مستغاثی دات کام

 
مقدمه ای بر یک گفت گوی صریح و بی پرده
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٤
 

 

پرده ای دیگر از مدعیان مهدویت

 

 

هارون یحیی یا عدنان اکتار ، چهره ناآشنایی در عرصه کتاب و نظریه های سیاسی و فرهنگی به خصوص در زمینه فراماسونری و کابالا و فرقه های صهیونی نیست. اگرچه پیش از آنکه در حیطه تئوری های ماسونی در ایران شناخته شود با یک سری کتاب های دینی و مذهبی در عرصه کتاب کودک این سرزمین ظهور کرده بود. هر 14 کتابی که هارون یحیی در زمینه کودکان تالیف کرده ، در ایران ترجمه و توسط ناشران مختلف چاپ و توزیع گردیده است. "شکوه و عظمت آسمان‌ها"، "دنیای شگفت‌انگیز زنبور عسل"، "دنیای شگفت‌انگیز مورچه‌ها" و "سگ‌های آبی، سدسازان ماهر"‌ هر چهار کتاب توسط انتشارات سروش به چاپ رسیده ؛ "دنیای حیوانات"، "دنیای شگفت‌انگیز بدن ما"، "دنیای شگفت‌انگیز اطراف ما" و "اسرار آفرینش"راهی به سوی خداشناسی که هر چهار کتاب توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده ؛ و "شگفتی‌های خلقت جانوران"در چهار جلد، "قدرت تفکر"، "الگوبرداری از طبیعت"، "معجزات قرآن کریم(چاپ دوازدهم)"، "معجزه آفرینش انسان" و "جلوه های آفرینش" از انتشارات موسسه فرهنگی منادی تربیت است.

اما تقریبا دو دهه است که هارون یحیی یا همان عدنان اکتار به عنوان یکی از افشاگران و مورخین ضد فراماسونری و تئوری پردازان این حیطه در محافل و مراکز مطالعاتی و پژوهشی ایران نیز مطرح شده است. یکی از معروفترین کتاب های او در این زمینه ، کتاب "فراماسونری جهانی" است که به اسامی مختلف ترجمه و توسط موسسات و ناشران گوناگون ، به چاپ رسید. از جمله در سال 1384 با همین نام "فراماسونری جهانی" توسط دکتر سید داوود میرترابی ترجمه و توسط انتشارات الشمس به چاپ رسید که در سال 1386 ، چاپ دوم آن روانه بازار گردید. همچنین در همان سال 1386 ، ترجمه ای دیگر از این کتاب تحت عنوان "شوالیه های معبد ؛ مبانی فراماسونری جهانی" توسط انتشارات هلال وابسته به موسسه فرهنگی هنری موعود به چاپ رسید.


کتاب دیگری که در عرصه پژوهش درباره فراماسونری از هارون یحیی در ایران شهرت یافت ، کتاب "فراماسونری و یهود" بود که در سال 1369 توسط انتشارات علمی به چاپ رسید. این کتاب در سال 1376 با ترجمه جعفر سعیدی و توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به اسم "مبانی فراماسونری" منتشر شد که تا سال 1391 به چاپ ششم رسید. البته روی جلد این کتاب به عنوان مولف ، عنوان "گروه تحقیقات علمی ترکیه" نقش بسته بود ولی در داخل کتاب و در داخل پرانتزی که پس از گروه تحقیقات علمی ترکیه باز شده بود ، نام هارون یحیی نیز آمده بود. در واقع گروه تحقیقات علمی ترکیه نیز ، مجموعه ای است که گویا توسط هارون یحیی تاسیس شد و گفته می شود که هزینه های آن توسط گروهی از بازرگانان مسلمان ترکیه تامین شده و گروهی از محققان و پژوهشگران نیز در آن مشغول به کار هستند. در واقع مجموعه کتاب های هارون یحیی که بیش از 250 عنوان را در بر می گیرد و موضوعات بسیار متفاوتی از داروینیسم و کمونیسم گرفته تا کابالا و هلوکاست و همچنین کتب دینی و مذهبی و حتی کتاب هایی درباره حضرت حجت (عج) را شامل می شود ، توسط همین گروه تالیف شده و به نام هارون یحیی منتشر گردیده است.

