مستغاثی دات کام

 
زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88 –بخش ششم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩
 

 

بخش هایی از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به پس زمینه های تاریخی و تئوریک گفتمانی می پرداخت که اگرچه سابقه ای به طول دو قرن در تاریخ معاصر این سرزمین دارد ولی امروز در جریانی موسوم به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 تبلور یافته که دیگر امروز همچون دملی چرکین ، جامعه فرهنگی و انسانی ما را رنج می دهد. از آنجا که فارغ از طراحی ها و حمایت های سرویبس های امنیتی و جاسوسی غرب ، اساس این جریان را به خصوص در بخش داخلی آن ، انحرافی  فکری تشکیل می دهد ، بی مناسبت نیست که متن راوی و نریشن قسمت هایی از مجموعه فوق در این وبلاگ انتشار یابد. با این توضیح که متن یاد شده با اظهار نظر کارشناسان و اساتید حاضر در مجموعه و همچنین مقادیر متنابهی از اسناد و تصاویر و فیلم های مربوطه کامل می شود.

مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" توسط سعید مستغاثی نوشته وکارگردانی شده بود و به تهیه کنندگی رضا جعفریان در 26 قسمت از 13 آذرماه تا  12 بهمن سال جاری از شبکه خبر سیما پخش شد هم اکنون نیز این مجموعه هر روز  در ساعات ١۵/١٠ ، ۴۵/١٣ و ۴۵/١٩ از شبکه خبر سیما تکرار می شود.

رهبر تراشی

 

در روزهای پرشور انقلاب و پس از کنار رفتن دولت نظامی ازهاری، یکی از منابع مهم خبری درباره وقایع نهضت ، روزنامه هایی بودند که پس از حدود دوماه اعتصاب ، مجددا منتشر می شدند. اگرچه خبرنامه هایی به طور مرتب در قطع کوچک و به صورت تایپ شده ، اخبار و گزارشات نهضت را منعکس می کردند ، ولی این گونه خبرنامه ها در مکانهای ویژه مانند : برخی محلات ، مدارس ،  مساجد ، دانشگاهها ، درون راهپیمایی ها و تظاهرات و به طور خاص در بهشت زهرا و برسر مزار شهدا توزیع می گردید. اما روزنامه ها گستره وسیع تری را دربرمی گرفت و طیف بیشتری از مردم را شامل می شد.

ولی این روزنامه ها بخصوص دو روزنامه عصر یعنی کیهان و اطلاعات (که تحت مدیریت عوامل سرسپرده شاه ، سالها بلندگوی دیکتاتوری رژیم طاغوت به شمار می آمدند)تا قبل از شروع اعتصابشان در14آبان 1357،طبعا نمی توانستند خود را در خدمت نهضت مردم و حتی منعکس کننده بی طرف وقایع به شمار آورند. این روزنامه ها حتی مهمترین اتفاقات و فجایعی که به وجود می آمد (مانند قتل عام مردم بیگناه در میدان ژاله تهران به تاریخ 17 شهریور 1357) را با تیترها و اخبار وگزارشات فرمایشی و تحریف شده به نفع رژیم منعکس کردندکه البته رفتاری طبیعی برای رسانه های وابسته به شاه به شمار می آمد.

به هرحال با انتشار مجدد روزنامه های به اصطلاح اعتصابی از 16 دی ماه 1357 ، آنها به صورت یکی از منابع مهم خبری مردم از وقایع روز ، درآمدند و بسیاری برای کسب اطلاع از آخرین اخبار به سوی خرید روزنامه کشیده شدند. از همین رو درکنار صف های نفت و بنزین در آن روزها ، صفی هم  برای خرید روزنامه به وجود آمد. بسیاری از علاقمندان در آن ایام تقریبا از نخستین ساعات بعد از 12 ظهر به طرف کیوسکهای مطبوعاتی حرکت می کردند و جلوی این مراکز توزیع نشریات ، صف تشکیل می دادند تا ساعات حدود 3 و 4 بعد از ظهرکه روزنامه ها از چاپخانه و مکان های اصلی توزیع می رسیدند.

اما موضوع عجیبی در محتوا و مطالب این روزنامه ها پدید آمده بود . به این معنی که روزنامه های یاد شده ، در این دو ماه اعتصاب ، ناگهان از مجیز گویی رژیم شاه و دربار و کارگزاران استعمار و امپریالیسم ، تبدیل شده بودند به هواخواه دو آتشه گروههای چپ و مارکسیست و ملی گرا و التقاطی و خلاصه هر گروه و گروهک و حزب و دسته ای که با نهضت امام خمینی (ره) زاویه داشت ولی البته به مصلحت زمانه، نیات اصلی خود را پشت تابلوی نهضت امام پنهان ساخته بود.

از همین رو به یکباره مقالات و گزارشات و تصاویر اعضاء و کشته شدگان گروهک های مختلف مارکسیست و التقاطی تمامی صفحات این روزنامه ها و مجلات را پرکرد . ملی گراهایی که تا دیروز در گوشه عافیت خفته و با اوج گرفتن نهضت از لانه هایشان بیرون خزیده بودند، در صفحات این مطبوعات و روزنامه ها بدل به مبارزان نستوه و پیشرو انقلاب گردیدند که اساسا گویا تمامی راهپیمایی ها و اعتصابات و تظاهرات را آنها هدایت می کردند!

