چگونه دستورات قرآن کریم ، مسلمانان را به قله های علم رساند

تشویق قرآن، سیره حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصوم (علیهم السلام) باعث شده که مسلمان برای شناخت عالم هستی و مبداء آن سر از پا نشناسند و برای دستیابی به راز و رمز وجود، به کند و کاو در علوم مختلف بپردازند.

دکتر گلشنی (بنیانگذار گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف) نیز در این باره می گوید:

"... و جالب اینکه خود محققین و دانشمندان غربی هم به این موضوع توجه کردند که علت رشد علم در جهان اسلام، اصرار قرآن بوده است. جرج سارتن می گوید که اگر بخواهیم اوج گیری تمدن اسلامی را درک کنیم باید به نقش محوری قرآن توجه کنیم. یعنی برای دانشمندان مسلمان، قرآن یک نقش محوری داشت..."

آنها نیاز داشتند برای دریافت دقیق ساعات طلوع و غروب آفتاب و زمان نمازهای پنجگانه و همچنین اطلاع از ماههای سال به خصوص ماه مبارک رمضان برای گرفتن روزه یا طلوع ماه شوال برای گرامیداشت عید فطر و یا تشخیص اعیاد و ایام دیگر سال، علم نجوم بدانند و در آسمان ها و کهکشان ها سیر کنند و برای این سیر در آفاق، انواع و اقسام وسائل لازم و مربوطه را ابداع کرده و بسازند. از همین روی انواع و اقسام اسطرلاب و لوازم اندازه گیری ساخته شد و پای محاسبات گوناگون ریاضی و هندسه و مثلثات به میان آمد. اگرچه پیش از آن نیز علم به ریاضی و علوم مختلف آن به لحاظ استدلال و منطق پیش نیاز فلسفه دانسته شده و احاطه برآن بر هر دانشجو طلبه فلسفه ضروری بود.

مسلمانان برای عمل به توصیه های قرآن مبنی بر سیر در کره زمین و تحقیق در احوالات اقوام دیگر نیاز به علم جغرافیا و دریانوردی داشتند که بالتبع آن ابزار و ملزومات آن شاخته شد، مانند انواع و اقسام نقشه های جغرافیایی و قطب نما و کشتی و ... و در این سیر و سفرها و رفت و آمدها، پای تجارت و بازرگانی به میان آمد.

دستور قرآن مبنی بر سیر در آفاق تنها به جستجوی جغرافیایی محدود نبود بلکه توصیه می کرد گذشته و تاریخ پیشینیان خود را مرور کنید و عبرت بگیرید. از همین روی فراگیری علم تاریخ برای مسلمین واجب شد.

اشاره قرآن به بیماری ها و تکالیف بیمار و تشخیص ناتوانی یا توانایی این بیمار برای انجام تکالیف و پس از آن حدیث نقل شده از پیامبر اکرم مبنی بر اینکه علم بر دو نوع است: علم ادیان و علم بدن ها (طب) منجر به گرایش مسلمین به سوی فراگیر علم طب و پزشکی شد و همین امر طب را از محبوترین علوم نزد مسلمین و در طول تاریخ تمدن اسلامی قرار داد.

مسلمانان برای ساختن مساجد به عنوان خانه خدا و خانه ها و مدرسه و بازار و حمام و ... آنگونه که مرضی درگاه خداوند بود، باید معماری می آموختند و آن معماری نیاز به علم هندسه و ریاضی و شناخت مواد و فیزیک و شیمی و ... داشت. طراحی و ساخت گنبدها و طاقی ها و ایوان ها و ... محاسبات پیچیده و طراحی و اجرای بسیار پیچیده تری نیاز داشت که در احاطه بر مجموعه ای از علوم تحقق پیدا می کرد.

دکتر مهدی گلشنی نیز خود قرآن را عامل اصلی پیشرفت های علمی مسلمین دانسته و  می گوید:

"... نکته اول تشویق قرآن است به کسب علم و همینطور سنت نبوی و روایت ائمه و مانند آن. حدیث نبوی می گوید که "طَلبُ العِلم فریضه علی کل مسلم" یعنی طلب علم را فریضه و واجب دانسته اند برای همه مسلمانان. یا "اُطلُب العلم ولو بالصین" یعنی علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد. واضح است که قرار نیست علوم دینی و قرآن و تفسیر را در چین بیاموزیم! مسئله آموختن علم عام است. وقتی به قرآن نگاه می کنیم، می بینیم که تشویق می کند به اینکه ببینید عالم خلقت چگونه بنا شده، "اَفَلا یَنظُرون الی اِبِل خُلِقَت"، آیا نظر نمی کنید که شتر چگونه خلق شده، "و الی السّماء کَیفَ رُفِعَت" و آسمان چگونه برافراشته شده، "قُل اُنظُرو ما ذا فی السماوات و ما فی الارض"، اصلا ببینید در آسمان و زمین چه چیزهایی وجود دارد. "هَل یَنظُر الانسان مِمَّن خُلِق"؟ آیا انسان نگاه می کند که از چه خلق شده است؟ "قُل سیرو فی الارض فَانظُرو کَیف بدأ الخَلق"، در زمین بگردید و تامل کنید که خدا چگونه خلقت را شروع کرد. محرک اصلی همین قرآن است"

پروفسور دخویه، عربی دان بزرگ در مقاله ای که در موضوع "طبری و مورخین قدیم عرب" برای جلد 23 "دائره المعارف بریتانیکا" نوشت، به طرز قابل ستایش نشان داد که چگونه مسیر علوم مختلفه مخصوصا تاریخ در جامعه اسلامی به مناسبت قرآن شریف پیشرفت کرد و چگونه این علوم در اطراف هسته مرکزی حکمت الهی تمرکز یافت.

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران می نویسد:

"... علوم مربوط به زبان شناسی و لغت در درجه اول قرار داشت. همین که خارجیان برای قبول اسلام هجوم آوردند، احتیاج فوری به صرف و نحو احساس شد. زیرا کلام الله مجید به زبان عربی نازل شده بود. برای شرح معانی کلمات نادر و غریب که در قرآن آمده بود، لازم شد اشعار قدیم (عرب) را به قدر امکان گرد آورند... برای درک معانی این اشعار، ضرورت علم الانساب و اطلاع از ایام و اخبار عرب عموما محسوس گردید. در تکمیل احکام قرآن که برای امور زندگانی نازل شده بود، لازم شد از اصحاب و تابعین راجع به اقوال و افعال نبی در اوضاع و احوال مختلف سوالاتی بشود و در نتیجه علم الحدیث پدید آمد. برای تشخیص اعتبار احادیث لازم بود به متن و اسناد حدیث وقوف حاصل شود ... برای تحقیق اسناد، علم به تواریخ و سیر و اوصاف و احوال این اشخاص ضرورت داشت و این امر به طریق دیگری منجر به مطالعه شرح زندگانی مشاهیر و رجال و تقاویم و ترتیب وقایع و علم ازمنه و اعصار گردید. تاریخ عرب هم کافی نبود، تواریخ همسایگان عرب علی الخصوص ایرانیان و یونانیان و حمیریان و حبشیان و غیر تا حدی برای فهم معانی بسیاری از اشارات مندرجه در قرآن و اشعار قدیم مورد لزوم بود. علم جغرافی نیز به همان منظور و به جهات علمی دیگری که باتوسعه سریع امپراتوری اسلام ارتباط داشت، واجب شمرده می شد...."

/ 0 نظر / 155 بازدید