زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88 –بخش سوم

 

بخش هایی از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به پس زمینه های تاریخی و تئوریک گفتمانی می پرداخت که اگرچه سابقه ای به طول دو قرن در تاریخ معاصر این سرزمین دارد ولی امروز در جریانی موسوم به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 تبلور یافته که دیگر امروز همچون دملی چرکین ، جامعه فرهنگی و انسانی ما را رنج می دهد. از آنجا که فارغ از طراحی ها و حمایت های سرویبس های امنیتی و جاسوسی غرب ، اساس این جریان را به خصوص در بخش داخلی آن ، انحرافی  فکری تشکیل می دهد ، بی مناسبت نیست که متن راوی و نریشن قسمت هایی از مجموعه فوق در این وبلاگ انتشار یابد. با این توضیح که متن یاد شده با اظهار نظر کارشناسان و اساتید حاضر در مجموعه و همچنین مقادیر متنابهی از اسناد و تصاویر و فیلم های مربوطه کامل می شود.

مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" توسط سعید مستغاثی نوشته وکارگردانی شده بود و به تهیه کنندگی رضا جعفریان در 26 قسمت از 13 آذرماه تا  12 بهمن سال جاری از شبکه خبر سیما پخش شد.

 

به عظمت یک  نبرد

 

ایالات متحده آمریکا تا سالهای پس از جنگ جهانی دوم ، همواره به عنوان کشوری عقیم در عرصه فرهنگ و اندیشه شناخته می شد . فرانسیس ساندرس در کتاب "جنگ سرد فرهنگی" ، آمریکای آن دوران را در انظار مردم دیگر سرزمین ها ، جامعه ای همیشه در حال جویدن آدامس ، شورولت رانی دیوانه وار و هنرستیز تصویر می نماید.

از همین رو پس از جنگ جهانی دوم و در آستانه دوران جنگ سرد ، شورای برنامه ریزی روانی سازمان CIA طرح جامعی را برای عرضه کتاب های آمریکایی ارائه کرد که تحت عنوان "خانه آمریکا" در کشورهای هدف تاسیس شد که یکی از این خانه ها تحت عنوان "انجمن فرهنگی ایران و امریکا" در ایران تاسیس شد و به کار گسترده نشر و چاپ بولتن ها و نشریات و کتب مورد نظر پرداخت. به این ترتیب کار تهیه و نشر و توزیع کتاب هایی که فرهنگ لیبرال سرمایه داری را ترویج می کرد ، به شدت آغاز گشت به نحوی که چندی بعد و در 19 اوت 1946 یکی از مسئولین بخش نظارت براطلاعات سازمان CIA در مطلبی تحت عنوان "حقایق مربوط به مراکز اطلاعاتی ایالات متحده در آلمان" نوشت :

"...یک موضوع کاملا مشخص است. محصولات چاپی که از ایالات متحده به اروپا آورده می شوند...برآن دسته از محافل اروپایی که نسل های متمادی آمریکا را یک کشور روبه عقب در فرهنگ می دانسته اند و به سبب اشتباهات بعضی افراد ، همه آمریکاییان را محکوم کرده اند ، تاثیر ژرف و عمیقی می گذارد. کلیشه های قدیمی که بریک    پیش فرض تاریخی در مورد عقب ماندگی فرهنگی آمریکا استوار بودند ، با طرح کتاب های سازمان CIA کم کم از بین می رفتند و همان محافلی که از توهین ها و افتراها حمایت کرده بودند ، اکنون به آرامی و به طور عمیقی تحت تاثیر قرار گرفته بودند..."

آنچه در غرب پس از جنگ دوم و برای عملی ساختن نبرد فرهنگی علیه مخالفان غرب لیبرال سرمایه داری انجام گرفت ، برطبق گفته بنیامین دیزراییلی (اولین صدراعظم صهیونیست بریتانیا) بود که گفت :

 "...یک کتاب ممکن است به عظمت یک نبرد باشد..."

از همین رو طرح عظیم کتاب توسط همان شورای برنامه ریزی روانی سازمان CIA به اجرا درآمد و هدف اولیه آن ، قرار دادن تفکرات و فرهنگ آمریکایی در برابر خواننده اروپایی و آسیایی ، به موثرترین شیوه ممکن بود. در واقع اشغالگران آمریکایی ، یک جریان دائم از کتاب های عمومی را برای ناشران تجاری تضمین کردند. ترجمه هایی که توسط بخش جنگ روانی حکومت اشغالگر آمریکا در اروپا چاپ و توزیع گردید ، بالغ بر صدها عنوان می شد.

در پروتکل دوازدهم از متن "پروتکل های زعمای صهیون" درباره تاثیر کتاب و حیطه نشر ، همچنین کنترل آن توسط کانون های پنهان صهیونیستی آمده است:

"... هر کسی در عرصه چاپ و نشر اعم از ناشرین، صاحبان کتابخانه‏ها و دست‏اندرکاران حرفه چاپ، بخواهد در این زمینه فعالیت‏ کند، باید دارای مجوز باشد. چنانچه مرتکب اشتباه یا لغزشی گردید، بدون هیچ گونه‏ تردیدی جواز او را باطل خواهیم کرد و بدینسان ابزار فرهنگی عمومی به عنوان‏ وسیله‏ای آموزشی، در دست قدرت ما قرار می‏گیرد و دیگر ملت‏ها در راه‏های مارپیچ‏ و جهت‏گیری‏های گوناگون سرگردان نمی‏شوند..."

