مستغاثی دات کام

 
زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88 –بخش پنجم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩
 

بخش هایی از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به پس زمینه های تاریخی و تئوریک گفتمانی می پرداخت که اگرچه سابقه ای به طول دو قرن در تاریخ معاصر این سرزمین دارد ولی امروز در جریانی موسوم به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 تبلور یافته که دیگر امروز همچون دملی چرکین ، جامعه فرهنگی و انسانی ما را رنج می دهد. از آنجا که فارغ از طراحی ها و حمایت های سرویبس های امنیتی و جاسوسی غرب ، اساس این جریان را به خصوص در بخش داخلی آن ، انحرافی  فکری تشکیل می دهد ، بی مناسبت نیست که متن راوی و نریشن قسمت هایی از مجموعه فوق در این وبلاگ انتشار یابد. با این توضیح که متن یاد شده با اظهار نظر کارشناسان و اساتید حاضر در مجموعه و همچنین مقادیر متنابهی از اسناد و تصاویر و فیلم های مربوطه کامل می شود.

مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" توسط سعید مستغاثی نوشته وکارگردانی شده بود و به تهیه کنندگی رضا جعفریان در 26 قسمت از 13 آذرماه تا  12 بهمن سال جاری از شبکه خبر سیما پخش شد و هم اینک نیز در ساعت

 ۴۵/١٩ هر شب از این شبکه تکرار می شود. 

کنترل افکار عمومی

 

در طول تاریخ معاصر ، مطبوعات و حیطه نشریات از جمله مهمترین ابزاری بوده و هست که همواره کانون ها و محافل صهیونیستی برای فریب و تحمیق توده های مردم به خصوص قشر به اصطلاح نخبه و شبه روشنفکر مورد سوء استفاده قرار داده اند. آنها خود در پروتکل شماره 7 از متن معروف به پروتکل های زعمای صهیون می نویسند:

"... ما باید حکومت‏های"گوییم"( غیر یهود) را وادار کنیم تا از برنامه‏های مورد نظر ما که هم اکنون‏ در مرحله نهایی است، پیروی کنند. ابزار این کار جلب افکار عمومی است. در این زمینه‏ دست‏های پنهانی ما در جریان است و رهبری افکار عمومی را به وسیله نیروی بزرگ‏ خویش یعنی مطبوعات در دست داریم. مطبوعاتی که جز تعدادی اندک از آنان پاسخگوی خواست‏های ما هستند..."

در ایران نیز از همان زمانی که قرار شد تا فرهنگ و تجدد وارداتی را به مردم این سرزمین تحمیل نمایند ، مطبوعات مورد توجه قرار گرفت. یعنی از روزگاری که برای رسوخ سازمان های فراماسونری ، نخستین مسافران ، راهی دیار فرنگ شدند که در میان اولین گروه از آنها ، فردی به نام میرزا صالح شیرازی قرار داشت که براساس اسناد و شواهد موجود  از اولین پایه گذاران تشکیلات فراماسونری در  ایران به شمار می آید. انتشار نخستین روزنامه به زبان فارسی در ایران که در سال 1253 بدون نام چاپ می شد ولی به "کاغذ اخبار" شهرت یافت ، به میرزا صالح شیرازی نسبت داده شده است.

دکتر عبدالهادی حائری در کتاب "نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب"در مورد میرزا صالح شیرازی می نویسد:

"...وی در پهنه عمل در چارچوب سیاست های قاجاران که چندان هم از حوزه سیاست های استعمارگرانه قدرت های اروپایی به دور نبوده ، گام برمی داشته است. هنگامی که میرزا صالح در لندن به سر می برد ، همانند ایلچی به حلقه فراماسونی انگلیس پیوست...این همان عالیجاه میرزا صالح بود که به عنوان کارگزار دولت ایران ، یک آگهی ... در یکی از روزنامه های لندن چاپ کرد و انگلیسیان و دیگر کشورهای اروپایی را به سرمایه گذاری و مهاجر نشینی در ایران خواند..."

