مستغاثی دات کام

 
نگاهی به اسکار هشتاد و پنجم - بخش اول
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢
 

 

 پیش در آمد:

این مطلب در همان روزهای برگزاری مراسم اهدای جوایز اسکار 2013 ، به سفارش نشریه "سینما رسانه" تهیه شد تا در شماره نوروزی آن به چاپ برسد ولی شماره مذکور برای نوروز 92 انتشار نیافت و هنوز هم که هنوز است پس از گذشت یکماه از زمان مقرر ، منتشر نشده است. اگرچه شاید کمی به اصطلاح بیات شده به نظر بیاید ولی به هرحال تحلیل نسبتا جامعی از اغلب فیلم های نامزد و برنده اسکار امسال است که  پس از نقد و بررسی فیلم های مطرح جشنواره فیلم فجر سی و یکم که یک نگاه کلی به تولیدات سینمای ایران در سال گذشته و اکران آن در سال جاری داشت و در چند قسمت در این وبلاگ درج شد ،  می تواند این نگاه کلی را به عمده فیلم های نمایش داده شده در سال گذشته سینمای جهان به خصوص در هالیوود بسط دهد و در چند قسمت به سمع و نظر کاربران می رسد.

 

...و اسکار تعلق می گیرد به اقلیت یک درصدی

 

مراسم اهدای جوایز اسکار هشتاد و پنجم تکراری تر و کلیشه ای تر از همیشه بود. اگر در اواسط دهه 90 به دلیل رشد فن آوری دیجیتال، اجرای این مراسم تحولی پیدا کرد و محل ارائه خلاقیت هایی در این باب شد اما دیری است که به یک بازی تکراری و کسالت بار بدل شده که دیگر حتی اعلام نتایجش نیز هیجان برانگیز و تعلیق آور نیست. مجری یا به قول خودشان Host (میزبان) به روی سن رفته ، حدود 10 دقیقه پرحرفی می کند که ظاهرا بایستی خنده آور باشد، با استفاده از متنی که قبلا تهیه شده با برخی کاندیداهای اسکار و یا بازیگران و فیلمسازان حاضر در سالن شوخی نموده و سپس اگر استعدادکی هم داشته باشد با آواز و ترانه ای فیلم های نامزد جایزه را معرفی می کند.

در سالهایی که بیلی کریستال این مراسم را اجرا کرد، سعی داشت تا هربار خلاقیتی به کار بگیرد. مثلا در سال 1991 که فیلم "رقصنده با گرگ ها " اسکار بهترین فیلم را دریافت کرد، در همان ابتدای مراسم ، سوار بر اسبی به روی سن آمد یا سال بعد که سال فیلم "سکوت بره ها" بود ، به سبک و سیاق دکتر لکتر همان فیلم ، با دهان بسته و برروی چرخی او را به روی سن اجرای مراسم آوردند.

در آن سالها ابداعات و نوآوری ها ، هر سال به گونه ای نمایش داده می شد؛ مثلا اینکه در کلیپ افتتاحیه مراسم ، مروری بر فیلم های تاریخ سینما انجام می شد یا مجری و میزبان در جای کاراکتر فیلم های نامزد جایزه قرار می گرفت و در مقابل بازیگر دیگر ، دیالوگ های خودش را می گفت و یا برای اینکه تاثیر صدا را در یک فیلم نشان دهند با انواع و اقسام نمایشات و حرکات آکروباتیک ، کارناوالی از صوت و تصویر به راه می انداختند و یا حتی برای معروفی نامزدهای اسکار بهترین موسیقی ، صحنه های فیلم مربوطه را بازسازی می کردند و یا ...

