتر کریم میرزایی (استاد دانشگاه هنرهای اسلامی تبریز) درباره سیستم استاد/شاگردی دوران تمدن اسلامی و تفاوت های آن با سیستم اموزشی امروز می گوید :

"... آموزش هنرهای اسلامی مبتنی برآموزش استاد – شاگردی بوده و این خیلی مهم است. امروزه وقتی هنر را آموزش می دهند، یک سری واحدهای دانشگاهی تعریف شده اند که به دانشجو یا هنرجو ارائه می شود تا آنها را با اساتید تعیین شده ای بگذراند. او هم این مسیر را طی کرده، نمره خود را می گیرد و مدرک دریافت می کند و کار تمام می شود. ولی در نوع آموزش دوران تمدن اسلامی چنین نبود. دانشجو در کنار یادگیری یک رشته هنری، با آداب و منش استاد نیز آشنا می گردید یعنی با استاد زندگی می کرد. فقط طریق علم و هنر را یاد نمی گرفت. چون استاد یا هنرمند یک انسان ویژه ای بود و این نبوده که استاد فقط دو ساعت یک کلاسی برگزار کند و برود. به همین دلیل استادان بزرگ شاگردان بزرگی را به جامعه تحویل دادند. مثلا در نگارگری، کمال الدین بهزاد بوده و بعد از آن، سلطان محمد را داریم و بعد از آن صادق بیگ افشار را داریم و بعد رضا عباسی و ... یعنی یک سلسله بوجود می آید و قطع نمی شود. چرا قطع نمی شود؟ چون آن آداب و رفتار اسلامی در کنار آموزش هنر به دانشجو انتقال پیدا می کرد. امروزه استاد از شاگرد جداست، او را فقط در کلاس می بیند. فقط یک سری تئوری ها و کارهایی را یاد می دهد که کاملا تخصصی است. فراتر از تخصص چیزی منتقل نمی کند. ولی در دوران تمدن اسلامی ، استاد در کنار تخصص، آداب و منش زندگی اسلامی را نیز یاد می داد. از همین روی، جامعه یک جامعه اسلامی بود..."

/ 0 نظر / 55 بازدید