مستغاثی دات کام

 
زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88 –بخش هفتم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩
 

 

 

بخش هایی از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به پس زمینه های تاریخی و تئوریک گفتمانی می پرداخت که اگرچه سابقه ای به طول دو قرن در تاریخ معاصر این سرزمین دارد ولی امروز در جریانی موسوم به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 تبلور یافته که دیگر امروز همچون دملی چرکین ، جامعه فرهنگی و انسانی ما را رنج می دهد. از آنجا که فارغ از طراحی ها و حمایت های سرویبس های امنیتی و جاسوسی غرب ، اساس این جریان را به خصوص در بخش داخلی آن ، انحرافی  فکری تشکیل می دهد ، بی مناسبت نیست که متن راوی و نریشن قسمت هایی از مجموعه فوق در این وبلاگ انتشار یابد. با این توضیح که متن یاد شده با اظهار نظر کارشناسان و اساتید حاضر در مجموعه و همچنین مقادیر متنابهی از اسناد و تصاویر و فیلم های مربوطه کامل می شود.

مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" توسط سعید مستغاثی نوشته وکارگردانی شده بود و به تهیه کنندگی رضا جعفریان در 26 قسمت از 13 آذرماه تا  12 بهمن سال جاری از شبکه خبر سیما پخش شد و هم اینک نیز ساعات 15/10 ، 45/14 و 45/19 هر روز از شبکه خبر سیما نمایش داده می شود.

 

وارثان طاغوت

 

 

کانون های صهیونیستی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ، نشریات متعددی که سالهای قبل از سوی رژیم شاه تعطیل شده بودند را با ژست اپوزیسیون به میدان فرستادند تا در کنار پروژه رهبر تراشی ، فضای لازم را برای ورود به دوران انقلاب آماده سازند. فضایی که پیش از این در فعالیت های ضد انقلابی و کودتاهای دهه 60 و 70 میلادی علیه مبارزات ضد امپریالیستی ، مسبوق به سابقه بود.

برخی از این نشریات عبارت بودند از :

هفته نامه سپید و سیاه به مدیریت علی بهزادی (عضو لژهای مختلف فراماسونری و عضو کلوپ روتاری تهران مرکزی) ، هفته نامه تهران مصور به مدیریت عبدالله والا ( عضو سازمان فراماسونری و باشگاه لاینز و همچنین سرپرست امور مطبوعاتی کلوپ های روتاری) ، هفته نامه امید ایران به مدیریت علی اکبر صفی پور ( نماینده مجلس طاغوت و عضو کانون مطبوعات وابسته به سفارت آمریکا) ، هفته نامه فردوسی به مدیریت نعمت الله جهانبانویی ( عضو شبکه صهیونیستی بدامن ) ، روزنامه دنیا به مدیریت عبدالکریم طباطبایی ( از عوامل علی امینی و عضو کانون وابسته به سفارت آمریکا) و ...

در کنار این مطبوعات ظاهر فریب ، برخی دیگر از نشریات را نیز تغییر شکل داده و با شمایل آزادیخواه وارد میدان کردند. از جمله هفته نامه "جوانان رستاخیز" وابسته به حزب فرمایشی رستاخیز که برای فریب افکار عمومی به هفته نامه "جوان" تغییر نام داد و بوسیله روزنامه نگاران معلوم الحالی چون حسین سرفراز ، ستار لقایی ، ایرج جمشیدی ، بهمن رازانی و دیگر نویسندگان رستاخیزی انتشار یافت.

به این ترتیب عوامل مطبوعاتی وابسته به رژیم شاه و محافل ماسونی/صهیونیستی همچون مسعود بهنود ، علیرضا نوری زاده ، علی بهزادی ، حسین مهری ، علیرضا میبدی ، رضا مرزبان ، فیروز گوران و ...در روزنامه هایی چون آیندگان ، پیغام امروز ، کیهان و اطلاعات و مجلاتی مانند تهران مصور ، فردوسی ، امید ایران و سپید و سیاه که تا دیروز مداح شاه و فرح  بودند ، یک شبه انقلابی شده و علیه دیکتاتوری و در قفای آزادی گریبان چاک کرده و یقه دراندند و به تبلیغ در مورد کسانی همچون سید علی شایگان و کریم سنجابی و شاپور بختیار و تروریست هایی مانند مسعود رجوی و چریکهای  فدایی خلق و ...پرداختند و در رسای سیاهکل و رضایی ها و خسرو روزبه صفحات بسیاری را سیاه کردند تا رهبران واقعی انقلاب یعنی حضرت امام خمینی ( ره) و یارانشان را مرتجع ، واپس گرا و سوار برموج انقلاب بنمایانند و حرکت تاریخی روحانیت را کم رنگ سازند.

در توضیح این سیاست و روش ، در پروتکل شماره 2 از پروتکل های زعمای صهیون آمده است :

"... دولت‏های امروز، دستگاه وسیعی به نام مطبوعات در اختیار دارند که برای ایجاد جریان‏های ذهنی و حرکت‏های فکری عمومی از آن استفاده می‏کنند. پس مطبوعاتی که‏در دست ماست باید نیازهای ضروری و حیاتی مردم را فریاد بزنند و نارضایتی آنان رااعلام کنند. این مطبوعات باید خشم عمومی را برانگیزانند و عوامل آن را به وجود آورند. این بود که ما به این دستگاه عظیم مسلط شده‏ایم و به واسطه آن‏ ، نیروی محرکه و مؤثر خود را به دست آورده و همچنان پشت پرده باقی مانده‏ایم..."

