مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۸٤
 

قابل توجه دوستداران و علاقمندان مجموعه فیلم های "هری پاتر"

 

تاملی در

 

آمار

 

و ارقام

 

هری پاتر

 

توجه خاص دوستان و برخی بازدید کنند گان وبلاگ "مستغاثی دات کام" و تعداد زیادی ای میل که دراین باره برایم رسید ،  باعث شد به این نتیجه برسم که گویا مطلب "هری پاتر به آخر راه می رسد!" تا حدودی سوءتفاهم برانگیز گردیده  و اینگونه برداشت شده که گویا بنده دشمن خونی هری پاتر و آثارش هستم. جهت رفع این سوءتفاهم ناچار شدم یادداشت زیر را همراه چند مورد آمار و ارقام در مورد سیر استقبال کمی و کیفی از مجموعه فیلم های هری پاتر تقدیمتان کنم که به قول معروف از روی هوا سخن نگفته باشیم و استدلال ها متکی به مستندات موجود باشد. حتما می دانید که وظیفه یک منتقد و نویسنده سینمایی درباره بازتاب های عمومی یک فیلم تنها مراجعه به دل و سلیقه خود نیست ، بلکه می بایست نگاهی هم به آمار و ارقام هم داشته باشد.

 

اول خیالتان را راحت کنم که صرف نظر از خوب یا بد بودن ، مفید یا مضر بودن ، بنده از اصل داستانهای هری پاتر خصوصا از پیچش ها و پازل های آن بسیار لذت برده ام و به نظرم در نوشتن آنها  نبوغ زیادی به خرج داده شده است . دلیلش هم لااقل برخودم کاملا روشن است که همیشه از قصه های خیال پردازانه و فانتزی خوشم آمده.

دوم اینکه حداقل در سطح یک تماشاگر حرفه ای سینما و کسی که سالهاست شغل و حرفه اش با فیلم و سینما گره خورده است ، براین نکته واقفم که قرار نیست یک فیلم اقتباسی مو به مو از روی کتاب برداشته و ساخته شود. در این مورد می توانید به مقالاتی که در فصلنامه فارابی و هفته نامه سینما و مجله دنیای تصویر درباره اقتباس در سینما نوشته ام ، مراجعه نمایید. شاید دهها فیلم بتوانم در لحظه برایتان مثال بزنم که برگردان های عالی از آثار ادبی بوده اند ولی تنها به درونمایه اثر وفادار مانده اند (مثل آثار کوروساوا) و یا برعکس مثل فیلم های "روبر برسون" مو به مو از یک اثر ادبی کپی کرده اند ولی در کمال شگفتی دغدغه های فکری و اندیشه های برسون را منتقل ساخته اند تا درونمایه مورد نظر نویسنده را.

اما مثال های زیادی هم از سینمای هالیوود دارم که با ادعای اقتباس ادبی نه به درونمایه اثر وفادار بوده اند و نه به کلیت آن . که این خاصیت سینمای تجاری و پرزرق و برق هالیوود است که بیش از هرچیز به خواست و اراده صاحبان کمپانی ها و سرمایه ها و رسانه ها وفادار است و این قصه امروز و دیروز نیست بلکه اساسا هالیوود با این نیت بنا شد که با شعار تنها سرگرمی ، به دومین صنعت پولساز آمریکا(بعد از صنایع تسلیحاتی) تبدیل شود که اینک در واقع با ادغام در رسانه های عظیم جهانی دیگر به تجارت اول آمریکا بدل شده است . و این فقط در مورد خانم رولینگ مصداق ندارد ، نویسندگان بسیار بزرگی که به قول معروف ،  خانم رولینگ به لحاظ ادبیات و شهرت ادبی انگشت کوچکشان هم محسوب نمی شود (مثل ارنست همینگوی) ناچار شدند سرانجام این تسلط پول و زرق و برق هالیوود را برآثارشان بپذیرند .

