مستغاثی دات کام

 
گفت و گوی آرش فهیم با نویسنده و کارگردان مجموعه "راز آرماگدون 3: معبد تاریکی"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩
 

 

افشای رسانه ای توطئه صهیونیست ها

 

مجموعه مستند "راز آرماگدون 3: معبد تاریکی" عنوان برنامه ای بود که با موضوع بررسی جریان موسوم به «فراماسونری» هر روز در ساعت های 45/12، 15/16 ، 45/19 و 35/22 از شبکه خبر سیما پخش می گردید. دو سری قبلی این مجموعه با عناوین «راز آرماگدون» و «راز آرماگدون 2: ارتش سایه ها» نیز پیش از این پیرامون نقشه های صهیونیستی در مواجهه با ایران پخش شده بود.

در گفت وگو با سعید مستغاثی، کارگردان این مجموعه، به موضوعات مطرح شده در این مستند تلویزیونی، ارتباط فراماسونری با آرماگدون، بازتاب های مجموعه های گذشته آن و... پرداخته ایم که می خوانید:

 

¤ سری سوم مجموعه «راز آرماگدون» با عنوان «معبد تاریکی» نیز به بخشی از نقشه های صهیونیسم می پردازد. چه دغدغه و انگیزه ای باعث شده که اقدام به تولید این سلسله مجموعه مستند نمائید؟

با بررسی تحولات و تطورات دنیای امروز در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... مشاهده می کنیم که یک جریان بسیار قوی دنیا را به سمت اهداف شیطانی خودش می برد. این جریان، براساس اسناد ، ریشه اش به 10 قرن قبل بر   می گردد و تقریباً تمام نابسامانی ها و ناهنجاری های بشری، از جمله جنگ ها، قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، استعمار، برده داری و... از همین جریان نشات گرفته است. راستش را بخواهید، برای بررسی این جریان، ابتدا فقط یک طرح 26 قسمتی با عنوان «ما و اسرائیل» مد نظر بود. انگیزه اولیه هم، این مسئله بود که اصلاً ما با اسرائیل چه دشمنی داریم؟ در بوق های تبلیغاتی غربی سعی می شده این گونه القا شود ، اسرائیل رژیمی است که چند هزار کیلومتر با ما فاصله دارد و هیچ گاه به ما تجاوزی نکرده و با ما هیچ وقت کاری ندارد و حتی در زمان شاه نیز به ما خدمت کرده بود! این باعث شد که تحقیق کنیم ببینیم آیا واقعاً این مسائل حقیقت دارد؟ با تحقیقات به این نتیجه رسیدیم که نه، این ها حقیقت ندارد. آنچه در تاریخ در مورد نسبت ایران و اسرائیل دیده می شود، چیزی جز غارت منابع طبیعی، مادی، نفتی و به خصوص آثار باستانی ما از سوی رژیم صهیو نیستی نیست. به اعتراف خودشان، به قدری از ایران آثار باستانی غارت کرده اند که خانه برخی از آن ها گویی نمایشگاه فرهنگ ایرانی است! اسرائیلی ها نفت ما را به بهای اندکی می بردند و از ایران به عنوان یک پایگاه جاسوسی استفاده می کردند. آن ها همچنین پروژه های مشترکی را با ساواک اجرا می کردند و در زمینه آموزش شکنجه و اعطای سلاح های سرکوب جمعی نیز در ایران نقش پررنگی داشتند. این مسائل سبب شد که فراتر از طرح اولیه، به مقوله صهیونیسم بپردازیم.

¤ و مقوله آرماگدون چه ربطی با آنچه گفتید دارد؟

- آرماگدون، طرح و برنامه ای است که بیشتر از سوی فرقه ای از مسیحیان صهیونیست در جهان مطرح شده و الآن حدود 1500 کانال رادیویی و تلویزیونی برای آن تبلیغ می کنند، حدود 80 درصد فیلم های هالیوودی درباره این قضیه است و کرسی های دانشگاهی و نشریات بسیاری به آن اختصاص یافته. براساس آرماگدون، در آخرالزمان جنگ بزرگی بین سپاه مسیح و ضد مسیح در می گیرد و طی آن میلیون ها نفر کشته می شوند. سپاه ضد مسیح همان شرق اسلامی است که امروز «ایران» معرفی می شود و حتی جسارتاً می گویند رهبر سپاه ضد مسیح، حضرت مهدی(عج) است! امروز، اشغال عراق و افغانستان، با همین قضیه انجام می شود. علاوه بر عقبه فاجعه بار و دهشتناکی که این جریان در سه چهار قرن اخیر دارد، آینده بسیار مخوف و دهشتناکی را هم می خواهند رقم بزنند که تمام هیمنه سیاسی، اقتصادی، رسانه ای و نظامی آن ها برای اجرای این نقشه طراحی شده است. طبیعی است که هر انسان آزادی خواه، مسلمان و ایرانی آزاده ای، وقتی نسبت به چنین جریانی آگاه می شود، وظیفه دارد افشاگری کند تا مردم آگاه شوند و فریب توطئه ها و رزق و برق های آن ها را نخورند.

