مستغاثی دات کام

 
نگاهی به سی و چهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

 

 یک هفته فیلم بی هدف و نسبتا غیر معتبر !

 

اعتبار و رتبه و درجه جشنواره های جهانی معمولا با چند عامل سنجیده می شود :

اول کیفیت فیلم های شرکت کننده، دوم بکر بودن این فیلم ها که پیش از جشنواره فوق هیچ اکران جشنواره ای یا حداقل نمایش عمومی نداشته باشند، سوم هیئت های داوری و اعتبار جهانی اعضای آنها، چهارم بازار فیلم و استودیوها و کمپانی های شرکت کننده در آن و بالاخره میهمانان خاص جشنواره و شهرت و معروفیت جهانی آنها.

همه این موارد را قدمت و سابقه یک جشنواره در تداوم عناصر فوق، استحکام و قوت می بخشد و البته موضوعاتی مانند عنوان و نشانه و علامت اختصاری جشنواره ها و سالن های برگزاری آن به ویژه کاخ جشنواره (که بسیار درکادر دوربین ها و تبلیغات قرار می گیرد) هم همواره از نکات قابل توجه و تامل به شمار آمده است.

فی المثل جشنواره های گروه الف جهانی مانند کن، برلین و ونیز که سابقه طولانی در حضوری پیوسته و قابل توجه داشته اند همواره سعی می کنند که در زمره فیلم های هر سال بخش اصلی خود یعنی مسابقه فیلم های بلند داستانی ، نام ها و عناوین مشهور که حداقل در جشنواره ها و سینمای هنری جهان شناخته شده اند، وجود داشته باشد. در همین دوره امسال جشنواره کن که حدود دو هفته دیگر برگزار خواهد شد به اسامی معروفی مانند پدرو آلمودوار، الیویر آسایاس ، برادران داردن (که تقریبا به صورت برند اختصاصی این جشنواره درآمده اند!)، جیم جارموش، کن لوچ و شان پن بر می خوریم که تقریبا در سینمای اصلی و تجاری جهان چندان مورد توجه نبوده اما در عرصه سینمای به اصطلاح هنری، اسامی مطرحی به حساب می آیند.


اما جشنواره ای که اوایل  اردیبهشت در طبقه فوقانی بازار موبایل و تبلت و کامپیوتر چارسو تحت عنوان جشنواره جهانی فیلم فجر برگزار شد، براساس عناصری که ذکر گردید، تا چه حد از اعتبار برخوردار است؟

اولین موضوع که در نگاه نخست به این جشنواره (البته ارزیابی اینکه اساسا اطلاق عنوان جشنواره فیلم به چنین پدیده ای درست است یا خیر را به پایان این مطلب و قضاوت خوانندگان واگذار می نماییم) و در لحظه ورود هر مخاطبی جلب توجه کرده و شاید به قول معروف توی ذوق تماشاگران بزند، مکان برگزاری و به اصطلاح کاخ جشنواره است که در طبقه آخر از یک پاساژ تجاری قرار دارد! و دل برگزار کنندگان به آن خوش است که از در و دیوار این پاساژ،  پوسترهای جشنواره را آویزان کرده و از طریق صفحه نمایشگر بالای در ورودی آن، در میان تبلیغات جدیدترین انواع موبایل و تبلت و لپ تاپ و ... لحظاتی هم تصاویر فیلم ها یا پوسترهای این جشنواره نقش بسته که به سختی مخاطب می تواند بین آنها و آگهی های تجاری تفاوت قائل گردد!!

متاسفانه دوستان نتوانسته اند متوجه شوند که اگر مثلا در تمام طبقات پاساژ "آرکادین" میدان "پست دامر" برلین ، پوسترهای جشنواره این شهر در ایام برگزاری آن، آویخته شده و محصولات مختلفش به فروش می رسد اما کاخ جشنواره برلین در همان نزدیکی و در مکان  "برلیناله پالاس" بوده و فیلم ها نیز در سایر سالن های سینما از جمله مجموعه سینمایی میدان "پست دامر" نمایش داده می شود.

دومین نشانه ای که از جشنواره موسوم به جشنواره جهانی فیلم فجر جلب توجه کرد، علامت اختصاری اش بود که گویا امسال با درایت و هوشمندی مدیران و مسئولان جشنواره برای اولین بار طراحی و اجرا شده اما متاسفانه وقتی این علامت اختصاری را در اینترنت جستجو می کنیم، به جشنواره دیگری به نام "فرایبورگ" برمی خوریم که اگرچه جشنواره ای درجه دوم در سوییس است ولی خیلی پیشتر از ما، علامت اختصاری خود را متشکل از "یک اف بزرگ انگلیسی و یک آی بزرگ و سپس 2 اف کوچک" قرار داده بود!!

