مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٤
 

مباحثه سعيد مستغاثي با خسرو دهقان درباره جشنواره فيلم فجر

 

جشنواره فجر بايد به ذات اوليه خود برگردد

 

 

 

 

 

خسرو دهقان نيازي به معرفي ندارد. منتقد، نويسنده، مدرس و كارشناس سينمايي كه آثارش را علاوه بر فيلم‌هاي سينمايي توليد شده و همچنين فارغ‌التحصيلان سينما در متن و حاشيه مطبوعات سينمايي و از جمله همين هفته‌نامه سينما به‌طور مرتب و منظم ملاحظه كرده‌ايد.

دهقان از آن دسته منتقداني است كه علاوه بر حضور فعال در تاريخ 25 ساله سينماي پس از انقلاب در طول  دوره های  پيشين جشنواره فيلم فجر همواره به عنوان ناظري آگاه همراه آن بوده و به اصطلاح با خوب و بدش ساخته است. شايد نظرات او به عنوان يك كارشناس بي‌طرف كه جشنواره‌هاي سينمايي پيش از انقلاب را مشاهده كرده و در جريان برگزاري جشنواره‌هاي معتبر خارجي نيز مي‌باشد، درباره جشنواره فجر يكي از تخصصي‌ترين ديدگاه‌ها براي رهيافت‌هاي نوين و مطلوب اين جشنواره محسوب شود. پس به مباحثه‌اي با او در مورد كليت جشنواره فيلم فجر نشستيم. البته آن‌چه مي‌خوانيد فقط بخشي از آن مباحثه مفصل است.

 

 

به نظر مي‌رسد حال كه 23 سال از برگزاري جشنواره فيلم فجر مي‌گذرد موقع آن رسيده كه يك بازنگري در نحوه و چگونگي تداركات و اجراي اين جشنواره انجام گردد. معمول جشنواره‌هاي جهاني اين است كه هرچند يك بار دچار تغيير و تحولاتي در فرم و محتوا بشوند تا مخاطبان جديدي جذب كنند و تنوع ذايقه‌ها را هم راضي نمايند. شايد يك گام جشنواره فجر در اين سال‌ها اين باشد كه حداقل بتواند به آن استاندارد بين‌المللي خود برسد.

 

خسرو دهقان: بله پس از این سالها  اينك زمان آن رسيده كه در مورد جشنواره فيلم فجر به يك جمع‌بندي برسيم. شايد كه راهكارهاي جديدي به دست آيد و جشنواره فجر بتواند خود را تا حدودي به‌روز گرداند. چون به نظر مي‌آيد امروز ديگر از فرط برخي تكرارها، ملال از اين جشنواره مي‌بارد. آن جذابيت خودش را تا حدودي از دست داده و داراي برگ برنده‌اي نيست. شخصا فكر مي‌كنم احتياج به پوست انداختن دارد. علاوه بر اين‌ها يك فكر مركزي در جشنواره فجر بايستي وجود داشته باشد. چنان‌چه تمامي جشنواره‌هاي معتبر جهاني مثل جشنواره كن مرتب در حال عوض شدن و پوست انداختن هستند ولي يك هسته مركزي ماهيت آن را همواره حفظ كرده. بنابراين جشنواره فجر علاوه بر اين‌كه محتاج پوست انداختن و تعويض فرم و شكل مي‌باشد نياز به يك بنيان مركزي ثابت و استوار دارد.

 

البته در طي اين سال‌ها همواره يك سري پوست‌اندازي‌هايي در جشنواره فجر صورت گرفته، از جمله اين‌كه بخش فيلم‌هاي ايراني جشنواره محدود شد، بخش فيلم‌هاي ميهمان حذف گرديد و قرار شد فقط 20 فيلم در بخش مسابقه حضور داشته باشد، بخش مسابقه بين‌الملل راه‌اندازي شد، بخش بزرگداشت سينماگران ايراني و خارجي برقرار گرديد و...

به نظر من حتي تفكر مركزي نيز علي‌رغم تغييرات مديريتي همواره وجود داشته، همان تفكر دولتي بر اساس سينماي هدايتي و حمايتي. يعني همواره در تمامي دوره‌هاي جشنواره چه در زمينه انتخاب فيلم‌ها، چه در زمينه هيات داوران و چه در بخش اهداي جوايز اين تفكر مركزي به چشم خورده است. يك بار هم در زمان وزارت دكتر مهاجراني هنگام پاسخ به استيضاح نمايندگان مجلس گفته شد كه «جشنواره فيلم فجر ويترين تابلوي مديريت سينماي ماست» و در هر زماني اين تفكر اعمال شده است.

