دانشمندان اسلامی، شعورها را در اروپا به حرکت درآوردند

از دیگر دانشمندان بزرگ علم نجوم در دوران تمدن اسلامی، از "ابن باجه" و "بطروجی" می توان نام برد که تلاش های علمی و تحقیقات و پژوهش ها و یافته هایشان، تاثیر شگرفی بر علم نجوم جدید و دانشمندان معروف اروپایی گذارد. براساس جهان بینی ابن باجه Ibn Badscha (Avempace) از استان زاراگوسای آندلس، روح مخالفت با تعاریف جزمی (دگم) و سعی در یافتن شرح طبیعی تر و واقعی تر پدیده های آسمانی شروع شد و در سه نسل دانش پژوه ادامه پیدا کرد. مبارزه بین مشاعر ارسطویی و بطلمیوسی که در جهان اسلام در بخش مغرب زمین به وسیله "ابن باجه" شاگرد "ابن طفیل" Ibn Tufail و دیگری، "ابن رشد" و آن یکی "البطروجی" Albetragius شروع شد، در قرن 13 و 14 میلادی در فرانسه و آلمان و انگلستان ادامه یافت و مدافعین و طرفدارانی همچون "آلبرت بزرگ" و "توماس فون اکویین" و "راجر بیکن" و "جان بوریدان" Jean Buridan و "دیتریش فون فرای بورگ"  Ditrich Von Freiburg را به صحنه خواند و به قول پرفسور زیگرید هونکه، "بدین وسیله حتی در اروپا هم شعورها را به حرکت در آورد."


فراگیری ستاره شناسی و ریاضیات مسلمانان توسط اروپاییان

اما تاثیرات ستاره شناسی و نجوم و پیشرفت های علمی در این زمینه در دوران تمدن اسلامی، به آنچه گفته شده، محدود نشد و در بسیاری از حیطه های علمی نیز بر اروپاییان تاثیرات غیرقابل باوری گذارد. کتاب «جامع المبادی و الغایات فی علم المیقات» در قرن سیزدهم میلادی، توسط دانشمند مراکشی به نام "ابی علی حسن بن علی المراکشی" نوشته شد. هدف وی از نگارش این کتاب معرفی ابزار ستاره شناسی و هندسه بود. "ژان ژاک سدیو" و پسرش "لویی سدیو" (نویسنده کتاب "تحقیقات جدید پیرامون تاریخ فلک نزد اعراب") دو ستاره شناس و ریاضیدان فرانسوی، نسخه ناقصی از این کتاب را در پاریس یافتند. این دو دانشمند با مبنا قرار دادن این کتاب مقالات بسیاری را نوشتند. آنها حتی این نسخه ناقص را به زبان فرانسه نیز ترجمه کرده و سعی کردند تا نشان دهند که این کتاب، تا چه اندازه در تاریخ ستاره شناسی مهم بوده است.

آکادمی/ فرهنگستان علوم فرانسه نظریات این دو دانشمند را رد کرد و این دو همیشه مجبور به دفاع از نظریات خود شدند. جدال میان این دو دانشمند و آکادمی، 50 سال طول کشید و بالاخره دنیا کم کم فهمید که جهان اسلام چه قدم های بزرگی را در ستاره شناسی و علم ریاضی برداشته بوده است.

یکی از دستاوردهای مهمی که در آن دوران کسب شد، این بود که "الکساندر فون هومبولت"، دانشمند برجسته آلمانی که در برلین زندگی می کرد، مناقشه این دو دانشمند را با آکادمی علوم فرانسه شنیده و شروع به نامه نگاری با آنها کرد. در هومبولت، احترام و ارزش خاصی نسبت به علوم اسلامی ایجاد شد. برای همین نیز جوان آلمانی بسیار زیرکی را به پاریس فرستاد تا با این دو دانشمند کار کرده و ستاره شناسی و ریاضیات مسلمانان را یاد بگیرد. این جوان که "فرانسوا رکا" یا "فرانتس وُپکه" نام داشت (که در دانشگاه هومبولت برلین ریاضی می خواند و بعدها در حوزه ریاضیات اسلامی تحقیقات بسیار کرد و کتب زیادی نوشت) نزدیک به 40 پژوهش بسیار ارزشمند در این زمینه انجام داد که ارزش این تحقیقات تا به امروز نیز حفظ شده است. با 40 پژوهشی که "وُپکه" انجام داد، سیر تاریخ ریاضیات تغییر کرد. برای مثال تا به آن زمان یک ریاضیدان فرانسوی ادعا می کرد که مسلمانان نتوانسته اند از حل معادلات درجه دو فراتر روند اما "وُپکه"ثابت می کند که ریاضیدانان مسلمان معادلات درجه سه و چهار را به راحتی انجام می دادند.

 

پروفسور زیگرید هونکه در کتاب "خورشید الله برفراز مغرب زمین" در ادامه تشریح کشفیات علمی دانشمندان اسلامی و پشتکار آنها برای انجام آزمایشات و تجربیات متعدد، می افزاید:

"... دانشمندان اسلامی همچنین به عوامل متغیری توجه یافتند که بوسیله پیشینیان ثابت اعلام شده بود. آنان متوجه تمایل اکلپتیک شدند (زاویه تمایل محور زمین) با به عبارت دیگر، زاویه تمایل مدار خورشید در مقابل خط استوا که هربار کمتر می شود. باید گفت این اندازه گیریشان حتی یک ثانیه هم پس و پیش ندارد. با این کشف، پشتکار خودشان را در آزمایشات به کار می بردند و همچنین حواسشان را برای درک کمترین تغییر، نشان می دهند. این کشف را اولین بار "الفرغانی" کرد. او نیز اولین کسی است که تغییر یافتن دورترین محل زمین نسبت به خورشید را کشف کرد. در حالیکه یونانیان ظاهرا آن را همیشه یکسان می دانستند. مسلما آنها به اندازه مسلمانان که از مکتب اسلام برخاسته اند،در کارشان ثبات نداشتند..."


/ 0 نظر / 35 بازدید