اما مهمترین پارامتر برای اعتبار یک جشنواره فیلم ، آثار شرکت کننده در آن به خصوص در بخش های اصلی مسابقه است که معمولا در جشنواره های معتبر چه از گروه الف یا گروههای پایین تر سعی می کنند فیلم هایی را در بخش های اصلی خود شرکت دهند که قبل از آن در هیچ جشنواره دیگری ( یا لااقل در جشنواره های درجه 2 و 3 ) نمایش نداشته و در نهایت اگر در جشنواره ها هم نمایش داشته، تا قبل از جشنواره یاد شده به اکران عمومی درنیامده باشد. براساس همین قاعده، اعتبار جشنواره های مختلف فیلم، سنجیده می شود. مثلا در جشنواره های گروه الف معمولا فیلم های بخش مسابقه پیش از جشنواره، هیچگونه اکران عمومی یا خصوصی اعم از جشنواره ای یا نمایش عمومی نداشته است. در جشنواره های گروه ب اگر فیلم هایی از بخش اصلی آن در جشنواره های دیگر به خصوص گروه الف به نمایش درآمده اند اما سعی می شود که به جز موارد استثنایی فیلم هایی که به اکران عمومی درآمده اند، به هیچوجه در بخش های اصلی مسابقه شرکت داده نشوند و اصلا شرط حضور در این جشنواره ها، عدم اکران عمومی یا عدم نمایش در جشنواره هاست.

اما وضعیت در جشنواره موسوم به جشنواره جهانی فیلم فجر چه بود؟

در بخش مسابقه اصلی (سینمای سعادت) ، تنها 11 فیلم حضور داشت که 3 فیلم آن ایرانی بودند. این در حالی است که معمولا تعداد فیلم های بخش مسابقه اصلی جشنواره های معتبر مانند  کن یا برلین حداقل از 20 فیلم تشکیل شده است. (آیا این قلت فیلم های بخش مسابقه اصلی جشنواره امسال به معنای استقبال کم فروغ فیلمسازان از این جشنواره نیست؟)

اما از 8 فیلم خارجی بخش مسابقه اصلی، فیلمی به نام "قوچ ها" ساخته یک فیلمساز نه چندان مطرح ایسلندی جایزه بهترین فیلم را گرفت. فیلمی اومانیستی که با ساختاری متوسط ، تقریبا حرف جدیدی برای گفتن ندارد. اما فیلم "قوچ ها" پیش از این  نه تنها در جشنواره های درجه 2 و 3 مانند بالتیک و کمبریج و تسالونیکی و هنگ کنگ و ... نمایش داده شده بود بلکه از 28 مه 2015 یعنی اوایل خرداد سال گذشته به اکران عمومی درآمد که شروع آن در ایسلند بوده و پس از آن در ایتالیا، فرانسه، مجارستان، ژاپن، آلمان، یونان، استونی ، فنلاند، نروژ، انگلیس، ایرلند، برزیل، لهستان، اسلواکی، استرالیا، سوئد، دانمارک و ...نیز نمایش عمومی داشته است!!!

فیلم دیگری به نام "جنون" ساخته امین آلپر از ترکیه جایزه بهترین کارگردانی را دریافت نمود. این فیلم که درباره خشونت های سیاسی در ترکیه است، علاوه براینکه در سال 2015 در جشنواره هایی مانند تورنتو و پوسان و بلگراد به نمایش درآمد، از 6 نوامبر 2015 (یعنی اواسط آبان سال گذشته) در ترکیه اکران عمومی گرفت.

جایزه بهترین فیلمنامه در این بخش به فیلم "وقتی یک درخت می افتد" ساخته "اسیرآلتونا ایزا" از اسپانیا رسید. فیلمی که  پیش از این در جشنواره های مهجوری همچون ریکیاویک، ترومسو، کوسموراما ، گوادالاخارا، کینو آئرو لاپلیکولا و ... نمایش داشته و از 16 اکتبر 2015 یعنی اواسط مهرماه پارسال ابتدا در اسپانیا به اکران عمومی درآمد و سپس در ژانویه سال گذشته یعنی دی ماه 1394 هم در فرانسه اکران شد!!