اما دیگر سالهاست از این خبرها نیست و انگار برای خود برگزار کنندگان مراسم نیز قضیه علی السویه شده است. حتی معرفی کلی فیلم های کاندیدای اسکار بهترین فیلم نیز خیلی سر دستی و در قالب چند تا فیلم با هم دیگر توسط یک بازیگر انجام می شود. دیگر خبری از اسطوره ها نیست ، حتی اسکار یک عمر فعالیت هنری که با مجموعه ای از آیین ها صورت می گرفت( مثلا دو تن از بازیگران یا فیلمسازان مهم روی سن می رفتند و پس از نمایش آثاری از فردی که قرار بود اسکار یک عمر فعالیت هنری را بگیرد، وی را با تشویق ایستاده همه حضار به روی صحنه می آوردند و سخنرانی مفصلی ایراد می شد. چنین اتفاقی درمورد بسیاری از فیلمسازان برنده اسکار افتخاری صورت گرفت مثل فدریکو فلینی، میکل آنجلو آنتونیونی، استانلی دانن، رابرت آلتمن و ...حتی در بستر بیماری به سراغ ساتیا جیت رای ( فیلمساز مشهور و فقید هندی) رفتند و جایزه اسکار یک عمر فعالیت هنری را به وی اهداء کردند در حالی که مراسم آن به طور زنده در سالن اسکار پخش می شد. اما گویا دیگر دوران اسطوره هایشان به سرآمده و به قولی کوتوله ها حاکم شده اند.

حضور بازیگر نه چندان نام آشنایی به نام ست مک فارلین ( که بیشتر صدایش به دلیل دوبله   عروسک های کارتونی در فیلم ها و سریال ها معروف است) به عنوان مجری یا همان Host هشتاد و پنجمین مراسم هدای جوایز اسکار با شوخی های نه چندان بامزه و کاراکتری سرد و خشک ، یکی از کم رونق ترین دوره های برگزاری این مراسم را رقم زد.

دیگر همه چیز مثل همیشه بود ، برندگان اسکار بازیگری سال گذشته مثل کریستوفر پلامر و ژان دوژاردن و مریل استریپ جوایز برندگان امسال را دادند و بقیه جوایز را نیز بازیگران اغلب جوان به صورت انفرادی یا زوج اهدا کردند. و مانند همیشه برندگان، لیست بلند بالایی از تشکر و قدردانی را قرائت کردند که از پدر و مادر و برادر و خواهر و همسر گرفته تا گروه فیلمسازی و صاحبان کمپانی و تا حتی راننده استودیو و دربان در را هم شامل می شد!!

اما فقط ماجرای اعطای دو جایزه اصلی خیلی عجیب و غریب بود ؛ اول اسکار بهترین کارگردانی را که معمولا کارگردان برگزیده سال گذشته یا یک کارگردان مطرح اعطا می نمود ولی امسال برای اهدای این اسکار ، مایکل داگلاس و جین فاندا که هیچ ارتباطی با کارگردانی ندارند ، به روی صحنه آمدند!

اما اتفاق باورنکردنی و غیرمنتظره اسکار هشتاد و پنجم ، به هنگام اعطای جایزه اسکار بهترین فیلم روی داد.

ابتدا ست مک فارلین (همان مجری یا میزبان)، با صحبت از فیلم هایی مانند "محله چینی ها" و "پرواز برفراز آشیانه فاخته" به معرفی جک نیکلسون و دعوت از وی برای بخش پایانی مراسم پرداخت. تا اینجا رویداد غیر متظره ای رخ نداده بود ، جک نیکلسون معمولا از افراد حاضر در چنین مراسمی است و در موارد متعدد جوایز اسکار را به برگزیدگانش اعطا نموده ( از جمله در سال 2006 اسکار بهترین فیلم را به فیلم "تصادف" داد ) و خودنیز 3 جایزه اسکار دریافت نموده است.

اما وقتی جک نیکلسون برای اهدای اسکار بهترین فیلم سال 2013 از ارتباط مستقیم تصویری با کاخ سفید و دعوت از به اصطلاح First Lady یا بانوی اول یعنی میشل اوباما (همسر باراک اوباما) برای دادن جایزه اسکار بهترین فیلم سخن گفت و پس از لحظاتی نیز پرده بزرگ روی صحنه، میشل اوباما را در میان حلقه محافظانش نشان داد، حیرت همگان برانگیخته شد! پس چه شد؟ هنر جدای از سیاست کجا رفت؟ سینما به دور از سیاستمداران به کجا رسید؟ اینکه بسیاری از شبه روشنفکران ما همواره به جشنواره فیلم فجر و مانند آن انتقاد می کردند که چرا مسئولین دولتی مانند وزیر و معاون وزیر بایستی در یک مراسم هنری و سینمایی حضور داشته باشند و همیشه نقل می شد که زمانی در یک مراسم سینمایی فرانسه وقتی لوییس بونوئل فیلمساز مشهور فرانسوی دریافت که یک مسئول دولتی به آن مراسم آمده است ،  سریع محل مراسم فوق را ترک گفت. اینکه همین شبه روشنفکران در این سالهای اخیر و به خصوص سال قبل که فیلم "جدایی نادر از سیمین" اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت، برای مراسم اسکار یقه می دراندند و آن را بزرگترین و هنری ترین مراسم سینمایی سال می دانستند.

