مستغاثی دات کام

 
زمینه های ظهور منجی موعود (عج) بر پرده سینما
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸
 

 

 

 

آینده گرایی و سینما (٣)

 

مستغاثی: سال گذشته یک فیلم در سینمای امریکا به نمایش درآمد به نام "خون جاری می شود" ساخته پال تامس اندرسن. دو چیز را در جامعه اولیه امریکایی به تصویر کشیده بود . یکی مسئله نفت را و یکی هم مسئله همین کلیسای پیوریتن ها را. آن ها امروز رسانه های قدرتمندی دارند . جالب است بدانید اوانجلیست ها بر خلاف کاتولیک ها که خیلی به تبلیغ معتقد نبودند با رسانه آمدند جلو و حتی به تی وی اوانجلیست ها معروف شدند. برای خودشان تلویزیون راه انداختند بر اساس آمار در حال حاضر 1550 کانال رادیویی و تلویزیونی دارند و در ماهواره ها 24 ساعته تبلیغ می کنند . افکار خودشان را درباره آخرالزمان ، خیر ، شر و "آرماگدون" با هیجان بیان می دارند. خیلی جالب است که چقدر روی این موضوع حساس هستند و تأکید دارند و فیلم می سازند ، تبلیغ تلویزیونی می کنند و  نشریه بیرون می دهند در حالی که به قول آقای دکتر شفیعی آن چنان تفکر منسجمی هم ندارند و دست آخر به تفکر یهود متوسل می شوند. من به مرکز پژوهش های اسلامی دانشکده صدا و سیما در  قم رفته بودم و دیدم که دانشجوها و طلاب در این رابطه فعالیت های مثبتی را انجام می دهند اما نتیجه اش از آن محدوده فراتر نمی رود. گویی اصلا در یک جزیره ای جداگانه زندگی می کنند. (البته این وضعیت اغلب موسسات و نهادهای تحقیقاتی و پژوهشی ماست )به آنها گفتم واقعا هر گروهشان باید یک رسانه صوتی یا تصویری داشته باشند و افکارشان را ترویج نمایند.  در حالی که اوانجلیست ها این همه شبکه و رسانه های ماهواره ای و جهانی دارند. در شبکه هایشان به مقدسات ما توهین می کنند ، فحش می دهند و حتی تهدید به قتل می کنند.

حالا بهتر است  دوباره وارد بحث سینمای ایران بشویم. به هرحال باید یک راهکار برای این قضیه پیدا کرد. یک بار از ابراهیم حاتمی کیا پرسیده بودند چرا درباره امام زمان (عج) فیلمی نمی سازی و ایشان جواب داده بودند در فیلم "بوی پیراهن یوسف" آن جایی که دایی غفور ، یوسف را صدا می زند و می گوید کجایی ؟ چرا نمی آیی؟ به این موضوع اشاره داشته است. حتماً می شود به اشکال مختلف به این موضوع پرداخت. مثلاً حتی در فیلم «فرزند خاک» آن جایی که رزمنده ای جسدش زیر خاک سالم مانده شاید اشاره ای باشد به این که اینها یاران امام زمان (عج) هستند . من سؤالم از آقای میراعلایی این است که  آیا نمی شود این تفکر را در فضای فیلمهای دفاع مقدس و حتی ملودرام گسترش داد؟

 

میراعلایی: صحبتِ این شد که تنبلی در فیلم سازها به چشم می خورد و گفتند سینما از دست نظام گرفته شده است. این صحبت ها که گفته می شود آدم از یک جهتی دلگیر می شود که در این فضا تنفس می کند. مطمئن باشید همه هنرمندان ما که یک علاقه و عِرقی به حضرت صاحب الزمان (عج) دارند ، سعی دارند در آثارشان یک جوری این علاقه را نشان بدهند. آقای حاتمی کیا در آن فیلم این را نشان داده است. در همین فیلم "فرزند خاک" من به آقای آهنگر گفتم یک جوری یک جایی حالا هر طور که می توانید یک اشاره ای به حضرت صاحب الزمان (عج) بکنید و البته  آن سالم بودن جسد شهید یکی از این اشارات بود و نشان دهنده این است که یک انسان هایی امید دارند به ظهور حضرت و این امید داشتن در فیلم به چشم می خورد.

