مستغاثی دات کام

 
تصاویر مرگ و قحطی در ایران 1918
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠
 

 

 

 

فاجعه قرن

 

 

"فاجعه قرن" عنوان قسمت دوازدهم از مجموعه مستند "اشغال" است که ساعات 45/12 و 35/22 روزهای چهارشنبه و پنجشنبه 29 و 30 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود. در این قسمت هم اسناد و تصاویر تکان دهنده دیگری از فاجعه قحطی و مرگ و میر مردم ایران در سالهای جنگ جهانی اول پخش می شود و از گزارشات و تلگرافات رالف ایچ بادر (کنسول آمریکا) ، جفری کفری ( کاردار سفارت آمریکا در تهران) ، شولر ( دبیر کمیته امداد آمریکا در ایران) و جان لارنس کالدول (وزیر مختار آمریکا در ایران) همچنین خاطرات آدیسن ای ساوترد ( مامور ویژه آمریکا در ایران) و ژنرال سر پرسی سایکس ( فرمانده نیروهای بریتانیا در جنوب ایران) بهره گرفته شده است.

بخشی از متن این قسمت به شرح زیر است:

در بهار  1918 قحطی شدت گرفت. در اول مارس 1918 کالدول تلگراف زیر را مخابره کرد که :

" کابینه به علت اوضاع سیاسی و قحطی استعفا می دهد.“

 در شانزدهم مارس  1918 شولر دبیر کمیته امداد آمریکا در ایران به چارلز ویکری در نیویورک چنین تلگراف میزند که: "... وضع نگران کننده اضطراری ادامه دارد. صدها نفر مرده اند. غذای نزدیک به بیست هزار نفر در تهران تأمین شده است اما کارهای امدادی به مشهد ٬همدان ٬ قزوین ٬ کرمانشاه و سلطان آباد نیز تسری یافته است.“

 در 17 آوریل کالدول تلگراف می زند که : ” گرسنگی شدت گرفته و ناآرامی در شمال غرب ایران افزایش یافته است.“ در چهارم مه ٬ 1918 جردن به ویکری در نیویورک تلگرام میزند که:

 "سپاس ما را به خاطر هفتادوپنج هزار بپذیرید. گرسنگی به صورت غیرمنتظره ای رو به افزایش است  و بیماری های تیفوئید و تیفوس نیز فراگیر شده است. درشهرهای دیگر اوضاع مشابهی حاکم است. تأمین مواد غذایی تقریباً غیرممکن

 است ؛ قیمتها گزاف است و مردم علف ٬ سگ و حیوانات مرده و اجساد مردگان را می خورند. در صورت امکان صدهزارتای دیگر بفرستید. مصرف در اینجا زیاد است. امضا جردن."

 در 25 مه ٬ جردن به ویکری تلگراف می زند: " قحطی شدت یافته است . بودجه کنونی دویست هزار است  که فقط می تواند بخشی از مشکلات را جبران کند. درصورت امکان دویست وپنجاه هزار ارسال نمایید. امضا جردن “.

  وخامت اوضاع در تلگرامی از سوی کالدول به تاریخ 13 مه 1918 تشریح می شود:

 " وضع اقتصادی اسفناک است. قحطی بر سرتاسر کشور سایه افکنده است و روزانه هزاران نفر جان خود را از دست می دهند. محصولات بهاری خوب است و اگر ظرف شش هفته گردآوری شود ٬ اوضاع بهتر خواهد شد."

این اوضاع اسفبار بهار 1918 در مرسوله ای از سوی کالدول توصیف شده است. به رغم فعالیت های وسیع کمیته امداد نجات و تغذیه بیش از هزاران گرسنه ٬ کالدول می گوید:

 "...هزاران نفر که کمک به آنها میسر نشد به علت گرسنگی و بیماری به ویژه در تهران ٬ مشهد و همدان جان خود را از دست دادند. اطلاعات موثق حاکی از آن است که فلاکت و گرسنگی چنان مهیب است که صدها نفر از مردم از علف و حیوانات مرده تغذیه کرده اند و حتی گاه از گوشت انسانها نیز خورده اند... فلاکت گسترده حتی بر شهرهای کوچک و هزاران روستای ایران حاکم بوده است ؛ اما دسترسی به این اماکن به سبب فقدان تسهیلات حمل مواد غذایی به این نواحی دورافتاده کوهستانی و متروک تقریباً غیرممکن است. به نظر میرسد ایرانیان اصیل به دیدن مرگ در فجیع ترین شکل آن ٬ یعنی مرگ در اثر گرسنگی ٬ عادت کرده اند و حتی خارجیان اینجا نیز تا حدودی به سبب مشاهده فلاکت فراگیر در مقابل آن مقاوم شده اند. کالدول اطلاعاتی در خصوص شدت مرگ و میر ارائه میدهد:

 "...میزان عادی مرگ و میر در تهران بین ده تا پانزده نفر در روز است ٬ اما گزارش های اخیر از شورای بهداشت محل حاکی از آن است که میزان روزانه مرگ بین صدوهشتاد نفر رسیده است. این رقم بسیار نگران کننده است زیرا موثق ترین آمار موجود جمعیت تهران را کمتر از دویست هزار نفر تخمین میزند..."

 کالدول در خصوص کمیابی نان میگوید: ” نان اگر تنها غذای تنگدستان نباشد ٬ مهمترین غذای آنهاست  و بهای متوسط آن سه سنت برای هر پوند است ؛ اما اکنون قیمت بین سی و پنج و چهل سنت در هر پوند است و حتی با چنین بهایی یافتن آن دشوار است ..."

 کالدول همچنین گزارش می دهد که علاوه بر کمیابی غذا  " اخیراً تیفوس و تیفوئید و وبا در نواحی مختلف ایران شیوع داشت."

یک شاهد عینی ایرانی در خاطراتش شمار افرادی که در سال نخست قحطی در تهران به علت گرسنگی جان خود را از دست دادند ٬ دستکم سی هزار نفر می داند  و می گوید اجساد در کوچه ها و خیابانهای پایتخت پراکنده بودند. به علاوه  در مرده شویخانه نیز اجساد توده های بزرگ روی هم انباشته شده و در گورهای دسته جمعی دفن می شدند. هر جا که قحطی از بین می رفت ، وبا و تیفوئید شروع می شد. نویسنده این خاطرات میگوید که تلفات ناشی از وبا و تیفوئید بسیار بیشتر از قحطی بود. در منزل خود نویسنده ٬ سه نفر به علت ابتلا به وبا ٬ ظرف مدتی کوتاه ٬ در تابستان 1918 جان خود را از دست دادند. کالدول گزارش می دهد که مرگ ناشی از وبا فقط در تهران هر روز بیش از دویست نفر بود:

" وضع قحطی رو به بهبود می رود ٬ چشم انداز محصولات بهتر است ٬ اما شیوع وبا موجب مرگ ومیر شده و روزانه به طور متوسط جان دویست نفر را در نواحی مختلف میگیرد."

تصاویر و اسناد حیرت آور از مرگ و میر مردم ایران در اثر قحطی و بیماری و به خصوص دست داشتن نیروهای انگلیسی در شیوع بیماری های واگیر همچون وبا و طاعون و آنفولانزا در میان ایرانیان ، از دیگر بخش های مهم این قسمت است.لازم به ذکر است که اساس تحقیقات و پژوهش های این مجموعه کتاب دکتر محمد قلی مجد تحت عنوان "قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران " است.

مجموعه مستند "اشغال" در 26 قسمت توسط سعید مستغاثی نوشته و کارگردانی شده و رضا جعفریان آن را برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه کرده است.