ولی در میان خیل این خبرها و گزارش ها،  تقریبا هیچ گونه خبر یا گزارشی از شهیدان روحانی نهضت نظیر آیت الله سعیدی ، شهید غفاری یا مدرس و مبارزان مسلمانی نظیر محمد بخارایی به چشم نمی خورد . همچنین مقاله و یا مطلبی درباره گروهها و انقلابیون مسلمان پیرو امام خمینی(ره) که در آن زمان نبض و  محور اساسی مبارزه و نهضت را در دست داشته و در صف مقدم انقلاب با کمترین تبلیغ  و شعار، فداکاری و جانبازی می کردند، به چشم نمی خورد. این روند رهبری سازی کاذب در واقع از همان زمان که مطبوعات یاد شده  به اصطلاح از اعتصاب دو ماهه خود بیرون آمدند،  تقریبا به طور سیستماتیکی در روزنامه های اصلی  و پرتیراژ آن ایام  یعنی "کیهان" ، " اطلاعات" و "آیندگان" به چشم  می خورد.

در صفحه نخست اولین شماره منتشره روزنامه کیهان (پس از تعطیلی موقت مطبوعات) به تاریخ 16 دی ماه 1357 ، دعوت جبهه ملی ایران را برای اعتصاب عمومی و عزای ملی 17 دی ماه ملاحظه می کنیم و در صفحه های میانی آن  گزارش نسبتا مفصلی از مبارزات دو ماه گذشته و بخصوص راهپیمایی های تاسوعا و عاشورا درج شده که با عکسی از کریم سنجابی و دوستانش در جلوی صفوف راه پیمایان همراه گشته بود. به طوری که به خوانندگان این روزنامه القا می شد آنها (یعنی رهبران جبهه ملی)  سرنخ همه مبارزات را در دست داشته اند. در گزارش یاد شده به طور تحریف آمیزی برپایی راهپیمایی های تاسوعا و عاشورای 1357 و دعوت مردم برای شرکت در آنها  به "جبهه ملی ایران" نسبت داده شده است. در حالی که به شهادت اسناد و مدارک موجود ، راهپیمایی های فوق و دیگر راهپیمایی و اعتصابات روزهای اوج انقلاب در سال 57 با اطلاعیه های  رسمی جامعه روحانیت مبارز انجام می گرفت و این موضوع حتی در گزارش ها و اسناد ساواک هم مشهود است.

متاسفانه روزنامه های آن ایام به طرز عناد آمیزی سعی داشتند نقش و حضور  "هدایت روحانیت" را از صحنه مبارزات مردم و براندازی رژیم پهلوی حذف کرده و به جای آن گزینه دلخواه خود ، یعنی ملی گراها و گروههای چپ و راست آمریکایی را قرار دهند. سندی از اسناد لانه جاسوسی آمریکا نشانگر ریشه های شکل گیری این نوع سیاست  در روزنامه ها و مطبوعاتی است به طور رسمی به کارگزاران رژیم اسراییل بدل شده بودند. سند یاد شده در جلد سیزدهم مجموعه منتشره اسناد لانه جاسوسی  به چاپ رسیده است.

در بخشی از این سند که گزارشی از دیدار سفیر آمریکا با سناتور مصباح زاده (صاحب امتیاز موسسه مطبوعاتی کیهان در سالهای پیش از انقلاب) است و برای وزارت امور خارجه آمریکا ارسال شده ، چنین آمده:

"...سناتور مصباح زاده به هنگام بحث درباره ضعف سیاسی جبهه ملی گفت ، در صورتی که از او خواسته شود ، کیهان می تواند در عرض چند هفته از رهبران جبهه ملی ، قهرمان ملی بسازد..."

سفیر آمریکا در ادامه این گزارش می افزاید :

"...به مدد روزنامه کیهان اقداماتی در دست است تا از طریق دستکاری در افکار عمومی ، جبهه ملی بتواند با زیرکی ، رهبری مخالفان را از دست خمینی بیرون آورد ..."

قابل ذکر است که پس از پایان اعتصاب مطبوعات در 16 دی ماه 1357 ، ناگهان و در کمال شگفتی ، سناتور مصباح زاده ، صاحب امتیاز موسسه کیهان ، یکی از اعضای شاخه مخفی حزب توده به نام  رحمان هاتفی  را به سردبیری روزنامه کیهان منصوب کرد  و از آن به بعد بود که روزنامه کیهان به تبلیغ و پروپاگاندا برای جبهه ملی ، حزب توده و نیروهای چپ آمریکایی پرداخت تا مسیر مبارزه ملت به رهبری امام  را در محاق ببرد.

احسان طبری درکتاب"کژراهه"که به خاطرات او اختصاص دارد ، انتصاب رحمان هاتفی به سردبیری کیهان راعملی مشکوک وهدفدار نامیده است. رحمان هاتفی در دوران پیروزی انقلاب به عضویت کمیته مرکزی حزب توده درآمد و پس از دستگیری رهبران حزب توده مشخص گردید که سرپرست و مسئول و سازمان دهنده "سازمان نوید" –تشکیلات مخفی حزب توده در ایران- بوده است.