مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۸٤
 

مراسم بزرگداشت مصطفی عقاد

 

صحنه ای از مراسم تشييع جنازه مصطفی عقاد در سوريه

 

خاتمی : مرگ عقاد یک تراژدی بود

 

 

امشب مراسمی برای بزرگداشت مصطفی عقاد ، فیلمساز فقید سوری الاصل در سینما فلسطین برپا بود. در ابتدا به نظر نمی رسید شخصیت های شناخته شده ای در این مراسم حضور یابند ، چون اولا چندان تبلیغی برایش صورت نگرفته بود و ثانیا در کنار جشنواره فیلم دفاع مقدس برگزار می شد و اغلب حاضرین در سینما فلسطین برای تماشای فیلم عازم طبقه سوم سینما و سالن های دو و سه آن بودند. عده معدودی در سالن انتظار برای گرامیداشت مصطفی عقاد گرد آمده بودند که آنها هم سرگرم خوش و بش با دوستان و رفقا و آشنایانی بودند که شاید پس از مدتها دیداری تازه کرده بودند.

اما وقتی که مراسم آغاز شد و هرچه که از آن می گذشت ، گویی مهمان های ناخوانده و آشنایی به آن جمع معدود اضافه می شد ؛ نادر طالب زاده  و محمد علی نجفی بودند  ، احمد رضا درویش آمد  و  احمد مسجد جامعی هم به جمع اضافه شد  ،  جعفری جلوه  معاون سينمايی و دکتر پورحسين مدير شبکه دو سيما هم حضور داشتند .... و بالاخره سید محمد خاتمی آن جمع را کامل کرد. احتمالا هیچکس از بودن و آمدن دیگری خبر نداشت گویی مرغ دل همه را به یک نوعی بدآنجا کشانده  بود . مرغی که از اعماق باورها و اعتقادات و عشق به آنها می آمد وگرنه در آن مجلس کم رونق( که شاید چند ردیفی از صندلی هایش پر نشده بودند)  ولی پرصفا خبری از دعوت های مرصعانه و فرش قرمز پهن کردن و تدارکات آنچنانی و هیاهوهای رسانه ای نبود که به هوایش طالبان را به سوی خود کشد. هرکس آمده بود شاید به همان هوای مرغ دل بود. مرغ دلی که به قول نوشته سیف الله داد (که توسط مجری مراسم علیرضا غفاری قرائت شد) وقتی در آن صحنه جنگ بدر فیلم "محمد رسول الله "(ص) شمشیر دو دم علی (ع) را در مقابل دوربین دیده بود  ، مجنون وار به پرواز درآمد و  هنگامی که در همان فیلم دید که چگونه سپاه اسلام درهای بسته کفر مکه را با رحمت ایمان پیامبرش می گشاید و به قول ابوسفیان :"از قلبها وارد می شود" ، از

 سینه ها کنده شد و گویی در همه عالم و تاریخ سیر کرد.

 

 

مراسم تشييع جنازه مصطفی عقاد در سوريه

 

بله ، همه آنهایی که به این مجلس بی ادعا آمده بودند از خبرنگار و عکاس و نویسنده گرفته تا فیلمساز و معاون وزیر و وزیر اسبق و حتی شخصیت محبوبی چون سید محمد خاتمی به هوای همان پرواز مرغ دل آمده بودند. اگرچه مجلس ، مجلس مصطفی عقاد بود ولی آنچه این فیلمساز فقید را چنین به دل ها نشانده که فقیر و وزیر و سفیر و وکیل را ناخوانده به مراسم بزرگداشتش کشاند ، همان تصاویری بود که عقاد برای اولین بار در تاریخ از عمیق ترین احساسات و باورهای دینی و مذهبی شان  به چشم ها نشانده بود .

سیف الله داد در همان پیامش گفته بود که فیلم "محمد رسول الله "(ص) مصطفی عقاد بسیاری از جوانان پرشور انقلابی مسلمان را در آن روزهای طوفانی اوایل پیروزی انقلاب به سوی سینما کشانید و به هنر هفتم  علاقمندشان ساخت که برخی آنها اینک از مطرح ترین سینماگران این دیار محسوب می شوند. از این جهت عقاد حق بزرگی بر سینمای نوین ایران دارد. شاید که خود سیف الله داد از همان جوانان آن روز بوده باشد که در کارنامه

فیلمسازی اش اثر باارزشی همچون "بازمانده" به چشم می خورد.

نادر طالب زاده مستند سازی که در چند سفر مصطفی عقاد به ایران همراهی اش کرده ، گفت که این لطف بزرگ خداوند در حق مصطفی عقاد بود که بدست وی فیلمی درباره اسلام و پیامبر گرامی اش ساخته شود که تاامروز نظیر نداشته و تاثیری عظیم برعالم اسلام گذارد آن هم از قلب هالیوود و با امکانات آنان ولی با سرمایه مسلمین. و برای عقاد براستی کم بود که با این توفیق عظیم الهی ، در بستر بمیرد . توفیق دیگر او این بود که بدست کسانی بمیرد که خود ادعای اسلام دارند و به این وسیله آنها را افشاء کرده و بازهم چهره واقعی اسلام را پاک نگه دارد.