 اشکالی ندارد آنها هوش به خرج می دهند و سعی می کنند جیب هایشان را پرکنند و به مقاصد دیگرشان برسند ، لااقل ما هم کمی هوش به خرج دهیم و حداقل  دست و پا بسته و سر به زیر ، پول به جیب آنها نریزیم ولو شده یک سوال هم از خودمان بکنیم . باور کنید در این موارد روشنفکران آمریکایی که حداقل منافعی در کلیت این قضایا دارند بیش از روشنفکران و تیپ تحصیلکرده ما حساسیت به خرج می دهند و تبلیغات رسانه ها یشان را زیر علامت سوال می برند. چون براین نکته باور دارند که هرچیزی را توی بوق  رسانه ها رفت  و به قول خودشان با آن سعی کردند "مغز ها را بخورند" باید مورد شک و تردید قرار گیرد. بنابراین نباید تعجب کرد که یک منتقد و نویسنده هم (که هیچ منافعی نه در فروش هری پاتر دارد و نه در عدم فروش آن ) در این سوی دنیا همه این قضایا را با دیده تردید نگاه کند. چرا که می بیند بسیاری از باارزش ترین و حتی پرمخاطب ترین فیلم ها که از قابلیت های انکار ناپذیر سینمایی برخوردارند در آن سوی دنیا از سوی همین رسانه ها مورد کوچکترین عنایتی قرار نمی گیرند و حتی با آنها برخورد ناعادلانه صورت می گیرد و.... راه دور نرویم برخی از فیلم های فیلمسازان برجسته آمریکایی خود بازگوی فریب این رسانه های پرغوغا هستند و نیازی به گفتن نیست . فقط کافیست نگاهی به بعضی فیلم های "رابرت آلتمن" مانند :"لباس حاضری" یا آثار الیور استون مثل "قاتلین بالفطره" و یا فیلم های دیگری مانند "نمایش ترومن"(پیتر ویر) ،" اد تی وی " ، "سندرم چینی" ، "شبکه " و.... بیندازیم تا نگرش روشنفکرترین قشر هنرمند را در خود آمریکا در این باب ملاحظه نماییم .

 

اما سخنم را در روشن تر ساختن برخی موارد مطلب "هری پاتر به آخر راه می رسد!" با مستندات زیر همراه

می سازم:

جهت اطلاع دوستان باید گفت که فیلمسازان در هالیوود از درجات مشخصی برخوردارند و دراین بین کارگردان های صاحب سبک معلوم هستند . کارگردان صاحب سبک و یا به قول منتقدان فرانسوی "کایه دوسینما" مولف ،  کارگردانی است که در نوع ساختار و درونمایه آثارش تم روشن و واحدی را دنبال می نماید. این به آن  مفهوم نیست که کارگردان های دیگر مثل کریس کلمبوس بد هستند . خیر مقصود من هم این بود که تاکنون هیچ کارگردان صاحب سبکی (مانند "مارتین اسکورسیزی" ، "الیور استون"  و حتی "تیم برتن" که برای کودکان هم آثار مطرحی ساخته ) سراغ هری پاتر نرفته. کریس کلمبوس را در هالیوود فقط یک کارگردان "حرف گوش کن"و سرگرمی ساز می شناسند که به راحتی هرچه تهیه کننده می گوید را اجرا می کند و البته ممکن است در سیستم تهیه کننده سالار آمریکا مورد بدی هم نباشد اما به هرحال در کلیت سینما صاحب سبک به شمار

نمی آید.

انتخاب مایک نیوئل هم فقط به خاطر انگلیسی بودن وی نبوده (ما امروز فیلمسازان انگلیسی بسیار معتبری داریم که اتفاقا برای کودکان هم فیلم های قابل توجهی ساخته اند مانند "استیو دالدری" که "بیلی الیوت" را ساخت.) بلکه در درجه نخست همان "حرف گوش کنی" برای انتخاب او ملاک اول قرار داشته. قابل توجه اینکه متاسفانه مایک نیوئل از غیر معتبرترین فیلمسازان امروز به حساب می آید.

اما به چند آمار هم در مورد فروش کلی قسمت های قبلی هری پاتر توجه کنید:

1- قسمت اول هری پاتر یعنی "هری پاتر و سنگ جادو" با فروش بیش از 317 میلیون دلارو قرار گرقتن در مقام شانزدهم جدول فیلم های پرمخاطب تاریخ سینما ،  تاکنون پرفروش ترین قسمت این مجموعه در کشورهای آمریکای شمالی بوده است . این قسمت در جداول دیگر فروش مجموع  مثلا درکل جهان نیز با رقم بیشتر فروش ، از سایر قسمت ها پیش تر است. نکته جالب اینکه علیرغم همه سر و صداها و غوغاهای رسانه ای ، سه قسمت از فیلم های  "جنگ های ستاره ای"، دو قسمت از "ارباب حلقه ها" ، هر دو قسمت "اسپایدر من" و فیلم هایی همچون "در جستجوی نمو" و"فورست گامپ" و "پارک ژوراسیک" و حتی فیلم زجر دهنده "مصائب مسیح " از این پرفروش ترین "هری پاتر" جلوتر هستند!

