مستغاثی دات کام

 
به مناسبت اربعین حسینی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٤
 

 

این عظیمترین راهپیمایی و تجمع تاریخ بشریت است


واقعا در تصور کدام بنی بشری می گنجد؟ کدام یک از راهپیمایی های بزرگ تاریخ حتی به اندازه ذره ای از این تجمع عظیم می رسد؟ آیا راهپیمایی مائو تسه تونگ و هوادارانش در سال 1935 برای انقلاب چین ، با بیشتر از 130 هزار نفر شروع شد؟ راهییمایی بزرگ سیاه پوستان به سرکردگی مارتین لوتر کینگ در سال 1965 در شهر سلما آمریکا ، چقدر انسان را به صحنه آورد؟ راهپیمایی معروف گاندی و هوادارانش در ماههای مارس و آوریل 1930 که تحت عنوان راهپیمایی نمک برای مبارزه با استعمارگران انگلیسی انجام شد، چند هزار نفر را به میدان کشانید؟ سال گذشته پس از قضیه شارلی ابدو در فرانسه با تبلیغات و پروپاگاندای بسیار رسانه های غربی ، با جمعیتی که از سایر کشورهای اروپایی جمع کرده بودند ، براساس آمار خود رسانه های فرانسه ، حدود 4 میلیون نفر در سرتاسر فرانسه به راهپیمایی پرداختند که ساعت های متوالی از برنامه های معروفترین شبکه های تلویزیونی دنیا را اشغال کرد.

یکی از بزرگترین تجمعات بشری در مکه (برای حج ) است که امسال علیرغم حضور جمعیتی بالغ بر 5/2 میلیون نفر، به خاک و خون کشیده شد. بنارس در هندوستان به عنوان یکی از مهمترین شهرهای زیارتی دنیا که هم مرکز بوداییان است و هم برخی دیگر از آیین ها و ادیان، در کل سال بیش از چند میلیون زائر ندارد. تجمعات فرمایشی در میدان "تین آن من" پکن یا میدان سرخ مسکو و یا پیونگ یانگ کره شمالی حتی در پر رونق ترین روزهای حاکیمت های یاد شده، از چند صد هزار نفر فراتر نرفت.


اما واقعا در تصور چه کسی می گنجد که جمعیتی بالغ بر 30 میلیون نفر بدون هیچگونه تبلیغات و پروپاگاندا و بی سر و صدا در میان تهدیدات و احتمال جدی تهاجم موجوداتی وحشی به نام داعش (که حمایت تمامی دنیای زر و زور و تزویر را هم به همراه خود دارند) در طول حدود 10 روز به سوی شهری و مرقدی و حرمی مقدس راه پیمایی کنند و در طول این 10 روز برای پشتیبانی غذا و مسکن و دارو و درمان این جمعیت 30 میلیونی ، نه تنها هیچ مشکلی پیش نیاید بلکه در ارائه خدمات رفاهی به این اجتماع بزگ انسانی ، الگوهای نوینی از انسانیت و آزادگی و حقوق بشر به نمایش گذارده شود.

اگر در طول تاریخ برای برپایی مدینه اسلامی و جامعه توحیدی، چشم به مدینه النبی داشتیم و روایت های تاریخی آن را به عنوان آرزویی برای زمان ظهور مهدی موعود، در سینه حفظ می کردیم. اینک چشم اندازی از آن مدینه فاضله در طول این 10 روز و در گستره ای عظیم از جامعه انسانی، تحقق می یابد بدون آنکه هیچ دولت و حکومتی به طو رسمی و جدی آن را حمایت کند. اینک می توان به چشم دید و به گوش شنید و به قلب حس کرد که جامعه اسلامی و سبک زندگی اسلامی، چه بهشتی بر روی همین کره خاکی ایجاد می کند، بهشتی که در آن نه تنها کسی به کسی دروغ نمی گوید ، تهمت نمی زند ، دزدی نمی کند ، تلاش ندارد که کسی را از سر راه بردارد، کوشش برای نابودی انسانی وجود ندارد ، حرص و طمع مادی به چشم نمی خورد ، کبر و غروری دیده نمی شود ، کسی برای پیشی گرفتن افراد دیگر را زیر پا له نمی کند ، پا بر شانه های دیگران نمی گذارد و ...بلکه همه چیز برعکس آن است که گفته شد؛ همه برای دیگران تلاش می کنند و دیگران را در همه کاری بر خود مقدم می دارند ، حق همسایه ادا می شود و حقوق همه ابناء بشر به جای آورده می شود (تنها مکانی که حقوق بشر به تمام و کمال اجرا می گردد)، همه می خواهند در انجام خیرات بر دیگری سبقت بجویند و هرکس در پی انجام خدمتی ولو ناچیز برای دیگران است، دقیقا همان گونه که قرآن گفته و کلام الهی خواسته و تمامی پیامبران و رسولان خداوند دعوت کردند. یک جامعه قرآنی به تمان معنا. در اینجا شما را با میل و رغبت و حتی گاهی با اصرار و اجبار به سفره غذای خود، مسکن و مآوای خود و راحت و آرام خویش دعوت کرده و جای می دهند. در اینجا اتفاقاتی می افتد که در هیچ دین و آیین و رسم و رسوم بشری عملی نشده است. آنچه درباره رافت و مهربانی و سخاوت و احترام و انفاق و دوستی و ...در دیگر مکتب ها و ادیان و آیین ها وعده داده و خواسته شده ، اینجا وجود دارد. آنچه از فداکاری و بخشش و گذشت و حلم و بردباری و صبوری و ...برای ایده آل  دیگر جوامع در افق دوری ترسیم شده ، اینجا به چشم می آید.

