مستغاثی دات کام

 
نیم قرن از 15 خرداد 1342 گذشت
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٢
 

 

چگونه تندباد نیمه خرداد وزیدن گرفت؟

 

 

 


 

 آنچه در زیر می خوانید ، بخشی از متن قسمت های هشتم  و نهم مجموعه مستند "راز یک نقش"است که درباره نهضت اسلامی مردم ایران به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی و تهیه کنندگی رضا جعفریان در خردادماه 1388 و چنین روزهایی از شبکه خبر سیما پخش می شد.که البته در سالهای بعد نیز از برخی شبکه های دیگر برون مرزی نیز پخش شد.

آنچه این متن را با نمونه های مشابه متفاوت می سازد این است که علاوه براینکه نحوه سازماندهی و زمینه چینی قیام 15 خرداد 1342 از سوی حضرت امام خمینی (ره) و یاران ایشان را بازخوانی می کند ، برای نخستین بار علاوه برروایت یاران انقلاب ، از زاویه نگاه جبهه مقابل انقلاب و بر پایه اسناد ارگان ها و نهادهای امنیتی و پلیسی رژیم شاه به چگونگی شکل گیری این قیام و رهبری حضرت امام پرداخته شده است. قابل ذکر اینکه علاوه بر فیلم ها و تصاویر  مستندی که کمتر بر صفحه تلویزیون رویت شده ، برخی از اسنادی که در این مجموعه در برابر دوربین قرار گرفت،برای اولین بار به تصویر کشیده می شد و ابعاد تازه ای از نهضت اسلامی مردم ایران را در برابر محققان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران گشود که بعضی از آنها را در متن زیر ملاحظه خواهید نمود:

با فرارسیدن ماه محرم 1383 هجری قمری (1342هجری شمسی) ، ماه قیام سرور آزادگان ، حضرت حسین بن علی (ع) ، حضرت امام خمینی (ره) طرح نهایی خودشان را جهت گسترش آرمان های نهضت اسلامی در سراسر سرزمین ایران ، به مرحله اجرا درآوردند. ایشان با صدور اطلاعیه ای خطاب به روحانیون و وعاظ ، رهنمودهای لازم را برای منبرها و مراسم سوگواری ماه محرم ارائه کردند. در بخشی از اعلامیه فوق آمده بود :

"...حضرات مبلغین عظام هیئات محترم و سران دسته جات عزادار ، لازم است فریضه دینی خود را در این ایام در اجتماعات مسلمین ادا کنند و از سید مظلومان ، فداکاری در راه احیاء شریعت را فرا گیرند و از توهم چند روز حبس و زجر نترسند. آقایان بدانند که خطر امروز براسلام کمتر از خطر بنی امیه نیست. دستگاه جبار با تمام قوا به اسراییل و عمال آنها همراهی می کند...خطر اسراییل و عمال آن را به مردم تذکر دهید و در نوحه های سینه زنی از مصیبت های وارده براسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت یادآور شوید...سکوت در این ایام ، تایید دستگاه جبار  و کمک به دشمنان اسلام است. از عواقب این امر بترسید. از سخط خدای تعالی بهراسید...از اخافه و ارعاب سازمان ها و دستگاه شهربانی ، هراسی به خود راه ندهید..."

 

با این رهنمودها ، حضرت امام خمینی(ره) برای نخستین بار ، سنت های انقلابی شیعه را پس از قرن ها احیاء کرد و اسلام انقلابی را در صحنه های اجتماع و مراسم سوگواری سالار شهیدان بازیافته و به طور علنی در تاریخ انقلاب مطرح کردند. سیاست و مسائل اجتماعی را در عینیت و در متن فرایض دینی نمایانده و نشان دادند که بزرگداشت واقعی حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) چگونه است.

حضرت آیت الله خامنه ای در مورد دیدگاه امام خمینی (ره ) راجع به ماه محرم و تاثیر آن در مبارزات اسلامی گفته اند:

"...امام ، چنانکه در اواخر دوران مبارزه مشخص شد ، به محرم یک اعتقاد غریبی داشت و واقعا ماه محرم را ماه پیروزی خون بر شمشیر می دانست. لذا از اول ، محرم را هدف گرفت ، یعنی بلافاصله بعد از حادثه مدرسه فیضیه ، امام تصمیم گرفت که از این حادثه در ماه محرم استفاده کند و آن برنامه ای که در ماه محرم آن سال طرح کرد و اجرا شد ، یک برنامه دفعی و آنی نبود ، برنامه ای بود که اقلا دوماه روی آن فکر و کار شده بود..."

