خواب های آشفته در دو روز اول جشنواره فیلم فجر

شرح عکس: بهرام رادان و مهران احمدی در صحنه ای از فیلم "آشفتگی"


در روزهای اول و دوم جشنواره سی و هفتم فیلم فجر ، فیلم های "درخونگاه"، "مرد بدون سایه"، "یلدا"، "روزهای نارنجی"،

"جان دار" و "آشفتگی" در یکی از سالن چارسو به نمایش درآمد که در مجموع وجه مشترک آنها در درجه نخست این بود که با یک فیلم سینمایی و یک ساختار استاندارد، فاصله بعیدی داشتند و در اغلب آنها که بعضا ساخته کارگردانان کهنه کاری هم به شمار می آمدند، اولین نکات و اصول سینما را در نظر گرفته نشده بود یعنی حتی از کف استاندارد یک فیلم نیز پایین تر بودند تا اینکه بتوان نام آنها را اساسا فیلم یا سینما گذارد!

پیش از شروع جشنواره در یک برنامه تلویزیونی و در پاسخ به این سوال که چشم انداز این جشنواره را چه می بینید، آرزو کردم فیلم هایی را ببینیم که حداقل باعث خواب آلودگی و خستگی و کسالت نشوند و پرسش کننده که خود یکی از اعضای هیئت انتخاب بود، گفت این نوید را می دهم که فیلم های امسال خواب آور نیستند، اما متاسفانه باید گفت برخلاف مژده این دوست هیئت انتخاب حداقل در دو روز اول جشنواره، فیلم هایی که در کاخ دوم رسانه ها یعنی سالن چارسو نمایش داده شد، کسالت بار، غیر سینمایی، خسته کننده و بعضا خواب آور بودند و اساس حضورشان در جشنواره فیلم فجر باعث سوال و پرسش جدی بود. از جمله:

درخونگاه:

 تکرار هزاران باره سینمای مسعود کیمیایی که به نظرم خودش نیز دیگر از آن سینمای ویژه اش خسته شده اما گویا جماعتی هنوز در 50-60 سال قبل باقی مانده اند و دست بردار نیستند! بازهم قهرمان زخم خورده و جماعتی که به او نارور می زنند ویک "هرجایی" لوطی که می خواهد نجاتش دهد، اما نصفه و نیمه!! به علاوه یک مشت نمادهای زورکی و جملات گل درشت شعاری و صحنه های بی مورد و تیپ های سرگردان اضافی و عربده و گریه و زاری و .... و همراه تکه اندازی های سطحی و به اصطلاح نمادین به انقلاب!

 مرد بدون سایه:

 بازهم موضوع هزاران بار تکرار شده سوظن به خیانت همسر و اعمال خشونت از سوی کسی که شعار ضد خشونت می دهد (البته این بار شاید در خیال و توهم) به علاوه 4 صحنه قدم زدن و کنار ساحل رفتن و شرکت در جشنی در اسپانیا که گویی برای فیلمبرداریش، 4 شهر اسپانیا را زیر پا گذاردند و همین لیست اخیر بنیاد فارابی حاکی از آن است که 550 میلیون تومان به این فیلم کمک دولتی شده است!! شاید تنها حاصل فیلم نصیحت کاراکتر زن ایرانی فیلم باشد که در کنار ساحلی در اسپانیا به یک زن خیانت دیده اسپانیایی می گوید به خواسته های عشقت که به تو خیانت کرده احترام بگذار و به خودت ایمان داشته باش! و همین دو جمله آن زن بینوا را از این رو به آن رو می کند!!!

جان دار:

بازهم تکرار موضوعات ضد قصاص؛ کسی ناغافل کشته می شود و حالا اطرافیانش می افتند دنبال اینکه از اولیاء دم رضایت بگیرند و در این میان ولی دم یک ماجرای عشقی با خانواده قاتل دارد! سایه ای از سریال "زیر تیغ" و مجموعه همه فیلم هایی که درباره حکم قصاص ساخته شده اند! نکته جالب اینکه بیشتر فیلم های اسکاری سال گذشته، پیرامون قصاص و انتقام بودند و البته مورد تقدیس و تحسین همین جماعتی که همواره در آثارشان، قصاص را زیر علامت سوال برده اند!

آشفتگی:

یک فیلم نوآر عقب افتاده و کپی دست چندم فیلم های نوآر 60 سال پیش سینمای آمریکا و فرانسه به سبک و سیاق فیلم های آماتوری دانشجویی و تجربه هایی که دیری است دورانش گذشته است. تم شاهزاده و گدا به علاوه برداشتی ناقص و گنگ از فضای آثار استفن کینگ. شاید بتوان این فیلم را نمادی از کلیت فیلم های این دو روز جشنواره دانست که اساسا نماهای کج و معوج آن و آشفتگی که عنوان آن بود تاحدودی نمادی از فضای این روزهای نخست بود.

روزهای نارنجی:

 اصلا حضور چنین فیلمی با این ساختار تبلیغاتی و شعاری در هر جشنواره ای حتی جشنواره های درجه چندم هند و چین هم مورد سوال است! تلاش های یک زن و گروهی از روستاییان برای چیدن میوه باغ های پرتقال و کل کل کردن با رقبا و حریفان و کارفرما و شوهر و عوامل و ... با بازی بسیار سطح پایین بازیگر اصلی و یک پایان بندی که به درد رپرتاژ آگهی های شبکه های استانی می خورد.

/ 0 نظر / 159 بازدید