کتاب های دیگری نیز از هارون یحیی در ایران منتشر شد و مقبولیت ایشان تا آن حد پیش رفت که همیشه به عنوان یکی از مبارزان ضد ماسونی شناخته می شد. کار به آنجا رسید که چند سال پیش دو نفر از نمایندگان هارون یحیی از طرف گروه تحقیقات علمی ترکیه برای همایش دکترین مهدویت (که هر سال در نیمه شعبان و سالروز ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان برگزار می شود) به ایران آمده و در این همایش شرکت کردند.

با مطالعه مکتوبات و نوشته های هارون یحیی و همچنین فیلم های ویدئویی اش ، ضمن اینکه بسیاری تحلیل ها و تحقیقاتش را در منابع دیگر نیز سراغ داشتیم اما در میان همه اظهارات ضد ماسونی هارون یحیی، یک موضوع برای من سوال برانگیز بود که چرا او فقط به نشانه ها و نمادهای ماسونی و آیین ها و مراسمشان اشاره می کند و چیزی از اندیشه و تفکرشان نمی گوید. در حالی که در طول تاریخ همین مملکت چه بسیار افرادی (حتی ظاهر الصلاح) بوده اند که هیچ نماد یا نشانه ماسونی نداشته و حتی عضو هیچ لژ فراماسونری نبوده اند اما خواسته یا ناخواسته، همان اندیشه ها و تفکرات ماسونی ( با عناصر ایدئولوژیکی همچون سکولاریسم ، اومانیسم ، لیبرالیسم ، تسامح و تساهل در قبال ارزش ها و اصول دینی و ...) را نشر داده و به نوعی به این تشکیلات و سازمان کمک رسانده اند (لطفا این نکته را داشته باشید ، در انتهای این مطلب مجددا به آن بازگشت خواهیم داشت ).

یک سفرنامه اکتشافی

روزگار گذشت تا اینکه سرانجام برای تحقیقات و تصویربرداری و گفت و گو با کارشناسان مربوط به پروژه ای تحت عنوان "تمدن آسمانی" که به ریشه ها و تاریخ تمدن اسلامی در سرزمین های مختلف می پرداخت در آبان ماه 1390 عازم برخی کشورهای خارجی از جمله ترکیه شدیم. برای سفر به ترکیه ضمن اینکه با رایزنان فرهنگی ایران در استانبول و آنکارا مذاکره کرده بودیم تا تدارک گفت و گو با کارشناسان و اساتید این حوزه را هماهنگ کنند . قرار شد با ضمن بازدید از موسسه تحقیقات علمی ترکیه ، ملاقاتی نیز با هارون یحیی و دوستانش داشته باشیم. (پروژه یاد شده اینک پس از طی زمانی حدود 4 سال در حالی که آخرین مراحل تدوین و مراحل فنی را می گذراند، به طور همزمان روزهای جمعه و دیگر ایام تعطیل در حال پخش از شبکه خبر است)

دیدار و ملاقات ما با هارون یحیی و دوستانش در استودیوی شبکه ای ماهواره ای هم به نام A9  صورت گرفت که متعلق به خودشان است و برنامه ها و مصاحبه های هارون یحیی با افراد مختلف را به طور زنده پخش  می کند.

قرار شد مصاحبه ما ضمن اینکه بوسیله دوربین های خودمان ضبط می شود ، از این شبکه نیز پخش شود اما پیش از آغاز مصاحبه، صحبت های مختلفی رد و بدل شد که از میان آن صحبت ها،  اظهار ارادت هارون یحیی و دوستانش به حضرت صاحب الزمان علیه السلام حیرت انگیز بود و نکته جالب اینکه در این مورد کتابی هم منتشر کرده بودند و خود را از منتظران امام زمان (عج) معرفی می کردند! در طول مصاحبه هم ، هارون یحیی به کرات از اعتقادش به حضرت صاحب الزمان (عج) گفت و اینکه چقدر در آرزوی ظهورش هستند و باور دارند که با ظهور حضرت تمامی مشکلات جهان حل خواهد شد. اما آنچه تحت عنوان این ادعا ، مطرح می کردند (و در متن مصاحبه خواهد آمد) مطالب و مسائلی بود که اساسا با اهداف ظهور و رویکرد قیام حضرت مهدی صاحب الزمان (ع) در تضاد به نظر آمد.

