مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٥
 

نسل امروز بايد بداند...

 

 

سوگلی ناصرالدین شاه در صحنه ای از فیلم ناصرالدین شاه ، آکتور سینما خطاب به ابراهیم خان عکاس باشی در مذمت دختر لر می گوید :"...دختر لر لعبتی نیست. دلربایی از سینماتوگراف است که میمون را مهد علیا نشان می دهد..."

گویا این حکایت رسانه های امروز دنیا است که هوش و گوش جهانیان را در اختیار دارند و روز را شب و شب را روز جلوه می دهند. شبکه های تلویزیونی که به قول ادوارد مورو در فیلم "شب بخیر ، و موفق باشی" :"...اگر پنجاه یا صد سال بعد ، مورخانی باشند و اگر یک هفته از برنامه های ضبط شده هر سه شبکه بزرگ سالم مانده باشد ، آن مورخین با تصاویری سیاه و سفید و شاید هم رنگی رو به رو می شوند که شاهدی است بر انحطاط ، واقع گریزی و جدایی از واقعیات دنیایی که در آن زندگی می کنیم...تلویزیون بیشتر استفاده می شود تا حواس ما پرت بشود ، فریب بخوریم ، سرگرم بشویم و جدا بمانیم..."

شبکه های تلویزیونی امروز دنیا  برای سرگرم کردن مخاطبانشان به هر دنائتی دست می زنند تا به راحتی بتوانند بر حقایق و واقعیاتی که پیرامونشان در جریان است ، سرپوش بگذارند ، تاریخ را تحریف کنند و گرگ را گوسفند می نمایانند. این شبکه های تلویزیونی شومنی مانند "جری اسپرینگر" می خواهند تا در نابسامانی های خانوادگی ، مردم را مثل گلادیاتورهای قرون اولیه به جان یکدیگر بیندازد که  دیگران به جنگ تراژیک آنان بخندند. این تلویزیون ها امثال لری کینگ را می خواهند تا در بحث بحران لبنان بر یک تاریخ جنایات اسراییل سرپوش بگذارد و مقصر فجایع اخیرش را ، تحریک حزب الله لبنان بداند. نمی دانم چرا هیچ کس از این به اصطلاح ژورنالیست ها  و روسای سیاستمدارشان سوال نمی کند که اگر اسراییل آنقدر وحشی و ددمنش است که با یک تحریک کوچک ، عالمی را به خاک و خون می کشاند ، چرا به سراغ علت نمی روند و فکری به حال عامل اصلی این توحش نمی کنند و همواره مراقبند و از این موضوع در هراسند که نکند کسی یا چیزی این حیوان وحشی را تحریک کند؟!! چرا هیچ کس ، هیچ سازمان و کمیسیون بین المللی چه ازنوع حقوق بشرش و چه از مدل شورای امنیتش نمی تواند این جانور را ولو به زبان محکوم نماید؟

از نگاه این تلویزیون ها ، همه تقصیرها متوجه حزب الله لبنان است. آنها نمی گویند در سال 1982 که حزب الله وجود نداشت ، چرا اسراییل لبنان را به قبرستانی بدل ساخت. نمی گویند در سال 1975 که هنوز نظام جمهوری اسلامی تاسیس نشده بود و بهانه تحریک ایران در میان نبود و رژیم شاه از دوستان نزدیک اسراییل به شمار می آمد چرا رژیم صهیونیستی به لبنان حمله کرد و در شهرهای مختلفش قتل عام به راه انداخت.

و برای بحران امروز هم آنان هرگز تحلیل نمی کنند که چرا در موشک باران خاک اسراییل توسط حزب الله کمترین کشته و آنهم از نظامیان گزارش می شود ، اما در بمباران های اسراییل بیشترین کشته ها آنهم از زنان و کودکان خبر داده می شود. در تحلیل های آنها هیچگاه از این گزارشات ،  نگاه انسانی و اخلاقی  حزب الله و دیدگاه شیطانی و غیر انسانی اسراییل در جنگ نتیجه گرفته نمی شود. در گزارشات این تلویزیون ها مرتبا تصاویری از آوارگی و ترس و وحشت خانواده های اسراییلی پخش می شود ولی از فجایع لبنان خبری نیست. آنها بی شرمانه می گویند البته اسراییل هم نباید اینچنین بمباران می کرد ولی مقصر اصلی حزب الله لبنان است که او را تحریک کرد! آنها نمی گویند که اسراییل پس از عقب نشینی از لبنان برخلاف تعهدات بین المللی ، همچنان اسرای لبنانی را نگاه داشت و هم اکنون هزاران اسیر لبنانی در اختیار دارد. (براستی در مقابل این هزاران ، آن دو اسیر اسراییلی چه محلی از اعراب دارند ؟) این تلویزیون ها و رادیوها نمی گویند که اسراییل از همه سرزمین های لبنان هم عقب ننشست و به بهانه اینکه بخشی از مزارع لبنانی ها را از سوریه گرفته بوده ، آن زمین ها را ترک نکرد و نه به سوریه تحویل داد و نه به لبنان !!