یادم هست که یک شب آقای آهنگر با من تماس گرفتند ، در آن زمانی که  در کوران کار بودیم و مشکلات ریز و درشتی سر راهمان بود ولی آن شب برخلاف شب های قبل ایشان خوشحال بود. پرسیدم چی شده؟ برای من تعریف کردند، آن روز صحنه ای را فیلمبرداری کرده اند که در آن یک سری آدم مسلمان هجوم می آورند ،  مقبره یک درویشی را آتش بزنند که ما به ازای واقعی این آدم ها همین الآن در عراق و افغانستان هم هستند حالا به اسامی طالبان و القاعده یا هر چیزدیگر. آقای آهنگر تعریف می کرد در آن لحظه یک حسی به ایشان دست داده و به سمت خانم مقدمی که در نقش همسر شهید حضور دارند می روند که نگران هست آنها بروند و جسد شوهر او را هم آتش بزنند. به او می گوید تو فقط بگو که منتظر امام زمان (عج) هستی.  نه این که دست از عمل بشوییم و بنشینیم. این فقط یک حس است که به ما برای آینده امید می دهد و مرهمی بر قلب ماست. آقای آهنگر هم عاشق امام زمان (عج) هستند. همه هنرمندان ما این حس را دارند و مایلند اگر فضایی برایشان ایجاد شود ابراز ارادتی هرچند کوچک به حضرت ولی عصر(عج) داشته باشند. همانطور هم که آقای دکتر گفتند ربطی به این که ما امکاناتی داشته باشیم یا نداشته باشیم ندارد.

اما گله من از مسئولان فرهنگی کشور این است که فضایی باید ایجاد شود تا هنرمند ما بتواند با فراغ بال به این موضوع بپردازد ولی نه تنها امروز که در 30 سال گذشته هم مهیا نشده است. حتی خود امام زمان (ع). ما حدیث محکم داریم که می گوید : «هرکس امام زمان خودش را نشناسد به رسم جاهلیت مرده است». این خیلی سخت است. ما شیعه آفریده شدیم . خب راجع به امام زمان مان چقدر مطالعه داریم؟ این فضاسازی که حالا آقای حاتمی کیا در آن فیلم خودشان کار می کنند یا آقای آهنگر در فیلم فرزند خاک باید در جامعه هم ایجاد شود. فضای انس و الفت.

صحبت هایی که راجع به امام زمان (عج) می شود همیشه این موضوع را به ذهن متبادر می سازد که ایشان فقط قرارست برای این ظهور کند که گردن بزند . این برداشت بدی است.  نگاه و برداشت من این است که امام زمان (عج) حتی با نگاه خودشان می توانند گناهکاران را هم خلع سلاح کنند . در خصوص تحقیقات هم باید بگویم در حال حاضر راجع به امام زمان (عج) تحقیقات مفصلی انجام شده است. محققین ما باید جمع بشوند و راجع به ایشان تبادل نظر بکنند . مثلاً ما درباره حضرت خدیجه که می گویند در 40 سالگی با حضرت محمد(ص) ازدواج کرده و این ازدواج هم  ازدواج سوم شان بوده است تحقیقات مفصلی انجام دادیم که البته یک جوان این کار را برعهده گرفته است. از عراق و لبنان و تا ایران این تحقیقات دنبال شده و با اشخاص و آیات عظام مختلفی از جمله حضرت آیت الله بهجت صحبت شده و اینها تأیید کرده اند ،  بر خلاف چیزی که در اذهان مردم رایج است ، حضرت خدیجه نه تنها 40 سال نداشتند بلکه حتی ازدواج شان با رسول الله ازدواج اول شان بوده است. حالا در خصوص امام زمان (عج) هم اخبار و احادیث در این مسیر خیلی تغییر کرده است . باید فضایی ایجاد شود تا محققین ما بتوانند با هم تبادل اطلاعات کنند. ما در عصر خوبی به سر می بریم . عصری که دسترسی به اطلاعات کار ساده ای است اما آن بحث تنبلی متأسفانه هنوز هست و علاوه بر آن فضایی که باید برای فیلمسازان ما برقرار شود تا به این موضوع بپردازند هنوز مهیا نیست.

