مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٥
 

5 شمع برای 5 سالگی فیلم نگار

 

 

 

 

 

1- می گویند در 5 سالگی 50 درصد شخصیت هرکس شکل می گیرد اما شخصا فکر میکنم اینک در آستانه 5 سالگی ، کاراکتر "فیلم نگار" با درنظرگرفتن همه جوانب امر ، تقریبا شکل مطلوب خود را یافته و جای خود را درمیان مخاطبانش پیدا کرده است. فکر نکنید این فقط یک تعارف است و بس ! به قول معروف اگر در این ادعا شک دارید ، می توانید بپرسید!!

 

2- می گویند در عرف سالگردها ، 25 سالگی را سالگرد نقره ای ، 50 سالگی را سالگرد طلایی و 75 سالگی را سالگرد الماسی نامیده اند اما برای 100 سالگی عنوانی نگذاشته اند (شاید امیدی به اینکه کسی یا چیزی به آن سن و سال برسد را نداشته اند!) برای 5 سالگی هم اسمی انتخاب نکرده اند ، اشکالی ندارد شاید فکر کرده اند که 5 سالگی که سن و سال چندانی نیست . اما به نظر می آید 5 سال برای  نشریه ای سینمایی در کشور ما  که  مدیوم خود را درست تشخیص داده و انتخاب نموده ، از خط مشی برگزیده خود بر مبنای محاسبات کاسبکارانه و مد روز تخطی که نکرده ، آن را تکامل نیز بخشیده و گام به گام هم روزآمدش کرده  و ورای کسب آگهی و باز کردن دکان های دونبش از این دست  ، هدف خود را ارتقاء سطح علمی سینما و سینما دوستان  ایران قرار داده است ، واقعا کاری است کارستان و شایسته نام گذاری مناسب که آن را باید به دوستداران فیلم نگار واگذار کرد.

 

3- می گویند مشکل اساسی بحران همیشگی سینمای ایران ، صرف نظر از تهیه کننده غیر متخصص و  اسپانسرهای یکبار مصرف و استودیوهای غیر استاندارد و فیلمسازهای رابطه ای و فیلم های بدون مخاطب و فاصله قابل توجه کیفی از سینمای استاندارد دنیا و سالن های بی تماشاگر و وسایل فرسوده  و هزار و یک  درد بی درمان دیگر که گریبان این سینما را گرفته است ، کمبود یا بهتر بگوییم نبود فیلمنامه های همه جانبه است . یعنی فیلمنامه هایی که هم واجد ارزش های سینمایی باشند و هم برای تماشاگر جذاب و پرکشش . هم موضوعات نو و بکر داشته باشند و هم پرداختی تازه و جدید . هم از کلیشه ها و مکررات فاصله بگیرند و هم برآمده از  فرهنگ و ارزش های ملی و باورهای اعتقادی سرزمین مان باشند ، هم ...

و این نیاز به مطالعه و خواندن و آموختن و اندوختن دارد ، آموزش و مطالعه ای تخصصی و بدون حاشیه ، سیستماتیک و فارغ از پراکنده گویی ، اندیشمند و به زبان امروز سینما ، ... و به نظر می آید در جامعه ای که وضعیت انتشارات سینمایی اش آنهم در سطح تخصصی و بویژه در زمینه فیلمنامه تاسف انگیز و فاجعه بار است و تنها  شمار بسیار محدودی در طول سال ، آثاری تحت عنوان فیلمنامه و فیلمنامه نویسی منتشر می شوند ، کاری که ماهنامه "فیلم نگار" یک تنه انجام می دهد و هر ماه بطور مرتب و منظم ، مجموعه ای از مطالب مفید درباره این عنصر مهم فیلمسازی به همراه حداقل یک فیلمنامه ارزشمند از تاریخ سینما را به خوانندگانش ارائه می دهد ، حقیقتا جای تقدیر و ستایش دارد.

 