¤ اما مسائل مطرح شده بسیار وسیع هستند، چطور توانستید به این موضوع مهم و گسترده در چند مجموعه بپردازید؟

- بله، اما نکته مهم این است که اگرچه منابع مکتوب و کتاب های بسیاری درباره این موضوع چاپ شده است. اما اول این که این کتاب ها به خوبی توزیع و منتشر نشده اند و به همین دلیل، به سهولت در دسترس علاقه مندان قرار ندارند. به طوری که فرض کنید، یک موسسه تحقیقاتی که ده ها جلد کتاب درباره این موضوعات چاپ کرده، کتاب هایش فقط در محل همان موسسه عرضه می شود و در سایر کتابفروشی ها نایاب است. دوم این که این مباحث تا به حال بازتاب رسانه ای نیافته اند. این دو مسئله، وظیفه ما را در طرح مسائل سنگین تر کرد. در نهایت به یک سری سرفصل ها و ارائه مدارک و اسناد متوسل شدیم. به خاطر گستردگی مباحث، توضیحات ما کامل نیست، اما این برنامه می تواند فتح باب و تلنگری برای سایر پژوهشگران، مستندسازان و فیلمسازان باشد تا بیشتر روی این مسائل کار کنند و تحقیقات، مستندات و فیلم های بیشتری درباره این موضوعات تولید شود.

¤ ارتباط سه بخش مختلف راز آرماگدون با هم چیست و در هر سری، موضوعات چگونه طبقه بندی شده است؟

- در سری اول، یک نگاه اجمالی به پدیده صهیونیسم و اهداف آن، به خصوص درباره ایران ارائه شد . از جمله اهداف مهم آن ها، تبدیل کردن ایران، به اسرائیل دوم بود که با پیروزی انقلاب اسلامی نقش بر آب شد. در سری دوم با عنوان «ارتش سایه ها» به بحث مهم ناتوی فرهنگی پرداختیم. این موضوع از قضیه پروتستانیسم و اصلاح دینی در اروپای قرون 15 و 16میلادی آغاز شد و به بحث تهاجم فرهنگی در عصر حاضر از طریق رسانه ها، سینما و... و به طور مشخص، سازمان ها و نهادهایی که ناتوی فرهنگی را تحت عناوینی چون دموکراسی سازی و دموکراتیزه کردن تئوریزه می کنند پرداختیم. در سری سوم این مجموعه که هم اکنون در حال پخش است، یکی دیگر از شاخه های مرموز و مخوف صهیونیسم به نام «فراماسونری» مورد بررسی قرار گرفته است.

¤ فراماسونری چیست و چه جایگاهی در قضیه آرماگدون دارد؟

- ببینید، جریان صهیونیسم، اگرچه از قرن 19 میلادی اعلام موجودیت سیاسی کرد، اما ریشه آن به زمان حضرت موسی(ع) برمی گردد. در آن زمان، گروهی از اشراف یهود، از آن حضرت جدا شدند و حضرت موسی(ع) آن ها را نفرین کرد. آن ها نیز به فرعون پیوستند و با جادوگران او محشور شدند. از آن زمان صهیونیسم متولد شد؛ البته نه با این اسم، بلکه به عنوان فرقه ای که نژادپرست بودند و قصد تسخیر دنیا را داشتند. آرماگدون هم، نقطه نهایی یا ما بعد نهایی آن ها در تسخیر دنیاست. یکی از اهرم های مهم آن ها در این جریان، فراماسونری است. فراماسون ها، اگرچه مدعی اند که سابقه شان به قرن 17 برمی گردد، اما براساس تحقیقات ما، سابقه آن ها به 10 قرن پیش، یعنی اوایل قرن 11 میلادی برمی گردد. فراماسونری، به عنوان یکی از شاخه های صهیونیسم وظیفه نفوذ در ارگان های سیاسی ممالک، از جمله کشورها را به عهده داشته اند. در مجموعه «راز آرماگدون 3: معبد تاریکی» هم به فعالیت آن ها در قبل از انقلاب و هم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی      می پردازیم.

¤ تفاوت فعالیت فراماسونرها در قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی چیست؟

- تا قبل از پیروزی انقلاب، ده ها لژ فراماسونری در ایران فعالیت می کرد. بعد از انقلاب همه این لژها محو شدند، اما به طور مشخص فعالیت آن ها در بسیاری از نشریات، کتب و رسانه های خصوصی ادامه یافته است.

