مستغاثی دات کام

 
زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88 –بخش نهم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩
 

 

بخش هایی از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به پس زمینه های تاریخی و تئوریک گفتمانی می پرداخت که اگرچه سابقه ای به طول دو قرن در تاریخ معاصر این سرزمین دارد ولی امروز در جریانی موسوم به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 تبلور یافته که دیگر امروز همچون دملی چرکین ، جامعه فرهنگی و انسانی ما را رنج می دهد. از آنجا که فارغ از طراحی ها و حمایت های سرویبس های امنیتی و جاسوسی غرب ، اساس این جریان را به خصوص در بخش داخلی آن ، انحرافی  فکری تشکیل می دهد ، بی مناسبت نیست که متن راوی و نریشن قسمت هایی از مجموعه فوق در این وبلاگ انتشار یابد. با این توضیح که متن یاد شده با اظهار نظر کارشناسان و اساتید حاضر در مجموعه و همچنین مقادیر متنابهی از اسناد و تصاویر و فیلم های مربوطه کامل می شود.

مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" توسط سعید مستغاثی نوشته وکارگردانی شده بود و به تهیه کنندگی رضا جعفریان در 26 قسمت از 13 آذرماه تا  12 بهمن سال جاری از شبکه خبر سیما پخش شد و هم اینک نیز ساعات 15/10 ، 45/14 و 45/19 هر روز از شبکه خبر سیما نمایش داده می شود.

 

کارتل های مطبوعاتی

 

پس از دوم خرداد 1376 ، برای نخستین بار در سالهای پس از انقلاب ، کارتل های مطبوعاتی و انتشاراتی شکل گرفت و آنچنان عرصه روزنامه و نشر را به انحصار خود أوردند که شبهه برنامه ریزی های سیستماتیک دراز مدت برآن متصور است. اینکه در پشت این کارتل های مطبوعاتی ، موسسات عظیم اقتصادی قرار داشتند تا به لحاظ مالی  خلایی پدید نیامده و انتشار مستدام این نشریات و روزنامه ها حتی در صورت توقیف مکرر یا قطع آگهی ها ، مختل نگردد ، حکایت از همین برنامه ریزی سیستماتیک دارد. موسسات اقتصادی که نه فقط در حمایت مالی نشریات یاد شده فروگذار نکردند بلکه فسادهای مالی متعددی هم به بار آوردند.

نگاهی به اسناد بدست آمده از سازمان ها و محافل خارجی از جمله شورای روابط خارجی ایالات متحده ، نظریه فوق را به یک واقعیت تلخ تزدیکتر می سازد.

اما خطوطی که در نشریات به صحنه آمده در دوران پس از دوم خرداد 1376 به طور عمده دنبال می گردید ، در واقع همان خط مشی بود که امروزه دیگر از پس اسناد و شواهد متعدد ( از جمله مکتوبات و سخنرانی ها و مصاحبه های افراد موثر کانون های صهیونیستی مانند دکتر مایکل برانت و فرانسیس فوکویاما) ، ریشه های آن درون همین    کانون ها یافته می شود. 

چراکه تقریبا 10 سال پیش از دوم خرداد 1376 بود که فرانسیس فوکویاما ، از معتبرترین تئوریسین های آمریکایی و نویسنده کتاب مشهور "پایان تاریخ" که در کنار "برخورد تمدن ها"ی ساموئل هانتینگتون به عنوان مانیفست غرب صلیبی/ صهیونی علیه اسلام  قلمداد شد ، در کنفرانس اورشلیم که برای معرفی همان کتاب برپا شده بود ، نقاط قوت شیعه که بایستی مورد تهاجم قرار گیرد  را عاشورا طلبی ، مهدوی خواهی و ولایت فقیه ذکر کرد و چند سال بعد هم با انتشار کتابی نوشته مایکل برانت،  کارشناس ارشد بخش شیعه شناسی سازمان CIA فاش شد که برای آنچه فوکویاما گفته بود بودجه ای 900 میلیون دلاری اختصاص داده شده تا طبق یک برنامه دقیق ، آن نقاط قوت شیعه به روشی ضد فرهنگی مورد حمله و یورش واقع شود که این برنامه در ایران و پس از دوم خرداد 1376 بوسیله مطبوعات زنجیره ای و کارتل هایی که آنها را حمایت می کردند ، به مرحله اجرا درآمد.

اما مثل همیشه اوضاع ، آنچنان که کانون های صلیبی / صهیونی فوق و اذناب داخلی شان طراحی کرده و به اجرا در می آوردند ، پیش نرفت و همچنان که تمامی توطئه ها و نقشه های آنها برای شکست انقلاب اسلامی با شکست مواجه گردیده بود ، این جنگ نرم آنها در عرصه مطبوعاتی نیز نتوانست نظام جمهوری اسلامی را دچار استحاله کند و به یاری خداوند تبارک و تعالی و هشیاری و بینش فوق العاده مقام معظم رهبری در مقابله با این براندازی نرم و همچنین مقاومت مردم مسلمان ، انجام مطلوب  را برای آنان نیافت.