4- می گویند مجلات و نشریات سینمایی مملو از افاضات منتقدانه منتقدان محترم است و اغلب این نشریات و صفحات سینمایی را عده ای  معدود  پرکرده اند  (به عنوان یک منتقد اعلام کنم در همین جا ، انزجار خودم را از این یک فقره "می گویند"  اعلام می کنم ). می گویند این که از هر دری بنویسی  و زمین و زمان را به هم ببافی تا صفحاتی را پر کنی ( دور از جون خودمان ) باعث شده تا سطح کیفی نشریات و مجلات سینمایی افت پیدا کند. شاید پر بیراه هم نگویند چون از بعضی نقد و بررسی فیلم ها که در این نشریات چاپ می شود واقعا نمی شود چیزی سردرآورد !( بد نیست بعضی وقتها  یک سوزنی هم به خودمان بزنیم!!) و وقتی قضیه به اینجا برسد همراهش کلی اطلاعات غلط هم بیرون می ریزد و تحویل خواننده  می شود . البته این قضیه منحصر به نشریات نیست و اغلب برنامه های رنگ و وارنگی که تحت عنوان "برنامه سینمایی " شبکه های تلویزیون خودمان را هم پرکرده به همین سندرم پراکنده گویی ، نادرست نمایی و  پرگفتن دچارند. همین هفته گذشته بود که ناغافل پس از تماشای فیلم سینمایی یکی از همین برنامه ها  ، لحظاتی هم به افاضات منتقد و کارشناس برنامه گوش دادم که در همان یکی دو دقیقه اول چند گاف اساسی تحویلمان دادند از جمله کارشناس برنامه ، کارگردان فیلم را یکی از 3 کارگردانی دانست که در طول تاریخ اهدای جوایز اسکار ،  2 اسکار گرفته اند (از دو کارگردان دیگری هم که ذکر کرد ، فرانسیس فورد کاپولا فقط یک اسکار دریافت کرده است !) و منتقد برنامه هم بدون فوت وقت در تایید حرف های او گفت که بله ایشان  اصلا رکورد دار اسکار است !!( نمی دانم پس تکلیف جان فورد چه می شود که 4 اسکار گرفته و فرانک کاپرا و ویلیام وایلر که هر یک 3 اسکار گرفته اند و تعداد زیادی از فیلمسازهای دیروز و امروز از بیلی وایلدر و الیا کازان و رابرت وایز و فرد زینه مان گرفته تا الیور استون و استیون اسپیلبرگ  چه می شود که هرکدام  2 جایزه  اسکار سهم برده اند ؟!!!) . البته قرار نیست هر منتقد و کارشناس سینمایی دایره المعارف تاریخ سینما هم باشد ، اما وقتی اطلاعات کافی و صحیح درباره موضوعی نداریم ، بهتر نیست  درباره آن اظهار نظر نکنیم  و در یک برنامه تخصصی سینمایی اطلاعات غلط تحویل بیننده ندهیم؟

غرض از این زیاده گویی !! این بود که ماهنامه "فیلم نگار" با تخصصی کردن مطالب و نقدهای خود تا حدودی موفق شده از این سندرم رایج بگریزد و با تکلیف مشخص تر با خواننده اش مواجه شود.

 

5- می گویند فیلم ها و آثار ماندگار سینمایی با دو عنصر در هرزمان بیشتر قابل تداعی در اذهان هستند :

 موسیقی و دیالوگ هایشان.

چگونه می توان بعضی از دیالوگ های ماندگار فیلم های برجسته تاریخ سینما که برخی هویت ویژه ای یافته اند را از خاطر برد و با یادآوری شان ، فیلم مذکور را مجددا در خاطره به تماشا ننشست:

"چارلی ! من می خواستم برای خودم کسی بشم ..." ("دربارانداز" الیا کازان  )

"هیچ کس کامل نیست ! " (آخرین دیالوگ فیلم "بعضی داغشو دوست دارن"بیلی وایلدر )

"زامپانو وارد می شود ..." ("جاده" فدریکو فلینی)

" حالا نمی توانم درباره اش تصمیم بگیرم ، شاید فردا به آن فکر کردم" ("برباد رفته " ویکتور فلمینگ)

"بونا سرا ...بوناسرا من به تو چه کرده ام که این طوری با من رفتار می کنی ؟..." ("پدرخوانده " فرانسیس فورد کاپولا)

 

اگرچه هیچگاه ذهن یاری نمی دهد حداقل مقدار بیشتری از دیالوگ های یک فیلم را حفظ کرده و برای تداعی فیلم مورد علاقه ، هر ازگاهی با خود زمزمه کنیم  اما  شاید بارها و بارها اتفاق افتاده که به مغزمان فشار می آوریم که در فلان صحنه آن فیلم چه جملاتی رد و بدل شد و به خود می گوییم که ای کاش فیلمش در اختیارم بود و آن را مرور می کردم (که اغلب حتی در این صورت هم شاید فرصتش نباشد  و یا حوصله مرور یک فیلم 3 ساعته برای یافتن صحنه و دیالوگ  مورد نظر دست ندهد )  اما وقتی فیلمنامه آن فیلم های محبوب در اختیارت قرار بگیرد ، گویی آن فرصت و موقعیت را یافته ای که ولو در کمترین فرصت با فیلم محبوبت همراه شوی و جملاتش را بارها و بارها تکرار کنی ، به ذهن بسپاری و اصلا بدون دنگ و فنگ بدست آوردن فیلم و تماشایش ، آن را در مغزت  مرور نمایی .

بدون تعارف این موقعیت استثنایی را می توانید از ماهنامه "فیلم نگار" بدست آورید ، چون هر ماه حداقل یک فیلمنامه از آثار درخشان تاریخ سینما را در برابرتان قرار می دهد ، بدون آنکه زحمت خاصی بکشید ، فی المثل راهی کتابفروشی ها شوید و به دنبال آن فیلمنامه بگردید. در همین شماره ویژه عید نوروز  ، 3 فیلمنامه هر 3 قسمت پدرخوانده را یک جا در اختیار داشتید . باور کنید همین یک مورد  غنیمت کمی برای دوستداران سینما نیست.