مستغاثی دات کام

 
زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88 –بخش دوم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

 

بخش هایی از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به پس زمینه های تاریخی و تئوریک گفتمانی می پرداخت که اگرچه سابقه ای به طول دو قرن در تاریخ معاصر این سرزمین دارد ولی امروز در جریانی موسوم به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 تبلور یافته که دیگر امروز همچون دملی چرکین ، جامعه فرهنگی و انسانی ما را رنج می دهد. از آنجا که فارغ از طراحی ها و حمایت های سرویبس های امنیتی و جاسوسی غرب ، اساس این جریان را به خصوص در بخش داخلی آن ، انحرافی  فکری تشکیل می دهد ، بی مناسبت نیست که متن راوی و نریشن قسمت هایی از مجموعه فوق در این وبلاگ انتشار یابد. با این توضیح که متن یاد شده با اظهار نظر کارشناسان و اساتید حاضر در مجموعه و همچنین مقادیر متنابهی از اسناد و تصاویر و فیلم های مربوطه کامل می شود.

مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" توسط سعید مستغاثی نوشته وکارگردانی شده بود و به تهیه کنندگی رضا جعفریان در 26 قسمت از 13 آذرماه تا  12 بهمن سال جاری از شبکه خبر سیما پخش شد.

 جنگ علمی CIA

 

 

در اولین سال های پس از جنگ دوم جهانی ، برنامه ریزی فرهنگی غرب صلیبی/صهیونی پیروز در جنگ که اینک با آرایش جدیدی سعی در تسخیر جهان داشت ، توسط سی دی جکسون ، مشاور مخصوص ژنرال آیزنهاور در امور جنگ روانی که یکی از کارآمدترین برنامه ریزان مخفی ایالات متحده به شمار می رفت ، آغاز شد.

امپراتوری جهانی صهیونیسم به سرکردگی آمریکا اینک برای ایجاد جنگ روانی علیه دشمنانش ، به طرح و برنامه جامع و مدونی نیاز داشت که در راستای نیل به هدف "پیروزی بدون درگیری در جنگ جهانی سوم " تنظیم گردیده باشد. آیزنهاور در کنفرانسی مطبوعاتی تشریح کرد که :

"... ما به هیچ وجه قصد نداریم که در جنگ سرد ، از طریق فشار و اعمال زور بر قلمرو یا ناحیه ای مسلط گردیم . هدف ما به مراتب عمیق تر ، فراگیرتر و کامل تر است. ما در تلاشیم تا جهان را از راههای مسالمت آمیز ، از آن خود گردانیم...ابزارهایی که برای گسترش این واقعیت استفاده می کنیم ، به ابزارهای روانی مشهورند. اما از لحاظ این که این کلمه چه کاری قادر است انجام دهد ، هیچ نگرانی به خود راه ندهید. جنگ روانی در واقع اذهان و اراده های افراد را مورد هدف قرار می دهد..."

برای تحقق این امر بود که در چهارم آوریل 1951 ، فرمان سری تاسیس شورای برنامه ریزی روانی(PSB) توسط رییس جمهور ترومن امضاء شد تا سیاست مدونی برای جنگ روانی مذکور پی گرفته شود. اصول ایدئولوژیک و اعتقادی شورای برنامه ریزی روانی(PSB) اولین بار در گزارشی با عنوان (2/33-PSBD) مطرح شد. با وجود آن که ، گزارش فوق هنوز هم محرمانه است اما گوشه هایی از آن را می توان در یادداشت مفصل چارلز برتون مارشال ( از اعضای عالیرتبه شورای برنامه ریزی روانی ) که نگران وضعیت دشوار بود ، یافت.

مارشال در یادداشت خود می نویسد :"...این گزارش ، سیاست همسان سازی را جانشین اصل تقابل و تضاد کرده است. این گزارش سیستمی خاص که نوعی از عقیده و ساختار اجتماعی را توجیه می کند ، به عنوان اصلی اعتقادی پذیرفته است...این گزارش سعی کرده تا سیستمی را به تصویر بکشد که براساس مبانی علمی و برنامه ریزی شده ، شیوه زندگی آمریکایی را القاء می نماید..."

