مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳۸٤
 

نگاهي به مراسم اعطاي جوايز اسكار

 

فقط يك بازی

 

 آمريكايی

 

 است!

 

 

 

 

کمتر از یک هفته به برگزاری هفتاد و هشتمین مراسم اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا (اسکار) باقی مانده است و احتمالا تا حالا آرای حدود 6000 عضو این آکادمی برای جمع بندی نیز ارسال شده است . فارغ از هر گونه نظری راجع به کیفیت این آراء در مطلب زیر نگاهی دارم به اصل مراسم اسکار با همه نقاط مثبت و منفی اش تا هفته دیگر که انشاالله گزارش تحلیلی این مراسم را خدمتتان ارائه خواهم داشت.

 

مي‌توان مراسم اعطاي جوايز اسكار را جهاني‌ترين شكل يك نمايش محلي دانست كه با پروپاگانداي قدرتمندترين رسانه‌هاي بين‌المللي به هواخواهان و علاقمندان سينما در سراسر كره زمين، يك فستيوال فراقاره‌اي نمايان شده است در حالي كه حدود 96 درصد كل جوايز آن، تنها به آثاري اختصاص دارد كه محصول آمريكا و انگليسي زبان هستند و در زمان و مدت خاصي در سينماهاي لس‌آنجلس به نمايش درآمده‌اند و فقط 4 درصد بقيه به فيلم‌هاي ديگر كشورها تعلق دارد كه حتما بايستي در  همان زمان و مدت خاص در يك يا چند سالن سينماي لس‌آنجلس، اكران عمومي يافته باشند. يعني فيلم‌هايي كه حتي در ديگر شهرهاي آمريكا به جز لس‌آنجلس بر پرده رفته باشند حتي اگر آمريكايي هم باشند، اعتباري براي رأي دهندگان آكادمي اسكار ندارند.

مانند اين است كه فرضا مراسمي در شيراز برگزار شود و تنها قضاوت و جوايز خود را بر فيلم‌هايي بگذارد كه در اين شهر به اكران عمومي درآمده‌اند. (البته بر تفاوت‌هاي شيراز و لس‌آنجلس آگاه هستم!)

به اين ترتيب خيل عظيم آثار سينمايي كه در ديگر كشورها توليد شده‌اند ولي در لس‌آنجلس اكران  عمومي نداشته‌اند، جايي در اين مراسم ندارند ايضا فيلم‌هاي آمريكايي كه به سالن‌هاي سينمايي اين شهر مهم كاليفرنيا نرسيده‌اند. از طرف ديگر عليرغم نمايش هر تعداد فيلم از هر كشور كه در لس‌آنجلس به اكران  عمومي درآمده باشند، فقط و فقط يك فيلم آنهم بنا به معرفي يك سازمان يا موسسه رسمي سينمايي در آن كشور مي‌تواند، مورد قضاوت اعضاي آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريكا قرار گيرد.

به همين دليل بوده كه همواره در طول تاريخ سينما، بسياري از شاهكارهاي اين هنر در مراسم اسكار مطرح نشده‌اند.

في‌المثل شاهكارهاي مسلمي مانند: «الكساندرنوسكي» (سرگئي آيزنشتاين)، «زمين» (الكساندر داوژنكو)، «اگتسومونوگاتاري» (كنجي ميزو گوچي)، «پاترپانچالي» (ساتيا جيت راي)، «رم شهر بي‌دفاع» (روبرتو روسليني)، «قاعده بازي» (ژان رنوار)، «زير بام‌هاي شهر» (رنه‌كلر)، «روز برمي‌آيد» (مارسل كارنه)، «حفره» (ژاك بكر)، «اورفه» (ژان كوكتو)، «يك محكوم به مرگ مي‌گريزد» (روبر برسون)، «ام» (فريتس لانگ)، «اردت» (كارل تئودور دراير)، «داستان توكيو» (ياساجيرو ازو)، «از نفس افتاده» (ژان لوك گدار)، «هيروشيما، عشق من» (آلن رنه)، «لولامونتز» (ماكس افولس) و ... هيچگاه مدنظر آكادمي اسكار قرار نگرفتند.

