مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٤
 

نگاهی تحلیلی به اسکار هفتاد و هشتم

 

یک اسکار سیاسی

 

 

به نظر می آید هفتاد و هشتمین مراسم اهدای جوایز اکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا (اسکار) بی هیچ شعر و شعاری سیاسی ترین دوره این مراسم بود ، حتی از آن زمانی که مایکل مور در روی سن علنا به جرج بوش ناسزا گفت و به خاطر حضور نظامی امریکا  در عراق جمله "شرم بر تو " را بیان کرد.

اسکار هفتاد و هشتم از زمان اعلام اسامی نامزدها نشان داد که برخلاف مشی رایج و شیوه همیشگی آکادمی اسکار به دنبال آثار رویاپردازانه آمریکایی نیست و از قضا به فیلم های به قول معروف ضد سیستم روی خوش بیشتری نشان می دهد. به نظر می آید این رویه از سال گذشته و پس از دوره هفتاد و ششم که اعضای آکادمی در یکی  از حماقت بارترین قضاوت های تاریخیشان ، 11 جایزه را به قسمت سوم فیلم "ارباب حلقه ها" اعطا کردند ، جدی شد. به نظر می آید جوان گرایی در آکادمی و حضور هنرمندان و سینماگران نو اندیش در این موسسه از جمله دلائل این اتفاق بوده باشد. وقتی می بینیم که امثال تام هنکس نایب رییس آکادمی شده و جرج کلونی در حرفهای پس از دریافت جایزه اش  به عضویت در آکادمی می بالد ، بر دلیل فوق مصر می شویم . جرج کلونی که به خاطر ایفای نقش یک مامور رو دست خورده سازمان سیا در فیلم "سیریانا" ، اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برده بود در سخنان کوتاهی به پیشگامی سینما و آکادمی اسکار در طرح معضلات و مسائل اجتماعی در طول تاریخش اشاره کرد و گفت :"... خیلی جالب است که وقتی همه درگوشی از معضل ایدز می گفتند که ما آن را علنا در فیلم هایمان بیان می کردیم و هنگامی ما از حقوق بشر گفتیم که مانند امروز محبوب نشده بود. همین گروه از آدم ها (اعضای آکادمی) زمانی به هتی مک دانل (بازیگر سیاه پوست فیلم برباد رفته ) در سال 1939 اسکار دادند که سیاه پوستها هنوز فقط می توانستند در صندلی های عقبی سالن های نمایش بنشینند. من به اینکه عضو این آکادمی هستم افتخار می کنم ..."

 

برخی از کارشناسان براین باورند که حرکت عمومی آکادمی اسکار در برگزاری این مراسم ، اهدای جوایز و توجه به فیلم های سیاسی عموما ضد سیستم ( و نه پروپاگاندا) به نوعی اعلام مخالفت با سیاست های حاکم امروز بر دولت آمریکا بوده است. چنانچه حتی برخلاف طول دوران برگزاری این مراسم ، مجری مراسم  جان استیوارت فردی است که به طنز سیاسی در برنامه روزانه اش (نمایش روزانه با جان استیوارت) معروف است . او در یکی از شنیدنی ترین شوخی های امسالش روی سن گفت :" راستی یک خبر بد برایتان دارم. متاسفانه امسال نمی توانیم از حضور بیورک (خواننده معروف ایسلندی و بازیگر فیلم رقصنده در تاریکی) بهره مند شویم . زیرا در حالی که ایشان لباسش را برای این مراسم امتحان می کرده ، دیک چنی او را با گلوله زده است!!"

