حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بنیانگذار دانشگاه در تمدن اسلامی

پس از شهادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) و آغاز امامت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)، حوزه علمیه مدینه و دانشگاهی که امام پنجم شیعیان دائر کرده بودند، به یکی از بزرگترین مدارس علمی اسلامی و هم طراز مدارس و دانشگاههای بزرگ جهان بدل گردید. در این دوره که با ضعف بنی امیه و سقوط آنان و شروع دوران بنی عباس مقارن بود، حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) با اغتنام از فرصت، حداکثر کوشش را برای بسط احکام الهی و علوم قرآنی و نشر علم و حکمت وتربیت شاگردان بسیاری که از قومیت های مختلف بدین حوزه روی آورده بودند ، انجام می دادند. مرحوم طبرسی، حوزه تعلیم امام را محل بحث و فحص انواع علوم و فنون نوشته و اصحاب حدیث و شاگردان امام را بالغ بر جهارهزار نفر ذکر کرده است.

شاگردان حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) در علوم مختلف عقلی و نقلی و تجربی، استاد شدند و از هر شاخه ای در میان ایشان یافت می شد. از جابر بن حیان به عنوان پدر علم شیمی گرفته (که خود هم منجم و ریاضیدان بود و هم فیلسوف و حکیم ) تا غالب موسسان فرقه های اهل تسنن مانند حنبلی و شافعی و مالکی و حنفی تا فقیهان بزرگی همچون شیخ طبرسی و علامه حلی و ...

حوزه های علمیه به عنوان تبلور کامل آمیختگی علم و دین، از اساسی ترین محورهای پدیدآمدن و تکامل تمدن اسلامی به شمار آمده اند. این حوزه ها در تمام شهرها و سرزمین هایی که اسلام توانسته بود نفوذ و بسط پیدا کند، تاسیس شدند. درون همین حوزه ها بود که علماء، دانشمندان، فرهیختگان و متفکرین و اندیشمندان به دنیای آن روزگار عرضه شدند و توانستند تمدنی را گسترش دهند که اساس تمدن امروز بشر گردد.

به دلیل اینکه در این حوزه ها، دین با زندگی و علم و هنر و تمام امور اجتماعی آمیخته بود، همه فرهیختگان و دانشمندانی که از این حوزه ها بیرون آمدند، در ابتدا یک عالم دینی بودند، یک حکیم و فیلسوف بودند و از این جهت علم و اندیشه و تمدنی که از طریق این حوزه ها به دنیا عرضه شد، تمدنی کاملا الهی و دینی محسوب گردید...در واقع حوزه های علمیه، استمرار مرکز علمی و دینی و آموزشی بود که حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) پایه گذاری کردند و در طول قرن های متمادی باعث شد تا دانشمندان علوم مختلف به دلیل پشتوانه دینی و زمینه علوم الهی و قرآنی، در درجه نخست یک عالم دینی و اسلامی به شمار آمده و برهمین اساس بود که طی 10 قرن، دانشمندان اسلامی فخر جامعه بشریت شدند و تمدن اسلامی را به اقصی نقاط جهان گسترش دادند.

 

جابر بن حیان و ایجاد یک رشته جدید علمی

یکی از نمونه های برجسته علمی دوران تمدن اسلامی، جابر بن حیّان، شاگرد نامدار حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) بود که اگرچه در ابتدا سعی کردند، دستاوردهای علمی وی را نادیده گرفته و یا به نام دانشمندان غربی، ثبت کنند اما برملا شدن و انتشار اسناد و مکتوبات جابر بن حیّان، افق تازه ای از یافته های علمی بشر را در برابر چشمان ناظران بی طرف و مورخین با انصاف گشود تا اینکه جابر بن حیّان را پدر علم شیمی خواندند و حتی جرج سارتن، یکی از اعصار حیات بشری را به نام وی اسم گذاری نمود. 