اگرچه ما به عنوان مصاحبه با یک کارشناس و متخصص ضد فراماسونری ، اقدام به مصاحبه با هارون یحیی کردیم اما در طی گفت و گویمان، با جملات عجیب و غریبی از وی برخورد کردیم که حیرت انگیز بود و اصلا انتظارش را نداشتیم. او به جای پاسخ به سوالات ما درباره فراماسونری جدید و اشکال تازه این تشکیلات مخوف ، به طریقی حرف هایش را می پیچاند و جواب های سربالا می داد. او فراماسونری را از تمهیدات خداوند برای به حرکت درآوردن مسلمانان معرفی کرد! و در میان تعجب ما از فراماسونری خدا پرست و فراماسونری کافر نام برد و ادعا کرد که فراماسون های خداپرست می توانند به ما کمک کنند.!! او در مقابل شگفتی ما ، از وهابیت در کنار تشیع و تسنن به عنوان یکی از مذاهب اسلامی نام برد و استدلال های ما را مبنی بر صهیونیستی بودن وهابیت نپذیرفت!!!

به نظرم بهتر است تا خودتان متن آن مصاحبه را بخوانید که البته در همان زمان با تحریف برروی وب سایت هارون یحیی هم قرار گرفت. جالب اینکه یحیی در گفت و گویش با اسماعیل حاج حیدری که 4 ماه پس از مصاحبه با ما صورت گرفت (او برای تصویربرداری مجموعه مستند فرقه های سری به ترکیه مسافرت کرده بود)، از فرقه صهیونی کابالا دفاع کرده و آن را اساسا نوعی تمرین ذهن دانسته است. او در آن مصاحبه از ملاقاتش با یهودا برگر، رهبر کابالیست ها سخن گفته و در کمال حیرت وی را در راه حضرت مهدی(عج) دانسته است! هارون یحیی در مصاحبه یاد شده اظهار داشت که کابالیست ها خیلی می توانند به اسلام و ظهور حضرت مهدی (عج) کمک کند!!

همه اینها برای ما سوالات متعددی ایجاد کرده بود که چه اتفاقی برای هارون یحیی افتاده است؟ آیا از مواضع روشن و آشکار ضد ماسونی قبلی اش ، کوتاه آمده است؟ آیا تهدید شده و تحت فشار است؟ آیا یک موضع تاکتیکی گرفته است؟

پس از آن مصاحبه، علیرغم تماس های ای میلی و غیر ای میلی موسسه تحقیقات علمی ترکیه ، دیگر هارون یحیی و افرادش را ملاقات نکردیم و حتی به درخواست هایشان نیز پاسخی ندادیم. اما از آن سال همچنان این سوال در ذهنمان سنگینی می کرد که چه اتفاقی برای هارون یحیی افتاده و البته این موضوع را از کارشناسان و اساتید در داخل کشور و حتی آنهایی که اقدام به ترجمه و چاپ آثار وی در ایران نموده بودند هم بارها پرسیدیم ولی جوابی قانع کننده نیافتیم. اغلب آنها اساسا از این موضوعات خبر نداشتند و هارون یحیی را همچنان یک استاد بلامنازع ضد ماسونی می دانستند و به احتمال زیاد تا زمان چاپ و خواندن این مطلب نیز همچنان بر آن باور هستند!

معما چو حل گشت ....

تا اینکه در زمستان گذشته و در طی گشت و گذارهای اینترنتی معمول ، به طور ناخودآگاه به تازه ترین مصاحبه هارون یحیی با یک شبکه تلویزیونی اسراییلی به نام خبر i24  به تاریخ 20 فوریه 2014 (اول اسفند 1392) برخوردم که در آن وی کاملا مواضع ضد صهیونیستی و ضد فراماسونری قبلی خویش را نفی کرده بود به گونه ای که خبرنگاران اسراییلی با شگفتی، صحبت هایش را کاملا مغایر با آنچه که وی طی 20 سال گذشته گفته و نوشته، تلقی کردند! هارون یحیی در آن مصاحبه علت این تغییر مواضع را طبیعی دانسته و آن را ناشی از تغییر و تحول آدم ها که نشانه تکامل آنهاست معرفی کرده بود!!

هارون یحیی در آن مصاحبه رژیم صهیونیستی را کاملا مشروع اعلام کرده و اظهار داشته بود براساس آیات قرآن و سایر کتب آسمانی ، سرزمین مقدس فلسطین به یهودیان و صهیونیست ها تعلق دارد!!! ( این مصاحبه را هم در همین پرونده  باید خودتان بخوانید تا متوجه عمق فاجعه شوید).

