مستغاثی دات کام

 
نگاهی به نمایش ترور در سینما - بخش دوم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳
 

 

 وقتی در سینما تماشاگران را به گلوله می بندند!


سینمای گنگستری ؛ ترویست های رسمی

 

 اگر تروریسم کابوی و وسترنرها در اجتماعات غیر شهری شکل گرفت و رشد کرد و یاغیان وسترنر، از ناکجا آباد می آمدند و به ناکجا آباد می رفتند، دومین گروه از فیلم هایی در تاریخ سینما ، بی پروا انواع و اقسام تروریسم شهری را در جوامع دهه 30 آمریکا به نمایش گذاشتند و به ژانر گنگستری معروف شدند. گروههای تروریستی که به طور رسمی در شهرهایی مانند شیکاگو و نیویورک و ...برای خود دم و دستگاه عریض و طویلی درست می کردند، باج می گرفتند، قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی داشتند، با گرفتن پول، به عنوان آدمکش قراردادی استخدام می شدند و بر سر قلمروها و انحصارات قاچاق با گروههای مشابه درگیری پیدا می کردند. ایجاد وحشت و قتل و غارت وبه آتش کشیدن اماکن و مراکز عمومی و کشتار مرد بی گناه کمترین اعمال تروریستی بود که این گروههای مافیایی انجام می دادند و سینمای هالیوود یکی از اصلی ترین ژانرهای سینمایی خود و گروهی از قوی ترین آثار خود را به همین تروریست های جدید و شهرنشین اختصاص داد.

فیلم هایی مانند: "دشمن مردم" (ویلیام ولمن) ، "سزار کوچک" (مروین لروی) و "صورت زخمی"( هاوارد هاکس) که همگی در اوایل دهه 30 ساخته و به نمایش درآمدند ، نخستین آثار این ژانر به شمار آمدند. شخصیت های اصلی این فیلم ها اگرچه هر یک بی رحم و خشن و سنگدل بودند و حتی نزدیکترین افرادشان را هم از دم تیغ می گذراندند اما به گونه ای بر پرده سینما به تصویر کشیده می شدند که به شدت جلب نظر کرده و به عنوان نمادی از قدرت و شجاعت و عظمت ، به تماشاگر القاء می گردیدند. از همین روی برای مخاطب به صورت کاراکترهایی سمپاتیک در آمدند که حتی مرگشان ترحم برانگیز جلوه می کرد. مثلا در سکانس آخر فیلم "صورت زخمی" که تونی لامونته توسط پلیس به محاصره درآمده، پس از همه جنایاتی که انجام داده، وقتی هدف رگبار گلوله های پلیس قرار می گیرد، صحنه ها و نماها به شکلی چیده شده که کاملا احساسات تماشاگر را برمی انگیزد. به این ترتیب حتی این بی رحم ترین تروریست های تاریخ سینما نیز برای تماشاگران آن دوست داشتنی تصویر شدند.


در سالهای بعد نیز ساخت این گونه فیلم ها ادامه یافت و تعدادی از شاخص ترین آثار تاریخ سینما، نمایشگاه چهره های مثبت از این تروریست های رسمی شدند. از جمله سه گانه "پدر خوانده" برگرفته از رمان ماریو پوزو و ساخته فرانسیس فورد کوپولا که در سالهای 1972 و 1974 و 1990 ساخته شدند و جوایز متعددی را نصیب سازندگان آن کردند و سالها هم از سوی منتقدان و فیلمسازان و نشریات به عنوان برترین فیلم های تاریخ سینما شناخته شدند.

حتی در این باب ، برخی آثار کمدی هم جلوی دوربین رفت و شمایل دلچسبی از تروریست های گنگستر در اذهان باقی گذاشتند که می توان به فیلم "جیبی پر از معجزه" یا "معجزه سیب" آخرین ساخته فرانک کاپرا در سال 1961 اشاره کرد که در آن گلن فورد به نقش یکی از روسای گنگسترهای شهر، آدم خیر و مهربان و انسان دوستی نشان داده شد که برای برملا نشدن دروغ مصلحتی یک پیرزن سیب فروش به دخترش ، ناگزیر از اجرای یک نمایش دروغین گردید.

سینمای گنگستری هنوز هم از تولیدات مهم هالیوود به شمار می آید که برخی سالهای اخیر جایزه اسکار را نیز از آن خود کرده که از آخرین آنها می توان به فیلم "مردگان" در سال 2007 اشاره کرد که بالاخره پس از سالها اسکار بهترین کارگردانی را نصیب مارتین اسکور سیزی کرد.

 

سینمای هراس ، شمایل عریانی از ترور و وحشت

 

اگر واژه ترور Terror را به معنای وحشت بگیریم و آن را ایجاد وحشت در سینما بدانیم و فیلم هایی که این نوع سینما را ایجاد می کنند را تبارسنجی نماییم ، می توانیم ردپای آن را از نخستین روزهای سینما و در همان فیلم های صامت پیدا کنیم. فیلم هایی که بعدا یکی از ژانرهای اصلی سینمای غرب به نام سینمای هراس یا وحشت و یا Horror را بوجود آوردند. در این فیلم ها معمولا موجودی ناشناخته از فضایی غریب به زندگی شخصیت های ماجرا می آمدند یا موجوداتی ماورایی یا عناصری خبیث و شریر یا تکنولوژی از کنترل خارج شده و یا عصیان طبیعت و فاکتورهای طبیعی، مایه ایجاد وحشت و ترس و سپس کشتار و نابودی می گردیدند.