 

خسرو دهقان:من فكر مي‌كنم كه واقعيت قضيه، هم آري است و هم خير. در دهه 60، جشنواره فجر يك نوع جمع‌بندي سينماي ايران در طول يك سال بود. خلاصه يك سال سينماي ايران در اين جشنواره گرد مي‌آمد و جشنواره فجر علاوه بر جمع‌بندي توليدات سال قبل، مسير سال آينده را هم مشخص مي‌كرد. اين مساله امروزه ديگر وجود ندارد. فضا و آدم‌هاي سينماي ايران عوض شده‌اند. در بنياد فارابي به عنوان اصلي‌ترين عامل آن سينماي هدايتي و حمايتي، تغييرات اساسي به وجود آمده و به نظر من يك سيستم دولتي معقول سازمان‌يافته كوپني و منسجم از ميان رفته كه جايگزين آن يك شرايطي مابين سينماي دولتي و خصوصي شده است. در واقع روزگاري كه جشنواره فجر به سينماي ايران الگو مي‌داد (به خوب يا بد آن كاري ندارم) و خط فكري ارايه مي‌كرد سپري شده.

فكر مي‌كنم آن روزها جشنواره فجر اهميت بيشتري داشت، يك سينماي خوبي يا بد را هدايت مي‌كرد، يك تشكل سازمان‌يافته دولتي با تفكر خاص، سليقه، ذايقه و ارزش‌هاي ويژه و پشتوانه مالي در جشنواره فجر حضور داشت. هم تكليف دست‌اندركاران سينماي ايران روشن بود و هم تكليف مخاطب آن. اين هسته مركزي امروزه از بين رفته است.

 

به نظر من آن هسته مركزي هنوز هم در درون جشنواره فيلم فجر و مديريت و برنامه‌ريزي آن وجود دارد. منتها بيرون حيطه جشنواره، آن تفكر را ديگر كسي برنمي‌تابد. چون الزام و اجبار آن روزها از بين رفته است.

 

خسرو دهقان:علت هم، تحولاتي است كه اساسا در ساختار سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعه رخ داده است. ديگر آن سيستم كوپني كه سياست‌هاي وزارت ارشاد و جشنواره و فارابي و... را هم‌سو مي‌كرد، وجود ندارد. فضا عوض شده، بحث خصوصي‌سازي در جامعه مطرح است و همچنان آن نگراني خاص در مورد سينما وجود دارد. همواره مسوولين سينمايي اين دلشوره را نسبت به سينما دارند. مثل خانواده‌اي كه همواره در مورد دخترش كه درس سينما خوانده، نگران است. شايد اين نگراني و حسايست در مورد هيچ يك از هنرها وجود نداشته باشد. چراكه ذات سينما را با مسايل اخلاقي متعارض مي‌بينند. اين ذهنيت هنوز پاك نشده و همين مانعي است كه سينماي ايران بتواند آن روند منطقي و مستقل خود را پيدا كند.

 

حالا با اين توضيحات و نگاهي كه هنوز به سينما در ايران وجود دارد تصور مي‌‌كنيد جشنواره فيلم فجر چگونه مي‌تواند در روند اين سينما آن اهميت گذشته خود را بازيابد؟

 

خسرو دهقان:جشنواره فجر ابتدا بايد آن حرمت از كف رفته سينما را در ايران بازگرداند.

 

يعني در اين سالها  نتوانسته چنين كاري بكند؟

 

خسرو دهقان:به نظرم نتوانسته در حد كلان به اين قضيه بپردازد. فكر كنم با ارج و قرب نهادن به بخش خصوصي و فعاليت‌هاي آن، اعتماد افزون‌تر به مردم، جلب نظر آن‌ها كه اخلاق و عفت عمومي را در سينما به عين ببينند، باج ندادن به خطاها، نگران نبودن نسبت به ضايعات و... تا حدودي مي‌تواند به آن فضا نزديك شود.

 

چرا جشنواره فجر بايستي چنين اقداماتي را انجام دهد كه بيشتر در حد مسووليت مثلا سياست‌گزاران و مديران سينمايي كشور است. چرا نبايد جشنواره فجر به عنوان يك جشنواره مستقل و داراي هويت مجزا كار خودش را بكند و خودش را وابسته به سينماي ايران و مسايل پيراموني آن نگرداند. مثل بسياري از جشنواره‌هاي معتبر جهاني؟

 

خسرو دهقان:من با توجه به پيشينه جشنواره فجر اين صحبت را كردم. پيشينه‌اي كه حكايت از همان جمع‌بندي‌هاي يك ساله و خط دادن به سينماي سال بعد دارد. آن سال‌هاي اوليه جشنواره، كه به‌هرحال ما نمي‌توانيم از آن نقطه اوليه زياد فاصله بگيريم و ماهيت جشنواره را ناديده انگاريم.

