مستغاثی دات کام

 
به بهانه جنایت اخیر آل سعود در حرم امن الهی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳٩٤
 

 

بلای آل سعود از کدامین ریشه نفرین شده، برخاسته است؟


تازه ترین جنایت آل سعود در حرم امن الهی و سرزمین وحی و کشتار بیش از 2000 زائر خانه خدا که گروهی از هموطنان ما هم در میان آنها بودند، بار دیگر خشم و نفرت جهانی را متوجه خاندانی کرد که نزدیک به یک قرن است به نیابت از استعمارگران انگلیس و بعد از آن در اجرای فرامین امپریالیسم آمریکا، به خباثت و جنایت در منطقه خاورمیانه ادامه می دهد. از همان روزی که حرمین مقدس امامان بزرگوار شیعه را در بقیع ویران کردند (که امروز اخلافشان یعنی داعش همان جنایات را در مورد دیگر بقاع متبرک انجام می دهند) تا امروز که حاجیان کعبه را به قربانگاه می برند.

مطلب زیر یک بخش به روز شده از متن قسمت بیست و دوم مجموعه "راز آرماگدون4: پروژه اشباح" است که تحت عنوان "لارنس عربستان" در دی ماه 1389 از شبکه خبر و سپس از کانال های مختلف شبکه جام جم پخش شد و همین امروز نیز در برخی وب سایت های اینترنتی برای دانلود موجود است. در این قسمت براساس شواهد و منابع معتبر تاریخی به ریشه های واقعی خاندان آل سعود و وهابیون عربستان پرداخته شده که بعضی از آنها حتی تا امروز از اغلب منابع مکتوب تاریخی و رسانه ای دنیا سانسور شده است.


براساس اسناد و مدارک موجود، وزارت مستعمرات انگلستان(نام قبلی وزارت خارجه امروز این کشور)در قرن 18 میلادی ، حدود 5 هزار جاسوس به سرزمین های اسلامی اعزام کرد. وزارتخانه مذکور ، کتابی 50 صفحه ای با عنوان "چگونه اسلام نابود می شود؟" در اختیار این جاسوسان گذارد که خلاصه ای از رئوس مطالب یک مجموعه هزار صفحه ای محسوب می شد و شامل تصمیم گیری ها و مبارزات وسیع و دراز مدت امپراتوری بریتانیا با اسلام توسط کارشناسان امور خاورمیانه ای وزارت مستعمرات انگلستان در کشورهای اسلامی می گردید.

در پروتکل هفدهم از متن معروف به پروتکل های زعمای صهیون آمده است :

"...ما چگونه و به چه وسیله می توانیم عوامل ایجاد بی نظمی و اختلال در حکومت های گوییم (غیر یهودی) را فراهم سازیم؟ یکی از این عوامل ، استفاده از مزدوران و جاسوسان است. ما این عده را به بهانه اینکه وظیفه شان اعاده نظم و حق است، می آوریم و آنها با استفاده از پست های مناسبی که در اختیارشان گذاشته ایم ، عوامل اغتشاش و آتش افروزی را فراهم می آورند..."

یکی از موثرترین و تعیین کننده ترین جاسوسان یاد شده ، "هامفری" نام داشت که در سال 1710 میلادی ، ماموریت انهدام اسلام را در بخشی از خاورمیانه برعهده گرفت. او در همان سال برای انجام ماموریت خود عازم کشورهای ترکیه و عراق و عربستان و ایران شد و با تسلطی که ضمن آموزش های قبلی به زبان های ترکی استامبولی ، فارسی و عربی داشت ، پس از طی موفقیت آمیز مراحل مختلف مثل ورود در سلک طلاب علوم دینی و گذراندن دوره های تحصیلی در حوزه های علمیه مختلف ، فراگیری دقیق و کامل تعالیم دین و آشنایی به متون و منابع اسلامی ، جلب نظر و اعتماد بعضی از علماء و اساتید معتبر وقت در هریک از این کشورها و وانمود کردن به عنوان یک مسلمان معتقد و متشرع ، سرانجام فردی به نام محمد بن عبدالوهاب را در بصره مطابق نیات خود و نیاز وزارت مستعمرات انگلستان یافت که برای اجرای طرح های ضداسلامی امپراتوری مناسب به نظر می رسید.