شما ببینید فیلم "قدمگاه" چقدر فروش کرد. باید ببینیم سیاست وزارت ارشاد و تلویزیون برای این که فیلمی مثل "قدمگاه" مورد توجه مردم قرار بگیرد چیست؟ من ازکارگردانی که یکی از فیلم های بسیار بد و البته پر فروش سال گذشته را ساخته بود پرسیدم چرا این فیلم را ساختی؟ جواب داد من می خواستم جواب فلان فیلمساز را بدهم که فلان فیلم را ساخته بود. به او گفتم مگر فیلم آن کارگردان خوب بود. فیلم او که از فیلم تو هم بدتر بود. این مسابقه هایی که به این شکل در می گیرد درست نیست. شما صفحات روزنامه ها را ورق بزنید و به آماری که تلویزیون از مخاطبان خود ارائه می دهد نگاه کنید. همین آمار اعلام شده یک زنگ خطر جدی است. همین طور پشت سر هم نویسنده و کارگردان در حال پدیدار شدن هستند. چرا؟ چون باید سالی اینقدر فیلم «90 دقیقه ای» ساخته بشود. سالی اینقدر سریال ساخته شود. وقتی می آییم هفت شبکه راه می اندازیم ولی به قدر دو شبکه هم نیرو نداریم ، معلوم است که هفت تا شبکه مان فَشَل خواهد شد. در کشور ما کمیت در مسائل فرهنگی حرف اول را می زند. شما به همین جشنواره فیلم پلیس نگاه کنید. کاتالوگ جشنواره را که ورق بزنید می بینید خود پلیس با بسیاری از این فیلم ها مشکل دارد. حالا ما بیاییم با این وضعیت درباره امام زمان (عج) که به قول آقای دکتر به کشور ما ، به مردم کشور ما جهت می دهد فیلم بسازیم. ما اصلا فضا سازی مان مریض است. همه چیز با غَرَض و مَرض بیان می شود. وقتی می خواهیم راجع به اصولی ترین چیزها در تلویزیون صحبت کنیم و بعد به امام زمان (عج) برسیم با مشکل مواجه هستیم . صبح جمعه می خواهیم درباره امام زمان (عج) برنامه پخش کنیم ، روی یک سری تصاویر کشدار و بی معنی، خواننده ای با یک صدای کشدار و خواب آور آواز می خواند. ساعات مرده تلویزیون را به برنامه های راجع به امام زمان (عج) اختصاص می دهند. برنامه ای درباره یک شهید داریم ولی تلویزیون می گوید این را باید ساعت یک نیمه شب پخش کنید. شما اگر ساعت یک و دو نصفه شب به برنامه های تلویزیون دقت کنید اتفاقاً برنا مه های به نسبت بهتری را شاهد خواهید بود. صبح جمعه جوان های ما اگر ورزشکار باشند به کوه رفته اند و اگر نه در خانه خوابیده اند. حالا ما با این برنامه امام زمانی که ساختیم ، می توانیم این جوان را از خواب بیدار کنیم؟

ما در کلیت ، فضاسازی و در یک جمله سیاست گزاری های فرهنگی مان غلط است. اصلاً بهتر است بگویم سیاستی نداریم که غلط باشد. در کشوری که رابطه کمیت کار فرهنگی با کیفیت آن معنا نشده ، راجع به امام زمان (عج) نمی شود صحبت کرد. به اتومبیل های حمل جنازه در کشور خودمان توجه کنید. این اتومبیل سر و شکل شان هم وحشت آفرین است. از طرفی ما در سفری به یونان به گورستانی رفتیم. به قدری آن را زیبا ساخته بودند که انسان از قدم زدن در آن گورستان لذت می برد. همه چیز در کشور ما این چنین است. به طور مثال شهرداری ما وقتی می خواهد از فیلمی حمایت کند و امکانات در اختیار آن قرار دهد بدترین تابلوهایش را به آن اختصاص می دهد. اما اگر بخواهیم امام زمان (عج) را به تصویر بکشیم و شخصی مثل میراعلایی بخواهد این کار را بکند بدون شک باید بهترین امکانات را برای آن به کار بگیرد. در سینمای ما یک سری از کارگردانان که از فضای دفاع مقدس دور بوده اند آمده اند در این رابطه فیلم ساخته اند و به نوعی خود را مسئول دانسته اند. این نشان می دهد که اگر برای هنرمند ما فضا ساخته شود و امکانات در اختیارش قرار گیرد با توجه به این که همه هنرمندان ما به امام زمان (عج) ارادت دارند می توانند این را به بهترین وجه ممکن نشان بدهند .