پرفسور فوآد سزگین ( مدیر انستیتو و موزه علوم و تمدن اسلامی دانشگاه گوته فرانکفورت) در این رابطه می گوید:

"...یکی از عجیب ترین اتفاقات ثبت شده در تاریخ علوم این است که؛ دانشمندان مسلمان در قرن هشتم میلادی در بغداد، به واسطه این کتب، اساتید و ابزارهایی که جهان اسلام به آنها بسیار زودتر از غرب دست پیدا کرده بودند، در آستانه یک کشف عظیم قرار می گیرند. در اینجا با یکی از شخصیتهای بزرگ و عجیب تاریخ بشریت به نام جابر ابن حیّان آشنا میشویم. جابر ابن حیّان را می توانیم به عنوان کیمیاگر و دانشمند شیمی معرفی کنیم. جابر ابن حیّان به وسیله گردآوری رساله ها و کتابچه هایی که به دستش رسیده بود، تا آستانه ایجاد یک رشته علمی جدید پیش رفت. از وی، صدها کتاب پر از نظریه ها و استدلال های فیلسوفانه بجای مانده است. هنگامی که این کتابها را بررسی می کنیم، می بینیم که حیّان آغازگر روش آنالیز کمی و کیفی در علم شیمی بوده است. علم شیمی که در جهان اسلام با جابر ابن حیّان، به اوج خود رسیده بود، پیشرفتهای دیگری نیز می کند. برای نمونه، اکتشافات عملی مهم زکریای رازی را در قرن نهم میلادی می توانیم مثال زنیم..."

در واقع دانشگاهی که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) بنیادگذاردند، نخستین الگوی دانشگاه و حوزه علمیه اسلامی بود که در آن دین و مذهب و دانش الهی و قرآنی به طور تنگاتنگی با علوم دیگر اعم از علوم انسانی و علوم تجربی در هم آمیخته بود و فارغ التحصیلان این دانشگاه بیش و پیش از هرگونه تخصصی، در علوم قرآنی و دینی، عالم و دانشمند بودند. فی المثل ابوعلی سینا اگر در طب استاد بود اما پیش از آن در فلسفه و حکمت اسلامی، علامه بود و از همین روی به وی "حکیم" اطلاق می شد.

دراین دانشگاه اسلامی نه تنها دوستداران اهل بیت بلکه حتی مخالفان حضرت مانند ابوحنیفه تحصیل می کردند و انواع و اقسام علوم اعم از قرآن و سنت و فقه و تاریخ و اصول، عقیده و کلام و فلسفه و ستاره شناسی، پزشکی و جانور شناسی و گیاه شناسی و شیمی و فیزیک و ...تدریس می شد.

آنچه حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) پایه گذاری کردند در طول قرن های متمادی باعث شد تا دانشمندان علوم مختلف به دلیل پشتوانه دینی و زمینه علوم الهی و قرآنی، در درجه نخست یک عالم دینی و اسلامی باشند و برهمین اساس بود که طی 10 قرن، دانشمندان اسلامی فخر جامعه بشریت شدند و تمدن اسلامی را به اقصی نقاط جهان بردند. از همین روی بود که علم و دانش در جهان اسلام شکوفا شد. چراکه با اندیشه و تفکر الهی آمیخته بود و این همان است که غرب صلیبی/صهیونی نقطه قوت اسلام در غلبه بر سایر فرهنگ و تمدن های مادی و غیر الهی دانسته و می داند و همواره سعی در از بین بردن آن داشته و دارد. به همین دلیل یکی از مهمترین تئوری های پس از رنسانس غرب و یکی از محورها و فقرات فکری جنبش به اصطلاح روشنگری در تقابل با اندیشه الهی، سکولاریسم بود که به همان معنا و مفهوم جدایی دین از زندگی و اجتماع و سیاست تعبیر شد. یعنی در مقابل فرمولی که اعتلای اسلام را در اقصی نقاط گیتی باعث شده بود.

/ 0 نظر / 42 بازدید