گویا همانطور که در دنیای سیاست در طی این 10-15 سال اخیر ، همه چیز وارونه شده و چپ های دوآتشه داخلی به دامان امپریالیسم آمریکا گریخته و سنگ سرمایه داری و دمکراسی آمریکایی را به سینه می زنند! و هنوز هم مخالفان ضد امپریالیست خود را راست می خوانند!! پس شبه روشنفکران عشق سینمای هنری ما هم که از تارکوفسکی و برگمان و رنوار پایین تر نمی آمدند و فیلم های آمریکایی را مسخره می کردند ، اینک پای مراسم اسکار لم داده  و قلب هایشان برای شنیدن عنوان فیلم یا بازیگری که پس از عبارت تکراری …And the Oscars goes to … تاپ تاپ می کند و با شنیدن آن به هوا می پرند یا آه از نهادشان برمی آید!!!

البته حضور میشل اوباما یا همسر رییس جمهوری آمریکا در مراسم اسکار و اهدای جایزه اصلی آن چندان هم بی سابقه نبود. همین امسال شاهد حضور بیل کلیتون ( رییس جمهوری اسبق آمریکا ) در مراسم گلدن گلوب و معرفی فیلم "لینکلن" به عنوان یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلم درام بودیم و در سال 2007 نیز ال گور (معاون بیل کلینتون) به بهانه حضور در فیلم مستند "حقیقت ناخوشایند" که برنده اسکار بهترین مستند نیز شد ، روی صحنه اسکار به تبلیغ برای سیاست های خود پرداخت و اعضای معروف آکادمی هم مانند جرج کلونی و لئوناردو دی کاپریو هم به معرفی و پروپاگاندا برای وی پرداختند.

اگرچه حمایت سیاستمداران کاخ سفید و دولت ایالات متحده از اسکار و فیلم های اسکاری به همین جا ختم نشده و سال گذشته برای نخستین بار در تاریخ هشتاد و چهار ساله اسکار و عمر 236 ساله دولت ایالات متحده آمریکا، این کانون شرارت بین المللی برای نخستین بار از زبان سخنگوی وزارت امورخارجه خود ، ویکتوریا نولند به طور رسمی موفقیت فیلم "جدایی نادر از سیمین" را در مراسم گلدن گلوب تبریک گفت و آرزوی موفقیت برای وی در مراسم اسکار کرد.

ویکتوریا نولاند، روز چهارشنبه (۱۸ ژانویه 2012– ۲۸ دی 1390) پس از دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی زبان مراسم گلدن گلوب توسط اصغر فرهادی گفت: "ما می‌خواهیم این موفقیت را رسما به اصغر فرهادی تبریک بگوییم."

وی ادامه داد: "موفقیت آقای فرهادی نشانه پیشرفت، غنا و سخت کوشی فرهنگ ایرانی است."!!

وزارت امور خارجه آمریکا همچنین در آستانه مراسم اسکار 2012 در توییتر رسمی خود برای موفقیت فیلم جدایی نادر از سیمین آرزوی موفقیت کرد . در این توییت آمده بود :

"…با اینکه در انتخاب برندگان جایزه اسکار نقشی نداریم و بی طرفیم اما (به طور محرمانه) برای جدایی نادر از سیمین’ در هر دو نامزدیش آرزوی موفقیت می‌کنیم!"

 

ارتباط هالیوود و سرویس های امنیتی و اطلاعاتی

 

 پیش از این نیز در موقعیت های مختلف دولت آمریکا بارها به طور رسمی از عوامل و عناصر سینمایی هالیوود تجلیل به عمل آورده بود. از جمله ایروینگ برلین که حدود 60 سال حکایت ها و روایت های توراتی و تلمودی را به ترانه برای فیلم های موزیکال تبدیل کرد و یا آنها را در قالب سرودهای ملی و میهنی به مردم آمریکا ارائه نمود. برلین به پاس این خدمات از دست دوایت آیزنهاور ، رییس جمهوری وقت آمریکا در سالهای بعد از جنگ دوم مدال افتخار دریافت نمود. یا در پایان جنگ دوم جهانی جک وارنر ، از بنیانگذاران کمپانی برادران وارنر یکی از افرادی بود که مدال افتخار دریافت کرد.