حتی برخی معتقدند رویکرد تعجب برانگیز  و متفق کارشناسان و منتقدان سینمای هالیوود و اعضای  آکادمی به فیلم گستاخانه "کوهستان بروکبک" به خاطر ضدیت با یکی دیگر از شعارهای اجتماعی اعلام شده جرج بوش در انتخابات ریاست جمهوری بود که "ضد همجنس گرایی" در آن بسیار برجسته می نمود. البته این ضدیت تا آن جا نبود که آکادمی اصل باورهای خود را زیر پا بگذارد و این فیلم را به عنوان برترین فیلم برگزیند. به قول یکی از فیلمنامه نویسان آمریکایی ، آنها نمی توانند "کابوی" ها یعنی سمبل تاریخ آمریکا را در لباس همجنس گرایی ببینند.

البته این مخالفت و عناد روشنفکران سینمای هالیوود با دکترین بوش عمیق تر از این حرف ها به نظر می آید. سال گذشته کارتونی از سوی محافل هنری نزدیک به جمهوری خواهان روی پرده رفت به نام "تیم آمریکایی : ژاندارم جهانی" که خیلی ها آن را پاسخ دار و دسته جرج بوش به مخالفانشان در هالیوود امروز دانستند. در این فیلم تعداد کثیری از هنرپیشگان معروف هالیوود از جمله "جرج کلونی" و "تیم رابینز" و "شان پن" تحت انقیاد دیکتاتور کره شمالی در می آمدند و برای نابودی جهان با موشک های اتمی سایر همکارانشان در هالیوود را هم سازماندهی می کردند!

 و در مقابل هم گردانندگان مراسم تمشک طلایی در سال گذشته ، جوایز بدترین بازیگران زن و مرد خود را به جرج بوش و دانالد رامسفلد و کاندو لیزا رایس دادند!!

جالب اینکه در مراسم امسال جرج کلونی (یعنی همان بازیگر مورد غضب جمهوری خواهان حاکم ) از همان ابتدا یعنی نمایش فیلم معرفی طنز آمیز مجری مراسم ، حضور پررنگی داشت ؛ به تنهایی نامزد دریافت 3 جایزه اسکار بود (که این موضوع چند بار مورد تاکید سخنرانان از جمله مجری مراسم قرار گرفت ) ، فیلم آنتی مکارتی "شب بخیر و موفق باشی" را به عنوان یکی از امیدهای اسکار در مراسم داشت و تا وقتی که جایزه اش را دریافت کرد و بدون دادن شعاری  پیشگامی هالیوود را در مقابل سیاست های عقب مانده دولتمردان آمریکا در طول دوران فعالیتش بیان کرد و حتی برنده اسکار بهترین فیلم کوتاه زنده ، در حرفهایش روی سن پس از دریافت جایزه اش از برگزار کنندگان مراسم تشکر کرد  که سر میز شام ، صندلی اش را کنار صندلی جرج کلونی گذاشته اند.

همه اینها را اضافه کنید به حضور پررنگ فیلم هایی مانند "تصادف"(که به حاکمیت تفکرنژاد پرستی بر جامعه آمریکا اشاره دارد) ، "شب بخیر و موفق باشی" (که نقبی به دوران سیاه مکارتیسم است  و حضور نشانه هایش در سیاست های امروز آمریکاییان) ، "مونیخ" (که برای اولین بار بطور علنی تروریسم دولتی اسراییل را آنهم از نگاه یک فیلمساز یهودی مطرح کرده و حمایت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا را از تروریست ها نشان می دهد که همین باعث شد محافل صهیونیستی ، اسپیلبرگ را متهم به خیانت به آرمان یهود بکنند!) ، "سیریانا"(که به حضور کمپانی های نفتی آمریکا در پشت همه فجایع جهانی اشاره می کند) ، "یک تاریخ خشونت" (که غلبه روحیه گنگستریسم را برجامعه امروز آمریکا زیر ذره بین می برد) ، فیلم "و حالا بهشت" از فلسطین (که با عاملان عملیات انتحاری فلسطینی همدردی و همذات پنداری می کند و همین باعث برانگیختن خشم یهودیان در امریکا و تظاهراتشان در برابر بمراسم اسکار گردید که چرا چنین فیلمی از سوی اعضای آکادمی نامزد دریافت اسکار گردیده است) و... و بالاخره اعطای اسکار افتخاری به رابرت آلتمن که همواره منتقد سیاست و حتی روحیه آمریکایی بوده و بعضا آن را در فیلم هایش به هجو کشیده است و همچنین عدم وجود جوایزی مثل جایزه جین هرشولت (که همواره مورد نقد روشنفکران آمریکایی بوده ) و جایزه ایروینگ تالبرگ ، که همگی بر ساز مخالف زدن اکادمی اسکار با سیاست امروز جمهوری خواهان حاکم تاکید می نماید.

