سی و ششمین جشنواره فیلم فجر - قسمت چهارم


پنجِ نفرت انگیز


در این قسمت فیلم های "مغزهای کوچک زنگ زده"، "امپراتور جهنم" و "عرق سرد" مرور می شوند:


مغزهای کوچک زنگ زده


پنجیمن فیلم هومن سیدی در سمت کارگردانی پس از فیلم نسبتا استاندارد "خشم و هیاهو"، بازگشت به همان فضای تیره و تار و پلشت آثاری مانند "اعترافات ذهن خطرناک من" است که تقریبا می توان گفت نسبتی با فیلم و مدیوم سینما ندارد. موضوع فقط نشان دادن یا ندادن نکبت و بدبختی نیست که در تاریخ سینما بسیار فیلم ها بوده مملو از سیاهی و پلشتی اما حداقل ساختار واقعی "فیلم" را دارا بوده و تنها یک سری تصاویر سیاه و تاریک و عربده کشی و جیغ و داد را شامل نمی شده اند، مثالش فیلم هایی است در تاریخ سینما اساسا به فیلم سیاه (Black Movie) معروف شدند یا اصلا سینمای نوآر که همان ترجمه فرانسوی فیلم سیاه است. در سینمای اخیرتر هم می توان به فیلم های تارانتینو همچون "پالپ فیکشن" و "جنگو رها شده از زنجیر" اشاره کرد که کثافت و سیاهی از سر و رویشان می بارد.

اما آثاری مانند "مغزهای کوچک زنگ زده" در واقع فقط ادعای فیلم سیاه را درمی آورند ولی از حداقل عناصر سینمایی بی بهره هستند. اینکه گروهی در به داغان و کم عقل و دست و پا چلفتی که خود فیلم آنها را کمتر از گوسفند معرفی می کند، در گوشه و کنار این شهر با برپاکردن کارگاههای علنی به کار تولید و طبخ و توزیع مواد مخدر اشتغال داشته باشند و کسی هم به آنها نگوید که خرشان به چند من است! بعد هم به راحتی و ساده لوحانه تر از فیلم های هندی، دو تن از این افراد عقب افتاده از معرکه فرار کنند و کسی هم پی گیرشان نشود و بعد هم راحت بروند ملاقات زندان و برای خودشان بچرخند!! فقط در چنین هجوی معنی و مفهوم می یابد. مثل آن دختری را که به ناشیانه ترین وجه توسط یک پسربچه خفه شده و می میرد و ساعتها بدون نفس کشیدن و بی حرکت کنار قبری که برایش حفر می کنند، دراز کشیده، سپس ناگهان زنده شده و خیلی عادی به زندگیش ادامه می دهد و حتی به قول معروف خش برنداشته و لااقل براثر خفگی صدایش هم نگرفته که بلندتر هم داد می زند و جیغ می کشد و هوار می کند. جیغ و دادی که سرتاسر فیلم نه فقط از جانب این دختر بلکه از سوی مادرش و سایرین نیز به گوش می رسد، گویی مثلا به بازیگر نقش مادر گفته شده که فقط جیغ و عربده بکشد!

دیگر مقوله هایی مانند شخصیت پردازی و قصه و سر و ته آن و فراز و نشیب های ماجرا هم گویی اساسا مد نظر نبوده و فی المثل تصور شده اگر بازیگر نقش شاهین حرکات متفاوتی انجام داده و لحن بیانی خاصی به خود بگیرد، کار تمام است، در حالی که آن حرکات خاص و لحن متفاوت به دلیل حجم زیاد و تکرار مدام از آنجا که ملکه بازیگر نشده، به ادا و اطواری لوس و بی مزه تبدیل می شود و به تدریج مخاطب را دچار انزجار می کند! جالب است که فیلمساز آنقدر بر چرکی و کثیفی فضای اثرش اصرار داشته که حتی در و دیوار سالن ملاقات زندان را هم به همان صورت بیغوله ها و مخروبه های فلک زدگان فیلمش بازسازی کرده است!!!

همان تارانتینو نام فیلم آخرش را گذاشته بود: "هشتِ نفرت انگیز"، چراکه گفته بود خودش هم حالش از کثافت و پلشتی آن فیلم به هم خورده، درحالی که فیلم یاد شده علیرغم همه کثافتی که از در و دیوارش می بارید،از قصه و شخصیت ها و سیر داستانی درست و درمانی برخوردار بود. حالا با تسامح بد نیست نام "مغزهای کوچک زنگ زده" نیز با توجه با اینکه پنجمین فیلم هومن سیدی است به "پنجِ نفرت انگیز" اصلاح شود، چون تنها نامی است که بیشتر مناسب آن به نظر می رسد.