می توان گفت میرزا صالح شیرازی همان شیفتگی را نسبت به تجدد غربی و پیشرفت های جامعه اروپایی داشت که امروز شبه روشنفکران ما دچارش هستند و روی دیگر آن تجدد وارداتی ، یعنی خوی استعماری و جهان خوارگی را نادیده می گیرند. دکتر حائری آن شیفتگی غربی و این چشم پوشی استعماری را ناشی از وابستگی های صالح شیرازی به فراماسونری می داند.  اما شبه روشنفکران امروز ما چه نسبتی با سازمان ها یا اندیشه ماسونی دارند؟

مطبوعاتی که پایه گذارش امثال میرزا صالح شیرازی فراماسون بودند ، فقط منحصر شدند به نشر افکار و آرایی که همان شیفتگی و سرسپردگی نسبت به غرب را ترویج می کرد. مطبوعات و روزنامه هایی که اغلب تحت نظر عوامل تشکیلات فراماسونری در ایران ، تهیه و چاپ می شدند ؛ از نشریه "تربیت" به سردبیری محمد علی فروغی گرفته تا روزنامه "مریخ " میرزا حسین خان سپهسالار  و تا روزنامه "قانون"  میرزا ملکم خان ...

اگرچه در تاریخ مطبوعات و روزنامه نگاری این ملک در همان دوران اولیه ، بودند نشریات و روزنامه هایی که به دور از القائات استعماری در صدد آگاهی بخشی و عزت و اعتلای ایران بودند ، مانند "وقایع اتفاقیه" در زمان امیرکبیر و یا نشریه ای که شیخ فضل الله نوری تحت عنوان لوایح به هنگام تحصن در حرم مطهر شاه عبدالعظیم در 19 شماره منتشر کرد.

امروز بسیاری از مورخین و کارشناسان تاریخ برای باورند که ماموریت اصلی مجموعه روزنامه هایی که توسط انجمن ها و عناصر وابسته به فراماسونری انتشار می یافت ، تئوریزه نمودن همان ماموریت تشکیلات صهیونیستی ماسون ها برای اسلام زدایی و مسخ هویت ایرانی و ایجاد خودباختگی و غرب زدگی در میان ایرانیان بود که نهایتا به قضیه مشروطیت و پس از آن دیکتاتوری به اصطلاح منور رضاخانی کشیده شد که مملکت را دربست در اختیار بیگانگان قرار داد تا نقشه های دیرین آنها را برای تبدیل سرزمین ایران به یک اسراییل دوم را عملی سازند.

کانون های صهیونیستی در جریان نهضت موسوم به ملی شدن صنعت نفت و پس از آن درکودتای 28 مرداد 1332 نیز بیشترین بهره را از مطبوعات وابسته بردند. در واقع در آن سالهای اواخر دهه 1320 و اوایل دهه 1330 هجری شمسی، و در غیبت رسانه های فراگیری مانند تلویزیون و همچنین محدود بودن رادیو ، این مطبوعات وابسته بودند که اذهان مردم را برای اهداف کانون های یاد شده ، آماده می ساختند. امروزه اسناد افشاء شده و همچنین خاطرات انتشار یافته برخی از عوامل اطلاعاتی و امنیتی موثر در فضای سیاسی آن سالها ( مانند ارتشبد فردوست) و همچنین مکتوبات محققین و پژوهشگران معتبر خارجی همچون مارک گازیوروسکی و استیون کینزر ، حاکی از آن است ، شبکه ای مطبوعاتی  تحت عنوان "بدامن" (BEDAMN) که توسط شاپور ریپورتر و اسدالله علم  سازمان یافته بود ، در جریان سالهای منتهی به کودتای 28 مرداد ، با اجرای سیستماتیک برنامه های تبلیغاتی ، از طریق بی اعتماد سازی نسبت به مخالفان سلطه آمریکا و انگلیس و همچنین مثبت نمایاندن خصوصیات امپریالیسم غرب ، اذهان مردم را برای کودتا آماده ساختند.

بررسی فعالیت های شبکه شاپور ریپورتر – اسدالله علم در این دوران نشان می دهد که عملیات "بدامن" بر دو محور متمرکز بود : اول ؛ عملیات نفوذی – سیاسی و دوم ؛ عملیات تبلیغی – فرهنگی. در شبکه تبلیغاتی – فرهنگی بدامن ، جمع کثیری ازروزنامه نگاران وبه اصطلاح روشنفکران آن زمان حضورداشتندکه اغلب مطبوعات آن روز را می گرداندند. افرادی مانند نصرت الله معینیان ، علی جواهر کلام ، عباس شاهنده ، جعفر شاهید ، مصطفی مصباح زاده ، عباس مسعودی ، هادی هدایتی ، علی اصغر امیرانی ، مهدی میراشرافی ، رسول پرویزی و ...