هامفری پس از مدتها تلاش و کوشش برای تربیت عبداوهاب در جهت مقاصد شوم خود و با صبر و حوصله شگفت انگیز ، ابتدا از راه مجادلات لفظی و تفسیر نادرست آیات قرآنی ، وی را گرفتار شبهات سخت کردو پس از طی مراحل مختلف ، عبدالوهاب را با خود همراه و در جرگه جاسوسان امپراتوری بریتانیا وارد نمود. از همین طریق فرقه ای انحرافی در کشورهای اسلامی به نام وهابیت پایه گذاری شد که بعدا با برقراری پیوند و اتحاد شوم میان عبدالوهاب و محمد بن سعود یعنی دو قدرت اصلی مذهبی و حکومتی شبه جزیره عربستان ، در این منطقه رسمیت داده شد و با به روی کارآوردن آل سعود در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی ، یکی از مهمترین مناطق اسلامی را به تسخیر خود درآوردند.

قابل ذکر اینکه برخلاف شایعات رایج مبنی بر ریشه های خاندان آل سعود در یکی از قبیله های ساکن نجد عربستان اما بنا به اعتراف شجره نویسان سعودی ، اصل و نسب این خاندان به یک فرد یهودی به نام ابراهیم موشه می رسد. در قرن نهم هجری مطابق با قرن پانزدهم میلادی ، شخصی به نام مانع احسایی(جد اول خاندان آل سعود) از قبیله یهودی "عنیزه"، زمینی را در نجد عربستان به دست آورده و بعد از او نوه پسری اش به نام موسی با جنگ و کشتار و غارت ، املاک بسیاری را برآن افزود. ابراهیم موسی یا ابراهیم موشه پسر موسی نقش مهمی در شکل گیری آل سعود داشت که نوه اش به نام مقرن سعود ، راس این خاندان به شمار می آید. مردخای ابراهیم موشه و فرزندانش با تغییر نام و انتخاب اسامی عربی ، خود را در میان مسلمانان جا زدند. از جمله اینکه با پرداخت مبلغ سی و پنج هزار جنیه مصری به محمد امین تمیمی ، مدیر کتابخانه های کشور سعودی در سال 1322، آل سعود و آل عبدالوهاب را به نبی اکرم (ص) منسوب کردند!

همزمان با جنگ جهانی اول که در اصل برای تغییر نقشه خاورمیانه و اجرای طرح خاورمیانه جدید جهت زمینه سازی برپایی رژیم اسراییل به راه افتاده بود ، عناصر بومی و محلی کانون های صهیونیستی تجزیه عثمانی و تقسیم خاورمیانه به رژیم های دست نشانده کوچکتر را با حمایت مستقیم ارتش بریتانیا آغاز کردند. در این مسیر در فاصله زمانی 4-5 سال ، کمال آتاتورک در ترکیه روی کار آمد و رضاخان در ایران به حاکمیت رسید و ملک فیصل و ملک عبدالله در عراق و اردن و خانواده آل سعود در عربستان و امان الله خان در افغانستان ، حکومت را در دست گرفتند.

حاکمیت آل سعود و وهابی ها در سرزمین وحی که زمینه هایش از 2 قرن پیش توسط هامفری و عبدالوهاب چیده شده بود ، در بحبوحه جنگ جهانی اول توسط توماس ادوارد لارنس(جاسوس نظامی ارتش انگلیس) عملی گردید. لارنس براساس نقشه ای طراحی شده در کانون های صهیونیستی ، همراهی فیصل( از سرکردگان آل سعود) را جذب کرده و او را وادار  به همکاری با ژنرال ادموند آلنبی (فرمانده نیروهای انگلیسی در خاورمیانه) در هدایت شورش عرب ها علیه ترک های عثمانی با وعده برپایی امپراتوری عرب نمود. به این ترتیب حکومتی توسط لارنس در شبه جزیره عربستان برپا گردید که به عنوان یکی از متحدین استراتژیک امپراتوری جهانی صهیونیسم ایالات متحده آمریکا در سالهای بعد نقش مهمی را برای تجاوزات امپریالیسم آمریکا در منطقه خاورمیانه ایفا کرد.

یادمان نمی رود که همین عربستان سعودی طی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، علاوه بر سرازیر کردن منابع هنگفت مالی به سوی کاخ صدام ، پایگاه پرواز هواپیماهای ای وکس آمریکا برای رصد تحرکات رزمندگان اسلام بود.