دیگر فیلم های بخش مسابقه اصلی جشنواره موسوم به جشنواره جهانی فیلم فجر نیز به همین شکل انتخاب شدند؛ یعنی از گمنام ترین فیلم های تولیدی یا فیلم هایی که در جشنواره های درجه چندم اروپایی و آسیایی و آفریقایی نمایش داده شده و یا مدت زیادی است که در کشورهای مختلف به اکران عمومی درآمده اند. برخی از فیلم های یاد شده مانند "گنج" در سال 2015 در دهها جشنواره از ترانسیلوانیا و کارلو ویواری و زوریخ گرفته تا ملبورن و گنیدو و سان سباستین و ... نمایش داشته و حتی در صربستان نیز به اکران عمومی درآمده اند یا فیلم "3000 شب" حتی در امارات متحده عربی نیز اکران عمومی داشته و در جشنواره ای در سودان نیز نمایش داده شده و اینک در جشنواره جهانی فیلم فجر! در بخش مسابقه جلوه گاه شرق قرار می گیرد!!

وضعیت داوران جشنواره از این هم اسف بارتر بود. به جز مجید مجیدی (فیلمساز مطرح سینمای کشورمان) و یکی دو نفر دیگر مانند ژوانگ ژوانگ تیان، حضور یک مستند ساز اسپانیایی (آن هم برای داوری فیلم های بلند داستانی!) ، یک صداگذار استونیایی،  یک مدیر تشریفات و خواننده هندی، یک برنامه ریز جشنواره ای و بالاخره یک حقوق دان از رده خارج معمم که در رزومه اش سابقه حضور حتی در یک جشنواره را نداشته (از میزان فیلم دیدن ایشان بی خبریم!) و ... از جمله اعضای هیئت های داوری جشنواره امسال بودند!!!

در بازار فیلم که بایستی نقطه قوت هر جشنواره بین المللی باشد، تقریبا نام و عنوان معروف و معتبری از کمپانی ها و استودیوهای تولید فیلم حهان به چشم نمی خورد؛ از حدود 140 موسسه و شرکت و دفتر شرکت کننده در این بازار، حدود 30 شرکت ایرانی بودند و بقیه بیشتر به نمایندگان جشنواره های خارجی اختصاص داشتند و نکته شگفت انگیز حضور برخی مجلات و نشریات سینمایی در این بازار بود که به نظر می رسد یا معنی و مفهوم بازار فیلم از جانب آنان فهم نشده و یا این مفهوم ازطرف برگزار کنندگان دگرگون شده و فارغ از تهیه کننده و عرضه کننده یا خریدار فیلم ، هر علاقمند به فیلم و سینما را در بر می گیرد!!

قحطی مهمانان خارجی صاحب نام آنقدر برجسته بود که کلیت تبلیغات جشنواره برروی یک فیلمساز متوسط روسی به نام "الکساندر سوکوروف" متمرکز شده بود و البته ماجرای کارگاههای فیلم که به نام "دارالفنون" بخش بندی شده بود از همه بامزه تر شد.

کارگاههایی که جای حضور فیلمسازان برجسته و ارائه دریافت های جدید از عالم سینما ، در آن مثلا یک کارگردان شکست خورده سریال های تلویزیونی به بیان تکراری دریافت های کهنه و زنگ زده اش از فیلمفارسی های تاریخ سینمای ایران پرداخت، یک فیلمنامه نویس ورشکسته توهمات خود را از فیلمنامه نویسی برای حاضرین شرح داد، یک تهیه کننده از رده خارج دهه 60 سعی کرد زمان سنجی در تولید فیلم را شرح دهد یعنی همان چیزی که خودش هرگز نتوانست دریابد، یک بازیگر زن تاریخ مصرف گذشته در کارگاه خود به اصطلاح ابتکار زد و با سرکار گذاشتن حاضران، تمرینات اولیه بازیگران مبتدی که در هر آموزشگاه معمولی هم ارائه می شود را عرضه کرد (به احتمال قوی بیش از این هم در معلومات و توانش نبوده!) ، فیلمساز پایان یافته دیگری از دهه 60 که فیلم امسالش از یک تئاتر آماتوری دبیرستانی نیز سطح پایین تر بود، ناامیدتر از همه سعی کرد طریق فیلم دیدن را آموزش دهد!! و به اصطلاح منتقدی که همه اطلاعات سینمایی اش در دیوید لینچ و عشق وی خلاصه می شود، دریافت های ناقص و ابتر خود از تاریخ سینما در دهه 70 و 80 را بازگو کرد!!!

پوشیده نیست که سینمای ما همچون دیگر عرصه های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی، همواره در تنگنای چشمان تنگ نظر و توطئه گر و حریص غربی ها قرار داشته که جز تفکر و اندیشه استعمارگرانه و نژادپرستانه و شرک آمیز خود را برنتابیده و به انحاء مختلف سعی داشته اند تا این سینما و جشنواره اصلی اش یعنی فیلم فجر را در فشار و تحریم قرار دهند.