زمانی برخود می بالیدیم که اگر جمهوریت افلاطون تحقق نیافت اما مدینه فاضله در زمان رسول خاتم محقق شد اما در حدود  1400 سال پیش بود . همه می گفتند ، آن مدینه مربوط به رسول اکرم بود و بس و دیگر به وقوع نخواهد پیوست. اما اینک مدینه فاضله در زمان غیبت امام عصر (عج) و در گوشه ای از این کره خاکی که قلدران و قدرتمندان عالم عاجز از دسترسی به آن هستند، محقق می شود. آیا این نشانه ای از نشانه های ظهور نیست؟ نشانه ای از ظهور آن منجی که بیاید و این مدینه را در شکل متعالی خود بر همه عالم بگستراند؟

اما همچنان رسانه های دنیا در برابر این همایش بزرگ انسانی که برای آزادگی و انسانیت برپا می شود، سکوت کرده و خاموش هستند! چرا؟ چرا در حالی که اگر فی المثل چند ده نفر در فلان شهر اروپایی و یا آمریکایی تظاهرات کنند و تجمع نمایند یا مثلا اگر بر اثر حادثه ای فردی در یکی از کشورهای مخالف نظام سلطه جهانی آسیبی ببیند و یا به خاطر مسئله ای به زندان بیفتد ، تبلیغات سرسام آور رسانه های غربی ، گوش فلک را کر می کند اما در مقابل چنین حرکت عظیم انسانی، سکوت مرگباری پیش گرفته اند؟!

سال گذشته پس از پایان راهپیمایی اربعین ، نشریه معتبر هافتینگتون پست نوشت :

".......اگر تنها صد نفر از معترضان در لندن به خیابان‌ها بیایند و شعار بدهند و یا در هنگ کنگ راهپیمایی‌هایی اتفاق بیافتد و یا در روسیه مردم تظاهرات ضد پوتین انجام دهند، میگوییم سطح بالایی از دموکراسی در این کشورها وجود دارد و به سرعت در رسانه‌ها منعکس می‌شود، اما یک گردهمایی 20 میلیونی با وجود وحشت و سرو صدای عراق، حتی موفق نمی‌شود به زیرنویس اخبار راه پیدا کند. علیرغم این که این رخداد دارای تمام عناصر حیاتی و ویژگی‌های چشم نواز: ارقام بزرگ و گیج کننده، اهمیت سیاسی، پیام انقلابی، پیشینه تاریخی  و اصل وجود است، یک تحریم غیر رسمی رسانه ای به این رویداد بسیار بزرگ تحمیل شده است. اما زمانی که چنین داستانی نقل می‌شود، آن هم با وجود تبر تحریریه رسانه‌های بزرگ، موجی از شوکه شدن‌ها و افکار عمیق را در مردم ایجاد می‌کند..."

شاید فکر می کنند اگر چنین اخباری منعکس شود ، انسان غربی به خصوص نسل جوان در این کشورها، سوال می کند که این جمعیت 30 میلیونی در چنان محیط انسانی و بشردوستانه، برای چه 80 کیلومتر را در طول یک هفته یا چند روز می پیماید؟ به چه سودایی چنین سختی و رنج و تعب برخود هموار می کند؟ چه انگیزه ای آنها را وادار کرده که خانه و کاشانه خود وانهند و صدها کیلومتر آن طرفتر با یک کوله کوچک و مختصر امکانات ، دل به صحرای بلا  زنند و در میان وحشتی که داعش در سراسر کره زمین ایجاد کرده (و بارها اعلام کرده که دشمنان اصلی اش همین جماعت راهپیمایان هستند) به سوی مقصدی مقدس رهسپار شوند؟ آن مقصد چه جاذبه ای دارد؟ آن مرقد و حرم شریف از آن کیست که از ورای 1400 سال، چنین جمعیتی را به سوی خود می خواند و جمعیت عظمیمتری را در حسرت زیارت باقی می گذارد؟

بله اگر رسانه های غربی، اخبار چنین راهپیمایی و تجمعی را منعکس کرده و پوشش دهند، دهها میلیون ذهن پرسشگر ایجاد می شود که این حسین کیست که پس از 1400 سال اینچنین خونش می جوشد و خاکش هر زمان گرمتر و گرمتر از پیش می گردد؟ می پرسند این خون برای چه می جوشد که عالمی را به خود آورد تا علیه هرآنچه ظلم و ستم است و یزیدی و یزیدیان بشورند و قیام کنند؟ این حسین کیست که فریاد "هل من ناصر" او ، اینک پس از 1400 سال دهها میلیون لبیک پاسخ می گیرد؟ کدام ارتش، کدام موشک های هسته ای و غیر هسته ای، کدام نیروهای واکنش سریع و غیر سریع و کدام قدرتی در عالم وجود دارد که بتواند با آن فریاد 1400 سال پیش امام عاشقان و آزادگان مقابله کند؟  

آیا تاریخ بشریت چنین راهپیمایی عظیم و صلح آمیزی را برای بیدار کردن وجدان های انسانی تا کنون به خود دیده بود؟