به نظر نمی آید این دگردیسی مواضع هارون یحیی (که البته نمونه های آن در طول تاریخ انقلاب خودمان هم کم نبوده) خلق الساعه و ناگهانی بوده باشد. شاید به نظر بیاید در واقع برای این دگر دیسی، پروسه ای طی شده که سیر آن را می توان برروی وب سایت شخصی وی و در طی مصاحبه هایش در طول این سالها ملاحظه نمود. بخشی از این پروسه (که خود ما مستقیما شاهدش بودیم) از زمان مصاحبه ما با وی در آبان 1390 آغاز شد و بیش از 2 سال بعد در اسفند 1392 خود را در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی اسراییلی نشان داد و بعد هم مطلبی در وب سایتش انتشار یافت که هارون یحیی در مصاحبه اش با فراماسون های آمریکا ، حتی خود را یک ماسون درجه 33 و عضو لژهای ماسونی معرفی کرده است!

اینک هارون یحیی علنا می گوید و می نویسد:

"... مردم اسراییل به سرزمین و صلح نیاز دارند.ما باید با همه مردم با زبان محبت و عشق رفتار کنیم. با اسلحه هیچ مشکلی حل نمی شود. در آنجا مردم بی گناه در هر دو طرف هستند..."

چقدر این جملات برای آنها که طی سالها، تفکرات و مواضع ظاهرا لیبرالی ماسون ها را تعقیب کرده اند، آشناست. نمایندگان موسسه تحقیقات علمی ترکیه، هیچ نشان ماسونی با خود حمل نمی کنند و سالها در یک موسسه ظاهرا ضد ماسونی فعالیت کرده و به شدت از انتظار برای ظهور امام زمان (عج) دم می زنند اما همه جملاتشان، نشان از عمق تفکر ضد مهدوی و ماسونی در ذهن آنها دارد. جملاتی که امروز، آن هم پس از جنایت جنگی صهیونیست ها در غزه که همه سازمان های وابسته بین المللی هم به آن اعتراف کردند، حتی برای کودکان هم خنده دار و مضحک است. آیا این جملات را از زبان و قلم برخی شبه روشنفکران داخلی و یا گفتار یکی از اعضای ارشد دولت اصول گرای سابق، به خاطر دارید؟

اما وقتی کمی در افشاگری های هارون یحیی نسبت به فراماسونری دقیق تر می شویم، یک حلقه مفقوده مشاهده می کنیم. (در اینجا باید برگردم به آن نکته ای در اوایل این مطلب تذکر دادم در ذهنتان نگاه دارید تا در پایان به آن برسیم.) هارون یحیی در تمامی مکتوبات و مصاحبه ها و افشاگری هایش، کوچکترین اشاره به نوع تفکر و عناصر اندیشه ماسونی نداشته و فقط نمادها و نشانه ها و آیین ها را توضیح داده و تبیین کرده است. او همواره از تاریخی گفته که دیری است کهنه شده و از دسترس خارج است و انگار که دیگر هیچ نمودی در جهان امروز نداشته و به پایان رسیده است. از طرف دیگر تبار ماسون ها را به حضرت آدم و هابیل و قابیل رساند و ادعاهای بسیار گزافی درباره آنان ارائه کرد که بعضا با عقل و منطق جور در نمی آمدند.

درحالی که شواهد تاریخی نشانگر آن است، بسیاری از عناصر ماسونی، بی نام و نشان و نماد و تنها با تفکر و اندیشه در دل توحیدی اصیل ترین اندیشه ها پیش رفته و از خود ردپایی هم برجای نگذاشته اند. جمله معروف میرزا ملکم خان که از معروفترین فراماسون های اولیه تاریخ ایران است  را به خاطر آورید که گفت برای از بین بردن دین باید از قالب دین استفاده کرد. او اگرچه فراموشخانه و فراماسونری را در ایران تاسیس کرد اما کمتر نشانه و نمادی از خود باقی گذاشت. در این مسیر می توان به برخی افراد ظاهر الصلاح در طول تاریخ معاصر ایران اشاره کرد که بدون دارا بودن نماد یا نشانه و یا انجام آیین خاص ، ماسون بودند امثال میرزا نصرالله خان بهشتی معروف به ملک المتکلمین یا شیخ ابراهیم زنجانی که صادر کننده حکم اعدام شیخ فضل الله نوری بود.

