16 آذر چه اتفاقی افتاده است؟

بسیاری از روزها و ایام و سالها و اسامی هستند که به جز تکرار آن به بهانه ای مثلا برای مراسم یا تعطیلی و یا آدرس، اهمیت دیگری برای مخاطبان ندارند. بسیاری نمی دانند، مناسبت آن روز چیست، چرا آن اسم را بر خیابان یا کوچه و یا گذری نهاده اند، اصلا شخصی که نامش بر خیابان یا بزرگراه و یا میدانی است، چه کسی بوده و چه شاخصه ای داشته است ؟ چرا روزی را عنوان خاصی داده اند؟

نام های بسیاری را شاید در اوقات پرشماری برزبان می آوریم، بدون آنکه بدانیم یا کنجکاو باشیم از صاحب آن نام یا مناسبت آن روز اطلاعی کسب کنیم: بزرگراه سعیدی، دانشگاه شریف، خیابان سید جمال الدین اسدآبادی، روز مهندس یا روز معمار و یا روز داروسازی و بالاخره همین روز دانشجو. آیا می دانید چرا 16 آذر به نام دانشجو نامیده شد و چه اتفاقی در این روز افتاده است؟

عدم آگاهی به مناسبت 16 آذر حتی باعث شد که چند سال پیش رضا پهلوی با سوء استفاده از حافظه و سواد ضعیف تاریخی برخی، طی اطلاعیه ای این روز را گرامی بدارد! و همین باعث شد که بعضی وی را خطاب قرار دهند که آیا می داند پدرش عامل اصلی حادثه خونین 16 آذر است؟! این درحالی است که رضا پهلوی هیچگاه عملکرد پدرش را نه فقط در 16 آذر 1332 و نه در هیچ یک از صدها واقعه خونین دیگر دوران پهلوی و نه در کودتای ننگین 28 مرداد و قبل و بعد از آن محکوم نکرده و حتی مورد انتقاد قرار نداده است!

آذرماه 1332 در حالی که کمتر از 4 ماه از کودتای سیاه 28 مرداد می گذشت که به طور مشترک توسط سرویس های جاسوسی انگلیس (MI6) و آمریکا (CIA) انجام شده بود، اعلام گردید از طرفی دنیس رایت (که قبل از کودتا توسط دولت مصدق از ایران اخراج شده بود) مجددا به عنوان سفیر انگلیس به ایران باز می گردد و از طرف دیگر ریچارد نیکسون، معاون وقت رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا (یعنی دیگر عامل کودتا) در 17 آذرماه به ایران آمده و در دانشگاه تهران، دکترای افتخاری دریافت می نماید!!

همین دو عامل باعث شد که دانشجویان دانشگاه تهران از 14 آذرماه دست به اعتراض بزنند (برخی بازاریان نیز که در این روز دست به اعتراض زده بودند، همراه تعدادی از دانشجویان دستگیر شدند) ، این اعتراضات در 16 آذر به اوج خود رسید تا جایی که گارد شاهنشاهی و مزدوران شاه به داخل دانشگاه تهران و دانشکده فنی آن که مرکز اعتراضات بود، هجوم برده و با رگبار مسلسل ، دانشجویان را به گلوله بستند. صدها دانشجو زخمی و دهها تن دستگیر شدند و 3 دانشجو به اسامی شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا به خاک و خون غلتیدند.

در آن روز شهید دکتر مصطفی چمران نیز از حاضرین و شاهدین ماجرا بود. شهید چمران در بخشی از روایت خود از 16 آذر سال 1332 دانشگاه تهران می‌گوید:

"من نیز همراه عده‌ای از دانشجویان وارد آزمایشگاه شدم. خون مجروحین آنقدر زیاد بود که پایین پله‌ها گلگون شده بود. بین دوستان ما، شیشه پای یکی را شکافت. دیگری پایش هدف گلوله قرار گرفته و سوراخ شده بود.گلوله از یک طرف پا وارد شده و از طرف دیگر خارج شده بود. دانشجویان و مستخدمین آزمایشگاه مشغول بستن زخم های دانشجویان مجروح بودند. از حدود سی نفر که به آزمایشگاه مقاومت مصالح پناه بردند، به استثنای دو یا سه نفری همه مجروح شده بودند. دانشکده کاملا محاصره شده بود و کسی نمی‌توانست خارج شود. هنگام تیراندازی در داخل دانشکده، سربازان خارج دانشکده نیز شروع به تیراندازی کردند و مقداری از سنگ‌ها و شیشه‌های جلو دانشکده فنی را شکستند. پس از ختم گلوله باران، دقیقه‌ای سکوت دانشکده را فرا گرفت. ناگهان در میان سکوت آه بلندی به گوش رسید که مانند دشنه در قلب ما فرو رفت و از چشم بیشتر دانشجویان اشک جاری شد. ناله‌های بلند و سوزناک به ما فهماند که عده‌ای مجروح شده‌اند و در همان جا افتاده اند. اولیای دانشکده مستخدمین و چند نفری از دانشکده پزشکی می‌خواستند مجروحین را به پزشکی برده معالجه کنند. ولی سربازان با تهدید به مرگ مانع از این کار شدند. بدن مجروحین در حدود دو ساعت در وسط دانشکده افتاده بود و خون جاری بود تا بالاخره جان سپردند."

 

18 آذرماه یعنی دو روز پس از آن سرکوب خونین، ریچارد نیکسون طبق برنامه طراحی شده، به ایران آمد و سپس به همراه شاه پای برخون های ریخته شده، گذارد و به دانشگاه تهران رفت و دکترای افتخاری دریافت داشت تا رژیم دست نشانده پهلوی بار دیگر مراتب سرسپردگی خود را به ارباب آمریکایی اعلام کرده و برای کودتای خونینی که چندماه پیش در این سرزمین به راه انداخته بود به او دستخوش بدهند!!!

سردنیس رایت، نیز چندی بعد همزمان با برقراری مجدد رابطه ایران و انگلیس (که در دولت دکتر مصدق قطع شده بود) وارد کشور شد و مورد استقبال مقامات دولت کودتا قرار گرفت. قابل تامل اینکه در آن مراسم استقبال، کسی که به عنوان نماینده شبکه های خبری از سفیر انگلیس و همسرش فیلمبرداری می کرد، ابراهیم گلستان بود!!

/ 0 نظر / 30 بازدید