امیدوارم نتیجه این جلسات به مرتفع شدن کمیت منجر نشود و فردا نروند 5 تا فیلم درباره امام زمان (عج) بسازند. پنج سال پیش جلسه ای بود در بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس در رابطه با این که چرا ما فیلم فاخر جنگی نمی سازیم؟ نتیجه آن جلسه دو تا فیلم شد که قرار بود روی همه فیلم های دفاع مقدس را در امکانات کم بکند. اما متأسفانه به اندازه امکاناتی که به کار برده بودند تأثیر نداشتند. چون فقط یک بعدی به قضیه نگاه شده بود و قرار بود ثابت کنیم ما هم می توانیم مثل امریکا و اروپا یک چنین فیلم هایی بسازیم اما همان طور که گفتم آن تاثیرگذاری حتی به اندازه فیلم های مهجور و کم خرج سینمای دفاع مقدس هم وجود نداشت.

 

دکتر شفیعی سروستانی: وقتی تغییراتی در دستگاه های فرهنگی و سینمایی و امثالهم کشور پیش آمد تصور من این بود که این دوستان با دور هم جمع کردن متفکرین و اندیشمندان حوزه فرهنگ ، جلساتی برای همفکری و راهکاریابی تشکیل بدهند. به بعضی از آقایانی که من می شناسم و آنها هم من را می شناسند این توصیه را کردم اما از این گوش گرفتند و از گوش دیگر بیرون کردند. لازم بود و لازم است که اگر فرصت را دریابیم جلسات مشترکی برای شنیدن سخنان اهل فرهنگ با کسانی که امکانات ، بودجه و قدرت امضاء در اختیار دارند برگزار شود. تنها داشتن قدرت امضاء و قدرت مالی برای ساختن کافی نیست. ارشاد و راهنمایی و هدایت اهل فرهنگ هم لازم است. این معانقه صورت نگرفته است. جلساتی از این دست باید بیشتر و بیشتر برقرار شود و تداوم داشته باشد. اگر این جلسات تداوم داشته باشند و دلسوزانه و از روی محبت اتفاق بیافتد برای راهنمایی ، آسیب شناسی وکمک گرفتن ، آرام آرام دستاوردهای زیادی از میان آن  بیرون می آید.

ساختار هر اثر سینمایی بی گمان تکیه بر فیلمنامه دارد و فیلمنامه هم به دو موضوع بستگی پیدا می کند؛ یکی آن که قلم به دست می گیرد و فیلمنامه را می نویسد و دیگری آن ماده خام فیلمنامه. حداقل تا به حال که من خبر ندارم سازمان های فرهنگی مسئول برای تامین مواد خام اقدامی انجام داده باشند. البته عرض کردم ممکن است بنده بی خبر باشم. مواد خامی که متکی به پژوهش و تحقیق قطعاً کمک می کند که در کنارش اگر کسانی تربیت شده باشند به فیلمنامه هایی برسیم که بعداً به اتکای اینها بتوان آثار در خوری را خلق کرد. اما متأسفانه این را نداریم. باید در این خصوص اندیشه جدی داشته باشیم. یعنی تدارک آثاری با اتکا به تحقیق و تفکر و تربیت جمعی از جوانان مستعد که وارد میدان بشوند،  جوانان با فرهنگ و اهل ادبی که فیلمنامه بنویسند.

این نکته را بگویم ، "مهدویت" به معنای این نیست که راست برویم سر موضوع اصلی. این اشتباه را نباید کرد. نیازی نیست از فردا برویم ماجرای ظهور امام زمان (ع) را به تصویر بکشیم. توانایی و پتانسیل فرهنگ مهدوی خیلی قوی و غنی است. یکی از توفیقاتی که خداوند نصیب من کرد تألیف دائره المعارف موعود آخرالزمان بود که تا الآن 8 جلد آن چاپ شده است و احتمالاً تا 24 جلد ادامه پیدا خواهد کرد . در این دائره المعارف در یک طبقه بندی اولیه به 1200 موضوع رسیدیم.. این موضوعی است که جان مایه تفکر و فرهنگ شیعی است و خیلی گستره وسیعی از وجوه سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، شهرسازی ، تربیتی و امثالهم را دربر می گیرد.  این وجوه خیلی گسترده اند. تا می گوییم فیلم درباره ظهور امام زمان (عج) بسازید یک دوربین بر می دارند و می روند مسجد جمکران ، یا یک کلیپی می سازند با یک خیمه سبز و یک نفر هم سوار بر اسب سفیدی و آقای محمد اصفهانی هم روی این تصاویر آواز می خوانَد. نه این چنین نیست. ما زیباترین و بلند ترین مفاهیم انسانی و الهی ، شاعرانه ها ، ذوقیات ، مهر ، محبت ، صفا ، صلح ، عدالت و... را در این ماجرا داریم مضافاً بر این که فرهنگی است ، قبل از آن که اقدام بکند نقد می کند . یعنی ما باید بدانیم که چگونه می شود به اتکای فرهنگ مهدوی و ذخایری که در این فرهنگ است جهان امروز را درست دید. ما هنوز یاد نگرفته ایم چگونه باید به جهان امروز نگاه کنیم. ما بدتر از زمان قاجار با شیفتگی و طلب به فرهنگ و تمدن رفاه زده و طاعون زده ای که خود غربی ها هزار پرسش در خصوص آن دارند، نگاه می کنیم. بببینید چه تعداد از متفکرین و اندیشمندان غربی در آثارشان پرسشگر این فرهنگ اند . ما بدتر از زمان قاجار تشنه این هستیم که با تشنگی به مدرنیته عنان گسیخته برسیم.