در همان زمان بودند اساتید ، نویسندگان و روزنامه نگاران مسلمان و انقلابی که در سخت ترین شرایط حاکمیت وزارت ارشاد کسانی که امروزه در آغوش آمریکا و انگلیس و اسراییل جاخوش کرده اند ، شجاعانه در مقابل تحرکات و اقدامات وسیع مطبوعاتی استحاله طلبان ایستادگی کرده و از هرفرصتی برای افشای ماهیت این جریان استفاده نمودند. این یاران بی ادعای انقلاب ،  از همان آغاز حرکت تجدید نظر طلبی فوق، به عمق ماهیت صهیونیستی آن پی برده و دریافتند همه این سر و صدا و غوغا و پروپاگاندای گسترده ، ترویج همان تفکرات سکولاریستی و اومانیستی 3-4 قرنی مورد نظر سازمان های ماسونی است.

از جمله مقاومت های جریان انقلاب در مقابل این فتنه رسانه ای و فرهنگی ، تحصن روحانیون و طلاب مبارز حوزه علمیه قم در بهمن 1378 بود. یعنی در همان زمانی که روزنامه های به اصطلاح اصلاح طلب و نشریات شبه روشنفکری با الهام از منابع و مآخذ صهیونی و اسلاف سکولار و اومانیست خود ، هجمه به مبانی اسلام و شیعه و وهن اعتقادات و باورهای دینی را به حد اعلای خود رسانده بودند.

تعرض به اصول مسلم اعتقادی شیعه ، چاپ مقالاتی درباره انکار عصمت انبیاء و ائمه اطهار (ع) و تبلیغ الگو نبودن رفتار و گفتار معصومین ( ع) در عرصه حکومت و سیاست ( که حتی در دوران طاغوت و حاکمیت بهاییان نیز سابقه نداشت) از جمله مهمترین محورهای این هجوم ناجوانمردانه و استعماری بود. در آن روزنامه ها و مجلات افسارگسیخته (همچنانکه خط مشی القایی کانون های صهیونی و ماسونی بود) به عاشورا و حماسه حسینی حمله شد و یاران حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) چون لشکر یزیدیان ، هردو اهل خشونت معرفی شدند ، عاشورای حسینی نتیجه خشونت پیامبر اکرم (ص) در جنگ بدر تلقی گردید! و فقه شیعه ، پایه و اساس خشونت طلبی معرفی و احکام مسلم اسلام چون قصاص مورد تشکیک قرار گرفت. در عین حال از ارتداد دفاع شد و اندیشه دینی تقلید و رجوع به مراجع ، عوامانه و جاهلانه تلقی گردید. به یاد بیاوریم که فرانسیس فوکویاما در سخنرانی راهبردی اش در کنفرانس شیعه شناسی اورشلیم به سال 1986 ، مرجعیت پذیری را بال سومی برای شیعیان معرفی نمود که دو بال دیگر یعنی بال سبز مهدویت خواهی و بال قرمز عاشورا طلبی را حفاظت می کرد . فوکویاما برای از بین بردن دو بال سبز و قرمز ، لزوم تهاجم ابتدایی به بال سوم یعنی مرجعیت را ضروری دانسته بود.

در این میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مسئولیت عطاالله مهاجرانی و معاونت مطبوعاتی اش ، نه تنها در مقابل اهانت ها و توهین های یاد شده به دین پیامبر خاتم (ص) کوچکترین واکنشی نشان ندادند، بلکه حتی معترضین را غوغا سالار و اقتدار طلب خواندند!!

از همین رو بود که ساعت 30/9 صبح روز پنجشنبه 14بهمن 1378 مسجد اعظم قم مملو از جمعیتی دردمند متشکل از طلاب و روحانیون انقلابی شد که می کوشیدند تا به گونه ای از عملکرد وزارت ارشاد و نشریات زنجیره ای ابراز انزجار و تنفر نمایند. گویی 15 خرداد 1342 بود که در اعتراض به بازداشت غیرقانونی امامشان ، به خیابان ها ریخته بودند یا 19 دی ماه 1356 بود که در برابر توهین آشکار به قائد و رهبر عظیم الشان خود نتوانسته بودند خاموش بمانند و به مقابل رگبار گلوله های دژخیمان شاه و آمریکا شتافتند. اینجا هم گویی در برابر رگبار دیگری از گلوله های دشمنان دیرین این ملت و سرزمین ایستادند که اگرچه مانند گلوله های مسلسل نبود اما همچون همان گلوله ها قلب تپنده اسلام وشیعه را نشانه رفته بود.دشمنانی که از قضا به روشنی در میانشان بقایای مطبوعاتی رژیم طاغوت ودست آموزان موسسات و سازمان های صهیونیستی آمریکایی ، مشخص بودند.

مراجع عظام و علمای اعلام حوزه علمیه قم از جمله آیت الله مشکینی ( امام جمعه قم) ، آیت الله بهجت ، آیت الله جوادی آملی ، آیت الله فاضل لنکرانی ، آیت الله نوری همدانی ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله حسن زاده آملی و جمع کثیری از مدرسین و افاضل نیز از این تحصن و اعتراض انقلابی علیه مطبوعات انحرافی و وزارت ارشاد حامی آنها ، پشتیبانی کردند.

اگرچه با پیام رهبر معظم انقلاب ، تحصن فوق پس از 3 روز پایان یافت اما اثرات آن به استعفای عطاالله مهاجرانی در روز سی و یکم همان ماه انجامید که توفیق بزرگی برای یاران انقلاب بود ، چون بسیاری از استحاله طلبان و عوامل مطبوعاتی وابسته به کانون های صهیونی از وزارت ارشاد و عرصه روزنامه نگاری تصفیه شدند اما مبارزه و مقابله جریان اصیل انقلاب اسلامی با تجدید نظر طلبان و عوامل وابسته به موسسات استعماری و امپریالیستی برقرار  ماند.