2- قسمت دوم هری پاتر یعنی "هری پاتر و دالان اسرار" با فروش حدود 262 میلیون دلار در جای بیست و هشتم جدول پرفروش های تاریخ سینما قرار دارد . یعنی با 12 پله عقب تر نسبت به قسمت اول!!

3- قسمت سوم یعنی "هری پاتر و زندانی آزکابان" با فروش حدود 250 میلیون دلار در جای سی و پنجم یعنی هفت پله پایین تر از قسمت دوم است!!!

 

آیا این ارقام نشانگر این نیست که هرچه تولید قسمت های "هری پاتر" پیش تر رفته ، لااقل در سینما از مخاطب آن کاسته شده است؟

آیا اگر شما به جای تهیه کننده این مجموعه بودید ، و هر بار سرمایه بیشتری را خرج می کردید و بازده کمتری

می گرفتید ، در ادامه این تولیدات بازنگری نمی کردید؟

این در حالی است که سایر فیلم های دنباله دار (اگر دنباله هایی پیدا کرده اند) در قسمت های بعدی پرفروش تر شده اند و اگر غیر از این رخ داده ، در تولید ادامه آنها تجدید نظر به عمل آمده است.مثلا قسمت های دوم "ترمیناتور" و "مردان سیاهپوش" و "ماموریت :غیرممکن" و "ساعت شلوغی" و "داستان اسباب بازی" و "شرک" و "ارباب حلقه ها"(که اتفاقا قسمت سومش هم از قسمت دوم پرفروش تر شد) و "ایندیانا جونز" و... همگی از قسمت های اولشان پرفروش تر بودند. (اگرچه فیلم هایی هم بوده اند که در قسمت دوم شکست خورده و دیگر ادامه نیافتند و یا اگر ادامه یافتند برای آزمونی دیگر بوده است .)

 

در زمینه کیفی و دریافت جوایز :

 

1- قسمت اول هری پاتر یعنی "هری پاتر و سنگ جادو " در حدود 50 مورد در فستیوال های مختلف نامزد دریافت جایزه بوده است که از آن بین در 9 مورد برنده جایزه شده است که اغلب هم جوایز غیر معروفی هستند و مثلا هیچ جایزه اسکار یا گلدن گلوب و یا از جشنواره های معتبری مثل کن و ونیز و برلین در میان آنها نیست:

 

الف) جایزه بهترین موسیقی از جوایز فیلم و تلویزیون بی ام آی

ب) جایزه بوگی آلمان

ج)جایزه فیلم خانوادگی از بی اف سی آی

د)  بهترین انتخاب هنرپیشه از اتحادیه انتخاب کنندگان بازیگر

ه)بهترین طراحی لباس از انجمن طراحان لباس

و)بهترین کار هنری تکنیکی از فستیوال استاندارد بریتانیا

ز)بهترین فیلم خانوادگی از انجمن منتقدان لاس وگاس

ح)برجسته ترین استعداد جدید از جوایز ماهواره

ط) بهترین بازیگران جوان از جوایز هنرمندان جوان

 

2- قسمت دوم هر پاتر یعنی "هری پاتر و دالان اسرار" در حدود 32 مورد نامزد دریافت جایزه بوده  که شش مورد آن به برنده شدن انجامیده و البته همچنان هیج جایزه معتبری در میان آنها نیست !!

الف) رای کودکان از جوایز بافتا

ب) بهترین موسیقی از جوایز فیلم و تلویزیون بی ام آی

ج) بهترین موسیقی و فیلم خانوادگی از بی اف سی آی

د)بهترین بازیگر نقش مکمل بریتانیایی از دایره  منتقدان لندن

ه)بهترین فیلم خارجی زبان از گروه فیلم مینیچی

و)بهترین بازیگر جوان در نقش مکمل از انجمن منتقدان فونیکس

 

3- قسمت سوم هری پاتر یعنی "هری پاتر و زندانی آزکابان " در ۲۹ مورد نامزد دريافت جايزه بود که در ۶ مورد آن را کسب کرد که مهمترين آن جايزه کودکان بافتا بود.