بسیاری از واقعیات دیگر هم در این تلویزیون های بازیچه دست سرمایه داران و صاحبان کمپانی ها و شرکت های بزرگ آمریکایی و اسراییلی پنهان می شود و در پایان آنکه بدهکار می شود ملت لبنان و فلسطین است !!!

انگار این صهیونیست ها نبوده و نیستند که  در طول حدود 60 سال از زمان تاسیس دولت اسراییل (که با اشغال زمین های اعراب و بیرون راندن آنها همراه بود) جنایات بی حسابی را در حق ملت فلسطین مرتکب شده و می شوند. و متاسفانه نسل امروز به دلیل محاصره شدن  از سوی این رسانه ها و تلویزیون ها ،  از بسیاری واقعیات تاریخی بی خبر است. اما رسانه ها و تلویزیون های بی طرف و آزادیخواه و با وجدان باید برای این نسل ، حقایق فراموش شده را بازگو کنند. بگویند که بسیاری از دانشمندان و نویسندگان معروف یهودی با نفرت و انزجار فجایع سازمان های تروریستی یهود در جریان تشکیل دولت اسراییل را اعلام کردند. آلبرت اینشتین ، دانشمند بزرگ یهودی ، وجود دولت صهیونیستی را شرم آور و نفرت انگیز خواند و در کتابی در اواخر عمرش تحت عنوان "سالهای آخر زندگیم" نوشت :

"...من توافق با اعراب براساس زندگی مسالمت آمیز را به ایجاد یک کشور یهودی ترجیح می دهم. ملاحظات عملی به کنار ، آنچه من از ماهیت اصلی یهودیت می دانم ، با ایده یک کشور یهودی با مرزهای مشخص ، ارتش و قدرت دنیوی و فانی نمی خواند..."

دانشمند دیگر یهودی "مارتین بوبر" هم اعمال صهیونیست ها را در فلسطین با نازی ها مقایسه کرده و گفت که رهبران صهیونیست ، اعمال هیتلر را سرمشق خود قرار داده اند! او ضمن شرح آوارگی صدها هزار عرب فلسطینی نوشت :

"...مسئولیت ما در قبال پناهندگان بیچاره عرب که شهرهایشان را اشغال کرده ایم و یهودیان سرزمین های دیگر را در آنها اسکان داده ایم ، بسیار عظیم است..اعرابی که خانه هایشان را به ارث برده ایم . برزمین هایشان کشت و زرع می کنیم ، میوه های باغها و تاکستان ها یشان را جمع آوری می کنیم و در شهرهایی که از آنها غصب کرده ایم مدرسه و نماز خانه و مراکز خیریه ساختهایم و مدام لاف از این می زنیم که ما مردم کتاب مقدس و "روشنایی ملت ها" هستیم!"

شاید نسل امروز اطلاع نداشته باشد  و غوغای رسانه ها هم مجال یافتن حقیقت را به او ندهد اما این نسل باید بداند که چگونه دولت اسراییل با توطئه انگلیس و با استفاده از تشکیلات نظامی صهیونیست ها که طی 3 سال بعد از جنگ دوم جهانی (1945 تا 1948) قدرت گرفته بود ، هنگامی که با طرح قبلی ،  ناگهان نیروهای انگلیسی سرزمین فلسطین را ترک کردند ، تشکیل شد. این نسل باید بداند که طی آن سالها سازمان های تروریستی صهیونیست ها از جمله سازمانی به نام ایرگون به رهبری مناخیم بگین قدرت یافته و عملیات تروریستی وسیعی را علیه اعراب انجام دادند تا آنها را از سرزمین های خود برانند. ایرگون خود اعتراف کرده که طی سالهای 1945 تا 1948 (سال تشکیل دولت فلسطین) بیش از 200 فقره عملیات تروریستی انجام داده که فقط در یکی از آنها ، انفجار هتل کینگ دیوید در بیت المقدس بیش از 100 نفر کشته شدند. نسل جدید باید بداند که همین سازمان ایرگون کمتر از یکماه قبل از تشکیل دولت اسراییل در وحشیانه ترین عملیات خود در آوریل 1948 سکنه روستای دیریاسین در نزدیکی بیت المقدس را قتل عام کرد. در این فاجعه که مناخیم بگین در خاطراتش با غرور و افتخار از آن یاد می کند،  254 زن و مرد و کودک عرب کشته شدند که از آن جمله 137 زن و بین آنها 25 زن حامله بودند. همین مناخیم بگین است که در سال 1979 ، جایزه صلح نوبل را از آکادمی سلطنتی سوئد دریافت می کند!!

