مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٤
 

به بهانه پخش ترانه های  عباس مهرپويا ، آهنگساز، نوازنده و خواننده موسيقي نوين ايراني از رادیو

 

 

كسي ديگر نمي‌كوبد... در اين خانه متروك را

 

 

با آوايي حزين مي‌خواند و نغمه‌هاي غمناك سازش را همراهي مي‌كرد، گويي درد هزاران سال تنهايي و بي‌كسي را روايت مي‌كرد.

قطره اشكي دواي درد من بود

اين زمان آن اشك هم پايان گرفته

آسمان مي‌گريد امشب

ساز من مي‌نالد امشب

او خبر دارد كه ديگر ناله‌ام پايان گرفته

صداي گرم و گيرايش هر شنونده‌اي را تحت تاثير قرار مي‌داد. اما هيچ‌گاه به شكل يك خواننده عامه‌پسند مطرح نگرديد. چراكه نوآوري‌هايش در زمينه تلفيق اشعار امروز فارسي و آهنگ‌ها و ملودي‌هاي كهن ايراني و رسيدن به نوعي موسيقي نوين توانست ارتباط تازه‌اي بين همه دوستداران هنر و فرهنگ موسيقايي ايران در ديگر سرزمين‌ها كه از استيل‌هاي بومي خاصي هم برخوردار بودند، به وجود آورد.

اما اين پويش و كاوش هنري مورد پسند بازار روز تجارت موسيقي نبود و از همين رو به سادگي از گردونه موسيقي مملكت كنار گذاشته شد. از «عباس مهرپويا» سخن مي‌گويم كه در واقع هنرمندي جست‌وجوگر و عارف بود و آهنگ‌ها و ترانه‌هايش پس از گذشت 12 سال از خاموشي‌اش هنوز جايگاه ويژه‌اي در موسيقي اين سرزمين دارد. اما عباس مهرپويا ابتدا با تاتر شروع كرد و در نمايشات تاترهاي معروف دهه 20 و 30 مانند فردوسي، تفكري و جامعه باربد هنرنمايي كرد و در جامعه باربد بود كه كار نوازندگي با عود زير نظر استادي از نژاد عرب، شور و شوقش به موسيقي را تسكين داد و او ضمن نواختن ساز هنگام اجراي نمايشات، خود نيز آهنگ ساخته و اجرا مي‌كرد. از همين رو بود كه توسط برخي دوستانش در جامعه باربد به سينماي آن روز دعوت شد.

 

عباس مهرپويا در سينما

 

مهرپويا در فيلم دزد عشق در کنار مجيد محسنی

 

اولين فيلمي كه عباس مهرپويا، موسيقي‌اش را ساخت و ضمنا به نقش نوازنده عود در آن ايفاي نقش كوتاهي هم داشت، «دزد عشق» به كارگرداني دكتر اسماعيل كوشان بود كه در سال 1331 در استوديو پارس فيلم جلوي دوربين رفت و مهرپويا در كنرا بازيگران معروف آن زمان مانند مجيد محسني، شهلا رياحي، پرخيده و اكبر جقه هنرنمايي كرد. البته آهنگ ترانه‌هاي آن فيلم را شاپور نياكان ساخت. ولي چند قطعه موسيقي به‌طور زنده در صحنه‌هايي از فيلم توسط خود مهرپويا اجرا مي‌گردد كه از ساخته‌هاي خودش بود.

عباس مهرپويا پس از فيلم «دزد عشق» توسط حسين مدني از نخستين فيلمسازان تاريخ سينماي ايران دعوت شد تا براي اولين فيلم سينمايي‌اش به نام «جدال با شيطان» موسيقي بسازد و خود نيز اجرا نمايد. كه اين دومين كار سينمايي مهرپويا بود.

 

تجربه ديگر عرصه‌هاي موسيقي

 

در همين حال مهرپويا همچنان علاقه داشت در زمينه موسيقي عرصه‌هاي نويني را تجربه نمايد و از همين رو كار با «گيتار» را شروع كرد و آن را نزد «اروين موره» استاد معروف گيتار اسپانيا فرا گرفت كه نخستين اثر جدي‌اش در اين زمينه اجراي قطعه‌اي به نام «كلبه سرخپوستان» با گيتار الكترونيكي در انجمن هنري تهران به سال 1336 بود.

و پس از آن بود كه نخستين ترانه‌اش را خود بر اساس شعري از دكتر حميدي شيرازي به نام «مرگ قو» ساخت و اجرا كرد كه با استقبال فراواني مواجه گرديد.