گزارش فوق حرکتی روشنفکرانه و بلند مدت را پیش بینی می کرد که زاییده سعی و تلاش بسیار بود . حرکتی که نه تنها مبارزه با اهداف و برنامه ریزی های ضد آمریکایی را در دستور کار خود قرار داده بود ، بلکه به نوشته چارلز برتون مارشال در تلاش بود تا با ایجاد فضایی روشنفکرانه ، الگوهای اعتقادی رایج را به کلی نابود سازد.

جیمز برنهام،متفکر آمریکایی در کتاب خود تحت عنوان "پیروان ماکیاولی"،همین دستورالعمل گزارش (2/33-PSBD) را با نام "خط مشی نخبگان" آورده است و برخی براین اعتقاد هستند که اساسا نظریه پرداز گزارش فوق ، شخص برنهام بوده است. نظریه "گروه نخبه روشنفکران" که زیربنای اصل اعتقادی و ایدئولوژیکی شورای برنامه ریزی روانی را تشکیل می داد به نوشته دونالد جیمسون یکی از ماموران بلندپایه CIA : "...در واقع برای مشتکل ساختن افرادی بود که با به کارگیری قدرت فکر و استدلال خویش ، همواره بر تمامی اعمال دولت ایالات متحده ، چه صحیح و چه غلط ، صحه بگذارند..."

فریفتن افکار عمومی از طریق به اصطلاح نخبگان روشنفکر که زیر نظر شورای برنامه ریزی روانی آمریکا سازماندهی شده بودند ، بخشی از طرح جنگ سرد کانون های پنهان صهیونی برای یکسان سازی اذهان و در نهایت زمینه سازی حکومت جهانی به شمار می آمدکه اینک نامش را نظم نوین جهانی نهاده بودند. ریموند آلن رییس شورای برنامه ریزی روانی ، طی بیانیه ای محکم خاطرنشان کرد که :

"اصول و آرمان های ایالات متحده آمریکا ، میراث همه انسان های کره زمین به حساب می آید."

از ماه مه 1952 ، شورای برنامه ریزی روانی به صورت رسمی ، نظارت بر پروژه جنگ روانی سازمان CIA را برعهده گرفت و به نوشته فرانسیس ساندرس در کتاب "جنگ سرد فرهنگی" ، پیشگامان تفکر و اندیشه در خارج از آمریکا اعم از روزنامه نگار ، هنرمند ، استاد دانشگاه و دانشمند را در قالب فعالیت های علمی اعم از سمینار ، گردهمایی ، چاپ و نشر کتاب،مجلات علمی،کتابخانه ها ومبادله افکار و اطلاعات به کار گرفت تا باورها و ایدئولوژی های ضد امپریالیستی و ضد لیبرال سرمایه داری را مورد تهاجم قرار داده و تفکرات اومانیستی و سکولاریستی را از طریق مراکز دانشگاهی و علمی به جامعه تزریق نمایند.

در همین مسیر بود که به نوشته فرانسیس ساندرس در کتاب جنگ سرد فرهنگی،تا اواسط دهه 60 میلادی،کورد مه یر، رییس بخش عملیات بین المللی CIA ، مباهات می کرد که می تواند مفسران  و پژوهشگران هر دانشکده ای را به خدمت بگیرد. شدت این مزدور گیری دانشگاهی به حدی بود که در همان زمان یکی از مقامات وزارت امور خارجه آمریکا اظهار داشت که :

 "در سازمان CIA در هر اینچ مربع ، بارها بیش از هرجای دیگری ، روشنفکران لیبرال حضور دارند..."

اگرچه پیش از این نیز ، جامعه دانشگاهی آمریکا از طریق یک رشته پیوندی با نام رمز منبع P به جیمز جیسوس انگلتون ، رییس مشهور ضداطلاعات CIA وصل بود اما با جانشینی کورد مه یر ، اساتید با نفوذ متعددی از دانشگاههای مختلف مانند کلمبیا ، هاروارد ، ییل ، الیوت میشیگان ، آیووا ، کنیون و ...جذب بخش های اطلاعاتی سازمان CIA شدند که طیف گسترده تری از اعضای موسسات آموزش عالی آمریکا را جذب خود نمودند. علاوه براینکه کوردمه یر با استخدام جان تامپسون ، بیش از یک دهه موسسه فارفیلد را تحت قرارداد CIA به خدمت گرفت و از این طریق   بودجه های فراوانی را برای عملیات روانی این سازمان در اختیار دانشگاههای معتبری همچون استنفورد ، نیویورک ، کلمبیا و هاروارد قرار داد.