و اضافه کنید بسیاری از نوکران بی جیره و مواجب فراماسونری و صهیونیسم که بدون نماد و نشانه و یا حتی عضویت در تشکیلات فراماسونری، همان تفکرات و اندیشه های ماسونی را نشر دادند که از مهمتر سکولاریسم و اومانیسم و در درجه بعدی تسامح و تساهل در قبال اصول و ارزش های دینی بود. آنچه همین امروز نیز وجود دارد و  متاسفانه در جامعه ما و به خصوص در میان قشر شبه روشنفکر و یا آنان که تلاش می کنند به نحوی خود را به شبه روشنفکران بچسبانند ، در جریان است.

امان از اطلاعات سوخته !

می توان گفت این نوع افشاگری های نمادگرایانه سالهاست که از سوی خود مراکز فراماسونری شروع شده و ادامه دارد . نوعی افشاگری که به اصطلاح اطلاعات سوخته را برای رد گم کردن ، بارها و بارها تکرار می کنند. از فیلم هایی مانند "چشمان باز بسته"( استنلی کوبریک) و "جمجمه ها" (راب کوهن) و "چوپان خوب" (رابرت دو نیرو) و "گنجینه ملی" (یان ترتل تاپ) گرفته تا رمان های "رمز داوینچی" و "فرشتگان و شیاطین" و "نماد گمشده" نوشته دن براون که توسط ران هاوارد و مارک رومانک ، حداقل طی یکی دو دهه اخیر همه زیر و بم تشکیلات فراماسونری با همه نمادها و نشانه ها و آیین هایش به نمایش گذارده و گوشه های پنهان تاریخش را به تصویر کشیده و بسیاری از توطئه های انجام شده و نشده را به اسمش سند زده اند. به جز این، دهها کتاب و مقاله در نشریات مختلف خارجی چاپ شده اند که بعضا با همین رویکرد ، حتی از سوی خود انجمن های ماسونی به افشای توطئه های فراماسون ها پرداخته اند. چندین مستند درباره رمان های دن براون و شوالیه های معبد و دیر رازلین و ...ساخته شده که درجه های بالای فراماسونی در مقابل دوربین قرار گرفته و به افشای رازهای مگوی این تشکیلات کهنه کار پرداخته اند و حتی همه این افشاگری ها در فیلمی مستند از شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) پخش شد!

چرا؟ چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ به نظرم دیگر هر آدم ساده لوحی هم باید متوجه شود وقتی تشکیلات ماسونی ، این گونه رازهای خود را برملا می سازد ، لابد کلیت تشکیلات تغییر کرده و آن سازماندهی سابق وجود ندارد. در واقع این رازها ، مشتی اطلاعات سوخته بیش نیستند که تاریخ مصرف آنها دیری است که سپری شده است. در حالی که همین اطلاعات می تواند برخی ساده لوحان را فریب دهد که گویا امروز نیز فراماسونری به همان سبک و سیاق قدیم عمل کرده و با همان چارتر تشکیلاتی عمل می نماید.

 اما آنچه در تمامی این افشاگری ها و به اصطلاح روشنگری ها همچنان ناگفته می ماند ، اندیشه های ماسونی است که در عمق جوامع و فرهنگ نفوذ کرده و بدون هیچ نام و نشانی ، آنها را به سمت و سوی خود می گردانند. به این مفهوم که اندیشه های سکولار را در زیرین ترین لایه های فرهنگی یک جامعه رسوخ می دهند تا معتقدترین آدم ها هم دچار نوعی سکولاریسم پنهان شده و در مقابل مدیریت دین در ابعاد مختلف یک جامعه بایستند، تا اینکه حتی اصولی ترین نیروها هم در مقابل نفی احکام و محکمات دینی ، بی تفاوت شوند، تا اینکه حتی با ایمان ترین اشخاص نیز دین خود را بیرون از اتاق و محل کارشان جا بگذارند و با منش و سبک و سیاق غیر دینی، پشت میزشان قرار بگیرند.