 

يعني ما بايد برگرديم به همان سياست‌هاي سال‌هاي اوليه جشنواره فجر كه...

 

خسرو دهقان:ببينيد بايد مشخص كرد كه برگزاركننده جشنواره چه كسي است يا چه سازماني يا ارگاني است؟ هميشه اعتقاد داشته‌ام كه در هر پديده‌اي وجه اقتصادي قضيه تعيين‌كننده‌تر است. چه كسي هزينه جشنواره را مي‌پردازد؟ يك مثال ساده مي‌زنم. وقتي شما به فرزندتان پول توجيبي مي‌دهيد، او ديگر نمي‌تواند هر موقع شب كه دلش خواست به خانه بيايد. ولي وقتي شغلي پيدا مي‌كند و امكان درآمد مالي يافت به خودش اين اجازه را مي‌دهد كه مثلا ديگر راس ساعت 6 بعدازظهر در خانه نباشد! بايد در نظر گرفت تامين‌كننده هزينه‌هاي جشنواره فجر كيست؟ مگر مي‌شود دولت و وزارت ارشاد جشنواره‌اي را برگزار كند، هزينه‌هايش را تقبل نمايد، سالن‌هاي نمايش‌دهنده‌اش را تامين كند و... و بعد ما به او خط و مسير نشان بدهيم؟ مگر ميهمان مي‌تواند براي صاحب‌خانه تعيين تكليف كند؟ ما در واقع ميهمان دولت و وزارت ارشاد در جشنواره فيلم فجر هستيم.

 

يعني بقيه قضايا حكم همان تعارف ميزبان به ميهمان را دارد؟

 

خسرو دهقان:بله دقيقا تعارف است. بايد تكليف روشن شود. دولت بايد به صراحت بگويد كه اين جشنواره را ما برگزار مي‌‌كنيم، سياست‌هاي آن اين‌گونه است، محدوديت‌هايمان اين‌جوري است و... چقدر من آن جمله عبدالله اسفندياري را دوست دارم كه زماني گفت: ما ديكتاتورهاي دلسوزي هستيم. آن زماني كه مسووليتي در بنياد فارابي داشت. بايد اين صراحت را داشت و طرف مقابل هم بايد اين صداقت و صراحت را بپذيرد

.

البته اين‌كه جشنواره فيلم فجر علي‌رغم همه ادعاهاي مختلف يك جشنواره دولتي است هيچ‌گاه مورد تشكيك نبوده است. حالا اگر خواسته از مشورت و همكاري دست‌اندركاران سينماي ايران هم بهره بگيرد، آن ديگر از سعه صدر مسوولين آن برآمده.

 

خسرو دهقان:ما بايد واقعيت را بپذيريم. به نظر من جشنواره فيلم فجر اگر به آن نطفه‌هاي اوليه و آن صراحت سال‌هاي ابتدايي‌اش برگردد موفق‌تر خواهد بود. شفاف عمل كردن عين صداقت است. جشنواره فجر بايستي به ذات خودش بازگشت كند. صراحتا اذعان كند كه دولتي است و از طريق دولت برگزار مي‌شود با تمام تعاريف و تبعات يك جشنواره دولتي اعم از هيات انتخاب و هيات‌هاي داوري و برگزيدگان و محدوديت‌ها و... لطف كند اين نام بين‌المللي را هم از عنوان خودش پاك نمايد و جان ما را خلاص كند. ما يا بايد از جشنواره‌هاي موفق و معتبر بين‌المللي الگو برداريم و يا اين‌كه مستقل عمل كنيم. بينابين نمي‌شود. سياست‌هاي مورد قبول‌مان را صريح اعلام كنيم و نترسيم از اين‌كه مورد انتقاد قرار بگيريم. بعد امكان دهيم به برگزاري جشنواره‌هاي ديگر مثل جشن خانه سينما، جشنواره‌هاي موضوعي، مراسم‌هاي اهداي جوايز نشريات سينمايي، جشنواره‌هاي استاني و... كه هركس جشنواره فجر و سياست‌هاي آن را قبول ندارد برود سراغ آن جشنواره‌هاي ديگر. جشنواره فجر به قول دكتر مهاجراني ويترين سينماي دولتي و سينماي مورد قبول سياست‌هاي دولتي است. سوبسيدش را هم مي‌دهد. هزينه‌اش را هم تقبل مي‌كند، فيلمش را تهيه مي‌كند و... به نظر من هر چقدر هم كه محدودتر و در سطح سينماي ملي ايران برگزار شود بهتر و مطلوب‌تر است.