شاید بتوان احساساتی ترین فیلم امسال که به رویاهای آمریکایی پرداخته بود را "راه رفتن تو خط" دانست که فراز و نشیب های زندگی خواننده معروف کانتری یعنی جانی کش را در کادر خود قرار می داد اما این فیلم نیز بیشتر بر نشیب های زندگی هنری در آمریکا تاکید داشت و یک جایزه هم بیشتر نگرفت و حتی یکی ترانه هایش هم نامزد دریافت اسکار نبود.

جوایز امسال تقریبا متعادل تقسیم شد و از فیلم های پرجایزه خبری نبود و همین به قولی به تعداد تماشاگران مراسم لطمه جدی وارد آورد. هر یک از 4 فیلم "تصادف" ، "کوهستان بروکبک" ، "خاطرات یک گیشا"  و "کینگ کنگ" 3 جایزه بردند و بقیه فیلم ها  هر کدام یکی.

 

امسال هم مثل سال گذشته ستارگان چندانی در مراسم به چشم نمی خوردند ، از تام کروز و رابرت دنیرو و کاترین زیتا جونز و شان پن و سوزان ساراندن و تیم رابینز و وارن بیتی و انت بنینگ و رنه زل وگر و ریچارد گر و حتی رابین ویلیامز  و خیلی های دیگر خبری نبود . تنها هنرپیشه قدیمی که همچنان پای ثابت این مراسم است ، میکی رونی است که همچنان برای یک بار هم که شده در کادر دوربین قرار می گیرد.

اگرچه جان استیوارت در سخنان افتتاحیه اش گفت :" خیلی جذاب است که این همه ستاره را یکجا و در یک مکان می بینیم . این برای اولین بار است که همه در انتخاب بهترین ها و برگزیدگان شریک هستند ، بدون آنکه در یک گروه دمکراتیک شرکت کنند."

در مراسم امسال دیگر خبری از ابتکارات سال گذشته مثلا  جایزه دادن در میان جمعیت  یا روی بالکن و یا کشاندن همه کاندیداها به روی صحنه خبری نبود.

مراسم با فیلمی جذاب از کارکترها و هنرپیشه های معروف تاریخ هالیوود که در خیابانهای لس آنجلس قدم می زدند و دیالوگ های معروف فیلم های مشهورشان را تکرار می کردند آغاز شد و سپس با ابتکاری جالب  برای معرفی مجری مراسم ، به سراغ مجری های گذشته این مراسم از جمله بیلی کریستال و دیوید لترمن و استیو مارتین و ووپی گلد برگ رفت و پس از ناامیدی از آنها جان استیوارت را از خواب بیدار کرد و به مراسم آورد. البته اینگونه طنز های نمایشی ، بیشتر رویه برنامه های دهه نود مراسم اسکار را یادآوری می کرد که معمولا بیلی کریستال با یک طنز نمایشی وارد صحنه می شد. (سال گذشته برای اولین بار چنین سبکی در مراسم  به چشم نمی خورد) . خصوصا صحنه ای که بیلی کریستال و کریس راک در فضایی شبیه به فیلم "کوهستان بروکبک " از شرکت در مراسم عذرخواهی می کردند.