پر واضح است مقصود نگارنده از انتقادات فوق، از این منظر نیست که چرا از جریان اصلی سینمای آمریکا و هالیوود، فیلم یا مهمان یا داور و یا کمپانی و موسسه ای در جشنواره فیلم فجر حضور ندارد که اگر بخواهیم نقطه مثبتی هم برای این جشنواره قائل شویم، همین است که مانند برخی دوره های گذشته دریوزگی هالیوود و هالیوودیان را نکرده و در حالی که شصت انگشت آنها هم از چنین جشنواره ای باخبر نیست، نخواسته فیلم هایشان را از کنار خیابان تهیه کرده و جایزه بازیگرانشان را به دربان یا راننده سفارت یا دفتر حافظ منافع کشور متبوعشان بدهد! (آنچنان که در سالهای قبل به امثال نیکول کیدمن و جک نیکلسون و ... سیمرغ بلورین اهداء نمودند!!)

روشن است که مسئولان و هیئت های انتخاب برای حضور فیلم های خارجی در این جشنواره، محدودیت ها و موانع بسیاری بر سر راه داشته و که یک فیلم خارجی بایستی مراحل بسیاری را بگذراند تا در صورت رضایت سازندگان آن در جدول نمایشات جشنواره قرار گیرد. همه اینها برای نگارنده روشن و واضح و به قول معروف مبرهن است.

اما به نظر می آید پس از سالیان سال برگزاری جشنواره و تماس با سینما و جشنواره های جهانی، مسئولان و متولیان سینمای ما (که البته در طول این سالیان، تغییرات و جابجایی های هم چندانی نداشته اند) هنوز درنیافته اند بنا بر عنوان مبارک "فجر انقلاب اسلامی" که نام این جشنواره را مزین کرده،  بایستی برای جشنواره فیلم فجر زمین بازی خود و قواعد و قوانین خاص این جشنواره را طراحی کنند. چراکه فجر و انقلاب اسلامی و سینمای منسب به آن، برای خود قوانین و ضوابطی دارد که به هیچوجه با قواعد جریان اصلی سینمای دنیا که تحت سلطه کمپانی های هالیوودی است، نمی خواند. چنانچه متولیان سینمای غرب سالهاست این موضوع را درک کرده اند و از همین روی هیچگاه با جشنواره فیلم فجر کنار نیامدند، اما مسئولان و دبیران و برگزار کنندگان جشنواره فیلم فجر هنوز این موضوع ساده را درک نکرده اند!!

جشنواره فیلم فجر باید و می تواند مامن و پناهگاه فیلم ها و فیلمسازان مستقل و آزادیخواهی باشد که به دلیل ناسازگاری با سیستم مسلط بر سینمای جهان، در هیچ یک از حدود 900 جشنواره حال حاضر دنیا جایی ندارند. همچون فیلم "محمد رسول الله" (صلی الله علیه و آله) ساخته مجید مجیدی که (به جز افتتاحیه جشنواره مونترال آنهم به گونه ای استثنایی و علیرغم مخالفت شهردار مونترال) با وجود ساختار بسیار قوی در هیچ جشنواره و فستیوالی پذیرفته نشد!

جشنواره فیلم فجر می تواند و باید میدان تازه ای برای سینمای مستقل جهان باز کند تا در مقابل میادین مختلف و رنگارنگی که نظام سلطه جهانی ایجاد کرده، صبغه نوینی به سینما بدهد و قطعا این میدان، شرکت کنندگان و تماشاگران  بسیاری خواهد داشت.

جشنواره فیلم فجر می تواند و باید از این سرگشتگی و بی هدفی خلاص شود و شایسته نام و عنوانش و درخور مردمی که از کیسه آنها برایش هزینه می شود، سینمایی را به جهانیان بنمایاند که بتدریج سینمای امروز دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده و آن را از سلطه سیستم های تهیه و توزیع غرب رهایی بخشد.

متولیان جشنواره فیلم فجر باور کنند که از این جشنواره های کنونی جهان و سیستم مدیریت آن که تحت فرمان همان نظام سلطه جهانی قرار دارد، آبی برای این جشنواره گرم نخواهد شد و نتیجه آن می شود که پس از صرف هزینه فراوان از بیت المال و راه اندازی دم و دستگاه عریض و طویل و تعیین مدیران ریز و درشت و ایجاد لابی های بسیار برای دریافت فیلم در نهایت کل فیلم های بخش مسابقه اصلی ، 8 فیلم اکران شده دست چندم و متوسط و ضعیف خواهد بود که جشنواره ای را با ادعای بسیار ، به یک هفته فیلم کم اعتبار تقلیل می دهد!!!