 

يعني در سطح سينماي ايران و بدون هيچ‌گونه فيلم خارجي؟

 

خسرو دهقان:بله. سينماي ايران يك سينماي محلي و بومي است. بنابراين فكر مي‌كنم جشنواره آن نيز هرچه محلي‌تر و بومي‌تر برگزار شود بهتر است. يك مثال مي‌زنم، بعضي مغازه‌هاي ارايه مواد خوراكي، هم عدسي مي‌فروشند، هم پيتزا، هم چلوكباب و هم آبگوشت بزباش! شخصا اين نوع كار را نمي‌پسندم. جشنواره فجر همه به عقيده من نيازي ندارد آن همه شلنگ تخته بيندازد. نيازي به بين‌المللي شدن جشنواره فجر نيست. بياييم بخش بين‌المللي را به جشنواره‌هاي ديگري محول كنيم. ببينيد بين‌المللي شدن تعريف دارد.

 

بله مشخص است كه با نمايش چند فيلم خارجي، جشنواره بين‌المللي نمي‌شود.

خسرو دهقان:اگر قرار است جشنواره بين‌المللي شود بايد همه ضوابط جهاني آن را پذيرفت. كه قطعا آن ضوابط هم با عرف و موازين شرعي جامعه ما سازگار نيست و ما ناگزير از جرح و تعديل آثار فيلمسازان جهان هستيم و اين هم قطعا به مذاق آن‌ها خوش نمي‌آيد. به‌هرحال اين تناقضات مانع بين‌المللي شدن جشنواره مي‌‌شود. چنان‌چه پس از این سالها  هنوز هم محقق نگشته است. پيشنهاد مي‌كنم چندان به دنبال بين‌المللي شدن جشنواره نباشند.

 

به قول معروف يك بام و دو هوا نمي‌شود.

 

خسرو دهقان:يا بايد با سياست‌هاي بسته عمل كنيم و يا باز. اين حالت بينابيني باعث گيج خوردن همه مي‌شود. فرانچسكو رزي را مي‌آوريم ولي 2 تا فيلم او را به‌طور كامل نمي‌توانيم نمايش دهيم. طبيعتا باعث رنجش او مي‌گردد.

 

خوب فكر مي‌كنم در زمينه آن تفكر مركزي به نقطه قابل قبولي رسيديم. پس مساله دوم يعني پوست انداختن جشنواره فجر را مطرح مي‌كنم. منظورتان پوست انداختن محتواي جشنواره است.

 

خسرو دهقان:بايد يك مثال بزنم. یک هفته‌نامه سینمایی  به عنوان يك نشريه موفق يك اداره و مديريت كارآمد مي‌طلبد. وقتي يك خواننده،  این مجله را مي‌بيند بر اين تصور است كه يك تشكيلات عريض و طويل اداري پشت آن قرار دارد. ولي خداوكيلي هر دوي ما مي‌دانيم كه همه اين كارها در داخل 2-3 اتاق انجام مي‌گيرد.

جشنواره فيلم فجر اين اشكال را دارد كه مديريت لازم بر آن حاكم نيست. واقعيت اين است كه يك آدم سينمايي لزوما يك مدير موفق نيست. دو شغل مجزا و تفكيك شده است. اداره جشنواره فجر يك شغل مديريتي است و نه سينمايي. مديريت جشنواره فجر احتياج به كارگردان و مونتور و فيلمنامه‌نويس ندارد. به تشكيلاتي كارآمد نياز دارد كه كارش را صبح يازدهم بهمن آغاز نكند.

 

اما براي جشنواره فيلم فجر هم ستاد برگزاركننده‌اي وجود دارد و مكان آن هم مشخص است.

 

خسرو دهقان:دستشان درد نكند. خيلي هم ممنون. اما نتيجه و راندمان كار، چندان مطلوب نيست. اسامي فيلم‌ها و ساعت نمايش آن‌ها اعلام نمي‌شود، فيلم‌ها به موقع نمي‌رسد، برنامه اعلام شده مرتبا تغيير مي‌‌كند، ساندويچ‌هايش بد است، نظافت سالن‌هاي نمايش‌دهنده ناجور است، راهنمايان برخورد درستي ندارند و...