¤ آیا امروز به عنوان یک تهدید شناخته می شوند؟

- براساس اسناد و مدارک، طرح و برنامه اصلی آن ها، تسخیر اندیشه هاست. همان چیزی که به عنوان جنگ نرم می شناسیم که مقام معظم رهبری نیز از سال 68، این مقوله را مطرح کردند. آن ها پس از شکست در جنگ تحمیلی و عدم موفقیت در کودتاهای مختلف، پس از رحلت امام خمینی(ره) طبق اعترافات خودشان در کتاب ها و مصاحبه های مختلف از طریق فرهنگی برنامه های خودشان را پی گیری کرده اند. خوشبختانه این مسئله از سوی مقام معظم رهبری بارها تذکر داده شده است و متاسفانه مسئولان فرهنگی ما گوش نداده اند! این که امام راحل نیز در پیام تاریخی خود به مناسبت پذیرش قطعنامه فرمودند که جنگ ما از امروز در سراسر دنیا و در تمام جبهه ها ادامه دارد، اشاره به همین قضیه است.آن ها امروز برنامه های خود را به طرق مختلف دنبال می کنند؛ یک سری نشریات در داخل، در اختیار آن هاست و برخی مراکز فرهنگی و هنری را تصرف کرده اند. آن ها همچنین در مراکز آکادمیک و دانشگاه ها نفوذ کرده اند و هشدارهای مقام معظم رهبری راجع به لزوم توجه بیشتر به علوم انسانی هم به همین دلیل است.پروژه های مختلفی همچون لهستانیزه کردن و استحاله جمهوری اسلامی ایران، فروپاشی ایدئولوژیک و ... از جمله برنامه ها و طرح های فراماسونرهاست. که براساس اندیشه های تئوریسین هایی چون فوکویاما، جان کین و ... طراحی شده اند.

¤ چه تمهیدی را در پیش گرفتید تا مطالب، در حد امکان مستند و مستدل باشند و حتی آن دسته از مخاطبانی که ممکن است نظر شما را قبول نداشته باشند، حرف شما را بپذیرند؟

- البته در فیلم مستند، با تمام تلاش ها، باز هم آنچه به تصویر کشیده می شود، بازتاب عینی واقعیت نیست. چون مستندساز به هر حال با دیدگاه خودش به مطالب می پردازد. اما برای فرار از این مسئله سعی کردیم که دیدگاه های مختلفی را مطرح کنیم. مثلا سعی شد تا بیشتر از اسناد جبهه مقابل و حتی انتشارات صهیونیست ها و غربی ها استفاده شود، همچنانکه می بینید، در برنامه به کرات از روزنامه های اسرائیلی نقل قول می شود. یعنی، از این که به طور مستقیم و ابتدا به ساکن به منابع داخلی استناد شود، پرهیز داشتیم. منابع اصلی ما، تواریخ مورد قبول آکادمی ها و پژوهشکده های معتبر دنیاست. منابعی مثل تاریخ ویل دورانت، اسناد منتشره توسط وزارت امور خارجه بریتانیا و آمریکا و اسناد مربوط به خود سازمان های فراماسونری که در دنیا منتشر شده. دایره المعارف یهودی ها، بریتانیکا و... نیز از دیگر منابعی است که بیشتر روی آنها تمرکز شده است. در بسیاری موارد نیز، بیشتر به نقل قول اشخاصی که در برنامه راجع به آنها صحبت شده، ارجاع می شود. ارجاعات برنامه به منابع و اسناد، به گونه ای است که یک مخاطب و پژوهشگر منصف و غیرمتعصب که نگاهی واقع بین و بی طرف به تاریخ دارد، بهانه ای برای عدم پذیرش مطالب برنامه نداشته باشد.

¤ با توجه به این که مجموعه راز آرماگدون، مستندی افشاگر است و بیان واقعیاتی درباره برخی از جریانات سیاسی را دستمایه کار خود قرار داده ، حتما واکنش ها و بازتاب هایی داشته است. لطفا درباره این واکنش ها توضیح دهید.