امام برای ماه محرم 1342 با رهنمودهای علنی و مخفی به شاگردان مبارزش ، روحانیون و طلاب حوزه علمیه قم ، طرح انقلابی و حرکت آفرینی را به مرحله اجرا درآوردند به این صورت که :

روحانیون مبارز را به شهرهای مختلف ایران اعزام کردند و قرار براین گذاشتند که روحانیون اعزامی ، برروی منابر از اول تا ششم محرم ، مطالب کلی و اصولی را بیان نمایند و از روز هفتم محرم ، مطالب اساسی و حقایق و وقایع را با نهایت صراحت برای مردم بیان کنند تا چهره خیانت بار رژیم شاه به اسلام و ایران از پس پرده برای مردم آشکار شود.

 

حضرت آیت الله خامنه ای طرح امام خمینی (ره) برای ماه محرم سال 1342 را چنین شرح می دهند:

"...نزدیک محرم که شد ، امام برای شهرستان ها برنامه ای طرح کرد. آن برنامه عبارت بود از اینکه طلاب و فضلای قم را به اطراف و اکناف کشور بفرستد و از آنها و منبری های شهرستان ها بخواهد که دهه محرم ، به خصوص از روز هفتم را اختصاص بدهند به بازگو کردن فاجعه فیضیه و آن مصائبی که در قم گذشته است و از روز نهم نیز دسته های سینه زنی ، این کار را بکنند و در نوحه خوانی ها آنچه را که در مدرسه فیضیه اتفاق افتاده است ، مطرح کنند تا همه مردم ایران بفهمند که در حادثه فیضیه چه گذشته است. واقعا وقتی انسان فکر می کند ، می بیند برای اینکه مردم سراسر ایران ، فاجعه فیضیه را بفهمند و به مبارزه کشیده شوند و هیجان پیدا کنند ، هیچ راهی بهتر از برنامه ای که امام طرح کرد و به اجرا درآورد ، وجود نداشت. خود من از کسانی بودم که برای محرم از سوی امام  اعزام شدم و تاثیرش را نیز دیدم..."

 سندی از ساواک به تاریخ 28/2/42 نشان از هراس و وحشت رژیم شاه نسبت به طرح امام برای ماه محرم دارد:

"...به کلیه ساواک ها

نظر به اینکه از طرف خمینی به تمام طلاب و وعاظی که برای محرم از قم به شهرستانها حرکت می نمایند ، دستور شدید برای تبلیغ و تحریک داده شده است. لازم است که در شهرها و قراء مراقبت کامل بشود و عندالزوم عناصر محرک را که شناخته شده اند ، دستگیر نمایند و از پخش هرگونه اعلامیه و عکس خمینی جدا جلوگیری شود. ضمنا باید مراقبت نمود که اگر علاوه بر سایر اشخاص ، کسان دیگری دست در کار تحریک شوند از اقدامات آنها ممانعت به عمل آمده و در صورت لزوم دستگیر شوند...

سرلشگر پاکروان"
 

سند دیگر ساواک نیز از جزییات برنامه امام خبر می دهد و تاییدی است بر آنچه پیش از این آمد  :

"...اخبار واصله از منابع مختلف حاکیست که روحانیون تصمیم گرفته اند تا روز هفتم ماه محرم در مجالس و منابر ، مراسم عزاداری را به طور عادی برگزار ولی پس از آن مبادرت به تظاهراتی بنمایند. گزارش مامور نفوذی که با آیت الله خمینی مصاحبه نموده حاکی است که آیت الله خمینی اظهار نموده ، دستور داده ام تا هفتم محرم نظم و آرامش را حفظ کنند و چنانچه تا آن تاریخ دولت تسلیم نظرات روحانیون نشود ، حملات را در مجالس و مجامع عزاداری آغاز نمایند ، مخصوصا تاکید کرده ام ، عزاداری ها مرثیه ها و نوحه خوانی ها طوری تنظیم شود که تجسم کشتار مدرسه فیضیه قم و حادثه مسجد گوهرشاد نمودار باشد..."

 

حضرت امام  همچنین نامه هایی برای آیات عظام و علمای اعلام شهرهای مختلف ایران فرستادند و از آنها خواستند در عزاداری های ماه محرم  به فجایعی که توسط رژیم شاه بر مملکت ایران تحمیل می شود ، توجه کنند و از همه مهمتر خطر اسراییل و صهیونیسم را مد نظر داشته باشند.