طراحی صحنه مراسم هم بدیع بود ، به سبک سینماهای سنتی آمریکا با آن سردرهای مخصوص و گیشه بلیط فروشی و ترکیب رنگی سیاه و سفید و زرد که اساس پوسترهای اسکار و حتی وب سایت امسال اسکار را هم تشکیل می دادند.

نخستین اهدا کننده ، نیکول کیدمن بود (که پس از نزول چشمگیرش در یکی دو سال اخیر امسال با دریافت تمشک طلایی برای بازی در فیلم "افسونگر" فاصله چندانی نداشت.) که برای اعلام برنده بهترین بازیگر نقش مکمل مرد روی صحنه آمد. (طبق روال این مراسم بایستی برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن سال گذشته یعنی کیت بلانچت برای اهدا این جایزه می آمد که در سالن حضور نداشت) و جایزه را به جرج کلونی  برای ایفای نقش در فیلم "سیریانا" داد.

اسکار جلوه های ویژه را به فیلم "کینگ کنگ" دادند در حالی که جای فیلم هایی مانند "جنگ های ستاره ای – اپیزود سوم :انتقام سیث" و "هری پاتروجام آتش" در میان کاندیداهای این رشته به شدت خالی بود. بن استیلر با لباسی سراپا سبز رنگ و با اداهای نه چندان جالب روی سن آمد(نمی دانم می خواست ادای اسپایدر من را در آورد ؟!) و اسامی نامزدهای اسکار جلوه های ویژه را قرائت کرد.

 

 

انیمیشن "والاس و گرومیت :طلسم خرگوش نما" از نیک پارک و استودیو آردمن بسیار هنرمندانه بود ولی به نظر من دو رقیب دیگرش یعنی "قلعه متحرک هاول" ساخته هایائو میازاکی (با خاطره کارتون به یاد ماندنی اش ، اشباح رانده شده ) و بخصوص  "عروس جنازه" از تیم برتن ( با آن سبک ویژه اش در انیمیشن) برای دریافت اسکار مستحق تر بودند.گویا پس از سالها کار و ابداع هنوز تیم برتن نتوانسته خود را به باور اعضای آکادمی بنشاند.

"خاطرات یک گیشا" ساخته راب مارشال (که بعد از فیلم "شیکاگو" دیگر خبری از او نداشتیم ) 3 جایزه بهترین ، مدیریت هنری ، طراحی لباس و فیلمبرداری را گرفت . هنوز به نظر طرح صحنه و لباس شرقی ها به خصوص چینی ها و ژاپنی ها برای غربی ها جذاب است . در دوران 10 – 15 سال اخیر بارها و بارها فیلم هایی که از فضای چینی – ژاپنی برخوردار بوده اند در زمینه های فوق کاندیدا و حتی برنده اسکار شده اند از جمله فیلم های متعددی از ژانگ ییمو حتی در زمانی که چندان شناخته شده نبود (مانند فیلم "مثلث شانگهای") و "چن کایگه" و خود "انگ لی" . به هرحال همین باعث می شود که قابلیت های مشابه دیگر فیلم ها نادیده گرفته شود ، از جمله امسال که فیلمبرداری درخشان فیلم "دنیای جدید" (ترنس مالیک) و "تصادف" نادیده گرفته شد . فیلم ترنس مالیک که حقیقتا از آثار نادیده گرفته شده امسال بود ،  فقط در رشته بهترین فیلمبرداری نامزد شد. "دنیای جدید" روایتی دیگر از فتح قاره آمریکا و قصه عشق پوکاهانتس است.

جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را مورگان فریمن به "ریچل وایز" برای فیلم "باغبان وفادار" داد. در حالی که فرانسیس مک دورماند (که با همسرش جوئل کوئن در مراسم حضور داشت) در فیلم "نورث کانتری" بازی درخشانی ارائه کرده بود. نمی دانم چرا بازی پاتریشیا کلارکسن در فیلم "َََشب بخیر و موفق باشی" اصلا دیده نشد ضمن اینکه از بازی پر حس و حال "تندی نیومن" در فیلم تصادف هم به سادگی گذشته بودند.