از اولین این دسته آثار می توان به فیلم "نوسفراتو؛ یک سمفونی وحشت" (فریدریش ویلهلم  مورنا – 1921) اشاره کرد، ماجرای خون آشامی که زندگی جاوید داشت و با خوردن خون انسان ها، ضمن تبدیل آنها به خون آشام، زندگی خود را استمرار می بخشید یا فیلم "گولم" (پال واگنر-1919) داستان مجسمه ای گلی و غول آسا که برای حفاظت از کشتار قوم یهود به وجود آمد ولی از کنترل خارج شده و برعلیه سازنده اش عصیان کرد و یا فیلم "مرگ خسته" (فریتس لانگ- 1921) که حکایتی از ملک الموت را روایت می کرد که تداوم این گونه فیلم های سینمای وحشت در سالهای بعد، گروه بزرگی از تولیدات هالیوود و دیگر مراکز فیلمسازی غرب را تشکیل داد ؛ از سری فیلم های دراکولا (دنباله ای بر فیلم نوسفراتو) گرفته که یکی از آخرین و معروفترین آنها ، فیلمی بود که فرانسیس فورد کوپولا در سال 1992 تحت عنوان "دراکولای برام استوکر" ساخت تا سری فیلم فرانکشتاین (به عنوان دنباله ای بر فیلم گولم) که یکی از تازه ترین آنها را کنت برانا در سال 1994 با عنوان "فرانکشتاین مری شلی" جلوی دوربین برد و بالاخره دنباله فیلم "مرگ خسته" به فیلم هایی مانند "دیگران" ساخته آلخاندرو آمنابار در سال 2001 رسید که این دفعه زندگان بودند که ارواح مردگان را می ترساندند!!

و یا فیلم هایی مانند "دفتر دکتر کالیگاری"(روبرت وینه-1920) و سری فیلم های دکتر مابوزه  ساخته فریتس لانگ که در فضایی روانپریش و دیوانه وار ایجاد وحشت می کردند. که این نوع وحشت روانپریشانه در سالهای بعد نیز ادامه یافت که معروفترین آنها را می توان در فیلم هایی مانند "روانی" (آلفرد هیچکاک-1960) ، "کریدور شوک" ( ساموئل فولر -1963) و سکوت بره ها (جاناتان دمی-1990) مشاهده کرد.

اما سینمای وحشت در انواع و اقسام دیگر نیز ظهور و بروز پیدا کرد، از قتل های سریالی و قاتلین سریالی گرفته (که آغاز آن با فیلم "ام" ساخته فریتس لانگ در سال 1931  بود) تا آنهایی که با مشمئز کننده ترین طرق ، قربانیان خود را سلاخی می کردند همچون فیلم های "کشتار اره برقی تگزاس" یا "تب کلبه" یا مجموعه فیلم های "اره" و "کینه" و همچنین سری فیلم های زامبی که از دیرباز در تاریخ سینما به صور مختلف اعم آدم گلی ها و ویروس های وحشتناک حضور داشتند تا سری فیلم های "مرده شریر" (کلبه وحشت) و "شیطان" و بالاخره آثار همچون "28 روز" و "28 هفته" و بعد "شیطان ساکن" و این داستان زامبی ها تا آنجا پیش رفت که حتی در فیلم "آبراهام لینکلن علیه زامبی ها"، رییس جمهور فقید ایالات متحده را هم به جنگ با این موجودات چندش آور کشاندند!! و بعد در فیلم "جنگ جهانی زد "، تنها اورشلیم و اسراییل را مصون از زامبی ها معرفی کردند!!!

بخشی از فیلم های موسوم به سینمای علمی – افسانه ای را هم می توان در همین سینمای وحشت یا هراس ، دسته بندی کرد. خصوصا، آثاری از این سینما که شخصیت های اصلی آن با موجودات وحشتناک فضایی مواجه شده و به نوعی در دام آنها اسیر می شوند. فیلم هایی مانند مجموعه "بیگانه" ، "سیاره ممنوع" و "پرومتئوس" ساخته ریدلی اسکات در سال 2012 از همین دسته به حساب می آیند.

 

 تروریسم آشکار و بی پرده

 

اما گروه چهارم از فیلم های سینمای غرب که دستمایه تروریستی داشته و دارد، همان آثاری هستند که به گونه ای واضح و آشکار و با همان تعریف رایج، تروریست ها را به تصویر می کشند اما لقب تروریست به آنها نمی دهند و یا آنها را "تروریست خوب" می نامند! یعنی افرادی که با اسلحه و کمین و طرح و برنامه اقدام به ترور اشخاص می نمایند ولی گویا اشخاصی را که به قتل می رسانند، همگی خبیث و شریر و بدذات بوده و این تروریست ها در واقع به عنوان قهرمانان بشریت، دنیا را از وجود آن موجودات شریر پاک می کنند !! که این مورد نیز در سینمای آمریکا ، سابقه ای دیرین دارد.