با اتکا به فرهنگ مهدوی می شود به نقد جهان امروز رسید. یعنی با اتکا به این فرهنگ ببینیم چه بر سر فرهنگ شهرنشینی آمده ، آیا در این شهر انسان تربیت می شود؟ مگر مراد این نیست که در حوزه فرهنگ مهدوی،  انسان تربیت بشود. انسانی که عبد صالح است. عبد صالح در شهر صالح تربیت می شود. حالا شهر صالح پیش کش . نمی توانیم بسازیم ، اما نقد شهر موجود که می توانیم بکنیم. با اتکا به این فرهنگ می توانیم وجوه مختلف شهرسازی ، معماری ، تمدن و ... را نقد کنیم. بیاییم نقد را شروع کنیم اما با اتکا به این ذخائر و توانایی ها. نه اینکه فقط بپردازیم به آشنایی یک دختر و پسر در پارک و سینما و بعدش خواستگاری و 16 قسمت سریال بسازیم و بنده و بیننده های تلویزیون هم 40 ماه سر کار برویم. من یک معلم ساده هستم . تمام دارایی ام هم این قلم است. یک معلم تکلیفش است آن چیزی را که صلاح می داند از روی خیرخواهی بگوید. باید بگوید. جوامع با گفتن اصلاح می شوند ،  نه با سکوت. ما به قصد اصلاح گری حرف می زنیم و نه تخریب. راه را نشان می دهیم . وظیفه معلم چه آن هایی که دوربین به دست می گیرند و چه آن هایی که قلم به دست می گیرند سرگرم کردن مردم نیست. حق نداریم مردم را سرگرم کنیم. بزرگان ما عادت نداشتند که مردم را سرگرم کنند از طریق حکایات و سخنان زیبا مردم را متذکر می کردند.

ما آثارمان که خدا را شکر تا به حال به آن ها دست هم نزده ایم به قدری غنی هستند از رخدادها ، حوادث ، ماجراها ، اسوه ها و قهرمانها که اگر دستمایه آثار هنری از قبیل فیلم ها و سریالهای تلویزیونی قرار بگیرند دیگر مشکلی از این بابت نخواهیم داشت. ما اصلاً به مضامین جوانمردی و فتوت که جان فرهنگ ایرانی است تا به حال پرداخته ایم؟ من می گویم مهدویت یعنی همین. یعنی ما بتوانیم در حاشیه همین گفتگو ،  فرهنگ جوانمردی را احیاء کنیم و درست به نمایش بگذاریم. فکر می کنید چرا در آن عصر مردم به دنبال فیلم های لمپنی و فردینی می رفتند. هنوز هم عکس های فردین در اتاق بعضی از بچه ها هست. یک رگه های ضعیفی از اخلاق لوطی منشانه که مثلاً در اخلاق ایرانی ها بوده توسط فردین به نمایش گذاشته شد. هنوز که هنوز است مردم به دنبال جنازه اش می دوند. می دانید ما چقدر فتوت نامه داریم. فتوت نامه آهنگران. یعنی صنف آهنگران برای خودشان یک فتوت نامه داشتند. صنف بزازان برای خودشان فتوت نامه داشتند. فتوت نامه ها در ایران بیداد می کنند. ما به اینها دست نزدیم. حتی نثرش را عوض نکردیم تا آن ها را برای بچه های مردم بازسازی کنیم. ولله هر کدام شان دستمایه آثاری هستند که جان شان مهدوی است چرا که اهل فتوت تابع ولایت عشق محمد و آل محمد(ص) هستند.