 

امپراتور جهنم

سانسور 40 دقیقه ای

تازه ترین فیلم پرویز شیخ طادی که آثار خوش ساخت و مطرحی همچون "دفتری از آسمان"، "پشت پرده مه"، "شکارچی شنبه" و "روزهای زندگی" را در کارنامه خود دارد، قرار بود درباره شکل گیری داعش و پیرامون آن باشد. سال گذشته به دلیل عدم انتخاب فیلم برای بخش مسابقه از حضور در جشنواره فیلم فجر انصراف داد و امسال در بخش مسابقه پذیرفته شد. اما محمد خزاعی، تهیه کننده فیلم (که از تهیه کنندگان متعهد و با کارنامه قابل قبولی بوده و فیلم "به وقت شام" ساخته ابراهیم حاتمی کیا را نیز تهیه کرده) در کنفرانس مطبوعاتی فیلم ابراز داشت ، حدود 40 دقیقه از فیلم به بهانه مغایرت با مسائل دیپلماتیک و مصلحت اندیشی سیاسی حذف شده است! خزاعی گفته که مسائلی در مورد اتحادیه اروپا، آینده عربستان، نسل کشی و ... حذف شده و شیخ طادی هم به خصوص به بخش هایی از قسمت های حذف شده اشاره کرد که درباره ارتباط داعش با عربستان بوده و سپس به مخاطب حق داد که بگوید فیلم از لحاظ روایتی مشکل دارد.

به این ترتیب بدون در نظر گرفتن این اظهار نظرها، نقد نسخه فعلی فیلم "امپراتور جهنم" چندان منصفانه نیست اگرچه برخی معتقدند فیلم های را بایستی تها براساس آنچه موجود است و بدون حواشی و زمینه ها، نقد کرد اما در طول تاریخ سینما حتی درمورد آثار برجسته، معمولا عوامل فرامتنی برای نقد آن در نظر گرفته شده است. مثلا اینکه اورسن ولز معروف برای ضایع نشدن آن صحنه 3-4 دقیقه ای ابتدای فیلم "نشانی از شر" توسط تهیه کننده ، کارش به دعوا با او رسید یا اینکه کرک داگلاس، بازیگر اصلی فیلم "اسپارتاکوس"، بیشتر آن را کارگردانی کرد تا استنلی کوبریک معروف که عنوان کارگردان آن را داشت و یا حدود 50 دقیقه از نسخه اصلی فیلم "در قلمرو بهشت" سانسور شد.

اما به هر حال از تصاویر اولیه فیلم "امپراتور جهنم" می توان به کارگردانی قوی، بازی های خوب، فیلمبرداری و تدوین متناسب، جلوه های ویژه چشمگیر و حتی حرکات متفاوت رزمی در درگیری های تن به تن پی برد. حجم بالای لوکیشن و تصاویر و بازسازی ها و طراحی صحنه (که خود شیخ طادی در آن حرفه ای است) نشان از تلاشی عظیم در تولید و تهیه فیلم "امپراتور جهنم" دارد. اما متاسفانه همچنانکه کارگردان اثر هم اذعان کرد، از یک دوم فیلم به بعد ساختار روایی و سینمایی آن در واقع نابود می شود.

 

"عرق سرد"

تریبونی برای شعار دادن

ساختار روایی فیلم "عرق سرد" نیز براساس شعر و شعار شکل گرفته که یک ماجرای یک سطری را تا نزدیک به 90 دقیقه کش دهد! یک دختر کاپیتان تیم فوتسال زنان ایران که عازم مسابقات خارج کشور است به دلیل اختلافات چند ساله توسط شوهرش از کشور ممنوع الخروج شده. همین! این درحالی است سال گذشته همین مشکل برای قهرمان تیراندازی پارالمپیک ایران اتفاق افتاد ولی با حکم دادگاه رفع شد. اما قرار است در فیلم "عرق سرد" برپایه یک موضوع نادرست و غلط شعار داده شود که چرا بایستی چنین حکم ظالمانه ای در قانون ما وجود داشته باشد و از این مسیر به قوانین اسلامی و مسئله سرپرستی مرد در خانواده برسند و همه احکام دینی را با یک شبه داستان سر هم بندی شده زیر علامت سوال ببرند!!

شعارهای یاد شده بارها توسط خود کاراکتر اصلی و بعد بوسیله دوستانش و سپس وکیلش در فیلم تکرار شده و در آخر نیز برای شیرفهم کردن تماشاگر، بازیگر اصلی مانند انشای مدرسه، همان شعارها را قرائت می کند!!! طرفه آنکه که در جشنواره فجر برای انتخاب فیلم ها نه تنها به ساختار استاندارد آنها توجهی نمی شود و نه تنها تناسب موضوع آنها با عنوان جشنواره در نظر نمی آید بلکه حتی به تقابل آنها با اصلی ترین ارزش ها و باورهای مردم و کشور نیز بی اعتنایی می شود!! ای کاش لااقل برای باورپذیری فوتبالیست بودن بازیگر نقش اصلی، وزن و حجمش را کمتر می کردند تا به اندازه دیگر بازیکن ها برسد. یا با این چاقی و حجم زیاد، ماجرا را عوض کرده و نقش وی را از یک فوتبالیست به وزنه بردار یا کشتی گیر سنگین وزن تغییر می دادند!!!

 

 

 

/ 0 نظر / 78 بازدید