آیت الله خامنه ای که خودشان حامل همان پیام امام برای آیت الله میلانی و آیت الله قمی در مشهد بودند درمورد آن می گویند:

"...یکی از آن پیغام های عمومی ، راجع به اسراییل بود. امام فرمودند، شما به علمای مشهد بگویید که اسراییل نقشه های سلطه اقتصادی را درباره مسائل ایران دارد و سیاست اسراییل می خواهد مملکت را قبضه کند. امروز برای جوانترین شما هم این مسئله واضح است که واقعا آن روز اسراییل ، چه اتکایی در رژیم ایران داشت...دور اسراییل را یک حلقه مبارزه عربی گرفته بود...استکبار جهانی می خواست دور این حلقه ، یک حلقه بزرگتر درست کند که وابسته به خودش باشند. یکی از اساسی ترین زنجیرهای این حلقه بزرگ ، ایران بود ، دیگری ترکیه امروز و سومیش حبشه امروز بود...آن روز ، این پیغام امام بود. شما ببینید در سال 42 ، امام با روشن بینی ، این مسئله را می فهمید. لازم بود حوزه های علمیه هم بفهمند تا بدانند چون این رژیم ، برای اسراییل و یهودی ها و صهیونیسم تلاش می کند ، باید حرکتی بکنند..."

 

از جمله روحانیون مبارزی که از سوی حضرت امام (ره) به شهرستان ها ماموریت یافت ، شهید دکتر محمد جواد باهنر بود که به همدان اعزام شد و محرم آن شهر را به محرم حرکت و قیام بدل ساخت. دکتر باهنر روز هفتم ماه محرم در بالای منبر بوسیله ساواک دستگیر شد و پس از آزادی مجددا به سخنرانی های خود ادامه داد و در روز 12 محرم که ماموران رژیم ، قصد دستگیری او را داشتند ، مخفیانه به تهران آمد.مرحوم آیت الله ربانی املشی عازم شهرستان خود شد و آیت الله خامنه ای رهسپار بیرجند شدند.

 

ایشان از روز اول تا ششم محرم به طور غیر مستقیم  به مردم آگاهی دادند ولی از روز هفتم ، مسائل روز ، اوضاع سیاسی – اجتماعی و قضایای مدرسه فیضیه و نقشه های پنهانی رژیم شاه را با حال و هوایی پرشور و بیانی گیرا برای مردم شرح دادند ، به طوری که جمعیت کثیر شرکت کننده در آن مجلس به گریه افتادند.

حضرت آیت الله خامنه ای خود درباره آن روزها می گویند:

"...من پیام امام را به آقایان مشهد رسانیدم و بعد از آن عازم بیرجند شدم تا دهه عاشورا را در آن شهر به منبر بروم. ترتیبی دادم که روز هفتم محرم ، در یک مجلس باشکوه ، رسالت خود را آغاز کنم. روز موعود فرا رسید ، عصر جمعه بود. پیش از من ، یکی به منبر رفت، سخنان او طولانی شد. وقتی من به منبر رفتم ، حدود بیست دقیقه به غروب بود و از این که فرصت لازم برای سخن گفتن نداشتم ، سخت ناراحت و خشمگین بودم و به شدت می جوشیدم. به هرحال نشستم روی منبر ، بدون مقدمه شروع به صحبت کردم . یکی ، دو کلمه خطبه خواندم و با صدای بلند درباره سلطه غرب در کشورمان سخنانی ایراد کردم و بحث را به فاجعه مدرسه فیضیه کشاندم و گفتم : همین نقشه و توطئه برای محو اسلام بود که به حادثه مدرسه فیضیه کشیده شد و کار را به آنجا رسانید که در یک روز مقدس ، به مدرسه فیضیه و به خانه امام صادق (ع) بریزند و کماندوها چنین کنند و چنان کنند. از ضرب و شتم طلاب ، از آتش زدن عمامه ها ، از آتش زدن قرآن ، از غارت و از بین بردن دارایی ناچیز طلاب ، آنچه را که دیده و شنیده بودم ، برای مردم بیان کردم. یکباره صدای ضجه و ناله مردم بلند شد. مردم به شدت گریه می کردند و من در طول منبرهایی که رفته ام ، کمتر سراغ دارم که مردم مانند آن روز منقلب شده باشند و گریه کنند. واقعا غوغایی برپا شد. درپایان ، چند کلمه ای از مصیبت کربلا یاد کردم. می دیدم که فاجعه فیضیه به حدی مردم را متاثر و منقلب کرده که به فکر مصیبت کربلا نیستند و آنجا بود که دریافتم امام چقدر عمیق و حکیمانه و دوراندیشانه ، برنامه ریزی و محاسبه کرده بودند. مسلما هیچ عاملی ممکن نبود مثل روضه فیضیه و موقعیتی که به مناسبت محرم پیش آمده بود ، بتواند مردم را بیدار کند و دستگاه را رسوا و منکوب کند..."