ما نتيجه را نگاه مي‌كنيم. نتيجه نامناسب نشانه مديريت چندان قوي نيست. جشنواره فيلم فجر يك تشكيلات جدي لازم دارد كه اگر مهلت تاريخ دريافت كپي فيلم‌ها را روز پانزدهم اعلام كردند، روز شانزدهم تحت هيچ شرايطي فيلمي را نپذيرند.

 

 

 

يعني شما معتقديد پوست‌اندازي جشنواره فيلم فجر بايد در بخش اداري آن انجام گيرد؟

 خسرو دهقان:بخش مهمي از پوست‌اندازي در همين بخش است. اما بخش ديگر اين است كه هر سال بايد فكر نو وجود داشته باشد.

 

يعني هر سال بخش جديدي ارايه داده شود؟

 

خسرو دهقان:بله، نه اين‌كه فقط اسم عوض شود مثلا فيلم «برادران كارامازوف» را در سال‌هاي مختلف با اسم‌هاي گوناگون نبينيم. البته انتظار كار طراز اول هم نداريم. خود جشنواره فيلم فجر هم به دنبال كار طراز اول نباشد. چون با همان سياست‌هاي دولتي جور درنمي‌آيد. جشنواره فيلم فجر هرچه معمولي‌تر و محدودتر با نظام سازمان‌يافته‌تر بهتر.

 

يعني جشنواره فيلم فجر نمي‌تواند به قول معروف فيل هوا كند؟

 

خسرو دهقان:مطلقا نمي‌تواند. هرچه به آن حالت اوليه برگردد، بهتر جواب مي‌دهد. گفتم بايد به آن نطفه‌هاي مركزي خود بازگشت كند. اگر همين تعداد محدود فيلم ايراني را بتوانند به‌طور مطلوب در جشنواره فجر ارايه كنند همه اهداف اين جشنواره تحقق يافته است.

 

اين پوست‌اندازي اداري جشنواره فجر كه مورد نظر شماست درباره هيات داوران نيز صدق مي‌كند؟

 

خسرو دهقان:هيات داوران جشنواره فجر كه به نظر من شوخي است. اين‌كه ما هر سال به خودمان جايزه مي‌دهيم. امسال من فيلمنامه‌نويس در هيات داوران به دوست كارگردانم جايزه مي‌دهم و سال ديگر دوست تدوينگرم به من جايزه مي‌دهد. اين دور همچنان ادامه دارد.

 

پس چه بايد كرد؟

 

خسرو دهقان:چرا از خارج كشور سينماگران و متفكران را به داوري فيلم‌هاي ايراني دعوت نكنيم؟ به نظر من قضيه داوري جشنواره فجر مثل داوري مسابقه پرسپوليس و استقلال است كه مثلا اين بار از ايتاليا دعوت شده بود. چرا براي جشنواره فجر و بخش مسابقه سينماي ايران از داوران بين‌المللي استفاده نشود.

 

و حتي مي‌‌توان تنها از ميان سينماگران گزينش نكرد، از جامعه‌شناسان و نويسندگان و... هم مي‌توان دعوت نمود.

 

خسرو دهقان:بدين صورت حرف و حديث‌ها كمتر مي‌شود و شايد هم تا حدودي قاعده‌مندتر و به‌روزتر گردد.

 

فكر مي‌كنم مساله ديگر جشنواره فيلم فجر كه هر سال شاهد آن هستيم همان ارتباط با مردم و علاقه‌مندان سينماست. آن صف‌هاي طويل بي‌حاصل و آن كارت‌هايي كه با چشم بسته به مردم پيش‌فروش مي‌شود و بعدا بازار سياه پيدا مي‌كند كه بعضي مواقع تا چند برابر قيمت فروخته مي‌شود.

 

خسرو دهقان:به نظر من اين هم يكي ديگر از تناقضات جشنواره است. مردمي شدن جشنواره محدود به اضافه شدن سالن‌ها و اكران فيلم‌ها شده است. از ديدگاه من، با اين روش، از ذات جشنواره دورتر شده است. در واقع از آن جلال و جبروت جشنواره كاسته شده، قداست آن از بين رفته است.

 

يعني چگونه بايد باشد؟

 

خسرو دهقان:به الگوهاي كشورهاي ديگر و جشنواره‌هاي مطرح نگاه كنيم. برگزاري جشنواره به اين شكل نيست. نگاه كنيد كارلووي‌واري چه مي‌كند؟ كن چگونه عمل مي‌نمايد؟ اين همه جشنواره همه سال در جهان برگزار مي‌شود، بايد به آن‌ها نگاه كرد و از نقاط مثبت‌شان استفاده نمود. نقاط منفي‌شان هم مال خودشان!