واشنگتن نتايج رزمايش «چالش هزاره» براي شبيه سازي جنگ با ايران را فراموش نكند

ک پايگاه آمريکايي در گزارشي به تشريح رزمايش «چالش هزاره» نيروي دريايي آمريکا در جولاي 2002 و شکست سنگين نيروهاي آمريکايي در اين رزمايش پرداخت.

    پايگاه آمريکايي «ديلي رکنينگ» با انتشار گزارشي تحت عنوان«ايران ناوگان دريايي آمريکا را غرق کرد» از پاشنه آشيل آمريکا در مقابل ايران سخن به ميان آورده است.

    به گزارش جام، در اين گزارش آمده است: آمريکا به ايران اولتيماتوم داد و عنوان کرد که حکومت ايران بايد ظرف مدت 24 ساعت قدرت را واگذار کند و در غير اينصورت با خشم دکترين جديد و حمله پيشگيرانه آمريکا روبه رو خواهد شد.

    يک ناوگان جنگي نيروي دريايي آمريکا براي تهديد ايران وارد خليج فارس شد؛ گروهي عظيم متشکل از 20 هزار ملوان و تفنگدار دريايي آمريکا با تجهيزات آماده به جنگ در خشکي و آب؛ اما ايران کوچکترين عقب نشيني نکرد، آن ها تسليم نشدند.

    ولي ايران با قدرت متوسط خود چطور مي تواند در اين نبرد شانس پيروزي داشته باشد؟ مقامات ايران، فرماندهان نظامي را جمع کرده و گزينه ها را بررسي کرده و برنامه اي را طرح ريزي کردند.

    نيروي دريايي آمريکا وارد خليج فارس شده و آماده بود با تسليحات پيشرفته خود درسي سخت به ايران بدهد، اما ناگهان کولاکي از نقاط سبز، صفحات رادار ناوهاي آمريکايي را پر کرد؛ اجسامي که گويا از ناکجا مي آمدند. انبوهي از موشک هاي ضد ناو، با صدايي مهيب از تمامي جهات، از زمين، از کشتي هاي تجاري در دريا، هواپيماهايي که در ارتفاع پايين و با سرعت زياد به دور از ديد رادارها پرواز مي کردند، به سمت ناوهاي آمريکايي شليک شدند.

    چطور چنين چيزي ممکن است؟ در حالي که هيچ اخطاري وجود نداشته، هيچ ارتباط راديويي نبوده و هيچ نشانه اي از حمله ديده نشده است. ناوگان آمريکا تلاش کرد سريعا اقدام کند اما حجم موشک هايي که به سمت آن ها مي آمد قابل محاسبه نبود و آن ها زير حجم گسترده اي از موشک ها غرق شدند.

    در حالي که موشک هاي ايران محموله هاي کشنده خود را بر سر ناوگان آمريکا خالي مي کردند، تعداد زيادي از قايق هاي ايراني مملو از مواد منفجره به سمت کشتي هاي آمريکايي حمله ور شدند و زماني که آتش و دود فرو نشست، 19 کشتي آمريکايي به زير آب رفته بودند؛ ناو هواپيمابر، اسکورت ها، کشتي هاي آبي- خاکي و بايد گفت که 20 هزار ملوان و تفنگدار آمريکايي نيز با آن ها به زير آب رفتند.

    فرمانده آمريکايي که مسئول اين عمليات بود با ناله و شيون اعلام کرد که ايراني ها نيروي دريايي لعنتي من را غرق کردند. فرماندهان ايراني با افتخار اعلام کردند که همه چيز تنها 5 تا 10 دقيقه طول کشيد. در حالي که آمريکا از حمله پيشگيرانه سخن به ميان آورده بود اما در واقع اين حمله پيش دستانه ايرانيان بود.

    شايد شما هيچ يک از اتفاقات فوق را به خاطر نياوريد؛ دليلي منطقي براي اين موضوع وجود دارد؛ اين حوادث در واقع اتفاق نيفتاده است بلکه بخشي از رزمايش «چالش هزاره» است که در جولاي سال 2002 تقريبا يک سال پيش از حمله آمريکا به عراق، توسط نيروي دريايي آمريکا به اجرا در آمد و 250 ميليون دلار هزينه برداشت. فرمانده ايراني که ما از او سخن گفتيم در واقع سپهبد بازنشسته سپاه تفنگداران دريايي آمريکا ژنرال «ون رايپر» است. اما اين ژنرال آمريکايي دشمنان خود را بسيار خوب مي شناخت و از نقاط قوت و نقاط ضعف آن ها به خوبي مطلع بود و از نقاط ضعفشان، عليه آن ها استفاده کرد؛ به بيان ديگر او به عنوان يک دشمن واقعي در اين رزمايش عمل کرد.

    او از بزرگترين ضعف آمريکايي ها استفاده کرد؛ او از لوازم ارتباطي قديمي براي دور زدن ابزارهاي نظارتي الکترونيکي و مدرن آمريکا استفاده کرد. ون رايپر از پيک هاي موتوري براي انتقال فرمان ها به نيروهاي خط مقدم و علائم نوري به سبک جنگ جهاني دوم براي ارسال هواپيماها بدون استفاده از ارتباطات راديويي استفاده کرد.

    زماني که قتل عام به پايان رسيد، ژنرال ون رايپر، حالت آمريکايي را با اين جمله توصيف کرد: «آن ها در سکوتي غريب و ترسناک فرو رفته بودند؛ گويا هيچ کس نمي دانست که بايد چه کاري انجام دهد.»

    اما آن ها واقعا پس از اين قسمت از رزمايش چه کردند؟ آن ها تظاهر کردند که هيچ اتفاقي نيافتاده و کشتي ها را دوباره به جاي اول بازگرداندند و رزمايش را از اول شروع کردند. ژنرال ون رايپر که از اين روند خسته شده بود، در ميانه رزمايش از سمت خود استعفا داد.

    کارشناسان نظامي آمريکايي که در طرف مقابل ژنرال قرار داشتند و شکست خورده بودند، مي گفتند که ون رايپر در اين رزمايش از نقشي که بايد ايفا مي کرده خارج شده است. آن ها معتقد بودند ايراني ها هرگز آنچه او در رزمايش انجام داد را انجام نمي دادند!

    هرچند بسياري چنين هشدارهايي را جدي نمي گيرند اما بايد گفت که اقدام ژنرال ون رايپر هشداري بوده است که مي تواند در جهان خارج اتفاق بيفتد.

    اکنون آمريکا بوسيله شبکه هاي عظيمي از فناوري ارتباطات به جهان خارج متصل است. در حالي که اين ارتباطات تنگاتنگ يک نقطه قوت بزرگ است، مي تواند ضعفي بزرگ نيز به حساب آيد. آمريکا حتي در مقابل دشمن هاي ضعيفي که مانند ژنرال ون رايپر از قواعد بازي پيروي نمي کنند، آسيب پذير است.

    شايد آن ها در جنگ رودررو پيروز نشوند اما اگر بتوانند به پاشنه آشيل ضربه بزنند، موفق خواهند شد. آمريکا آشيل دنياي مدرن است که پاشنه آسيب پذيري دارد و بسياري در کمين پاشنه او نشسته اند.

/ 0 نظر / 27 بازدید