«مرگ قو» باب تازه‌اي در عرصه موسيقي ايراني بود و شيوه‌اي را به ميدان موسيقي اين سرزمين آورد كه اساسا هم با موسيقي سنتي رايج متفاوت بود و هم با آن‌چه تحت عنوان موزيك پاپ رواج داشت، فرق مي‌كرد.

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد

 فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ تنها، نشيند به موجي

رود گوشه‌اي دور و تنها بميرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

كه خود در ميان غزل‌ها بميرد

 

 

آهنگساز راهي سفر مي‌شود

 

 

راوی شانکاردر ديدار با عباس مهرپويا

 

عباس مهرپويا براي دريافت و كشف گوشه‌هاي مهجور موسيقي شرق به نقاط دورافتاده و ناشناخته‌اي سفر كرد و بر روي فرهنگ و هنرهاي مردم و جوامع ديگر مطالعه نمود و تحقيق كرد و توانست با سبك‌هاي فولكلور و بومي موسيقي برخي كشورهاي آسياي جنوب شرقي آشنا شده و با يافتن مايه‌هاي مشترك بين آن‌ها و موسيقي ايراني نوعي موسيقي تركيبي شرقي به وجود آورد كه ريشه در تاريخ هنر ايراني داشت.

از جمله مهرپويا با شناخت «سيتار» كه به سازي هندي معروف بود، دريافت كه اساسا «سيتار» سازي ايراني بود كه حدود 400 سال قبل توسط اميرخسرو دهلوي به هندوستان برده شد و در مقابل از موسيقي ايراني خارج شده است.

مهرپويا در هندوستان با راهنمايي‌ها و كمك «راوي شانكار» آهنگساز بزرگ هندوستان (كه موسيقي برخي فيلم‌هاي ساتياجيت راي را هم ساخته است) و در محضر اساتيدي چون «محمودميرزا» توانست راز و رمز نواختن «سيتار» كه خود به راه يافتن به عوالم عرفاني نياز دارد را آموخت.

مهرپويا با تسلط به «سيتار» ماندگارترين آهنگ‌ها و ترانه‌هايش از جمله «قايقرانان» و «آسمان مي‌گريد امشب» را ساخت و اجرا نمود.

برخي نوع موسيقي مهرپويا را «كوكتل موزيك» ناميده‌اند و از همين رو معتقدند مي‌تواند تداوم شنيداري موثري در مخاطبش ايجاد كند. مهرپويا در دهه 50، براي اشاعه سبك موسيقي خود، كلاسي در چهارراه جمهوري و طبقه پنجم ساختماني كه آن زمان به فروشگاه بزرگ ايران معروف بود و امروز شعبه مركزي فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي رفاه نام دارد، ايجاد كرد و در آن به آموزش انواع سازهاي عود، ارگ، گيتار و سيتار پرداخت.

 

آخرين نوازندگي براي فيلم «باي‌سيكل‌ران»

 

آخرين هنرنمايي مهرپويا در نواختن موسيقي فيلم «باي‌سيكل‌ران» جاودانه شد. وي در اين فيلم با همان ساز تخصصي‌اش يعني «سيتار» آهنگ‌هايي را كه مجيد انتظامي ساخته بود را به زيبايي تاثيرگذاري اجرا كرد و آن‌چنان آن را به تناسبي شگفت‌انگيز با فضاي فيلم رسانيد كه به‌طور باورناپذيري موسيقي فيلم «باي‌سيكل‌ران» مورد توجه هيات داوران هفتمين جشنواره فيلم فجر قرار گرفت و سيمرغ بلورين بهترين موسيقي متن را دريافت كرد اما هنگام اهداي اين جايزه هيچ‌كس از عباس مهرپويا يعني تنها كسي كه مي‌توانست با «سيتار» آن موسيقي را اجرا بكند، نكرد.

در واقع نيمي از جاودانگي موسيقي فيلم باي‌سيكل‌ران به اجراي مهرپوياست كه گويا با همه وجودش «سيتار» را نواخته و نغمه‌هايش را در سراسر فيلم جاري نموده.

4 سال بعد در اوايل خرداد ماه سال 1371، عباس مهرپويا پس از مدت‌ها دست و پنجه نرم كردن با سرطاني كه ذره ذره وجودش را تحليل مي‌‌برد، در سن 65 سالگي دارفاني را وداع گفت اما صدايش و آهنگ‌هايش و صداي سازش در تاريخ موسيقي ايران جاودانه شد.

قوي تنهايم كه در تنهايي خود

رفته‌ام از ياد ياران ديرسالي

مرغ غم در جان من خوش كرده منزل

واي بر من، واي بر دل