همچنین به افتخار جان وین ، بازیگر معروف فیلم های وسترن ، کنگره آمریکا در سال 1979 به افتخار وی مدالی ساخت. تقدیم نامه یا کتیبه این مدال به سهولت قابل خواندن بود :

 "جان وین ؛ آمریکا "

اما معروفترین تجلیل و تقدیر دولت آمریکا از سینمای هالیوود ، بزرگداشت و اعطای مدال آزادی ( بالاترین مدال افتخار در ایالات متحده ) توسط ریچارد نیکسون (رییس جمهوری وقت آمریکا) به جان فورد فیلمساز معروف بود.

جان فورد در هنگام جنگ دوم جهانی ، رییس شاخه فتوگرافیک و فیلمسازی سازمان جاسوسی و اطلاعاتی  OSS بود.  OSS مخفف عبارت  Office Strategic Services به معنای دفتر خدمات استراتژیک بود که در واقع سیستم اولیه سازمان CIA محسوب می شد و ترومن رییس جمهوری پس از جنگ آمریکا ، آن را گشتاپوی آمریکا نامید.

فرانسیس ساندرس،نویسنده، روزنامه نگار و پژوهشگر معروف آمریکایی در کتاب "جنگ سرد فرهنگی : سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر" درباره این سازمان اطلاعاتی و جاسوسی می نویسد:

"...سرهنگ ویلیام داناوان بنیانگذار OSS با عضوگیری از قلب تشکیلات سیاسی ، دانشگاهی و فرهنگی آمریکا ، گروهی از نخبگان را در این سرویس جاسوسی متشکل ساخت که از قدرتمندترین موسسات و خانواده های آمریکایی محسوب می شدند. از جمله اعضای این سرویس می توان به آنتوان سنت اگزوپری اشاره کرد که از دوستان صمیمی داناوان بود و ارنست همینگوی که پسرش جان نیز از مسئولین OSS به شمار می رفت و جان فورد که به عنوان مسئول قسمت عکاسی و فیلمسازی آن منصوب شد..."

مراسم اهدای مدال آزادی توسط ریچارد نیکسون به جان فورد

 

ریچارد هلمز (رییس آتی سازمان CIA) نیز از اعضای موثر OSS بود و در همان جا بود که با جان فورد آشنا و همکار شد و دوران طولانی به اتفاق هم فعالیت های مشترک داشتند.از همین رو جان فورد به همراه ریچارد هلمز در بسیاری از عملیات محرمانه اطلاعاتی / نظامی چه در دوران جنگ و چه پس از آن حضور فعال داشت. او از طرف سرویس اطلاعاتی و جاسوسیOSS مامور فعالیت های سینمایی و فیلم و عکس در نیروی دریایی ارتش آمریکا شد و فیلمبردار و فیلمنامه نویس و عوامل فنی متعددی را هم با خود همراه کرد ، برخی از معروفترین سینماگران هالیوود مانند گرک تولند( فیلمبردار فیلم "همشهری کین"، جوزف واکر، باد شولبرگ ( فیلمنامه نویس فیلم "دربارانداز") ، دانیل فاچ، جک پینک، ری کلارک . 

کار ارتباطات جان فورد و ریچارد هلمز به جایی رسید که در سال 1952 بخشی به نام "دفتر ارتباط با صنایع سرگرمی ساز"در CIA به ریاست جان فورد تاسیس شد که بعدها و در دهه 1990 پژوهشگران روزنامه گاردین تاریخچه این دفتر را افشاء نموده و نتایج جالب توجهی از آن تاریخچه حاصل کردند. دفتری که بسیاری از نهادهای هالیوودی از جمله آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا و مراسم اسکار را تحت تاثیر خود قرار داد.