 

بهمن حبشی [از مشاوران و مدیران معاونت سینمایی وزارت ارشاد که در میان جمع حضور داشت] :

بنده یک عرضی خدمتتان داشتم . اینکه باید ببینیم در زمینه سینمای نوگرا در دنیا چه می گذرد؟  ظرفیت های بالقوه ما چه هست و برای آن که بتوانیم بین این ظرف و مظروف پیوندی ایجاد کنیم به یک پیشنهاد نه از بالا به پایین که از لابه لای این گفتگوها و به تعبیر حضرت علی (ع) رأی هایمان را به هم بزنیم تا اندیشه درست متولد شود. چگونه می شود این اندیشه ها را به هم زد. این که دایره پژوهش ما در خصوص موضوعی که مطرح می کنیم در کلیات و جزییات مطابق با واقعیت باشد.

یکی از اخلاق پسندیده ای که منتظران باید داشته باشند بحث انصاف است . انسانی که انصاف ندارد نصف دینش بر باد است. انصاف یعنی این که اگر نصف چیزی را من می بینم ، نصف دیگر را هم از نظر دور نداشته باشم. من می خواهم نقدی داشته باشم به جمله دوست مان که گفتند سینما را از نظام گرفته اند. به نظر من این جمله بیشتر از روی احساسات بیان شده است. اگر ما قدری به نصف دیگر واقعیتهایی که وجود دارد نگاه کنیم خواهیم دید که این طوری نیست . درهر  سال ،  70 عدد فیلم تولید می شود و یک تعدادیش هم آثار نازلی هستند. اما فیلم های دیگری هم هست که هنرمندان ما ، کارگردانان ما ، نویسندگان ما ، دردمندان ما و دلسوزان ما تلاش می کنند که آرام آرام برویم به سمت تولیداتی که بتواند فرهنگ این مردم ؛ و تدین و تمدن این مردم را نمایندگی بکند. امروز یکی از سالم ترین فیلم هایی که بحث هایی مثل حلال و حرام ، قداست نماز و فقر شرافتمندانه در آن مطرح است از ایران راهی اسکار شده است. ما فیلم فرزند خاک را می بینیم که یکی از ملی ترین فیلم هایی هست که تا کنون ساخته شده است. حرف من این است که اگر ما درباره اخلاق مهدوی حرف می زنیم یکی از شاخصه های اخلاق مهدوی انصاف است. مبادا دشمنان دجال صفت ما در گوشه و کنار از نقدهای دلسوزانه پیراهن عثمان درست کنند. امروز در منطقه و دنیا تنها هنری که توانسته از اعتبار ما دفاع کند سینما بوده است. من به برخی از آن فیلم های سیاه نما کاری ندارم. مسئله این است که دنیا از طریق سینما ما را شناخته است. چقدر تلاش کردند نام ایران ، انقلاب ایران و حقایقی که در این کشور وجود دارد را نفی کنند. ولی چون از حقایق موجود در کشور ما توسط سینما ، تصویری به دنیا داده شد حالا دنیا و مردم جهان از ما تصویر دارند. ما مثل عراق و افغانستان نیستیم که هیچ تصویری از خودشان در دنیا ندارند. در بحث تغییر نقشه جغرافیایی ، هدف اصلی استکبار ما بودیم.