برای چنین استحاله های فرهنگی (که امروزه رویکرد اول محافل و مراکز استعماری از جمله تشکیلات فراماسونری محسوب می شود و به معنای همان جنگ نرم یا تهاجم فرهنگی است) نیازی به نمادها و نشانه ها و آیین های خاص نیست ، نیاز نیست که با علامت گونیا و پرگار به میدان بیایند ، نیاز نیست با شمعدان هفت شاخه و ستاره داوود در عرصه حاضر شوند، نیازی به اعداد 33 و یا مضارب آن ندارند!! امروز این تفکر را (اگر بصیرت لازم موجود نباشد) در هر لباس و فرد و گروهی ولو با ظاهرالصلاح ترین شکل هم می توان جاری ساخت ، همانطور که شیخ ابراهیم زنجانی در ظاهر یک روحانی به این شبکه پیوست ، همانگونه که امام جمعه تهران در زمان طاغوت یعنی حسن امامی عضویت این تشکیلات را داشت ، همانگونه در فتنه سالهای 78 و 88، بسیاری از آنهایی که در دام فتنه افتادند، اساسا هیچ ارتباطی با شبکه فراماسونری نداشتند ولی دقیقا همان برنامه ها و طرح های آنها را اجرا کردند و بالاخره همانگونه که طی این سالها کتاب هایی نوشته و چاپ شد، فیلم هایی ساخته و اکران شد که ارزش های اسلامی و احکام دین را به سخره گرفته و مورد هجوم قرار دادند در حالی که سازندگان آنها بعضا، زمانی هم فیلم دفاع مقدس ساخته بودند و هنوز خود را بچه جنگ می دانند اما همان عملکردی را داشتند که تفکرات ماسونی القاء می کردند، سبک زندگی اسلامی ایرانی را به مضحکه گرفتند و سبک زندگی غربی را تبلیغ کردند و منش سکولار را فریاد زدند بی آنکه بفهمند همان تفکرات ماسونی را بدون هیچ جیره و مواجبی منتشر می سازند.

کتاب های هارون یحیی (که البته بسیاری از آنها نوشته خودش نبود و توسط محققان و پژوهشگران موسسه اش تالیف می شد و یا از منابع و مکتوبات دیگر اقتباس می گردید!) در زمانی به افشای فراماسونری در سطح جهانی و به خصوص کشورهای اسلامی و از جمله ایران پرداختند که این تشکیلات مخوف پوست انداخته و به کلی تغییر سازمان داده بود. کتاب های امثال هارون یحیی اگرچه در زمینه بازکردن تاریخ این تشکیلات و همچنین نمادها و نشانه ها و آیین های آن، پر بیراه نرفتند اما اطلاعات تاریخ گذشته را با عنوان افشاگری های دست اول به خورد مخاطبانشان دادند و آنها را در همان سطح متوقف ساختند تا این مخاطبان پرشور و در جستجوی حقیقت از دریافت سازماندهی جدید و اصل تفکرات فراماسونری بازبمانند. و متاسفانه برخی افشاگران داخلی نیز چنین کردند و هارون یحیی وطنی شدند. با طرح افراطی نمادها و نشانه ها و محدود ساختن فراماسونری و صهیونیسم در سطح همان نشانه ها ، بدون آنکه به اندیشه و عمق تفکر آنها نقب بزنند، نوعی کشف رمز سطحی به مخاطبان  خود ارائه دادند تا آنها با یک نگاه شابلونی و کلیشه ای، هرکس که این نشانه و نمادها را داشت، فراماسون بدانند و هرکس نداشت، منزه و پاک معرفی شود. از همین روی بعضی که هیچ نشانه ای نداشتند ولی تفکرات ماسونی را یدک می کشیدند در حاشیه امن ماندند و برخی دیگر هم این تفکرات را از آنجا که از سوی افراد بی نشانه صادر می شد، پذیرفتند بدون آنکه بدانند و بفهمند در خدمت تشکیلاتی قرار گرفته اند که مخالف آن بوده و سالها آرزوی مبارزه با آن را داشتند. تفکراتی مانند مکتب ایرانی (به عنوان یکی از طرح های کهن فراماسون ها برای سرزمین ما) در مقابل مکتب اسلام ، تضعیف احکام دینی ماند حکم قرآنی قصاص ، طرح اندیشه هایی مانند هنر برای هنر یا علم برای علم و ...همه و همه از جمله تفکرات ماسونی بودند که در طی این سالها از سوی بسیاری افراد بی نشانه و بدون نماد و حتی معتقد و با ایمان ( اما بی بصیرت) در سطوح مختلف عنوان شد.

