اسحاق نیوتن قوانین حرکت را از کجا آورد و به نام خود سند زد؟!

پرفسور جرج سارتن معروف به پدر تاریخ علم در جلد سوم از کتاب "مقدمه ای برتاریخ علم" می نویسد که قوانین جاذبه و حرکت در قرون وسطی یافته شده بود و امثال اسحاق نیوتن قرن ها بعد از آن استفاده کردند. (و حتی به نام خود سند زدند!)

امتیاز قاعده پردازی آنچه امروزه تحت عنوان "قانون اول حرکت" شناخته می شود، در واقع متعلق به ابن سینا است. ابن سینا در کتاب "الاشارات والتنبیهات" می نویسد:

"... بدان که جسم به خودی خود و بدون آنکه نیروی خارجی برآن اثر کند، مکان و شکل خود را حفظ می کند و این خصوصیت در نهاد جسم وجود دارد..."

ابن سینا در جایی دیگر از "طبیعیات شفاء" نیز نوشته:

"...ثبات وضعیت جسم، ناشی از ماهیت جسم نیست، بلکه بدین معناست که در نهاد جسم خصوصیتی وجود دارد که موجب ثبات او در مکان و اوضاع خویش می شود و این همان مبدایی است که ما در صدد بیان آن هستیم..."

ابن سینا با این سخن به شیوایی و وضوح کامل در بیان قانون اول حرکت پیشی جسته است. برای تاکید بر معانی این قانون باردیگر بخشی از توضیحات دیگر ابن سینا در مورد طبیعت جسم و تاثیر آن بر اثبات حالت جسم ارائه می شود. شیخ الرییس بعد از ذکر نظریات مطرح در مورد منشاء حرکت جسم پرتاب شده (متحرک) می نویسد:

"... اما اگر به دقت تحقیق شود، معلوم می شود که صحیح ترین نظریه آن است که شیء متحرک میل به حرکت را از محرک اخذ می کند. این میل را می توان هنگام تلاش برای متوقف ساختن شیء دارای حرکت طبیعی یا غیر طبیعی (یعنی ناشی از عامل خارجی) حس کرد ..."

این عبارات به روشنی نشان می دهد که ابن سینا، بیش از چهار قرن قبل از لئوناردو داوینچی و افزون بر پنج قرن پیش از گالیلو گالیله و بیش از شش قرن قبل از اسحاق نیوتن، قانون اول حرکت را دریافته بود اما مدت زمانی طولانی سپری شد تا جهان به فضل و تقدم ابن سینا در کشف این قانون و نسبت دادن آن به وی اعتراف کند.

همچنین ابن ملکای بغدادی (قرن 5 و 6 هجری یا 11 و 12 میلادی) در کتاب "المعتبر فی الحکمه" به قانون دوم حرکت و مسئله شتاب اشاره دارد. او می نویسد:

"... هر حرکتی در زمان واقع است و شدت بیشتر نیرو باعث سرعت بیشتر در زمان کمتر است. یعنی هرچه نیروی وارد بر جسم بیشتر باشد سرعت آن بیشتر و زمان انتقال آن کوتاهتر است..."

ابن ملکا مشهور به "ابوالبرکات" در همان کتاب "المعتبر فی الحکمه"، قانون سوم حرکت را نیز اینگونه توضیح می دهد:

هنگامی که حلقه ای میان دو نیروی جاذبه قرار گیرد، نیروی وارد برآن حلقه از هر یک از دو نیرو موجب مقاومت حلقه دربرابر نیروی دیگر است.در این حالت اگر یکی از دو نیرو بر دیگری غلبه پیدا کند، اینگونه نیست که از طرف دومی بر حلقه نیرویی وارد نمی شود بلکه آن نیرو هست ولی مغلوب و مقهور واقع شده است و اگر نبود اولی، نیازی به تمامی نیرویی که صرف کرده نداشت"

همین مضمون در نوشته های فخرالدین رازی (1150 هجری برابر 1210 میلادی) در کتاب "المباحث المشرقیه فی علم الاهیات و الطبیعیات" نیز آمده است.

شاید حتی اسم "ابن ملکا" را هم کسی نشنیده باشید. در دانشگاهها و مدارس ما، حتی اسم این دانشمندان را هم کسی نمی داند. این در حالی است که در تاریخ علم غرب از یک مترجم درجه پنجم خود، قهرمان می سازند، پدر علم جدید هم لقب می دهند. اما ما با این همه دانشمند که حتی اسمشان را هم کسی نشنیده، چه می کنیم؟!

/ 1 نظر / 361 بازدید
elyacin

مطلب بسیار نابی بود . موفق باشید