در زمینه فیلم مستند بلند شاید کمتر کسی در برنده شدن "رزه پنگوئن ها" یا با نام اصلی "رژه امپراتور" تردید داشت و البته به نظر می آید در میان فیلم های نامزد شده ، هیچکدام توانایی رقابت با این اثر زیبا و تکان دهنده و پرمشقت  را نداشتند. هنوز وقتی فیلم را می بینیم ، در شگفت می مانیم که آیا همه این حرکات را خود پنگوئن ها انجام داده اند؟ برندگان هرکدام با یک عروسک پنگوئن به روی صحنه آمدند.

جایزه بهترین فیلم کوتاه انیمیشن هم به سبک و سیاق دوره های قبل مراسم اسکار ، بوسیله  یکی از کاراکترهای محبوب انیمیشن سال داده شد. جوجه کوچولو و رفیقش روی سن آمدند و با شوخی و مزاح لیست نامزدها را خواندند.

کیانو ریوز و ساندرا بولاک هنوز پس این همه سال با موسیقی فیلم "سرعت" روی سن می آیند و جایزه بهترین مدیریت هنری را به فیلم "خاطرات یک گیشا" می دهند. تنها رشته ای که "هری پاتر و جام آتش" هم کاندیدا شده بود. به نظر می آید این قسمت هری پاتر لیاقت این را داشت که در چند رشته دیگر از جمله صدا و جلوه های ویژه حداقل نامزد شود. نمی دانم چرا مخالفت آکادمی با این فیلم محبوب این سالهای بچه ها و نوجوانان ، اینقدر بدون دلیل شده است . البته گویا این روزها قرار است آکادمی اسکار با هر اثر پرخرج و پر طرفدار و پرسر و صدا مخالفت داشته باشد. چراکه اثری از  سینمای صنعتی هالیوود به شمار می آید !

 

 

 

برای اعطای جایزه بهترین موسیقی متن ، سلما هایک هنرپیشه و تهیه کننده لبنانی – مکزیکی بر روی سن رفت. تصاویری از هر فیلم نامزد دریافت اسکار بهترین موسیقی پخش می شود و یک نوازنده با ویلن ، ملودی اصلی موسیقی فیلم مربوطه را می نوازد. "گوستاو سانتا اولالا" آرژانتینی  ، آهنگساز فیلم "کوهستان بروکبک" برنده می شود و در آخر سخنرانی اش هم به آرژانتینی با ملتش حرف می زند.

 امسال در اسکار سال ملیت های مختلف  بود و هر کس به زبان مادری اش هم حرف می زد. سازنده فیلم "سوتسی" از آفریقای جنوبی که برنده اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان شد ، 50 درصد از حرفهایش را به زنده باد گفتن برای آفریقا اختصاص داد. و انگ لی هم بعد از گرفتن اسکار بهترین کارگردانی ، در آخر سخنانش به تایوان و چین و هنگ کنگ اشاره کرد و جمله ای هم ظاهرا به چینی ادا کرد.

اعطای اسکار افتخاری به "رابرت آلتمن" از دلپذیرترین صحنه های اسکار هفتاد و هشتم بود. از معدود سینماگران  هنرمند و مولف امروز که هنوز توانمند فیلم می سازد .  از آنهایی که یک عمر مورد بی مهری آکادمی اسکار قرار گرفته اند. به نظرم با توجه به اینکه این جایزه افتخاری اغلب به سینماگران برجسته ای  اعطا می شود که در طول سالهای فعالیت شان اسکار دریافت نکرده اند( آلفرد هیچکاک و اورسن ولز و هاوارد هاکس و ژان رنوار و ... از آن جمله اند) عنوان "جایزه یک عمر بی اعتنایی یا اسکار شرمندگی آکادمی بیشتر زیبنده آن  است.

