مستغاثی دات کام

 
اسناد نسل کشی ایرانیان در "اشغال"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠
 

 

قحطی بزرگ

 

"قحطی بزرگ" عنوان یازدهمین قسمت از مجموعه مستند "اشغال" است که دوشنبه و سه شنبه 27 و 28 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود. در این قسمت براساس اسناد افشاء شده از وزارت امور خارجه آمریکا و خاطرات افسران انگلیسی و آمریکایی در طی جنگ جهانی اول ، برای نخستین بار حقایق تکان دهنده ای از تبعات جنگ جهانی اول در ایران را در برابر دوربین تلویزیون قرار می دهد که یکی از این حقایق ، ماجرای قحطی بزرگ است.

قحطی سالهای 1917 تا 1919 بزرگترین فاجعه تاریخ ایران است که از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی بسیار فراتر رفت. همانطور که اشاره شد ٬ این واقعه یکی از مصائب بزرگ تاریخ ایران است که درباره آن مطالب اندکی نوشته شده و حتی کمترشناخته شده است. خشکسالی سال 1925 این نگرانی را ایجاد کرد که مبادا وقایع سالهای 1917 و 1918 تکرار شود ٬ و والاس اس. موری کاردار سفارت آمریکا را بر آن داشت تا چنین بنویسد: ” اکنون ایران در خطر رویارویی با موقعیتی است که در سال1917- 18 پیش آمد و به علت خشکسالی و نابودی محصولات به توسط ارتش های متجاوز ٬ کشور دچار قحطی شد و چنانکه برآورد می شود یک سوم از جمعیت خود را از دست داد.“

ما٬ ناباورانه و با اعتقاد به اینکه حتماً باید اشتباهی رخ داده باشد ٬تحقیقات دقیقی در اسناد وزارت خارجه ایالات متحده مربوط به ایران طی سالهای جنگ جهانی اول انجام دادیم ، اسناد بسیار غنی و دستنخورده بودند. همچنین از این واقعیت که تاریخ ایران در طول جنگ جهانی اول در هاله ای از ابهام فرو رفته است -قحطی سال 1917٬1919 عملاً ناشناخته مانده است – شگفت زده شدیم. تعجب آورتر اینکه دریافتیم که اظهارات موری مبنی بر آنکه ایران یک سوم جمعیت خود را از دست داده تا حدودی دست پایین گرفتن قضیه است. حقیقت بدتر از آن بود. در این مجموعه به بررسی قحطی و طول مدت آن با تکیه بر اسناد پرداخته ایم. منابع اولیه این تحقیق اسناد وزارت خارجه آمریکا و گزارشهای مطبوعات ایران بود. منابع دست دوم عبارتند ازخاطرات و مشاهدات افسران نظامی بریتانیا در ایران که مفیدترین آنها یادداشتهای سرلشکر اِل . سی . دانسترویل ٬ فرمانده نیروهای بریتانیایی در غرب و شمال ایران درسال ٬ 1918 خاطرات سرگرد ام. ایچ. داناهو ٬ افسر اطلاعاتی وابسته به نیروی دانسترویل ٬ و سرلشکر سر پرسی سایکس ٬ فرمانده نیروهای بریتانیا در جنوب ایران طی سالهای 1916- 1919 است. با توجه به اینکه گزارشهای انگلیسیها به توسط  شاهدان دست اول و افرادی که مستقیماً بلافاصله پس از جنگ در کشور حضور داشتند ٬نوشته شده ٬ این منابع دست دوم نیز در حقیقت منابع دست اول به شمار می روند. منبع مهم دیگر اطلاعات و گزارش های سرلشکر دبلیو. ای. آر. دیکسن درباره کمربند شرق  است.