اینچنین بود که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی ، همین دسته از مطبوعات وابسته ، بر طبل مخالفت با انقلاب و نظام زدند . جریانی از روشنفکری که همواره در بزنگاههای تاریخی این سرزمین منفعل بوده و یا به نفع نیروهای بیگانه وارد میدان شده و همچنین در اوج نهضت امام خمینی (ره) ، محافظه کارانه عمل کرد و اصرار داشت که در مقابل سیل انقلاب بایستد ولی پس از پیروزی انقلاب ، ریاکارانه تغییر جهت داد و به عنوان نیرویی رادیکال ، دست به بحران سازی ، تلاش برای تجزیه کشور تحت عنوان خودمختاری ، القای بحران رهبری و نفی و تردید افکنی درباره هویت خیزش ملی مردم زد. رادیکالیسمی که به خروج مسلحانه انجامید و آن جماعت شبه روشنفکر حتی در وحشیانه ترین عملیات تروریستی یا سیاه ترین کودتاها و ضد ملی ترین تجاوزات نظامی بازهم در مقابل انقلاب و نظام ایستادند و به عنوان روسیاهترین جریانات تاریخ معاصر ایران ، نام خود را به ثبت رساندند. جریانی که در سالهای بعد نیز با عناوینی جدید اعم از گذار به دمکراسی یا اصطلاحات و یا مردم سالاری ، بازهم همان پرده ای را ساز کرد که اسلافش در طول نیم قرن دیکتاتوری پهلوی و پس از آن در کنار موج ضد انقلابی و امپریالیستی می نواختند

شگفتا که همان شعر و شعارهایی که آن مطبوعات و نشریات ضد انقلابی وارث دوران طاغوت و جیره خوار لژهای ماسونی و کانون های صهیونی در دوران انقلاب و سالهای اولیه پس از پیروزی سر می دادند و در بوق می کردند تا نظام جمهوری اسلامی را تحت فشار روانی از داخل قرار دهند ، بله همان شعارها را دو دهه بعد ، گروهی که نام اصلاح طلب برخود نهاده بودند ، با انتشار یک سری روزنامه های زنجیره ای تکرار کردند. شعارهایی از قبیل حقوق اقلیت های قومی و آزادی زنان و حقوق بشر و دمکراسی و ...و این استحاله یافتگان به اصطلاح اصلاح طلب نیز همان نقاط قوت و محورهای اصلی انقلاب را نشانه رفتند که اسلافشان در سالهای اولیه برپایی نظام جمهوری اسلامی مورد تهاجم رسانه ای خویش قرار داده بودند ، همان محورهایی که اساس ضدیت امپراتوری جهانی صهیونیسم با نهضت امام خمینی (ره) از همان ابتدای شکل گیری اش بود.

اولین محور ، اسلامیت نظام بود ، همان محوری که حضرت امام خمینی ( ره) فرمودند که اگر باشد ، اگر اسلام آن طور که هست شناسانده شده و پیاده شود ، همه شعارهای انسانی دیگر اعم از عدالت و آزادی و استقلال را هم خواهیم داشت. اما دشمنان انقلاب و اسلام از همان روزهای نخست تلاش کردند تا اسلام را برای تشکیل حکومت و اداره مملکت و پیشرفت زندگی مردم ، ناکارآمد جلوه داده و دستورات و احکام آن را به قرن های گذشته نسبت دهند. در حالی که اساس قیام و نهضت حضرت امام خمینی ( ره) اسلام بود و بس و نه مثلا نان و مسکن و آزادی ( که شعارهای اولیه ضد انقلاب بود) و نه دمکراسی و حقوق بشر و مانند آن ( که شعارهای آن روز لیبرال ها و سخن امروز به اصطلاح اصلاح طلبان است!!)

محور دوم تهاجم کانون های صهیونیستی که در نشریات وابسته شان در روزهای پس از پیروزی انقلاب انعکاس می یافت و پس از گذشت حدود 20 سال در روزنامه ها و مطبوعات موسوم به روشنفکران به اصطلاح دینی و اصلاح طلب رویت شد ، ولایت فقیه بود . ولایت فقیهی که امام وصیت کرد پشتیبان آن باشید تا مملکت آسیب نبیند.

و محور سوم قانون اساسی بود ،  همان میثاق شهیدان که همین گروهک ها و طیف های معاند اعم از مارکسیست و ملی گرا و التقاطی و لیبرال و شبه روشنفکران غرب زده برخلاف رای ملت ، به آن رای ندادند و پس از آن هم در دوران مختلف ، این قانون اساسی مورد هجمه محافل و کانون های وابسته بوده که همواره این هجمه در نشریاتشان  انعکاس یافته و همین امروز نیز مورد بغض و کینه و عداوت ضدانقلاب نوکیسه قرار دارد.