ما نباید به جشنواره ها بسنده کنیم. باید وارد قاره ها بشویم و مخاطب جهانی پیدا کنیم. باید در لایه مخاطبان تمدنی ، آیینی و آرمانی حضور پیدا کنیم. ما در همه این حوزه ها مخاطب داریم. امروز سینمای ما شناخته شده است. انتقاد کنیم ، اما نباید ریشه های خودمان را بزنیم. مثال آن مثل معروف که یکی بر شاخ بود و بن می برید. درست است که امروز یک سری از فیلم ها دقیقاً بر خلاف مسیر اخلاق عمومی حرکت می کنند ولی این برآیند همه تولیدات ما نیست. انصاف اقتضا می کند ما امروز که یکی از مشکلات اساسی سینمای امروز ما در بحث تولید نظریه و تئوری است. از دانشگاه هایمان کار بخواهیم. دانشگاه های ما در این زمینه به وظیفه خودشان عمل نمی کنند. امروز حوزه های تخصصی قاطی شده است. کسی که باید بنویسد حرف می زند. کسی که باید حرف بزند تولید می کند. سینمای ما بعد از دوران انقلاب تولد پیدا کرد. ما برای سینمای قبل از انقلاب ارزش و اعتباری قائل نیستیم. سینمای ما از دل انقلاب تولد پیدا کرد و در حال طی کردن دوران نوباوگی‌اش است. طبیعی است که در این آزمون و خطا فیلم هایی هم ساخته خواهد شد که غیر قابل دفاع هستند. ولی ما فیلم های ارزشمند دیگری هم داریم و اتفاقاً مدیران ، متفکران و هنرمندان شرافتمند باید به هم اعتماد به نفس بدهند. این جمله که سینما را از نظام گرفتند را شما از سر دردمندی گفتید اما درست نیست. به نظرم ما با قطعیت جمله نهایی را نگوییم . سینمای ما از دل انقلاب زاییده شده و در حال خدمت به این فرهنگ و جامعه است. اگر نبود تلاشهای فیلمسازان شرافتمند این آب و خاک شاید بیش از این ها دشمنان قسم خورده و دجال صفت این مرز و بوم مردم ما را مورد تعرض قرار می دادند. امیدوارم در این زمانه ای که مملکت ما از هر طرف مورد فشار هست ما خودمان هم با کتمان حقایق و دستاوردها ، عامل فشار مضاعف نباشیم.

 

دکتر شفیعی سروستانی: از شما سپاسگزارم. من به اتکای آنچه که مطلوب است و آن چه الآن پیرامون مان می گذرد حرف می زنم. در حال حاضر نوک پیکان اکثر آثار هالیوودی متوجه کشور ما به عنوان یک مملکت شیعه است. از جمله در حوزه فرهنگ مهدوی این تهاجم عینی تر است. سوال من این است که در این میان  سینما کجاست؟ می بینیم کسانی را که همت بسته اند پا به پای غرب رگ و ریشه گرایش و فکر و فرهنگ شیعی را در جهان بخشکانند . 40 هزار سایت ایجاد کرده اند. یکی از سایت ها 28 هزار جلد کتاب بر علیه فرهنگ شیعی معرفی کرده است. طی سالهای اخیر 5/2 برابر 14 قرن گذشته کتاب بر علیه ما چاپ شده است. امروز از ساده ترین ابزار مثل بلوتوث و اس‌ام‌اس گرفته تا سی‌دی هایی که در میادین شهر آن هم نه فقط به زبان فارسی بلکه فارسی با لهجه های لری ، کردی  ، گیلکی و... بر علیه همه باورهای من و شما عمل می کنند. سینماگر ما کجاست؟

 

حبشی: من می توانم از شما بپرسم دانشگاه ما کجاست؟

 

دکتر شفیعی سروستانی: آفرین! اگر این جا به عنوان کسی که راجع به سینما بحث می کند ننشسته بودم و در این سالن جماعتی بودند که در حوزه فرهنگ ، دانشگاه و جایگاه دانشگاه را مطالعه می کردند،  آن موقع می نشستم اینجا و به شکلی دقیق و ریز به ریز می گفتم در حوزه دانشگاه چه اتفاقی افتاد؟ چه کردند ؟ و چه کار باید کرد؟ بله سکوت کردم چون میدان بحث ام این جا نبود. ما در حال حاضر تنها در ایالات متحده امریکا 257 کالج با موضوع آخرالزمان داریم در حالی که در هیچ یک از دانشگاه های ما حتنی 2 واحد اختیاری در این خصوص وجود ندارد.

 

حبشی: من می گویم یک فیلم" 300 " ساخته شد که بودجه اش 10 برابر بودجه معاونت سینمایی کشور ماست. ما بیش از حد به هالیوود توجه و تأکید داریم و با این کار اعتماد به نفس خودمان و جوانهای این مملکت را از بین می بریم. الآن در کشور ما هر ساله سه هزار جوان در این زمینه در حال فعالیت و تلاش هستند. من می دانم که شما هم دردمندانه در این زمینه ها فعالت می کنید اما هنوز ادبیات شما با این جوان ها یک ادبیات مشترک نیست. گویی هرکدام در یک ساحت دیگری می اندیشید.  اصلاً یکی از مشکلات فرهنگی ما این هویت های چند قطعه ای هست که شاید این نشست ها یکی از برکاتش این باشد که ما کمی به هم نزدیک بشویم. من با شما موافقم. با سفارش و توصیه کردن کار به جایی نمی بریم.