همکاری نیروهای نظامی ، سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی و استودیوهای فیلمسازی پس از جنگ جهانی دوم و مواجهه با خطر کمونیسم از یک سو و بسط ایدئولوژی آمریکایی در جهان از سوی دیگر باعث شد تا عبارتی تحت عنوان "جنگ صلیبی برای آزادی" یا Crusade for Freedom در محافل آمریکایی مطرح شود. عبارتی که پیش از هر موضوعی یک مبارزه فوق محرمانه از جانب پنتاگون ، نیروی دریایی ، شورای امنیت ملی و دفنر هماهنگی عملیاتی وابسته به سازمان CIA را طراحی  می نمود تا به اصطلاح پیام آزادی را در بطن فیلم های آمریکایی درج نماید. 

طی سالهای پس از جنگ جهانی دوم و به خصوص در سالهای ابتدایی دهه 1950، تسلط سرویس های اطلاعاتی و نظامی روز به روز بر هالیوود افزون گشت. در 23 آوریل 1953 سیسیل ب دومیل(فیلمساز مشهور و سازنده آثاری مانند"سامسون و دلیله"و دو نسخه"ده فرمان"در سال های 1923و 1956) به عنوان مشاور مخصوص دولت در سینمای هالیوود منصوب شد و سازمانی به نام MPS را که با امکانات 135 پست خدماتی در 87 کشور جهان ، شبکه توزیع عظیمی برای فیلم و سینمای آمریکا ایجاد کرد.

فرانسیس ساندرس در کتاب"جنگ سرد فرهنگی"درباره ادامه سیاست توتالیتر آمریکایی در سینمای هالیوود می نویسد:

"...سی دی جکسون مشاور مخصوص ژنرال آیزنهاور در امور جنگ روانی که یکی از کارآمدترین برنامه ریزان مخفی ایالات متحده به شمار می رفت در جستجوی هم پیمانانی بود که بتوانند به بهترین نحو ، مسایل تبلیغاتی آمریکا را بفهمند و آن را در نوشته ها و حتی حرکات بازیگران خود ، درست با همان ظرافت لحاظ نمایند. او در ژانویه 1954 فهرستی از دوستانی را که انتظار می رفت در این مسیر بتوانند کمک کنند ، یادداشت نمود. این فهرست تقریبا تمامی عوامل موثر در هالیوود را در بر می گرفت یعنی تمامی مغول ها و اعوان و انصارشان و همچنین عناصر پیشانی سفید اوانجلیست ؛ از سیسیل ب دومیل و داریل زانوک کمپانی فاکس گرفته تا نیکلاس شنک ، رییس مترو گلدوین مه یر تا بارنی بالابان همکار ارشد هری و جک وارنر ، تا جیمز آر گرینجر ، رییس RKO تا هری کوهن رییس کلمبیا تا والت و روی دیزنی و اریک جانستون و ..."

دیوید ال راب خبرنگار معروف نیویورک تایمز در کتاب "عملیات هالیوود "که در سال 2004 انتشار یافت ، می نویسد :

"... ممکن است ما فکر کنیم که محتوای فیلم های آمریکایی رها از دخالت دولت است؛ اما در واقع برای چندین دهه است که پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) به فیلمسازان می گوید که در فیلم ها چه چیزهایی باید گفته شود و چه چیزهایی نباید گفته شود. این کثیف ترین (کار) هالیوود است... طی 50 سال گذشته، صدها فیلم روند اخذ موافقت ارتش را طی کرده اند و به اتاق حذف کردن تصاویر فیلم ها وارد شده اند و اتاق حذف دیالوگ ها، شخصیت ها و حذف صحنه ها را سپری کرده اند... پنتاگون حتی از فیلم ها و برنامه های تلویزیونی برای هدف قرار دادن کودکان به عنوان نیروهای نظامی آینده استفاده کرده است. پنتاگون در محبوب ترین برنامه کودکان که عبارتند از "لاسی" (Lassie) و "میکی ماوس" (Mickey mouse club) درصدد تاثیر گذاری بر کودکان بوده است..."

همچنین جاناتان ترولی استاد دانشگاه جرج واشینگتن، در پیش گفتار همین کتاب "عملیات هالیوود" از هالیوود به عنوان پیچیده ترین و موفق ترین سیستم پروپاگاندای جهان یاد می کند واز سانسور نوین توسط ارتش و سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی برای تغییر حقایق و شکل دادن به افکار عمومی پرده بر می دارد.

 

ادامه دارد...