فیلم "چاقوها بیرون" ؛ ده سرخپوست کوچولو در قطار سریع السیر شرق

فیلم "چاقوها بیرون" از آن فیلم های مطرح فصل جوایز است که هنوز هیچ جایزه دندان گیری نگرفته و از گلدن گلوب نیز علیرغم 3 نامزدی، چیزی دشت نکرد. فیلمی ساخته رایان جانسون که شاید نویسندگی و کارگردانی فیلم "جنگ های ستاره ای: آخرین جدای" برجسته ترین اثر کارنامه اش به شمار آید. علاوه بر این عجالتا نویسندگی سه گانه چهارم "جنگ های ستاره ای" برعهده اوست و فعلا کارگردانی اولین آنها یعنی قسمت نهم این مجموعه چهل و چند ساله را بدست گرفته است.

اما فیلم "چاقوها بیرون" طبق معمول آثار پلیسی معمایی همچون مجموعه کاراگاه پوآرو و شرلوک هلمز و خانم مارپل و ... با یک قتل شروع می شود که در ابتدا فرم خودکشی دارد ولی با ورود پلیس و کاراگاهان از جمله شخصی به نام بلانک (دانیل کریگ) موضوع خیلی زود از موضوع خودکشی به قتل تغییر جهت می دهد. هارلان ترومبی (کریستوفر پلامر) نویسنده کتاب های جنایی و پدر یک خانواده اشرافی، پس از جشن تولد 85 سالگی، در اتاقش مرده یافت می شود درحالی که با چاقویی گلویش را بریده یا بریده اند.

خانواده اش یعنی دخترش لیندا (جیمی لی کرتیس) که کار تجاری می کند، شوهر او ریچارد (دان جانسون) که چندان اخلاق روبراهی ندارد، پسرشان رنسام (کریس اوانز) که چندان مورد علاقه هارلان نبوده و در شب تولد هارلان، جر و بحثی با وی دارد، پسر هارلان یعنی والت (مایکل شانون) که امور چاپ و نشر کتاب هایش را برعهده دارد، همسر والت به نام دونا (ریکی لیندهوم) که ظاهرا مهربان و خوش قلب است و پسرشان جیکوب که غرق موبایل و رفتارهای غیر طبیعی است، عروس دیگر خانواده به نام جونی (تونی کولت)  که شوهرش یعنی پسر بزرگ هارلان مرده و او با دخترش، مگ (کاترین لنگفرود) آویزان هارلان و پول های اوست و بالاخره مادر بزرگ یعنی مادر هارلان که بی سر و صدا ولی در داستان، رازگشای صحنه های پیچیده ای می شود.

علاوه بر همه اینها، یک مستخدمه مهاجر آمریکای لاتینی به نام "مارتا کابررا" (آنا دی آرماس) نفر دهم ماجرا و یکی از مهمترین و محوری ترین شخصیت های قصه است که علیرغم اظهار علاقه خانواده به او اما هنوز نمی دانند او از کدام کشور آمده؛ بعضی مواقع وی را اکوادوری، گاهی اروگوئه ای و زمانی پاراگوئه ای و بالاخره برزیلی می خوانند. اما هموست که اساسا ماجرای قتل یا خودکشی هارلان را رقم می زند، بدون آنکه بخواهد و یا قصد چنین کاری را داشته باشد. این در حالی است که فرد مرموز دیگری در پشت همه این ماجراها قرار دارد که بطور ناشناس، بلانک را استخدام کرده و به صحنه ماجرا کشانده است.

فیلم "چاقوها بیرون" در وهله نخست، فیلم "گاسفورد پارک" رابرت آلتمن را به ذهن می رساند. مراسمی و قتلی و آدم هایی از طبقه بالا و مستخدمانی از طبقه پایین و بالاخره حدس هایی که به واقعیت منجر نمی شود. اما در واقع این فیلم بیشتر به داستانی در میانه دو قصه معروف آگاتا کریستی یعنی "ده سرخپوست (بومی) کوچک" و "قتل در قطار سریع السیر شرق" راه می برد. دو فیلمی که در یکی، قاتل حتی خود را در میان قربانیان قرار می دهد و در دیگری همه مظنونین قاتل هستند.

در ابتدا مشکل هارلان با تک تک افراد خانواده اش رو می شود مثل اطلاع از روابط نامشروع ریچارد و تهدید وی به باخبر کردن لیندا یا کشف خلافکاری جونی برای دریافت دو برابر پولی که باید برای تحصیل مگ در دانشگاه می گرفته و قطع مستمری او یا برکناری والت از مدیریت انتشارات کتاب هایش و بالاخره محروم کردن رنسام از ارث. تا اینجا مثل  "قتل در قطار سریع السیر شرق" به این گمان می رسیم که همه این افراد در قتل هارلان دست داشته اند. اما خیلی زود فیلمساز ما را از این گمانه رها ساخته و مشخص می کند که قتل یا در واقع خودکشی به دلیل تزریق اشتباه مقدار زیادی مورفین به جای دارویی دیگر توسط مارتا و سپس دریافت این مسئله و تلاش برای نجات هارلان بوده که هارلان به دلیل نداشتن فرصت و خلاص کردن مارتا از موضوع قتل، نقشه ای طرح کرده و خودش گلوی خودش را می برد یعنی در واقع خودکشی می کند. این ماجرا وقتی در مرحله بعد متوجه می شویم، داروها اشتباه تزریق نشده و فرد دیگری پشت قضیه بوده تا نقشه قتل انجام شود ولی چنین نشده، به یاد داستان "ده سرخپوست کوچک" می افتیم. در واقع تا اینجا ، موضوع قتل تنها به قول آلفرد هیچکاک یک مگ گافین است، آن هم از نوع عمیق و تاریک و سیاه.