به نظر من در حوزه ایده پردازی ما آن هایی که ایده پردازی می کند نمی توانند تصویری بیاندیشند و آن هایی که تصویری هستند با آن ایده ها فاصله دارند . ساحت معقولات و ساحت محسوسات از هم جدا هستند. به نظر من در این حوزه ها اتفاق هایی دارد می افتد. نمی گویم ساده لوحانه چشم بر کمبودها ببندیم. آنها را ببینیم ولی یادمان هم باشد امروز سه چهار هزار جوان تحصیلکرده علاقه مند وارد سینما شده اند. ما باید به این ها فرصت بدهیم . وقتی هزینه یک فیلم آنها 10 برابر بودجه معاونت سینمایی ماست این یعنی این که ما در یک مصاف نابرابر قرار داریم اما آن چیزهایی را که داریم هم اگر توجه نکنیم و خدای نکرده لگدکوب شان کنیم و انگیزه ها را از بین ببریم دیگر واقعا باخته ایم. شما باید مانند حضرت عیسی( ع) که تجسم روح خدا بود و وقتی  به لاشه آن سگ رسید و دندان های زیبای او را دید عمل کنید. ما باید قدم اول را تئوریزه کنیم تا قدم دوم را با آگاهی برداریم. ما هم می دانیم امروز در هالیوود چه می گذرد. کسانی که در سینمای امروز ما دست اندرکار هستند همه تلاش شان این است که این سینما صاحب هویت بشود. اول مخاطب داخلی پیدا بکند و بعد چشم به آن طرف مرزها داشته باشد. سینمای ما تا ملی نشود جهانی نخواهد شد. ما با سینمای سفارشی نمی توانیم جواب "300" ها را بدهیم. باید ایده ها به درد تبدیل بشود و البته به استعدادهایمان هم توجه کنیم. این ها را اگر نبینیم به آن طرف پناه می برند و این خسرانی جبران ناشدنی است.

 

دکتر شفیعی سروستانی: صحبت های شما مباحث ما را تکمیل کرد. به سهم خودم به عنوان مدیر موسسه فرهنگی موعود اعلام می کنم هرکدام از جوانان ما به مشورت ، منبع و راهنمایی احتیاج داشته باشند که به مدد آن بتوانند میزان آگاهی شان را بالاتر ببرند و یک اثر را خلق بکنند ، آگاهی خودم را برای همراهی ، مشورت و دادن امکانات اعلام می کنم و از آنجایی که ما دو سایت و دو رسانه داریم(مجله موعود و مجله موعود نوجوان) و همین طور امکان نشر کتاب صمیمانه اعلام می کنم در همه این زمینه ها آمادگی همکاری با همه دوستان و جوانان گرامی را داریم.

 

مستغاثی: فکر می کنم این همان نقطه اوجی بود که همه ما منتظرش بودیم . رویارویی و گفت گوی مسئولان فرهنگی با منتقدانشان و فیلم سازان که شاید این گفتگو در جای دیگر نمی توانست اتفاق بیافتد و تاکنون بیشتر بر صفحه کاغذ حادث شده است. قطعا این اتفاق خجسته هم از برکات توسل به وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج) است که این نشست را به نام مبارکشان مزین کردیم و این همایش را به یاد و آرزوی ظهور ایشان به پایان می بریم.این گفتگوی رودر رو خیلی چیزها را می تواند حل کند. هم برای منتقدین و هم برای مسئولان فرهنگی. همایش سینمای ملی قرار بود نگاهی به گذشته ، موقعیت حال و چشم انداز آینده داشته باشد. طرحی برای فردا شاید معنی و مفهومش همین بود . یک آینده خوبِ پر امید و درخشان که انشاالله هر چه زودتر به ظهور حضرت آقا امام زمان (عج) منتهی بشود و ما نیز به همراه همه حاضران در این مجلس و البته سایر آرزومندان بتوانیم جمال مبارک ایشان را زیارت کنیم و همه این امکانات ، سینما ، کتاب و دانشگاه در خدمت ظهور و حضور ایشان باشد. والسلام

 

 

قسمت اول

قسمت دوم