رابرت آلتمن 5 بار برای جایزه بهترین فیلم نامزد دریافت اسکار بوده (فیلم های مش ، نشویل ، بازیگر ، برش های کوتاه  و گاسفورد پارک ) ولی مانند مارتین اسکورسیزی هرگز آن را دریافت نکرده است. به هرحال برای جایزه دادن به او مریل استریپ و لیلی تاملین (خواننده فیلم نشویل و بازیگر فیلم های نشویل و بازیگر و برش های کوتاه ) به روی صحنه آمدند و با شوخی و طنز شروع به معرفی آلتمن نمودند. بعد از نمایش قطعاتی از فیلم های  رابرت آلتمن که صدای خودش نحوه کارگردانی اش را تشریح می کرد ،  آلتمن به روی سن آمد و در صحبت هایش همچنان خود را آماده فیلم ساختن معرفی کرد و گفت که برای او تمامی فیلم هایی که ساخته انگار که در کنار هم یک فیلم کلی و واحد هستند.

برای 3 ترانه نامزد دریافت اسکار بهترین ترانه ، حرکات نمایشی انجام شد که برای ترانه فیلم "تصادف" به نام " در اعماق" همراه شبیه سازی برخی صحنه ها و کاراکترهای معروف فیلم بود. ولی ترانه فیلم "جنب و جوش" که گروه رپ جوردن هیوستن و سدریک کلمن و پال بیورگارد اجرا کردند ، جایزه را برد و  اغلب سیاه پوستان حاضر در سالن را بوجد آورد.

 به نظرم واقعا آنچه فیلم "تصادف" در مورد حضور تفکر نژادپرستانه حاکم برجامعه آمریکا به تصویر می کشد و خصوصا آن را در مورد سیاه پوستان برجسته می کند ، واقعیت تلخی است که وجود دارد ، چنانچه در همین مراسم اسکار هر وقت که سیاه پوستی جایزه می گیرد ، بقیه سیاه پوستان از خود خوشحالی و شادمانی غریبی ظاهر می سازند. اگرچه در میان برندگان امسال به جز گروه فوق ، سیاه پوست دیگری جایزه نگرفت.

اسکار بهترین چهره پردازی به فیلم "وقایع نگاری نارنیا : شیر و جادوگر و کمد لباس" رسید ، در حالی که حتی تصاویر نشان داده شده در معرفی نامزدها از کار خارق العاده ای که در چهره پردازی "جنگ های ستاره ای – اپیزود سوم : انتقام سیث" صورت گرفته بود ، حکایت داشت. فیلمی که به نظر بسیاری از منتقدین و کارشناسان از لحاظ قصه و فیلمنامه و کارگردانی و تدوین و فیلمبرداری و حتی بازیگری نسبت به سایر قسمت های این مجموعه یک  سر و گردن بالاتر بود  ولی متاسفانه تنها در رشته چهره پردازی کاندیدای دریافت اسکار شده بود. واقعا افراط و تفریط فقط در ما ایرانی های نیست بلکه همه جای دنیا یافت می شود از جمله در آکادمی و مراسم اسکار ، نه به آن زمانی که همین آکادمی 7 جایزه به قسمت اول "جنگ های ستاره ای" می دهد و دوره ای نیست که قسمتی از این فیلم اکران شده باشد و اسکار  صدا و جلوه های تصویری و جوایز فنی دیگر را نگیرد ولی گویا امسال ، دور اینگونه فیلم ها نبود و نوعی ضدیت با غول های هالیوود در گزینش ها و برگزیدگان به چشم می خورد. امسال استیون اسپیلبرگ که با دو فیلم "مونیخ" و "جنگ دنیاها " در مراسم شرکت داشت و دو فیلمش در مجموع  کاندیدای دریافت 8 جایزه اسکار بودند ، نه تنها هیچیک از جوایز نصیب آثارش نشدند ، بلکه از ابتدا تا انتها به نوعی مانند غریبه ها در سالن نشسته بود و گاه گاهی دوربین نشان می داد که لبخندهای نه چندان رضایت آمیز و معناداری می زند گویی که می داند مجددا دوره ناکامی های  قبلی اش خصوصا در دوران مابین فیلم های "ئی تی" و "لیست شیندلر" در حال تکرار شدن است.  موقعی که تام هنکس اسامی نامزدهای رشته کارگردانی را می خواند ، پس از قرائت نام اسپیلبرگ ، با اشاره ای خاص به او این توهم را به وجود آورد که عنقریب نام اسپیلبرگ از داخل پاکت بیرون می آید ولی همانطور که انتظار می رفت ، انگ لی به روی سن رفت. این هم شاید از خواص اسکار باشد که اغلب چهره های تازه معرفی می کند و به راستی امثال اسپیلبرگ و جرج لوکاس پس از این همه سال و دریافت جوایز و تقدیر های مختلف ، چه نیازی به اسکار دیگری دارند؟

