مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٤
 

چه می کنه این رونالدینیهو !

 

افول ستاره ها با گلهای اعجوبه

برزیلی

 

واقعا نمی توان بازی فوتبال را دوست داشت و حتی علاقمند ورزش بود ولی بازی همیشه جذاب دو تیم "رئال مادرید" و "بارسلونا" از باشگاههای اسپانیا را ندید. اصلا خودش یک نوع فینال جام جهانی است. نه فقط به خاطر حضور به قول معروف کهکشانی از ستاره ها که یک جا جمع شده اند (شما در هیچ یک از بازی های جام جهانی هم نمی توانید این همه سوپر بازیکن را یک جا جمع ببینید ؛ از رونالدو و روبرتو کارلوس و رونالدینیهوی برزیلی تا دیوید بکهام انگلیسی تا زین الدین زیدان فرانسوی تا رائول و فیگوی اسپانیایی و تا ...) بلکه به خاطر نمایشی دلپذیر و دیدنی از بازی فوتبال که دیگر اعصابت از پاس های اشتباه و بازی های مدرسه ای خرد نمی شود و برای گل نخوردن تیم مورد علاقه ات به نذر و نیاز رو نمی آوری!!

البته در بازی دیشب درس بزرگی هم برای ستاره پرست ها وجود داشت که یک تیم هماهنگ و باانگیزه به نام بارسلونا می تواند تجمع ستارگان رئال را به آسانی به زیر بکشد. در واقع آن جمع ستارگان دیگر حرفی برای گفتن نداشتند نه فقط در مقابل رونالدینیهو بلکه در برابر ساموئل اتو و دکو و کارلز پویول و مارکوئز و ... کم آوردند. دریغ از یک بازی حساب شده و چند حمله خطرناک و آن پاس کاری های حیرت انگیز که همه اینها را بارسلونا ارائه می داد.

دیگر از آن فرارها و چرخش ها و بازی تماشایی رونالدو خبری نبود . گزارشگر تلویزیون می گفت او سنگین شده  ولی به نظر همه قضیه این نبود ، بلکه چنان دفاع حساب شده بارسلونا او را از کار انداخته بود که قدرت حرکت نداشت ، همانطورکه زیدان ، آن مرد جند سال اروپا که همه را مقهور خودش می کرد یا دیوید بکهام ، کاپیتن مغرور تیم ملی انگلیس که می گفتند بهترین سانتر کن روی دروازه و متخصص ضربه های کاشته در دنیا است ولی دیشب حتی یک کار قابل قبول از او ندیدیم .

به نظرم برنده بازی دیشب اول از همه "فرانک رایکارد" مربی خوش فکر تیم بارسلونا بود (او در دوران بازی هایش در تیم ملی هلند هم به این خوش فکری معروف بود) که از همان لحظه نخست طرح و نقشه از کار انداختن ستارگان پرآوازه تیم حریف را به مرحله اجرا درآورد. در واقع او برهمان تئوری "نقطه قوت حریف را به عنوان نقطه ضعفش هدف قرار بده" تکیه کرد و می دانست اگر آن ستارگان را مهار کند دیگر به راحتی

می تواند کار خود را انجام دهد و برای این کار نیز یک "رونالدینیهو"ی آماده کفایت می کرد تا با هنرنمایی هایش همه را مقهور و مفتون خود نماید.

براستی باور نمی کردم در این سالهایی که فوتبال علمی و خشک آلمان و نوع بازی کلاسیک انگلیس و فوتبال صرفه جویانه ایتالیایی دنیا را به تسخیر خود در آورده به طوری که تیم خوش آهنگ برزیل را هم در برگرفته ، بازهم نمایش دیدنی و حیرت آور تکنیک فردی را شاهد باشیم. "رونالدینیهو" من را بیشتر به یاد "ماریو کمپس" آرژانتینی در جام جهانی 1978 و "دیه گو مارادونا" انداخت با این تفاوت که آنها مانند بولدوزر حرکت می کردند و بازیکن های حریف را درو می کردند ولی رونالدینیهو گویی با توپ باله می رقصد و پیش می رود. البته برخلاف آنچه گزارشگر تلویزیون می گفت بازی او نمی توانست درسی برای دیگر فوتبالیست ها باشد ، چون این جادوگری فقط از کسی مانند رونالدینیهو بر می آید و بس!

درس فوتبال آن تاکتیک و همکاری تیمی و برنامه دقیق بارسلونا برای ازکارانداختن موتور رئال در ابتدا و سپس حمله برروی دروازه حریف بود با بازیکنانی همچون ساموئل اتو و دکو که دست کمی از رونالدینیهو نداشتند.