 

آغاز کمبود موادغذایی ٬ پاییز 1916

 

رالف ایچ. بادر ٬ کنسول آمریکا در گزارش مورخ 20 مه ٬ 1915 شرح مختصری از وضعیت مواد غذایی تقریباً یک سال پس از آغاز جنگ در اروپا ارائه می دهد و تأثیر جنگ را بر بهای کالاهای وارداتی و محصولات داخلی بررسی میکند: ” پس از آغاز خصومت ها در اروپا در ماه اوت گذشته ٬ عملاً واردات کالا به ایران متوقف شد.“

به این ترتیب ٬ معلوم می شود که نه ماه پس از آغاز جنگ در اروپا ٬ شش ماه پس ازاشغال اهواز و خوزستان از سوی بریتانیا ٬ و پس از درگیریهای بسیار بین روسها و ترکها در آذربایجان ٬ مواد غذایی فراوان بود. تقریباً دو سال بعد از جنگ ٬ یعنی در ژوئیه٬ 1916 جفری کفری ٬ کاردار سفارت آمریکا تا آن زمان در خصوص بهای کالاها درتهران چنین گزارش می دهد: ” بهای کالاهایی که وارد می شوند ٬ معمولاً در پایتخت گران است و بهای محصولات داخلی درنتیجه اوضاع پس از جنگ افزایش یافته است.“

معمولاً از ” قحطی سالهای 1917 و 1918 “ سخن به میان میآید. اما روشن است که بحران غذا از یک سال قبل از آن آغاز شده بود و ٬ چنانکه در ذیل می آید ٬ قحطی تا تابستان 1919 ادامه یافت. ایران از نوامبر ٬ 1914 هنگامی که بریتانیا خوزستان را اشغال کرد ٬ به صحنه کارزار تبدیل شد. پس از اشغال اولیه تبریز از سوی عثمانیها در ژانویه 1915 تا بهار ٬ 1917 که روسها عثمانی ها را از ایران بیرون راندند ٬ در غرب ایران درگیریهای بسیاری صورت گرفت. طی همین دوره بود که روسها و بریتانیایی ها کنترل خود را بر مناطق تحت نفوذشان تحکیم کردند. در اکتبر 1916 کاملاً آشکار بود که بحران بزرگی سر برآورده است. کفری گزارش میدهد که: مفتخراً به اطلاع میرسانم : تأمین آذوقه در تهران به علت کمبود همه اقلام مواد غذایی ٬ بالاخص ٬ گندم ٬ جو ٬ برنج ٬ یونجه و کاه اکنون دارد به بحران مهمی تبدیل می شود ٬ قیمتها به صورت خارق العاده افزایش یافته و مردم تنگدست شدیداً تحت فشار هستند. مردم ساعت ها در صف نانوایی میایستند تا نانی با کیفیت بد را به بهای گزاف خریداری نمایند. نانوایان از جو و غلات دیگر به جای گندم در تهیه نان استفاده میکنند.

 او می افزاید: بهای شکر در هر پوند به یک دلار و سی وپنج سنت رسید. انواع علوفه کمیاب است و چیزی هم که می توان تهیه کرد ٬ معمولاً از کیفیت نازلی برخوردار است . اوضاع در مورد بها و کیفیت زغالسنگ و زغالچوب ونفت به همین صورت است و بنزین نایاب است.

 او در نتیجه گیری خود می آورد که : ” وضع خرید و فروش دارو حتی بدتر از این است . در تهران یافتن مواد مربوط به این صنعت غیرممکن است.“ کفری ٬ یک هفته بعد ٬ باردیگر در خصوص بحران در شرف وقوع چنین گزارش می دهد: مفتخراً به اطلاع میرسانم که مسئله تأمین نان در تهران بسیار جدی شده است ٬ زیرا میزان گندم موجود در پایتخت برای تأمین مایحتاج مردم بسیار ناکافی است. از آنجا که مردم عمدتاً از نان محلی و پنیر ارتزاق می کنند ٬ مسئله برای آنان بسیار حیاتی است . بلواهایی به سبب کمبود نان صورت گرفت : ” دیروز ٬ شورشهایی در شهر صورت گرفت که شرکت کنندگان اصلی آن زنان بودند ٬ و مردم به عمارتی که به محل وزارت داخله است ٬ هجوم بردند.“ کفری در ادامه میافزاید: ” دولت قول داده برای مرتفع ساختن بحران اقداماتی به عمل بیاورد؛ و اگر در این کار موفق نشود ٬ اوضاع بسیارمصیبتبار خواهد شد.

و در پاییز ٬ 1917 ایران دستخوش قحطی ویرانگری شده بود.

در این قسمت از مجموعه مستند "اشغال" سیر تحقیقات مجموعه براساس پژوهش های دکتر محمد قلی مجد به طور اجمالی نمایش داده می شود و پس از آن اسناد و شواهد تکان دهنده ای از ماجرای قحطی بزرگ ارائه خواهد شد.