 

از دیگر لحظات جالب اسکار 2006 ، حضور لورن باکال (بازیگر قدیمی و همسر همفری بوگارت افسانه ای که 55 سال از فوتش می گذرد) بر روی سن مراسم اسکار بود که خاطره فیلم هایی چون "خواب بزرگ" ، "داشتن و نداشتن" را زنده کرد. او درباره فیلم های نوآر و گنگستری صحبت کرد و به دوره ای طلایی از هالیوود و  اوج ساخت اینگونه فیلم ها و ستارگانی مانند ادوارد جی رابینسن و رابرت میچم و استرلینگ هایدن و همسرش همفری بوگارت  اشاره نمود . به دنبال صحبت های او صحنه هایی از فیلم های "سانست بولوار" ، "شکارچی شب" ، "شاهین مالت" ، "غرامت مضاعف" و تعدادی دیگر از فیلم های نوآر به نمایش درآمد.

طبق معمول یادی هم از درگذشتگان سال 2005 شد ، از شلی وینترز و ان بنکرافت و رابرت وایز گرفته تا  حتی مصطفی عقاد که تصویرش بر پرده بزرگ اسکار در عین محبوبیتش در کشورهای اسلامی نشان می دهد که یک فیلمساز هنرمند تا چه اندازه می تواند جهانی باشد.

با دریافت اسکار بهترین تدوین ، "تصادف" تا اینجای مراسم با "کوهستان بروکبک" مساوی کرد . جایزه برحقی بود ، چون طرح اصلی ساختار سینمایی فیلم "تصادف" اساسا بر تدوین صحنه های موازی و پیوند درونی آنها قرار داشت.

اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را جیمی فاکس همانطورکه انتظار می رفت به "ریس ویترسپون" برای فیلم "راه رفتن تو خط" داد که البته بازی خوبی به نقش جون کارتر (همسر دوم جانی کش)  ارائه کرده بود و او را از نقش های سطحی فیلم هایی مانند "قانونا بلوند" دور ساخته بود. اما به طور غیر قابل قبولی آکادمی از حتی نامزد کردن  "نائومی واتس" که نقش های پر حس و حالی در فیلم های "بمان" و بخصوص "یک تاریخ خشونت" ایفا نموده بود ، چشم پوشی کرد. بازی نیکول کیدمن هم در فیلم "مترجم" قابل توجه بود ولی اصلا فیلم "مترجم" که ساخته جذاب  امسال سیدنی پولاک بود ، به هیچوجه گویا در نقطه دید اعضای آکادمی قرار نگرفت. مثل فیلم "نزدیک تر" که سال گذشته مایک نیکولز ساخته بود. از اینگونه آثار که انگار دیده نشدند امسال هم بسیار بودند مثل : "برادران گریم" (تری گیلیام) ، "الیور تویست" ( رومن پولانسکی) ، "الیزابت تاون" (کمرون کرو) ، "چارلی و کارخانه شکلات " (تیم برتن) ، "بچه"(برادران داردن) ، "ماندرلای" (لارس فن تریر) ، "شهر گناه" (روبرتو رودریگز) و...