 

صبح روز نهم محرم یعنی روز تاسوعا ، آیت الله خامنه ای ، منبر پرشوری را برقرار می کنند و اوضاع به گونه ای دگرگون می شود که عوامل رژیم شاه به شدت نگران شده و ایشان را دستگیر و به مشهد اعزام نموده و تحویل ساواک خراسان می دهند. آقای خامنه ای را به زندانی مخروبه می برند که از وسایل اولیه هم محروم بود و تحت شکنجه قرار می دهند.

 

آیت الله خامنه ای درباره آن دوره بازداشت و شرایط زندان چنین می گویند:

"...از بیرجند که ما را بازداشت کرده بودند ، اصرار می کردند که ما را به مشهد بفرستند. به من گفته شد که مشهد ، زندان پر است و اینقدر بازداشت ، گفتند که در زندان جا نیست و زندانیان را در نقطه ای دیگری که خیلی بد است بردند و شما را هم به آنجا می خواهند ببرند. اصرار هم زیاد بود که من را به آنجا ببرندولی دوستان من در بیرجند نمی گذاشتندکه من را از بیرجند حرکت بدهند. البته من در بیرجند تحت نظر بودم ، اول مرا گرفتند ، بعد تحت نظر قرار دادندتا بالاخره وقتی که می خواستند بنده را بیاورند یعنی اصرار دستگاههای مشهد غالب شد ، مرا به طرف مشهد راه انداختند ..."

خود حضرت امام هم در قم هر شب به یکی از محله های شهر می رفتند و در مجالس عزاداری شرکت کرده و سخنگویی نیز با خود می بردند تا حقایق کشور را برای مردم بیان نمایند.

اما اتفاق مهمی که در آستانه عاشورای حسینی افتاد ، این بود که شهربانی شهرهای مختلف کشور ، روحانیون و وعاظ را به کلانتری ها احضار کرده و از آنها تعهد گرفتند که درباره 3 موضوع صحبت نکنند :

1-    درباره شاه بدگویی نکنند

2-    از اسراییل سخن نگویند

3-    از اینکه اسلام در خطر است ، سخنی نرانند

نکته مهم در این تعهد نامه ، مسئله عدم صحبت درباره اسراییل بود! آنچه که از قضا حضرت امام (ره) در رهنمودهایشان به خطباء و وعاظ و روحانیون تاکید کرده بودند که از خطر نفوذ صهیونیسم و اسراییل در ارکان مختلف کشور سخن بگویند و فاجعه ای که ایران و اسلام را تهدید می نماید ، به مردم مسلمان گوشزد کنند.

آنچه از التزام و تعهدنامه فوق مستفاد می شود ، اثبات همان صحبت ها و سخنان حضرت امام است که بارها و بارها بر خطر نفوذ صهیونیسم در کشور تاکید کرده بودند و حساسیت شهربانی رژیم شاه بر عدم سخن گفتن از اسراییل ، بیش از هر موضوعی نشانگر نفوذ شدید عناصر صهیونیست در دستگاههای نظامی و امنیتی شاه بود که هر گونه سخن گفتن از اسراییل را ممنوع می کرد.

اما اعلامیه امام خمینی (ره) پس از رسوایی جدید رژیم شاه در دفاع ناشیانه از هویت صهیونیستی اش ، باردیگر توانست دلگرمی روحانیون و طلاب مبارز باشد و القاء نیروی مثبت دیگری برای تداوم نهضت اسلامی بود.

امام در  اعلامیه خودشان نوشته بودند :

"...در این ایام که دستگاه جبار از خوف آنکه مبادا در منابر و مجامع مسلمین شرح مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضد دینی و وطنی آنها داده شود ، دست به رسوایی دیگری زده و در صدد گرفتن التزام و تعهد از مبلغین محترم و سران هیئات عزادار است که از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسری واگذارند. لازم است تذکر دهم که این التزامات علاوه برآنکه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد، التزام گیرندگان هم مجرم و قابل تعقیب هستند...حضرات مبلغین عظام و هیئات محترم و سران دسته های عزادار متذکر شوند که لازم است فریضه دینی خود را در این ایام در اجتماعات مسلمین ادا کنند و از سید مظلومان فداکاری در راه احیاء شریعت را فرا گیرند و از توهم چند روز حبس و زجر نترسند... دستگاه جبار با تمام قوا به اسراییل و عمال آنها (فرقه ضاله و مضله) همراهی می کند ، دستگاه تبلیغات را به دست آنها سپرده و دردربار دست آنها باز است ، در ارتش و فرهنگ و سایر وزارتخانه ها برای آنها جاباز نموده و شغل های حساس به آنها داده اند. خطر اسراییل و عمال آن را به مردم تذکر دهید ، در نوحه های سینه زنی از مصیبت های وارده بر اسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت یادآور شوید ، از فرستادن و تجهیز دولت خائن ، چند هزار نفر دشمن اسلام و ملت و وطن (بهاییان)را به لندن برای شرکت در محفل ضد اسلامی و ملی اظهار تنفر کنید..."