با تثبیت نظامی – امنیتی رژیم شاه در سال 1337 ، امیرعباس هویدا که در همان سال به ایران آمده و در شرکت ملی نفت ایران (در واقع مرکز اصلی کنسرسیوم نفتی ) به عنوان عضو هیئت مدیره و معاونت مدیرعامل مستقر شده بود ، اقدام به انتشار نشریات و مطبوعاتی کرد تا اهداف به اصطلاح مدرنیته کردن ایران در آنها تشریح شود . در این نشریات جمعی از روشنفکرنمایان همیشگی هم وی را همراهی می کردند. او که با ورود به شرکت نفت ، رسما به عضویت لژ فراماسونری درآمده بود ، سعی می کرد در این نشریات ، حضور نظامی و نفتی آمریکا را در ادامه کودتای 28 مرداد 1332 توجیه نماید . این دسته از روزنامه نگاران که اکثرا در سالهای پس از پیروزی انقلاب دم از آزادی خواهی و دمکراسی زده و می زنند ، در فشار و دیکتاتوری دوران پس از 28 مرداد 1332 و دولت کودتایی سپهبد زاهدی و همچنین در شرایط سرکوب و اختناق فرمانداری نظامی تیمور بختیار و سازمان اطلاعات و امنیت انتشار یافتند و در کمال خوشنودی و سپاس و صمیمیت از امتیازات و مواهب و تسهیلاتی که رژیم شاه در اختیارشان می گذاشت ، استفاده کردند.

از طرف دیگر در سالهای بعد بسیاری از همین نشریات و مطبوعات رسما به خدمت کانون های صهیونیستی درآمده و در جهت اهداف ضد اسلامی – ایرانی آنها ، فضای آلوده ای در کشور ایجاد نمودند.  مئیر عزری نخستین سفیر اسراییل در ایران در بخش سیزدهم از جلد اول کتاب خاطرات خود تحت عنوان "یادنامه" ، حدود 9 صفحه را به همین دسته از روزنامه ها و روزنامه نگاران اختصاص می دهد که چگونه با فراخوان عزری ، نوکر بی جیره و مواجب صهیونیسم جهانی شدند و در نشریات خود به همه گونه تمجید و تجلیل از رژیم صهیونیستی دست زدند. مئیر عزری می نویسد : "...در سایه همین بینش بود که کوشیدم نویسندگان ، سردبیران و دست اندرکاران رسانه های همگانی را به اسراییل فرا خوانم... پیوندهای دوستانه با کیا ، بختیار ، علوی مقدم ،...( از سران ارتش شاه) هریک توانست به گونه ای مرا در نزدیک شدن به رسانه های گوناگون یاری دهد تا بتوانم برخی از آنان را با خواسته های دوستانه اسراییل آشنا سازم..."

عزری در خاطراتش نام  روزنامه ها و نشریاتی همچون فرمان ، تهران مصور ، اطلاعات ، تهران اکونومیست ، یغما ، سپید  و سیاه ، صبح امروز ، فردوسی ، اراده آذربایجان ، پیغام امروز ، ایران ما را به طور علنی می برد که گردانندگان و سردبیران و برخی نویسندگانشان به اسراییل رفتند و پس از بازگشت در مدح رژیم صهیونیستی مطالب مختلفی نوشتند. ضمن اینکه براساس اسناد ساواک ، داریوش همایون(وزیر اطلاعات و جهانگردی شاه)  نیز با سرمایه و کمک های مالی اسراییل و حضور افرادی همچون شائول بخاش و همسرش هاله اسفندیاری (که در سالهای اخیر نیز در پروژه انقلاب مخملی بنیاد صهیونیستی سوروس علیه ایران وارد عمل شده بود) روزنامه آیندگان را برای تبلیغ و دفاع از اهداف و اغراض رژیم صهیونیستی تاسیس کرد.

این در حالی است که علیرغم وابستگی شدید مطبوعات دوران پهلوی اول و دوم به کانون های صهیونی  اما در برخی از مقاطع تاریخی مانند 15 خرداد 1342 و قیام مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی ( ره) یا اوایل دهه 50 و برگزاری جشن های منحوس شاهنشاهی ، به دلائل ظاهرا امنیتی ، بسیاری از همین مطبوعات وابسته توسط رژیم شاه تعطیل شدند که البته در آن زمان هیچ یک از سازمان های به اصطلاح حقوق بشری به این تعطیلی فله ای مطبوعات اعتراضی نکردند.