- این برنامه در خارج، بازتاب های عجیب و غریبی داشت. طبق آمار اعلام شده از سوی روابط عمومی صداوسیما، حدود 25 هزار سایت خارجی راجع به سری اول برنامه خبرهایی را منعکس کرده بودند. برخی از آنها حتی بخش هایی از برنامه را نمایش دادند .در برخی از آن سایت ها صدها کامنت درباره این مجموعه دریافت شده که هرکس دیدگاهی را مطرح نموده بود؛ برخی فحاشی کرده، عده ای شگفت زده شدند و حتی بعضی نیز از این مجموعه تمجید نموده بودند. در سری دوم، این واکنش ها بسیار عجیب تر شد، مثلا سایت صهیونیستی memri tv که کوچکترین موارد در عرصه رسانه های تصویری درباره صهیونیسم را بازتاب می دهد و در واکنش به پخش سری اول راز آرماگدون، عکس العمل تندی نشان داده بود، در زمان پخش سری دوم، سکوت محض کرد و هیچ واکنشی نشان نداد. به این ترتیب، سعی داشتند که مانع مطرح شدن برنامه شوند. این به ما نشان داد که ما درست به هدف زده ایم. در داخل هم خوشبختانه، با مساعدت ریاست محترم سازمان و شبکه خبر سیما، سری اول مجموعه، در قالب دی وی دی توزیع شد که در همان ابتدا، به طور کامل از سوی مراکز آکادمیک و پژوهشی تهیه شد و هنوز هم متقاضی دارد.

¤ ساختار برنامه را چگونه تنظیم کردید که بتوانید مطالب را بهتر ارائه دهید؟

- از همان سری اول، بنابراین بود که از نظرات کارشناسان، اسناد، تصاویر و فیلم ها به طور یکسان و همزمان استفاده شود. با توجه به این که در مورد پدیده های مورد بحث در این مجموعه، هیچ فیلمی وجود نداشت، برای ایجاد جذابیت- که به عقیده بنده از الزامات کار مستند تاریخی است- از پاساژهای مناسب تصویری، وله ها، موسیقی مناسب، تیتراژ جذاب و لوکیشن های متناسب با موضوع کار استفاده شد. علاوه بر این، سعی شد ریتم برنامه، برخلاف سری اول که تاحدودی کند و سری دوم که خیلی سریع بود، متعادل تنظیم شود و از افکت های تصویری متنوع تری بهره برده شود.

¤ با توجه به این که مجموعه راز آرماگدون، یک مستند سیاسی و تاریخی موفق و جریان ساز محسوب می شود، فکر می کنید سایر مستندسازان سیاسی باید چه تمهیداتی را در پیش بگیرند تا به توفیق برسند؟

- در مورد مسائل سیاسی باید بسیار عمیق تر کار کرد و به ریشه های اتفاقات و پدیده ها توجه شود. امروزه، ریشه بسیاری از مسائل سیاسی روزمره ما صهیونیسم است. این جریان، فقط به اسرائیل محدود نمی شود و در تمام کشورهای غربی و بسیاری دیگر از کشورهای جهان فعال است و اصلا افراد اصلی آن در خود اسرائیل حضور نداشته اند. بنابراین باید با نگاه بازتری به این موضوع پرداخت و ابعاد مختلف آن را شناخت. متاسفانه برخی، این مسئله را توهم توطئه می دانند. در حالی که توجه به مسائل سیاسی جهانی، بدون شناخت و بدون درنظر گرفتن نقش صهیونیسم به بی راهه می رود. البته این رویکرد، به معنی ترس از آنها نیست. بدون شک آنها با این همه شیطنت و سرمایه گذاری، در مقابل نیروی عظیم اسلام و شیعه، در واقع هیچ هستند. اما لازم است که نسبت به آنها آگاهی بیشتری داشته باشیم.

¤ آیا «راز آرماگدون» باز هم ادامه خواهد داشت؟

- بله. سری چهارم این مجموعه هم اکنون در مرحله پیش تولید است و موضوع آن، عملکرد رسانه ها، اعم از اینترنت، بازی های رایانه ای، تلویزیون، سینما و... و همچنین فرقه ها و جریانات نوپدید عرفانی که به نوعی می توان آنها را نوماسون دانست، است.

¤ در پایان اگر نکته دیگری قابل ذکر است بفرمایید.

- انشاءالله رسانه ها و مراکز فرهنگی، بیشتر به این گونه مسائل توجه کنند. یکی از طرح های ماسونی در کشور ما، این است که شبکه توزیع کتاب را به خودشان منحصر کنند. بنابراین لازم است که درباره جریاناتی چون صهیونیسم و فراماسونری کتاب های بیشتری منتشر شود و این کتاب ها، بهتر توزیع شوند تا در اختیار علاقه مندان قرار گیرند و هم این که برای اصلاح بازار توزیع کتاب فکر چاره ای شود . همچنین لازم است برنامه های تلویزیونی بیشتری در این باره تولید شود تا آگاهی مردم افزایش یابد. مبارزه با رژیم صهیونیستی نباید به شعار محدود شود و باید در این راه با اسناد و فعالیت های آکادمیک و پژوهشی پیش رفت. با این اقدامات، می توان زمینه ظهور را فراهم کرد. همچنانکه غرب در این زمینه سرمایه گذاری و کار تبلیغاتی عظیمی انجام می دهد، اما ما متاسفانه دست روی دست گذاشته ایم