یکی از روسای کادرهای عملیات سری سازمان CIA به نام "لی ویلیامز" در مصاحبه ای که در ژوئن 1996 با واشینگتن پست انجام داد ، درباره طرح کتاب این سازمان در آغاز جنگ سرد به عنوان یکی از مهمترین ابزار نبرد فرهنگی و نشر و ترویج آراء و افکار اومانیستی و سکولاریستی گفت :

"...کتاب ، با دیگر رسانه های تبلیغاتی متفاوت است. عمدتا به این علت که یک کتاب ، تنها قادر است به طور چشم گیری نگرش و کنش خواننده را تغییر دهد که قابل قیاس با تاثیر رسانه دیگری نیست. از آنجاست که کتاب ، مهمترین سلاح تبلیغاتی استراتژیک می شود..."

طبق اظهارات لی ویلیامز طرح سری مربوط به چاپ و نشر کتاب توسط سازمان CIA و دیگر کانون های صهیونیستی با چنین اهدافی به اجرا درآمد. رییس ستاد عملیات مخفی سازمان CIA در گزارش نهایی "کمیته چرچ" که در سال 1976 انتشار یافت ، در این باره نوشت :

"...با کمک مالی مخفیانه به موسسات انتشاراتی و یا کتابفروشی های خارجی ، القای چاپ کتاب ها و یا توزیع آنها در خارج ، بدون فاش ساختن هرنوع نقش ایالات متحده در آن ، باعث انتشار کتاب هایی شوند که نباید به وسیله هرنوع ارتباط آشکار دولت ایالات متحده ، ملوث گردند. به ویژه اگر موقعیت نویسنده حساس باشد..."

گزارش نهایی "کمیته چرچ" از قول رییس ستاد عملیات مخفی سازمان CIA پارامترهای  حمایت و هدایت چاپ و نشر کتاب را یک به یک اینگونه توضیح می دهد :

"...1- بدون توجه به مسایل مالی ، به منظور بهره برداری عملیاتی و نظامی محرک انتشار کتاب گردند.

2-دایر نمودن و کمک مالی به سازمان های ملی بومی و یا بین المللی به منظور انتشار کتاب و یا توزیع و پخش آن.    3-تحریک برای نوشتن کتاب هایی که توسط نویسندگان ناشناس خارجی ، افکار ما را تبلیغ می کنند به وسیله کمک مالی مستقیم به نویسنده در صورتی که تماس مخفی ، امکان پذیر و عملی باشد و یا به طور مستقیم از طریق مباشران تالیف و یا ناشران..."

نیویورک تایمز در سال 1977 ادعا نمود که سازمان CIA  در انتشار دست کم هزار جلد کتاب نقش داشته است. کتاب هایی که هرگز فهرست آنها را در معرض دید عموم قرار نداده است. "هاوارد هانت" نویسنده معروف ، وقتی در سال 1961 به بخش تازه تاسیس شده عملیات داخلی سازمان CIA ملحق شد با جدیت تمام برای تقویت طرح انتشاراتی CIA فعالیت می نمود. هانت بعدها نوشت:

"...این بخش جدید ، پرسنل و پروژه هایی که در بخش های دیگر CIA باب میل نبود را می پذیرفت و آن دسته از پروژه های سری که به دست من می رسید ، تقریبا همگی به کار نشر و انتشارات مربوط می شد. ما کتاب های مهمی را تحت حمایت مالی قرار دادیم. به عنوان مثال "طبقه جدید" اثر میلوان جیلاس یکی از کتاب هایی بود که تحت عناوین ثبت شده بنگاه پراگر حمایت می شد..."

تجلی نویسنده در نقش جاسوس و جاسوس در نقش نویسنده ، به هیچ وجه موضوع تازه ای نبود. سامرست موآم از موقعیت ادبی خود به عنوان پوششی جهت ماموریت هایش برای سرویس مخفی بریتانیا در طول جنگ جهانی اول استفاده نمود. گراهام گرین مطالب داستانی فراوانی را از تجارب خود به عنوان مامور مخفی اداره امنیت داخلی بریتانیا ، الهام گرفت. وی زمانی از این اداره به عنوان بهترین آژانس مسافرتی جهان یاد می کرد!

کارول برایتمن نویسنده مشهور در مصاحبه خود با نیویورک تایمز در ژوئن 1997 درباره این گرایش شدید نویسندگان و روشنفکران به سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی اظهار داشت:

"...روشنفکران و یا تیپ خاصی از روشنفکران ، همیشه جذبه ای نسبت به سرویس های اطلاعاتی داشته اند، ورود به سرویس های اطلاعاتی ، به ویژه در فضاهای دانشگاهی خاصی چون ییل ، نوعی از بلوغ تجربه محسوب می شود..."!

 

 

/ 1 نظر / 135 بازدید
یک طلبه خبرنگار

جرم پایان نامه به اصطلاح "سیاسی" بودن آن است فقط همین! http://azarshtafarsh.blogfa.com