 

روزهای تاسوعا و عاشورای 1342 تهران شاهد تظاهرات عظیم مردم مسلمان بودکه توسط هیئت های موتلفه اسلامی و مبارزانی همچون شهید مهدی عراقی ، شهید صادق اسلامی و ...سازماندهی شده بود. در این تظاهرات برای نخستین بار علنا شعارهای حمایت از امام و انزجار و تنفر از رژیم پهلوی و شخص شاه مطرح شد و در مساجد مختلف تهران ، روحانیون مبارز ، سخنرانی های پرشوری ایراد کردند. از جمله استاد مطهری که سخنرانی خود را براساس حدیث معروف "افضل الجهاد کلمه الحق عندالسلطان جائر" ایراد کرد و مرحوم محمد تقی فلسفی در مسجد شیخ عبدالحسین بازار تهران ، بیانات تکان دهنده ای در حضور دهها هزار نفر از مردم مسلمان ارائه نمود و در آن سخنان دولت اسدالله علم را در 10 ماده به استیضاح کشانید که در پایان هریک از مواد این 10 ماده ، مردم حاضر با تکرار عبارت "صحیح است ، صحیح است" ، موارد مورد نظر مرحوم فلسفی را تایید می کردند. نوار این سخنرانی ها در کمترین زمان در سطح وسیعی در سراسر کشور ، تکثیر و توزیع شد.

بعدا گزارش ماموران ساواک حکایت از وسعت شگفت انگیز مراسم دهه محرم 1342 و گستردگی مجالس عزاداری در حمایت از سخنان حضرت امام (ره) داشت :

"...اطلاعات واصله از منابع مختلف حاکی است وضع عزاداری در سال جاری در تهران بسیار بی سابقه و در دستجات و مجالس روضه خوانی تعداد زیادی جمعیت شرکت می کرد که شاید در ده سال اخیر بی سابقه بود...در اغلب مساجد عمومی و بزرگ : مسجد ترکها ، مسجد حاج ابوالفتح ، مسجد فخریه ، منزل بهبهانی ، حسینیه حاج سید آقا جواهری ، خیابان سیروس و مجالس دیگر ، به دولت و هیئت حاکمه حمله می شد و عکس خمینی و اعلامیه های او که خطاب به وعاظ صادر کرده بود ، همچنین اعلامیه آیت الله میلانی و سایر علمایتبعه او زیاد میان مردم منتشر می شد... در حدود یکصد و پنجاه هزار نفر در دستجات شرکت می کردند و نوحه هایی سروده بودند که پشتیبانی از خمینی بود..."

 

و سرانجام در سرنوشت سازترین لحظه نهضت اسلامی از آغاز آن ، در عصر عاشورا (13 خرداد 1342) امام خمینی (ره) در مدرسه فیضیه در حالی که از جانب دلاورانی همچون شهید عراقی محافظت می شد ، در بالای منبر بسان جد بزرگوارشان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در مقابل یزید زمان نطق آتشین و حماسه آفرینی ایراد کردند و با حمله مستقیم به شخص شاه علنا به بت شکنی پرداخته و رسالت تاریخی که در جهت کشاندن مبارزه علیه شاه و رژیم سلطنتی از آغاز نهضت گام به گام پیش می بردند ، در عصر عاشورای 1383 هجری قمری به انجام رسانیده ، رسما رو در روی  شاه قرار گرفته و از آن پس مبارزه را در جهت واژگون کردن رژیم سلطنتی و تاج و تخت شاهنشاهی به حرکت در آوردند. امام ، در 13 خرداد 1342 و در مدرسه فیضیه قم ، برای همیشه بت رژیم شاهنشاهی را شکستندتا مردم با شناخت دشمن اصلی و دورساختن ترس و وحشت از دل هایشان ، قهرمانانه به پا خیزند و انقلاب اسلامی را به پیش ببرند.