چه فیلمی جایزه فیلمنامه جشنواره کن را گرفت؟

 

فیلم "سه رخ" ساخته جعفر پناهی، جایزه بهترین فیلمنامه هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن را به طور مشترک با یک فیلم ایتالیایی به نام "لازاروی خوشحال" دریافت کرد. آنچه از مجموع نقدها و تحلیل هایی که در طول جشنواره درباره فیلم "سه رخ" انجام گرفت، به طور کلی آن را اثری متوسط نشان داد و نمره منتقدان مجله "دیلی اسکرین" نیز 6/2 از 5 بود که اگرچه از امتیازات فیلم "همه می دانند" اصغر فرهادی بسیار بالاتر بود (فیلم فرهادی با امتیاز 8/1 از 5 اثر ضعیفی ارزیابی شد) اما بازهم فیلمی درخور دریافت جایزه بهترین فیلمنامه به نظر نمی رسید.

بیشتر توجهات به فیلم "3 رخ" از عدم حضور پناهی در جشنواره و پروپاگاندای عظیمی که از سوی جشنواره و محافل خارجی برای این عدم حضور اتفاق افتاد، منشاء گرفت و کمتر متوجه خود فیلم بود. چنانچه منتقد وب سایت BBC در این باره نوشت:

"... شرایط جعفر پناهی در ایران، ممنوعیت فیلمسازی و ممنوع الخروجی، او را در یک موقعیت استثنایی قرار داده که می تواند توجه جشنواره‌ها و رسانه‌ها را به خود جلب کند؛ موقعیتی که افسوس هر سینمادوستی را در هر کجای جهان- به حق- برمی‌انگیزد و در کنار آن البته پناهی هم خودآگاه از آن سود می‌جوید..."

در واقع این همان برداشتی است که نشان می دهد، جشنواره کن به آنچه توجه ندارد، قابلیت های هنری و سینمایی یک فیلم است. چنانچه "تیری فرمو" یکی از مسئولین این جشنواره چند سال پیش اعلام کرد که همه فیلم های جعفر پناهی دراین جشنواره پذیرفته خواهند شد و وی برای همیشه داور تمامی جشنواره های جهان است!! این سخنان به این مفهوم است که مهم نیست پناهی چه فیلمی بسازد، چگونه بسازد و چه از آب دربیاورد! مهم این است که او پناهی است!! مقامی که حتی اساتید تاریخ سینما مانند جان فورد و آلفرد هیچکاک وچارلی چاپلین نیز از آن بی بهره بوده اند!!!

اما منتقد BBC درباره فیلم پناهی یعنی "سه رخ" نوشت:

"... هرچند «سه رخ» از فیلم بسیار ضعیف «تاکسی» (فیلم دیگرپناهی که چند سال پیش جایزه اول جشنواره برلین را دریافت کرد!) ، به مراتب شسته‌رفته‌تر و از نظر بصری کارشده‌تر است اما مشکل تمامی فیلم های اخیر پناهی را هم دارد: تلاش برای واقعی‌نمایاندن صحنه و روایت که در نهایت شکلی از مستند غیرطبیعی و تقلبی را شکل می‌دهد که باورپذیر نیست و نمی‌تواند تماشاگرش را درگیر فضا و موقعیت صحنه کند..."

فیلم ماجرای 3 زن را روایت می کند که یا هنرپیشه بوده اند یا هستند و یا می خواهند بشوند و هر 3 درگیر مشکلاتی هستند ولی شروع فیلم اساسا به قول یکی دیگر از منتقدین یک "گاف ابلهانه" محسوب می شود! چراکه با ویدئوی خودکشی یکی از آن 3 تن شکل می گیرد که گویا توسط خودش ارسال شده است!!

قریب به اتفاق منتقدان و حاضران در جشنواره، فیلم "3 رخ" را تقلیدی از آثار کیارستمی خواندند، گویا پناهی هنوز نتوانسته مدیومی به نام سینمای مستقل را بشناسد و همچنان در زیر سایه عباس کیارستمی فیلم می سازد، چنانچه برخی نقدهایی که حتی در دفاع از فیلم او نوشته شده، آن را "حضور شبح کیارستمی بر پرده جشنواره کن" خواندند!

"استیو پاند"، منتقد معروف دیگر، فیلم پر از لحظات اضافی می داند که به انبوهی از دیالوگ ها و حرف های تکراری میان خود پناهی و بازیگر اصلی فیلم ختم می شود و بعد از آن کلی اتفاقات بی ربط می افتد که بیش از آنکه یک قصه یا روایت باشند، به مشتی شعارهای کهنه در یک تجربه آماتوری سوپرهشت شبیه هستند؛ از نمایش یک گاو نر قوی گرفته (مثلا به استعاره جامعه مرد سالار!) تا قضیه یک هنرپیشه فیلمفارسی که ممنوع الکار است(یعنی همدردی با ممنوع الکارها؟!) تا خانواده ای ظاهرا سنتی که به دخترشان اجازه هنرپیشه شدن نداده اند(سوژه ای که از اولین فیلم تاریخ این سینما در سال 1311 یعنی "حاجی آقا آکتور سینما" در سینمای ایران تکرار شده) و تا مراسم ختنه سوران پسر بچه ای که قرار است خاک کردن ماحصل این مراسم به عنوان "پوست مقدس"، تعیین کننده سرنوشت وی باشد!!! (ماجرایی که در فیلمفارسی "درشکه چی" مربوط به 40 سال پیش نیز تکرار شده بود)!!!

و نقطه اوج فیلم و احتمالا قله سینمای جعفر پناهی! در آخر فیلم اتفاق می افتد که خود ایشان به عنوان ناظر زورکی همه این صحنه ها، همان "پوست مقدس" که به وی سپرده شده تا در تهران و محوطه دانشگاه تهران خاک کند و باعث شود سرنوشت صاحب آن را به نقطه مطلوبی برساند را در خانه همان هنرپیشه فیلمفارسی دفن می کند تا مثلا چنان زنانی سرنوشت نسل بعد را تعیین کنند!!!

"تیم گریسون" منتقد معروف مجله دیلی اسکرین درباره فیلم "3 رخ" نوشته :

"...فیلم بر روی تغییرات اتفاقی می چرخد... "3 رخ" می تواند بعضی مواقع مثل یک احمق خیالباف بدون کمترین حرکت به جلو، حسی را ایجاد کند اما این متانت مقداری از آن تسلیم مالیخولیایی قسمت پناهی را برای خودش و سرزمینش برعکس نشان می دهد..." !


/ 0 نظر / 303 بازدید