مستغاثی دات کام

 
متن قسمت اول مجموعه مستند "آب در هاون" – بخش دوم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩
 

 

 

طوفان در جزیره ثبات

 

 

با روی کارآمدن جیمی کارتر در سال 1976 (1355) اگرچه از سوی دولت آمریکا برای التیام زخم تحقیرهایی که ملت آمریکا بابت شکست در ویتنام تحمل کرده بود یا کارنامه سیاهی که به خاطر حمایت از دیکتاتورهایی مانند پینوشه برای آمریکا برجای مانده بود ، سیاست حقوق بشر اعلام شد ولی این سیاست نیز (علیرغم اینکه بنابر گزارشات سازمان حقوق بشر سازمان ملل ، ایران شاهنشاهی بدترین نمونه در زمینه اعمال شکنجه و سرکوب محسوب شده بود) به عقیده رییس جمهور آمریکا مشکلی در حفظ و تحکیم روابط بین دو کشور ایجاد نمی کرد. به عبارت دیگر دولت کارتر قصد نداشت از سیاست حقوق بشر به عنوان یک سلاح ایدئولوژیک بهره برداری کند و منافع امنیتی ایالات متحده را در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس در معرض مخاطره قرار دهد.

سایروس ونس ، وزیر امور خارجه کارتر در این باب در کتاب "انتخاب دشوار ، سالهای بحران در سیاست آمریکا" می نویسد :"...منافع ملی ما ایجاب می کرد از شاه پشتیبانی کنیم تا او بتواند به نقش سازنده اش در منطقه ادامه دهد. شاه کمک های اقتصادی مهمی به کشورهای منطقه کرده بود ، همچنین اقدامات او در کاستن تنش های جنوب غربی آسیا ، ثمر بخش بود. نیروهای نظامی ایران در شکست شورشیان عمان ، که از کمک های عناصر چپ منطقه بهره می بردند ، پادشاه عمان را یاری کرده بود ، مهمتر از همه ، ایران یکی از صادرکنندگان مورد اطمینان نفت به غرب و متحدین ما در "ناتو" و نیز ژاپن بود. شاه در سال 1973 از پیوستن به کشورهای عرب در تحریم نفت به ما ، امتناع کرد. هرچند در همان موقع به خاطر کسب درآمد بیشتر برای خرید تسحیلات نظامی و اجرای برنامه های صنعتی از بالابردن بهای نفت به وسیله اوپک جانبداری نمود، از سوی دیگر ، بین سیاست های شاه و منافع اساسی ما در منطقه همسویی قابل توجهی برقرار بود..."

کارتر برای اطمینان شاه از حمایت های بی شائبه دولتش ، 3 ماه پس از آغاز زمامداری اش ، وزیر امور خارجه آمریکا را به تهران فرستاد و برتعهدات آمریکا مبنی بر تامین سلاح های ارتش و پلیس ایران تاکید نمود. پس از بازگشت ونس به واشینگتن ، کارتر تصمیم موسوم به شماره 13 درباره صدور اسلحه به ایران را هموار کرد.

6 ماه بعد در نوامبر 1977 (آبان 1356) به دعوت رسمی جیمی کارتر ، شاه از آمریکا بازدید کرد و با اطمینان بیشتر از حمایت کارتر از حکومتش ، به ایران بازگشت. شش هفته پس از این سفر ، کارتر ضمن بازدید از چند کشور در اروپا و آسیا ، شب سال نو مسیحی یعنی اول ژانویه 1978 (دی ماه 1356)  را میهمان شاه ایران در کاخ نیاوران بود. این مسافرت در شرایطی اتفاق می افتاد که با شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی ، نهضت اسلامی مردم ایران وارد مرحله تازه ای شده بود و سیل اعتراضات مردمی علیه رژیم جنایتکار و سفاک پهلوی گسترش یافته بود. در این مسافرت رییس جمهور آمریکا با فروش نیروگاههای اتمی به ایران موافقت کرد و  شاه هم فهرستی از سلاح و تجهیزات مورد نیاز ارتش در 5 سال آینده را تسلیم کارتر کرد. از مهمترین موارد مذاکرات شاه و کارتر ، تعیین نقش محمد رضا در مذاکرات مصر و اردن با اسراییل بود که به دلیل دوستی شاه با انورالسادات و ملک حسین و همچنین روابط نزدیکش با اسراییل ، از نظر آمریکا نقشی استراتژیک محسوب می شد که البته کار خودش را در اواخر همان سال انجام داد و به سازش سادات با مناخیم بگین در کمپ دیوید انجامید .