به جز این، روند پیشبرد قصه و شخصیت ها و شکل گیری و صعود و افول شان (که به خوبی در تک تک کاراکترها اعمال شده) تقریبا مانند همان گونه فیلم های پلیسی معمایی است که نمونه هایی از آنها ذکر شد. تنها تفاوت، همان ویژگی امسال فیلم های فصل جوایز است که تضادهای دو طبقه فرودست و فرادست را به طور تاکید آمیزی به رخ می کشد.

در فیلم "چاقوها بیرون" هم مارتا یک مهاجر از آمریکای لاتین است که مادرش هنوز به طور غیرقانونی در آمریکا اقامت دارد و همین موضوع او را روی لبه تیغ قرار داده است. او فقیر و از طبقه پایین است اما مورد مهر و محبت یک فرد اشرافی از طبقه بالا به نام هارلان ترومبی قرار می گیرد که حتی حاضر است به قیمت پایان دادن به زندگی اش، مارتا را از خطر برهاند. مارتایی که به نظرش، داروی اشتباه به او تزریق کرده و باعث مرگش شده است.

تا اینجای کار همان فرمول و تم فیلم های برگزیده امسال فصل جوایز، در فیلم "چاقوها بیرون" هم رعایت شده است. اگر صحنه هایی که جعلی بودن استفاده داروهای اشتباه و همچنین توطئه پس پرده این داروهای اشتباهی را از فیلم حذف کنیم و به صحنه پایانی برسیم، قطعا تمامی آنچه بایستی به عنوان تم فیلم های امسال در این فیلم نیز وجود داشته باشد، در نظر گرفته شده است.

اما با پیشرفت داستان، این تم فقط تا حدودی رعایت می شود، یعنی اگرچه نه مارتا و نه هارلان از اصل ماجرا خبر نداشته و قضیه قتل و خودکشی به صورت دیگری اتفاق افتاده اما به هر حال هر دو نفر یقین داشته اند که داروی اشتباهی تزریق شده و از همین روی هم هارلان خودکشی می کند. یعنی هم هارلان مارتا را موجب این قتل می دانسته و هم خود مارتا . در واقع این تخصص و دقت ناخودآگاه مارتا در عدم انتخاب داروی اشتباه بوده که او را از قتل تبرئه می کند به علاوه فردی که اساسا کاغذ روی داروها را عوض کرده و از قضا از همان طبقه فرادست و اشرافی است. ضمن اینکه هارلان به خود فرصت نمی دهد که با داروی اشتباه یا غیر اشتباه بمیرد بلکه خودش با چاقو خودکشی می کند.

به هر حال همه این پیچش ها، به نظر می آید تم اصلی مورد بحث را در فیلم "چاقوها بیرون" ناقص و ابتر گذارده، ضمن آنکه شخصیت مارتا، اساسا اهل طغیان و آشوب و غلبه علیه طبقه فرادست به نظر نمی رسد برعکس کاراکترهای شرور فیلم هایی همچون "جوکر" و "روزی روزگاری در هالیوود" و "مرد ایرلندی" و "ما" و "انگل" و "جواهرات تراش نخورده"  ... و یا کارکترهای فرودست و سلطه طلب فیلم های "داستان ازدواج" و "جوجو خرگوشه" و ...

اما رایان جانسون در صحنه آخر تیر خلاص خود را به تصور اینچنین درباره مارتا زده و در آن صحنه با یک میزانسن پر مفهوم که اعضای خانواده در پایین و مارتا برفراز بالکن خانه قرار دارد، سلطه طلبی را را از درون کاراکتر مهربان و فداکاری همچون مارتا هم بیرون کشیده و در عمق شخصیت او، خواست عمیق غلبه و برتری بر طبقه فرادستی که در طول خدمت در آن خانه اشرافی، مورد اذیت و آزارش قرار داده بودند را نشان می دهد.

اما فیلم "چاقوها بیرون" یک وجه دیگری هم دارد که برای این روزهای ما و انبوه اخبار فیک و جعلی که از طریق شبکه های مجازی به خوردمان داده می شود، بسیار مفید است. اینکه حتی در پس ماجراهایی که به نظرمان خیلی قطعی و واضح می رسد و به قول معروف ردخور ندارد (نه مثل این اخباری که بدون کوچکترین سند و مدرک از سوی منابع نامشخص مطرح شده و ناگهان همه رسانه های زنجیره ای و شبکه های به اصطلاح اجتماعی هم آن را کپی نقل می کنند) اگر تخصصی و با علم و آگاهی حتی با همین موارد به ظاهر بسیار آشکار و عیان برخورد شود (مانند آنچه "بلانک" انجام داد) در پس پرده هایی که ما نمی بینیم یا دانش و تخصصمان برای راهیابی به آنها کافی نیست، واقعیت هایی وجود دارد که حتی شاید به مخیله مان هم خطور نکند. بد نیست گاهی برخی از این فیلم ها را ببینیم. نوع نگاهمان را شاید عمیق تر کند تا ازقضاوت های سطحی و بی پایه و اساس خودداری کنیم و درصدی برای آن احتمال باقی بگذاریم که شاید همه ابعاد ماجرا را ندانیم و یا نتوانیم دریابیم.

/ 0 نظر / 859 بازدید