اما تعبیر سید محمد خاتمی از مرگ مصطفی عقاد از همه شیوا تر بود . او گفت که مرگ عقاد یک تراژدی بود ، نه به خاطر خود مرگ که امری محتوم است و از آن گریزی نیست. بلکه به دلیل نوع مرگش. ترازدی مرگ او این جاست ، او که سالهای متمادی در مرکز غرب ، هویت اسلامی خود را حفظ کرده بود و به آن افتخار می کرد و در جهت نشر و اشاعه اش با امکانات هالیوود قدم های بزرگی برای عالم اسلام برداشته بود ، به دست کسانی کشته شد که مدعی اسلام بودند!

خاتمی گفت که امروز دیگر هیچ کجای دنیا آن جزیره ثبات و آرامش نسیت و همه جا را جنگ و ترور و وحشت تهدید می کند و نه تنها به نام ایدئولوژی ، خشونت می کنند بلکه در همه جای دنیا به نام آزادی و دمکراسی حقوق مسلم مردم را پایمال می کنند. امروز گویا همه زبان ها لال شده و دیگر کسی نمی تواند با دیگری حرف بزند و گفت و گو کند و تنها راه ارتباط خشونت تشخیص داده شده است. همه علیه یکدیگر شمشیر کشیده اند ؛ شرق علیه غرب ، غرب علیه شرق ، اسلام علیه مسیحیت و مسیحیت علیه اسلام .  در حالی که مصطفی عقاد با زبان هنر و گفت و گو  خواستار ارتباط با دیگران بود.(نقل به مضمون)

براستی شاید کمتر کسی در دنیای معاصر اینچنین با زبان سینما و در سطح فهم همگانی ،اسلام را دین رحمت و صلح و دوستی معرفی کرده است. به یاد بیاوریم وقتی سپاه حضرت محمد (ص) وارد مکه می شود ، منادیانش فریاد می زنند که هیچکس حق شکستن دری را ندارد ، هرکس که در پشت درهاست ، درامان است ، اهالی خانه ابوسفیان درامان هستند و... در همین صحنه هند به ابوسفیان می گوید که محمد به وعده اش عمل کرد و انتقام نگرفت . ابوسفیان به درستی پاسخ می دهد :" از قلبها وارد می شود"

و بعد از آن نریشن فیلم می گوید که حضرت محمد (ص) حتی دشمنانش را بخشید و از کسی انتقام نگرفت. این همان رمزی بود که به سرعت اسلام را در جزیره العرب آن زمان رواج داد. کدام تصویر و سخنرانی و گفتار را سراغ دارید که تا این حد تاثیر گذار و ملموس ، رحمانیت دین پیامبر خاتم را نمایش داده باشد؟ آنچه که امروز در برابر اسلام واقعی قرار گرفته و چهره آن را نزد جهانیان مکدر ساخته ، همین مخدوش نمودن رحمانیت آن است که اساس رسالت پیامبر اسلام بود ، آنچنانکه قرآن می فرماید :" و ما ارسلناک الا رحمت للعالمین"

تا جایی که امروز وقتی سخن از اسلام می آید می گویند کدام اسلام ؟! به قول آقای خاتمی باید وقتی هم صحبت از غرب و دمکراسی آن می شود ، این پرسش مطرح شود که کدام غرب و کدامین دمکراسی؟!!

سفیر سوریه در همین مراسم گفت که زمانی رونالد ریگان ، طالبان را ارتش مقدس نامید و همین طالبان بنیان تروریسم و خدشه دار کردن چهره اسلام را در خاورمیانه گذاردند.وگرنه چه کسی از این همه خونریزی و کشتار و نسل کشی در عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین سود می برد؟

 

 تشييع جنازه مصطفی عقاد در سوريه

 

و به راستی مصطفی عقاد پرچم حقانیت اسلام واقعی در مقابل خشونتی است که خود را در پشت نقاب اسلام پنهان کرده است و شاید این هم خواست خدا بود که عقاد در این مسیر هم به قول نادر طالب زاده یک پیشتاز باشد.

در یکی از مصاحبه هایش که در همین مراسم پخش شد ، می گفت :"... ما باید پیام اسلام را به جهانیان برسانیم . ما فقط انتقال دهنده هستیم و وظیفه داریم آن را به همه دنیا و نسل ها منتقل کنیم..."

یک بار دیگر صحنه های آن فیلم جاودانه را به خاطر آورید ، صحنه ای که مسلمانان بدون سلاح عازم مکه و سفر حج هستند. فردی می گوید  که ابوسفیان در راه مکه آنها را دانه دانه قتل عام می کند ، عبدالله ابن ابی به گوینده این سخن پاسخ می دهد که تو هم اگر به خدای آنها اعتقاد داشتی ، این امکان را هم در نظر می گرفتی که ممکن است چنین نشود. به هرحال مسلمانان بدون سلاح به استقبال سواران مسلح ابوسفیان به سرکردگی خالد بن ولید می روند و با مقاومت بی سلاحشان آنان را مغلوب کرده و حتی خالد که گفته می شد شمشیر برنده علیه اسلام است را جذب می کنند . در همین صحنه بلال حبشی در برابر تاخت و تاز خشن خالد تنها می گوید که صلح بر شما باد. و چنین صلح حدیبیه را به مکه تحمیل می نمایند . صلحی که فقط به نفع نشر اسلام در سراسر سرزمین عربستان و دیگر کشورهای همسایه می شود. با استفاده از همین صلح است که پیامبر اکرم فرصت می کند تا رسالت خود را در سرزمین های دیگر گسترش دهد.

مصطفی عقاد اینچنین نشان می دهد دینی که سراسر حرف و سخن و استدلال است ، نیازی به زور و جبر و خشونت ندارد.

روحش شاد و یادش جاودانه باد.