اما آنچه در دیدار کارتر از ایران و ملاقات هایش با شاه بیش از هر مورد دیگر ، شگفتی جهانیان و ناظران بین المللی را برانگیخت ، ستایش و  تمجیدی بود که کارتر از شاه به عمل آورد و ایران شاهنشاهی را جزیره ثباتی در دل منطقه بحران زده خاورمیانه خواند.

کارتر گفت :"...ایران مرهون شایستگی شاه در رهبری کشور است ، زیرا توانسته است ایران را به صورت جزیره ثبات در یکی از پرآشوب ترین نقاط جهان درآورد. این تجلیلی است از شما اعلیحضرت و رهبری شما و احترام و ستایش و عشقی که ملت به شما دارد..."

کارتر پس از آن در حالی به علاقه شاه به مسئله حقوق بشر اشاره کرد که تقریبا سازمان ها و نهادهای مختلف حقوق بشری دنیا مانند کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و سازمان عفو بین الملل رژیم شاه را به لحاظ سرکوب و شکنجه مردم در ردیف اول لیست خود قرار داده بودند.کارتر ادامه داد:"...حقوق بشر موضوع مورد علاقه عمیق ملت های ما و رهبران دو کشور ما است... نظریات ما در مسائل مربوط به امنیت نظامی متقابل با هیچ کشوری به اندازه ایران نزدیک نیست و من نسبت به هیچ رهبری مانند شاه ، این همه احساس حق شناسی عمیق و دوستی صمیمانه ندارم..."

و این جملات به خوبی بیانگر آن بود که آنچه در زیر پوشش شعارهای حقوق بشری برای آمریکا و دولت جیمی کارتر اهمیت دارد ، همان "مسائل مربوط به امنیت نظامی" آمریکا و غرب است.

پی یر سالینجر ، روزنامه نگار و مورخ برجسته آمریکایی که در زمان جان اف کندی ، رییس دفتر مطبوعاتی وی بود ، در کتاب "آمریکا گروگان را حفظ می کند" به سال 1981 در وصف آن سخنرانی حمایت گرانه جیمی کارتر نوشت :

"...دیپلمات ها آمریکایی حاضر در آن ضیافت ، از سخنرانی کارتر شگفت زده شده بودند. آنها حق داشتند که از گفته های او حیرت کنند، زیرا جیمی کارتر ، در مبارزات انتخاباتی رییس جمهوری با صراحت به سیاست حقوق بشر ، تکیه کرده بود و ایران به دلیل نقض موارد متعدد حقوق بشر به وسیله عفو بین الملل محکوم شده بود. بر فرض که رییس جمهوری گزارش عفو بین الملل را تایید نمی کرد ، از گزارش های دیپلمات های آمریکا ، در مورد شکنجه ایرانیان مخالف شاه که به طور معمول رواج داشت ، آگاه بود..."

اما پس از این صحبت ها ، سالینجر علنا به مقصود و هدف کارتر از سیاست به اصطلاح حقوق بشری اعتراف می کند :"...من به نوبه خود از آن همه اغراق گویی کارتر در سخنانش شگفت زده شده بودم. این حیرت من ، به خاطر پشتیبانیش از شاه نبود. روزی که پرزیدنت ، سیاست حقوق بشر خود را اعلام کرد ، من براین باور بودم زمانی فراخواهد رسید که اجرای این سیاست با منافع ملی ما ، تعارض پیدا خواهد کرد. من با تجارب شخصی می دانستم هر زمان این تعارض روی دهد ، سیاست مزبور را ولو آنکه صادقانه عنوان کرده باشیم ، به خاطر منافع ملی مان ، کنار خواهیم گذاشت. بدین ترتیب ، سخنان شب 31 دسامبر کارتر ، تعارضی بود میان سیاست حقوق بشر و نیاز ایالات متحده آمریکا در حفظ متحد قدرتمندی در خاورمیانه و این متحد قدرتمند ، ایران بود..."