در همين سال گذشته  به دليل ضوابط و قوانين فوق تعداد زيادي از فيلم‌هاي مهم و ارزشمند ساخته شده در كشورهاي مختلف فرصت رقابت در اين مراسم را نيافتند كه از همين رو سرو صداي بسياري بابت برخي فيلم‌ها بلند شد. از جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد.

 

اهالي پاريس (كلود للوش)،‌ تبعيدي‌ها (توني گاتليف) كه جايزه بهترين كارگرداني جشنواره فيلم كن را هم برد، سارا باند (انيگمار برگمان) كه پس از سالها شاهكاري ديگر اين بار با سيستم HD (به عنوان نخستين فيلم اين سيستم) از استاد روي پرده رفت، بيگانگان صميمي (پاتريس لوكنت)، جنگل شيري (كريستف هوخ هويزلر)، فقط يك بوسه (كن لوچ)، صبح بخير شب (ماركو بلوكيو)، موسيقي ما (ژان لوك گدار)، زندگي يك معجزه است (امير كاستاريكا)، چهره‌ها (پاتريس شرو)، دروازه خورشيد (يوسري نصرالله) و ...

از طرف ديگر حجم و شدت تبليغات كمپاني‌هاي بزرگ و رسانه‌هاي عظيم (كه در تيول هين كمپاني‌هاست) مهمترين و اساسي‌ترين عنصر مدنظر قرار گرفتن و قضاوت روي فيلم‌ها از سوي اعضاي آكادمي به نظر مي‌آيد. امتيازي كه طبعا نصيب محصولات همان كمپاني‌ها مي‌شود و از همين رو آثار سينماي مستقل همواره كمترين سهم را در نظرگاه اعضاي آكادمي دارند. بمباران عظيم تبليغاتي اين اعضاء توسط رسانه‌هاي مختلف متعلق به كمپاني‌هاي اصلي، نقش اصلي را در قضاوت آنها ايفا مي‌كند. به همين دليل در ميان كانديداهاي اسكار سال پیش  اثري از فيلم‌هاي قابل توجهي همچون: شراكت خوب (پال و كريس وتيز)، دوازده يار اوشن (استيون سودربرگ)، گروه (رابرت آلتمن)، قاتلين پيرزن (برادران كوئن)، تولد (جاناتان گليرز)، درياي آزاد (كرسيس كنتيس)، او از من متنفر است (اسپايك لي)، قهوه و سيگار (جيم جارموش)، زندگی و مرگ  پيتر سلرز (استفن هاپكينز)، معامله پاياپاي (پي‌يتر جان بروگه)، فراسوي درياها (كوين اسپيسي)، دري در كف اتاق (تاد ويليامز) و قتل ريچارد نيكسن (نيلز مولر) نبود. و در میان فیلم های امسال هم نشانی از آثار قابل توجهی همجون :"ارباب جنگ "(اندرو نیکول) ، "بمان" (مارک فورستر) ، "دلتنگی در آمریکا" (گبریل داکترمن) ، "دنیای جدید"(ترنس مالیک) ، "الیزابت تاون" (کمرون کرو) ، "دومینو" (تونی اسکات) ، "هواشناس" (گور وربینسکی) ، "مرد سیندرلایی" ( ران هاوارد )،"برادران گریم ( تری گيليام ) ، "خاطرات یک گیشا" (راب مارشال)  و حتی اثر درخشانی همچون "شهر گناه" (روبرت رودریگز)  نیست .  مضاف بر اين‌‌كه معمولا ذائقه اعضاي آكادمي با آثاري كه به نحوي به كاستي‌ها و نقايص سيستم سياسي آمريكا يا موارد قابل انتقاد فرهنگ رايج آمريكايي و يا نابهنجاري‌ها و نابساماني‌هاي جامعه آمريكا بپردازد جور درنمي‌آيد حتي اگر آثار سينمايي قابل توجهي باشند.