می توان سابقه این نوع تروریسم را در یک نوع تروریسم دولتی که معمولا با اعزام جاسوس و مامورین اطلاعاتی و امنیتی در طول سالهای جنگ دوم و به خصوص جنگ سرد صورت می گرفت، جستجو کرد. این نوع جاسوسان و مامورین، معمولا ماموریت ها و عملیات خود را بسیار پنهان و مخفیانه و بی سر و صدا انجام داده و دست به ترور شخصیت های موثر از جبهه مقابل زده و البته توجیه این نوع ترور نیز همواره ، حفظ منافع ملی آن کشوری بوده که جاسوس و مامور یاد شده را برای عملیات ترور اعزام کرده است و معمولا در اغلب آثار، کشور یاد شده ، انگلیس یا آمریکا یا روسیه و یا آلمان نازی بوده است.

اما از معروفترین این دسته فیلم ها که سمپاتی بسیاری برای تماشاگران سینما ایجاد کرد و یک تروریست حرفه ای را به عنوان شخصیتی محبوب، به چشم تماشاگران سینما نشاند، مجموعه آثاری بود که به مامور 007 یا جیمزباند می پرداخت. این شخصیت اگرچه مامور سرویس های جاسوسی انگلیس یعنی MI6 بود و حتی داستان اصلی و شخصیتش نیز توسط یک نویسنده انگلیسی به نام یان فلیمینگ بوجود آمد اما اغلب فیلم های جیمزباند با بازیگران مختلف از شان کانری گرفته تا راجر مور و جرج لازنبی و پیرس برازنان و بالاخره دانیل کریگ، توسط فیلمسازان و کمپانی های آمریکایی ساخته شدند. جیمزباند در قالب یک مامور اطلاعاتی عملیاتی بریتانیا با سلاح های مجهز و مخفی به کشورهای مختلف می رفت و به بهانه حفظ  منافع امپراتوری و به نام ملکه انگلیس دست به ترور و جنایت می زد. اما این اعمال جنایتکارانه با صحنه پردازی ها و شوخی و لودگی و  صحنه های مبتذل ، آنچنان عادی به تصویر کشیده می شد که گویا این نوع ترور ، بیش از یک بازی سرگرم کننده نبوده  و واقعا هم که از نظر غربیان ، تروریسم دولتی آنها به جز یک بازی سرگرم کننده نیست. چنانچه سالها بعد در 2001  ، فیلمی ساخته تونی اسکات درباره دو جاسوس عملیاتی که سالها در ویتنام و بیروت و برلین دست به ترور و انفجار و کشتار می زدند (مثلا در خط مقدم جنگ با ویت کنگ ها ، فرماندهان آنها را بوسیله تک تیرانداز ، ترور می کردند) را "جاسوس بازی" نامیدند!

مجموعه فیلم های جیمزباند از "گلد فینگر" در اوایل دهه 60 تا "اسکای فال" در اوایل دومین دهه از قرن بیست و یکم همچنان در حال تولید است و فیلمسازان مختلف از گای هامیلتون تا مارک فورستر ، کارگردانی آن را تجربه کرده اند و همه نیز از این شخصیت ، کاراکتری کلیشه ای(با اندکی تفاوت در هر فیلم) نمایش داده اند ، اما در فیلم آخر یعنی "اسکای فال" است که بالاخره نشان داده می شود ، سرکرده گروهی از تروریست های جنایتکار دنیا خود یکی از مامورین سابق MI6 بوده که اینک با جیمزباند و رییسش مشکل پیدا کرده است!!

اما در فیلم های تروریستی جاسوسی، جیمزباند تنها نماند و برخی دیگر از شخصیت های جاسوس و تروریست در سری فیلم های دیگر، در کنارش قرار گرفتند. از لمی کوشن فرانسوی (با بازی ادی کنستانتین) گرفته تا هری پالمر(با بازی مایکل کین) و مت هلم با بازی دین مارتین (که هر یک مجموعه ای از فیلم درباره شان ساخته شد) و تا سریال های تلویزیونی که بعدا به فیلم تبدیل شد و از همه معروفتر "ماموریت : غیر ممکن" در دهه 1960 بود که در ایران با نام "بالاتر از خطر" پخش شد  و بعدا در دهه 1990 و دهه  2000 ، چند فیلم از همان سریال ساخته شد که تام کروز نقش اصلی آن یعنی شخصیت جیم را بازی می کرد.

تروریسم دولتی در سال 2005 توسط استیون اسپیلبرگ یهودی به اسراییل و عملیات تروریستی صهیونیست ها پس از المپیک مونیخ 1972 کشیده شد و با نام "مونیخ" ، برای نخستین بار تروریسم دولتی اسراییل را به رخ کشید اما به همین بهانه و در آن فیلم ، فلسطینی های مورد تجاوز و ظلم قرار گرفته، همسان و همشان با صهیونیست های اشغالگر و تروریست نمایانده شدند!!