سالینجر در همان کتاب می افزاید:"... اهمیت ایران در طرح استراتژیک غرب نیز یک واقعیت انکار ناپذیر بود. برای ایالات متحده و متحدینش ، وجود ایران ...ضامن تامین نفت و نیز حافظ منافع غرب در خاورمیانه بود...گذشته از مسائل استراتژیکی و امنیتی ، موضوع داد و ستد بازرگانی در میان بود. ایران سالانه بالغ بر دو میلیارد دلار امتعه از آمریکا وارد می کرد. فروش تکنولوژی و نیروگاههای اتمی آمریکا به ایران ، طی 10 سال آینده متجاوز از 12 میلیارد دلار پیش بینی شده بود. از لحاظ موازنه پرداخت ها ، هیچ رییس جمهوری نمی توانست اهمیت روابط ایران با ایالات متحده آمریکا را نادیده بگیرد..."

لازم به ذکر است که طی سالهای 1973 تا 1977 (1352 تا 1357) دولت ایران حدود 20 میلیارد دلار سلاح و تجهیزات نظامی از آمریکا خرید.

 سخنان ستایش آمیز جیمی کارتر در شب اول ژانویه 1978 در کاخ نیاوران ، قوت قلب و چراغ سبزی به شاه بود تا باردیگر با پشتیبانی بی قید و شرط آمریکا ، سیاست فشار و سرکوبش را افزایش دهد و به خصوص علیه حضرت امام خمینی (ره) که رهبر اصلی مخالفان وی به شمار می آمد ، عقده هایش را باز کند. از همین رو بود که دقیقا یک هفته پس از سفر کارتر به ایران ، با انتشار مقاله موهنی علیه امام در رونامه اطلاعات ، ناقوس جنگ تازه ای با ایشان و هوادارانشان را به صدا درآورد که در واقع بزرگترین اشتباه تاریخی شاه در طول دوران سلطنتش به حساب آمده است.

داریوش همایون وزیر اطلاعات شاه در گفت و گویی که 10 سال پس از پیروزی انقلاب در برنامه ای تحت عنوان "داستان انقلاب" با رادیوی بی بی سی انجام داد در این باره گفت :"...فراموش نکنیم که آن مقاله ، 5-6 روز بعد از دیدار کارتر از تهران بود که منتشر شد. کارتر قوت قلبی به شاه داد که برایش قابل تصور نبود. خیلی از حدود متعارف دیپلماتیک تجاوز کرده بود و شاه احساس کرد که دیگر محلی برای نگرانی نیست و الان وقتش است که به مبارزه ای که آیت الله خمینی پیش کشیده و شروع کرده ، پاسخ بدهد..."

با انتشار مقاله موهن روزنامه اطلاعات علیه حضرت امام خمینی (ره) ، احساسات مردم شدیدا جریحه دار شد و در اولین کارزار ، قم در 19 دی ماه 1356 به پا خاست و در چهلم شهدای قم ، تبریز قیام کرد. و از آن پس در اربعین شهدای هر شهری ، شهری دیگر به جریان انقلاب پیوست و رژیم شاه تنها کاری که از دستش ساخته بود همان زبان گلوله بود و کشت و کشتار زن و مرد و کودک ...

و آنچه اینک پس از 30 سال برای ثبت در تاریخ بایستی گفت این است که در آن هنگامه خون و آتش و مقابله ملت با دشمنانش ، سیل نمایندگان و رهبران کشورهای استعماری از غرب و شرق به سوی ایران سرازیر بود تا در آن میدان حمایت خویش را از دشمنان ایران و ایرانی اعلام کنند. اول از همه این جنا ح های مختلف حکومت های آمریکا و انگلیس بودند که برای ابراز پشتیبانی از محمد رضا به ایران آمدند.فردریک مالی (وزیر دفاع انگلیس) در 4 فروردین 1357 به ایران آمد و رونالد ریگان (نامزد جمهوریخواه برای ریاست جمهوری آمریکا )  ششم اردیبهشت ، مهمان شاه بود. مارگارت تاچر (رییس حزب محافظه کار انگلیس) نیز دو روز بعد یعنی هشتم اردیبهشت در تهران بود. این در شرایطی بود که اعتراضات مردمی و تظاهرات خیابانی ، روز به روز شدت می گرفت و خواست ملت برای سرنگونی شاه افزون می شد.