نسل امروز باید بداند که از زمان تشکیل دولت اسراییل ، بارها و بارها نیروهای نظامی این کشور ساکنان آواره اردوگاههای فلسطینی را قتل عام کردند ، از فاجعه کشتار روستای کفرقاسم (که 56 روستایی بی خبر از اعلام حکومت نظامی را هنگام بازگشت از سرکار اعدام کردند) تا کشتار پناهندگان اردوگاه تل زعتر در اوت 1976 که پس از 52 روز محاصره و قطع آب و برق ، همه اردوگاه را به خاک و خون کشیدند تا فجایع اردوگاههای صبرا و شتیلا و...و تا همین امروز که پناهگاه زنان و کودکان در روستای "قانا" لبنان را با خاک یکسان می کند. این نسل باید بداند که  نزدیک به 20 سال پس از شکل گیری دولت اسراییل و جنایات بیشمارش ،  در سال 1965 برای نخستین بار مقاومت فلسطین شکل گرفت و پیش از آن در واقع در طول 17 سال رژیم صهیونیستی هرآنچه که خواست بدون کمترین مقاومت به سر فلسطینیان آورد. نسل جدید باید بداند که برخلاف تبلیغات جهانی ، ورود و جنگ اسراییل در لبنان برای نخستین بار به طور رسمی در سال 1975 (یعنی 4 سال پیش از انقلاب اسلامی) انجام شد و ارتش رژیم صهیونیستی به بهانه پناهندگی فلسطینیان در لبنان ، جنوب و شمال و مرکز این کشور از جمله بیروت را به خاک و خون کشانید و مزدوران خود را تحت عنوان فالانژیست (یک نیروی شبه نظامی نامشخص) بر بخش های وسیعی از این کشور حاکم ساخت تا در غیاب سربازان اسراییل ، مردم لبنان از جنایات آنها بی بهره نباشند. در آن روز هیچ کشور غربی یا سازمان ملل به حضور این نیروهای مزدور اعتراض نکرده و خواستار خلع سلاح آنها نشدند. و فالانزیست ها تا آنجا که می توانستند کشتند و اسیر گرفتند و در مقابل حقوق مردم ایستادند و جای پای صهیونیست ها را مستحکم ساختند ،  از جمله گروگان گرفتن 4 دیپلمات ایرانی در سال 1361 که هنوز از سرنوشت آنها خبری در دست نیست. آنوقت در رسانه هایشان تبلیغ می کنند که ایران چه تضاد منافعی با اسراییل دارد؟!! چه راحت بر همکاری های اسراییل با رژیم شاه سرپوش می گذارند که با تجهیز و آموزش خشن ترین رفتارها و شکنجه ها به مامورین ساواک و پلیس شاه ، هزاران نفر از پاکبازترین مبارزین ایرانی را به مسلخ بردند. که با تمام توان برای قتل و  غارت افزونتر سرزمین ایران ، رژیم شاه را حمایت کرد. که همواره در کنار دشمنان ملت ایران و علیه این مردم ایستاد. شاید اکنون در غوغای دمکراسی خواهی شیطان بزرگ یعنی آمریکا همه آن واقعیات رنگ باخته باشد ولی زمانی که فضای خبر رسانی  اینقدر مه گرفته و آلوده نبود، هیچ مبارز و انقلابی و انسان آزاده و آزادیخواهی در جهان وجود نداشت  که رژیم اسراییل را به دلیل سوابق و کارنامه سیاهش ، دشمن خود نپندارد و در کنار مبارزان فلسطینی قرار نگیرد. 

نسل امروز باید بداند که در حالی آمریکا و اسراییل و سایر کشورهای غربی بر اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل جهت  خلع سلاح حزب الله تاکید دارند که کشور اسراییل از سال 1967 تا امروز بیش از 1000 قطعنامه این سازمان را نادیده گرفته (از جمله قطعنانه 242 و عقب نشینی از سرزمین های اشغالی) و آمریکا با نفوذش مانع از صدور صدها قطعنامه دیگر علیه اسراییل شده است!!!جنگ رسانه ها نبایستی به سود تلویزیون های بازیچه،  سمت و سو یابد. تلویزیون های آزادیخواه و بی طرف بایستی از حزب الله لبنان درس ها بیاموزند و آن درس ها را برای نسل های آینده بازگو کنند.