به اين ترتيب مراسم اعطاي جوايز اسكار را مي‌توان يك مراسم كاملا محدود سينمايي دانست (در حد فيلم‌هاي نمايش داده شده در لس ‌آنجلس آنهم با حد و مرزهاي گفته شده) با ماهيت و تفكر سنتي آمريكايي كه هنوز ريشه در تفتيش عقايد دوران مك كارتيسم و نژاد‌پرستي ديرين اين سرزمين تسخير شده دارد. فيلم‌هايي همچون «بربادرفته» هنوز الگوي قضاوت در اين مراسم هستند، فيلمي با آن نوع پروداكشن و متعلق به يكي از بانفوذترين تهيه‌كنندگان هاليوود و با تفكر نژادپرستانه كه آشكارا نسبت به كوكلوس كلان‌ها سمپاتي نشان مي‌دهد و شمالي‌هاي ضد برده‌داري را وحشي و فرصت‌طلب و جاني معرفي مي‌نمايد.

در چنين مراسمي است كه حتي وقتي يك هنرپيشه زن سياهپوست (هالي بري) پس از سالها اسكار مي‌گيرد و تعجب همگان را برمي‌انگيخت بخاطر بازي در نقش زني است كه خود را به جلاد شوهر اعدام شده‌اش فروخته است (در فيلم ضيافت اهريمني).

از مراسم اسكار بيش از آنچه گفته شد نمي‌توان انتظار داشت اما متاسفانه قدرت رسانه‌هاي غربي آنچنان است كه حتي در همين كشور خودمان به آن به عنوان مهمترين اتفاق سينمايي سال نگريسته مي‌شود! مراسمي كه نه تنها سينماي ما بلكه سينماي هيچ كشور ديگري به جز آمريكا در آن سهم خاصي ندارد و ما دلخوشيم به همان يك فيلمي كه سالها در انتظار اعلام نام آن توسط يكي از مجريان اين مراسم به عنوان نامزد جايزه اسكار مانده‌ايم! دلخوشي كه البته به همه كشورها و ملت‌هاي ديگر هم تحميل شده و يك مراسم محدود محلي به عنوان جهاني‌ترين فستيوال سينمايي تبليغ گرديده است.

حتي توجيه فراگيري سينماي آمريكا در دنيا براي توجه بيشتر به اين مراسم جاي قابل قبولي ندارد زيرا اغلب فيلم‌هايي كه از فروش‌هاي بالاي بين‌المللي برخوردارند و مورد توجه مردم ساير كشورها قرار مي‌گيرند در مراسم اسكار به چشم نمي‌خورند، مانند: «هری پاتر »، «نارنیا»، «جنگهاي ستاره‌اي: انتقام سیث»  ، "کینگ کنگ" و همچنين فيلم‌هاي سيلوستر استالون و آرنولد شوارتسنگر و ژان‌كلود ون‌دام و جكي چان و ... كه معمولا ميهمان مراسم تمشك طلايي و بدترين‌هاي سال هستند. 90 درصد فيلم‌هاي حاضر در مراسم اسكار، آثاري هستند كه در آخرين ماه ميلادي (يعني حدود يك تا 2 ماه پيش از مراسم) به اكران آمريكا در آمده‌اند و نه تنها به نمايش اغلب ديگر كشورها نرسيده‌اند كه حتي داخل خود آمريكا هم بعضا نمايش محدودي يافته‌اند و خيلي‌ها در آمريكا نيز اين فيلم‌ها را نديده‌اند.

بسيار مواقع شده كه عليرغم رونق بازار قاچاق CD در كشور و ورود سريع فيلم‌هاي اكران روز آمريكا به ايران اما هنگام اعلام اسامي نامزدهاي اسكار متوجه مي‌شويم كه بسياري از آن نام‌ها براي مخاطب ايراني ناشناخته هستند چرا كه اغلب فيلم‌ها هنوز به ايران نرسيده يا اصلا نخواهند رسيد. (احتمالا بدليل عامه‌پسند نبودن آنها‌).

از همين رو به نظر مي‌آيد به اين مراسم در حد خودش بايستي نگريست. مراسمي كه در نظرگاه خود آمريكاييان هم فقط يك نمايش مد لباس و آرايش و موي سر است و تبليغ مزون‌ها، طراحان لباس و سازندگان جواهرات و به قول كريس راك، مجري مراسم سال قبل ، فقط يك بازي آمريكايي است!