یادمان نمی رود که مزدوران همین خاندان آل سعود در حج سال 1366 ، حجاج ایرانی را به گلوله بستند و حدود 300 تن از آنان را به شهادت رساندند.

از همین وهابیون عربستان است که فرقه های انحرافی و گروههای تروریستی امثال طالبان و القاعده و داعش با پول و حمایت مالی آل سعود بوجود آمده تا علاوه بر تهدید چهره پاک اسلام ، همراه با کانون های صهیونیستی، مکتب پویا و ظلم ستیز و عدالت خواه شیعه را مورد تهاجم شدید قرار داده و همچنین بهانه های لازم را برای اعمال سیاست های جدید میلیتاریستی امپراتوری جهانی صهیونیسم در جهان پدید آورد.

توحشی که امروز داعش از خود نشان می دهد، در تاریخ سیاه وهابیون آل سعود حتی پیش از آنکه به حکومت برسند، قابل ردیابی است. از کشتار وحشیانه مردم کربلا گرفته (که گفته می شود 150 هزار تن از شیعیان این شهر را به طرز فجیعی به قتل رساندند به نحوی که در کوچه های آن، جوی خون به راه افتاده بود تا سربریدن دسته جمعی مردم طائف (علیرغم امان دادن به آنها) در دهه 1850 میلادی که همان اعمال جنایتکارانه امروز داعش را تداعی می نماید.

با توجه با اسناد منتشره وزارت امور خارجه انگلیس در سال 2000 و نظر برخی محققین و پژوهشگران، در اینکه لارنس، عامل شبکه جاسوسی صهیونیسم بین الملل بوده، تردیدی نیست. در این اسناد آمده که رونالد استورس یهودی ، او را با شبکه جاسوسی نیلی به ریاست آرونسون مرتبط کرد که در تاریخ معاصر از معروف ترین شبکه های صهیونیستی به شمار آمده است. در سال 2006 روزنامه ایندیپندنت نیز خبری به چاپ رساند که سر مارتین گیلبرت(مورخ یهودی انگلیسی تبار که شخصا کارشناسی معروف درخصوص مسائل اسراییل و هولوکاست تلقی می‌شود و ضمنا کتاب شرح حال وینستون چرچیل، نخست وزیر اسبق انگلیس از جمله آثار مهم وی به شمار می‌آید) قصد دارد در کتابی براساس اسناد و مدارک معتبر اثبات نماید ، توماس ادوارد لارنس بر این اعتقاد بوده که اعراب تنها در صورت ایجاد یک سرزمین اسراییلی می‌توانند برای خود موقعیتی دست و پا کنند. گیلبرت در گفتگو با روزنامه اورشلیم پست گفت:

"... یک نکته‌ی جالب توجه از منظر اسراییلی‌ها فردی به نام لارنس بوده...کسی که از اعراب حمایت و برای ایجاد سرزمین مستقل عربی در دهه 1920 تلاش بسیار کرد. او فردی بود که در عکس‌ها و تصاویر همواره ردایی مخصوص عرب‌ها به تن داشت. حال یک مساله جالب که شما در کتاب بعدی من خواهید دید این است که لارنس عربستان اساسا صهیونیستی جدی بوده است..."

گیلبرت افزود: "...بررسی برخی یادداشت‌های لارنس که در مرکز اسناد و اوراق ملی انگلیس موجود است نشان می‌دهد او از خواست صهیونیست‌ها حمایت می‌کرده است.  به طور مثال لارنس که در سال 1920 برای وینستون چرچیل کار می‌کرده ، به وضوح اعلام داشت که باید اراضی فلسطینی از کرانه‌های دریای مدیترانه تا رود اردن تحت عنوان سرزمین ملی یهودیان به رسمیت شناخته شود..."

با این اسناد و شواهد معتبر تاریخی که مستقیما از منابع غربی به دست آمده ، بیش از پیش روشن می شود که سرنخ وهابیون آل سعود را باید در مراکز و کانون هایی جستجو کرد که دیگر امروز (برخلاف گذشته) چندان هم پنهان نیستند و علنا لندن و واشینگتن و تل آویو را به ریاض پیوند می زنند. جنایاتی که امروز آل سعود در یمن و بحرین به طور مستقیم و توسط داعش به طور غیرمستقیم در سوریه و عراق انجام می دهند، در واقع توسط همان کانون هایی هدایت می شود که سرنخ شان در لندن و واشینگتن قرار دارد و رژیم صهیونیستی در منطقه بر آنها نظارت می کند.