 

به این ترتیب مجموعه فیلم های هری پاتر به لحاظ کیفی هم (که جوایز جهانی می تواند ملاک نسبتا قالب عنایتی باشد) فیلم به فیلم ، پس رفت داشته اند. در حالی که فی المثل مجموعه "ارباب حلقه ها" در هر قسمت که تولید شد ، نسبت به قبل  ، جوایز معتبر بیشتری را کسب کرد (این فیلم در همان قسمت اول هم تنها  4 جایزه اسکار گرفت ) و در قسمت سوم موفق به دریافت 11 جایزه اسکار شد ضمن اینکه بر جای دوم پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما هم تکیه زد.

 

اما نکته آخر هم درمورد وابستگی خانم جی کی رولینگ  به مافیای رسانه ای امروز آمریکا همین بس که در دو مورد اگر رسانه غول پیکر "تایم وارنر" و دلارهایش به کمک ایشان نمی آمد ، به اصطلاح کلک هری پاتر جی کی رولینگ در دادگاههای آمریکا و توسط کسانی که ادعای حقوق مولف بر اصل قصه را داشتند ، کنده شده بود:

1- در سال 2002 خانم جی کی رولینگ در دادگاه محلی شمال منطقه نیویورک توسط یک مولف پنسیلوانیایی به نام  نانسی استافر مورد اتهام قرار گرفت که ایده هری پاتر را از داستانی که وی در 1984 به نام "افسانه راه و موگل ها" نوشته ، برداشت کرده است. داستانی که حتی کاراکتری به نام "لاری پاتر" در آن نقش اصلی را داشته و دردنیای جادوگران می گذشته است. دلائل نانسی استافر و مستنداتش آنقدر محکم و کافی بود که برخی رسانه ها محکومیت خانم رولینگ را حتمی دانستند اما روزی که همه در انتظار برگ آخر استافر بودند ، پس از مذاکره نماینده "تایم وارنر" با او  ، ایشان گفت که هیچ دلیل محکمی ندارد و شکایتش را پس گرفت!!!

2- در سوم آوریل 2003 دیمیتری یمتس روسی که مدعی بود کتاب "ماهی دوگانه جادویی" اش را قبل از "هری پاتر و سنگ جادو" منتشر کرده است ، آن را مجددا در آلمان به چاپ رساند و مورد شکایت رسانه "تایم وارنر" قرار گرفت. داستان کتاب بسیار به قصه "سنگ جادو" شباهت داشت و حتی برخی کارشناسان حقوقی و ادبیات آن را به لحاظ ساختاری و محتوایی ، اریژینال تر از داستان خانم رولینگ می دانستند اما بازهم دلارهای "تایم وارنر(که صاحب رسانه ای کمپانی برادران وارنر هم هست) پیروز میدان شد و خانم رولینگ به کارش ادامه داد.

 

اما از بیان همه این دلائل ذکر شده ، این مقصود را ندارم که فیلم "هری پاتر و جام آتشین " فیلم بدی است. همانطور که گفتم شخصا از دیدن آن به عنوان یک اثر سرگرم کننده لذت بردم ، اما تمامی مقصودم از این شرح نسبتا مفصل این بود که با چشم بازتر و تحلیل واقع بینانه به تماشای آثار سینمایی بنشینیم و آنچنان شیفته و واله نشویم که همه هوش و گوشمان را در اختیار آن قرار دهیم . در تاریخ سینما از این دست آثار فراوان بوده است ، اشکال آنجاست که دوستان جوان آن آثار را ندیده اند یا نتوانسته اند ببینند وگرنه سینما مملو از آثار دوست داشتنی ، تماشایی و دلپذیر است که اگر با نگاه باز و غیر شیفته وار به آنها بنگریم ، بسیار در وسعت بینش و اندیشه یاریمان خواهد داد در حالی که برعکس و با یک دیدگاه محدود و متعصبانه ، جز تصاویری محض و بی ریشه عایدمان نخواهد شد.