هیلاری سوانک هم طبق انتظار عموم ،  اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به فیلیپ سیمور هافمن برای فیلم "کاپوتی" داد که وی نقش ترومن کاپوتی را بازی کرده بود ، ژورنالیستی که در پی تحقیق از قتل عام یک خانواده ، ماجرای "درکمال خونسردی" را می نویسد. از حتی نامزدی بازیگرانی مانند: نیکلاس کیج  که در فیلم های  "ارباب جنگ" و "هواشناس" نقش های  درخشانی ایفا کرده بود(فیلم "ارباب جنگ" ساخته اندرو نیکول که به مسئله واقعیات پشت پرده قاچاق اسلحه می پرداخت ، اصلا از سوی اعضای آکادمی اسکار در نظر نیامد) ، راسل کرو " با ایفای نقش یک بکسور در فیلم "مرد سیندرلایی" ، جانی دپ در فیلم "چارلی و کارخانه شکلات " و... نشانی به چشم نمی خورد.

داستین هافمن اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را به "کوهستان بروکبک" داد و اوما تورمن اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال را به "تصادف" اهدا کرد ، بازهم مساوی و این بار 2بر2 !

دیگر مشخص شده که رقبای اصلی در مراسم چه فیلم هایی هستند . از دیگر فیلم ها یعنی "مونیخ" و "شب بخیر و موفق باشی " و "کاپوتی" چندان نشانی برای تصاحب دو جایزه اصلی بعدی به چشم نمی خورد. همه در انتظار اعلام اسکار بهترین کارگردانی هستند که به احتمال قوی برنده آن ، برگزیده بهترین فیلم 2005 نیز خواهد بود.

اعلام نام انگ لی برای "کوهستان بروکبک "همانطور که انتظار می رفت ، اسکار بهترین فیلم را نیز برای آن تقریبا قطعی می سازد. اما جک نیکلسن که برای خواندن نام بهترین فیلم روی صحنه رفته است ، خود نیز با تعجب "واوو" کوتاهی می گوید و در کمال ناباوری اعلام می کند "تصادف" .

این شاید تنها شگفتی مراسم اسکار 2006 بود که در میان تمامی فیلم های موجود ، اسکار بهترین فیلم را به فیلمی داده شد  که آیینه نژاد پرستی امروز در آمریکا و کلان شهر رویایی آن یعنی لس انجلس است.

شاید به  نظر بسیاری از رسانه ها و شرکت های تبلیغاتی ، اسکار امسال (حتی بدتر از سال گذشته) به هیچوجه قانع کننده و تامین کننده منابع تبلیغاتی شان نبود ، چون هیچ برنده مطلقی نداشت ، ستارگان اندکی در آن حضور داشتند ، از فیلم های پرفروش در میان نامزدها خبری نبود و...

می گویند سال به سال بینندگان این مراسم کاهش پیدا می کند ، آکادمی به طرف روشنفکری گرایش یافته و کم کم مثل آنچه در فیلم "شب بخیر و موفق باشی" به سر برنامه "حالا آن را ببین " ادوارد مورو آمد ، اسپانسرها و حامیان مالی اش را به تدریج از دست می دهد ولی اسکار همچنان اسکار است با همه نقاط قوت و ضعفش و این دومین سالی بود که انتخابهایش اعصاب خورد نمی کرد.

 

 جک نيکلسن اسکار بهترين فيلم را به پال هگيس نويسنده و کارگردان و تهيه کننده

فيلم تصادف اهداء می کند