همه اینها دلیل آن نیست که تمامی محتویات کتاب هایی که به نام هارون یحیی چاپ شده را مغایر با حقیقت بدانیم، چراکه بسیاری از آن مطالب در کتب تاریخی مختلف و از سوی پژوهشگران گوناگون نقل شده و به تعبیری، خود هارون یحیی نیز از آنها برداشت کرده یا به عبارت صحیح تر، سرقت نموده است. فی المثل یکی از فیلم هایی که هارون یحیی تحت عنوان محصول موسسه اش به ما هدیه داد، تصاویری بود از یک فیلم مستند شبکه PBS و گاردنر به نام "امپراتوری ایمان" محصول سال 2000 که درباره تمدن اسلامی ساخته بودند. در واقع تنها کاری که موسسه هارون یحیی انجام داده بود، این بود که در ابتدا  و انتهای این تصاویر، یک مجری ترک قرار داده  و هر از چند گاه هم در پایین تصاویر یاد شده، عنوان "فیلمی از هارون یحیی" نقش می بست و تصاویری را که اصلش ساخته گروه دیگری بود را به نام خود نمایش می داد!  به نظر می آید مانند چنین سرقتی در زمینه کتاب های منتشره هارون یحیی هم صورت گرفته باشد ، چنانچه بسیاری از مطالب این کتاب ها را در کتب معتبر دیگر می توان یافت. (پاسخ هایی که او در جواب سوالات ما، در همان مصاحبه اش داد ، به شدت حکایت از بی سوادی وی داشت!)

اما آنچه از قرائن، شواهد و مستندات بر می آید،آن است که تشکیلات فراماسونری امروزه در قالب فرقه های نوپدید و عرفان ها و معنویت های سکولار مشغول فعالیت است و از این جهت دهها و صدها فرقه به اسامی مختلف تحت عنوان دین نوین و معنویت نوظهور ایجاد نموده تا خیل جوانان خام ذهن و ساده لوح را جذب خود نماید ، از طرف دیگر در ابعاد مختلف دست به تبلیغات وسیع علیه کارآمدی دین در عرصه اجتماع و هنر و علم و سیاست و حتی عبادات شخصی زده تا ادیان توحیدی به خصوص اسلام و به ویژه تشیع را بی اعتبار ساخته و شبه معنویت های ساختگی خود را جانشین آن نماید تا به قول شیمون پرز (رییس رژیم صهیونیستی) بتوانند سلطه خود را برقرار سازند. اینک با به چالش کشاندن ارزش ها و اصول و سبک زندگی اسلامی، در صدد القای همان اندیشه های ماسونی هستند که فقرات آن را سکولاریسم و اومانیسم و نتیجه سیاسی آن را لیبرالیسم تشکیل می دهد.

آنها حتی ابایی ندارند که به حضرت ولی عصر(عج) متمسک شده و زیر نام آن حضرت، عقاید انحرافی خویش را عرضه دارند که کاملا با ارزش ها و اندیشه های مهدوی متضاد و مغایر است و در طول تاریخ کم نبودند افراد و جریان هایی که چنین کردند؛ امثال انجمن ضد بهاییت(حجتیه) و یا برخی فرقه های به اصطلاح صوفی گری.

پس برای یافتن فراماسونی جدید، تنها به دنبال نشانه ها و نمادها گشتن و تاریخ آن را مرور کردن بدون آنکه مصادیق امروزی را دریابیم، جز سرگرم شدن، عنوان دیگری نمی تواند داشته باشد، اینک تفکرات و اندیشه های ماسونی قوی تر و با نفوذتر از همه آن نشانه ها، سعی دارند در همه ابعاد زندگی ما نفوذ کرده و ما را نسبت به آموزه ها و ارزش ها و فرهنگ اسلامی دچار تردید نمایند. این تفکرات و اندیشه ها از زبان و قلم هرفرد و گروهی می توانند خارج شوند. کسانی که شاید هیچ نشانه و نماد ماسونی هم نداشته باشند و عضو هیچ لژ ماسونی یا سازمان های صهیونیستی هم نباشند، اما یا مزدورند و یا بصیرت لازم را کسب نکرده اند.

گفت و گویی که در پی این مقدمه خواهد آمد، مثالی بارز از چنین عناصری است. همان عناصری که سالها مخاطبان خود را در سطح نشانه و تاریخ گذشتگان نگاه داشته و مانع از دستیابی شان به عمق ماهیت تفکرات و اندیشه های ماسونی شده اند.

 

ادامه دارد...