مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٤
 

نگاهی به 3 فیلم روز جهان

 

 

خالی بندی و تکرار در سینمای هراس !

 

3 فیلمی که این هفته مورد اشاره قرار می دهم ، تقریبا همگی در ژانر هراس قرار دارند و باز هم نشانگر این است که ژانر وحشت همچنان از پر طرفدارترین نوع سینما در دنیاست . ژانری که در سینمای امروز ایران تقریبا وجود ندارد.

 

اره 2 

Saw II 

یک فیلم به اصطلاح "سریال کیلر" (قتل زنجیره ای) ساخته دارن لین بوسمن که 4-5 سال است فیلمساز شده و البته هیچکدام از دو فیلمی که قبلا ساخته ، قابل توجه نبوده اند. آنها که سال گذشته فیلم "اره" را دیدند ، برایشان خیلی از عناصر فیلم تکراری و عادی است .

 دو نفر ناگهان از اتاق خواب یا دستشویی خانه شان به مکان مرموز و دربسته ای منتقل شده بودند که یک تن دیگر هم به حال مرگ روی زمینش افتاده بود و چرک و کثافت و خون از در و دیوارش می بارید . نوارکاستی به آنها

می گفت که به زودی می میرند و برای خلاصی خود باید در یک بازی معمایی با او برنده شوند ، مثلا با راهنمایی هایی که می شود ، چگونه زنجیر پایشان را ببرند یا چگونه وسیله ایی را در دیوار بیابند . اما نکته جدید فیلم از آنجا شروع می شد که که این راهنمایی ها به صدمه زدن به خود آنها می انجامید مثلا یکی مجبور بود پای خودش را اره کند! بالاخره با دخالت پلیس در حالی که فکر می کنیم عامل اصلی این بازی مرگبار درحال دستگیری است و بازمانده آن جهنم به زودی خلاص می شود ، متوجه می شویم که همان فرد به ظاهر مرده روی زمین قاتل اصلی بوده که در آخر فیلم برخاسته  و بازی دیگری را شروع

می کند.

"اره 2" اگرچه همان تم و مایه را دارد ولی به جز خشونت بی حد و حصر در صدمه زدن اسیران به خودشان و دوستانشان برای نجات زندگی خود  ، ماجرای تازه دیگری را تصویر نمی کند . همان غافلگیری از نوع سندرم "کیزر سوزه " در آخر وجود دارد با این تفاوت که نسبت به غافلگیری آخر فیلم اصلی کم مایه تر و بی رنگ تر است.

فقط  سوختن در اجاق و افتادن در چاه پر از سرنگ های آماده و گیر کردن مچ دست ها میان شیشه هایی که

رگ ها را بریده اند و... از جمله صحنه هایی است که نسبت به فیلم اول دلخراش تر است!

عصبانیت ها و ری اکشن های  پلیسی هم که پسرش در میان اسیران است خیلی باسمه ای از کار درآمده و در جاهایی حوصله تماشاگر را سر می برد.

در مجموع فیلم "اره 2" اثر قابل عنایتی به نظر نمی رسد ، حتی برای وقت گذرانی!!

 

 مه

 Fog

این بازسازی  روپرت وین رایت ( یک کارگردان تلویزیونی که تنها فیلم قابل بحثش اثری متوسط به نام "استیگماتا" است)از یک فیلم  جان کارپنتر در سال 1981 به همین نام ، یک فیلم هراس بسیار معمولی از آب درآمده که خصوصا در این سالها نظیرش را بسیار دیده ایم .( تولید بیش از حد فیلم وحشت هم این ضایعات را دارد!). روح یا ارواحی از قعر زمان برای انتقام بازمی گردند و در این میان یک نفر راز آنها را کشف می کند و کار را فیصله می بخشد.

اینجا هم در یک دهکده  ساحلی کالیفرنیا  ، اهالی تصمیم دارند برای بزرگداشت 4 تن از بنیانگذاران و یا دلاوران تاریخ آن شهر مراسمی برپاکنند که همین امر باعث بیدارشدن ارواح کسانی می شود که حدود صد سال پیش توسط همین 4 نفر قتل عام شده بودند. به عبارتی آن 4 به اصطلاح دلاور ، شارلاتان هایی بیش نبوده اند که زمین هایی را در همان سواحل به گروهی از مردم فروخته بوده ولی پس از دریافت پول ، کشتی آنها را با تمام سرنشینانش به آتش کشیده اند. از آن ماجرا فقط کشیش دهکده باخبر است که جدش از جمله همان دلاوران بوده است. خلاصه ارواح می آیند و از مردم دهکده به شدیدترین وجه انتقام می گیرند.

بخشی از فیلم تماشاگر را به یاد قسمت  "هویچی بدون گوش" فیلم "کوایدان"(ماساکی کوبایاشی) می اندازد که احتمالا منبع الهام کارگردان در پرداخت صحنه های از بین رفتن مردم مهاجر بوده است. اما بقیه فیلم تقریبا از همان اول قابل پیش بینی است و در آخر هم که همه نوادگان به جزای گناه پدران و اجدادشان می رسند . برعکس  فیلمی از راجر کورمن و باشرکت وینسنت پرایس که نوه فردی که سالها پیش توسط مردم دهکده ای از بین رفته و در دیوارهای قصری مدفون شده با حلول روح پدربزرگش در او شروع به انتقام گیری از نوادگان مردم آن دهکده می کند.(داستان آن رستورانی است که بر درش نوشته بودند هرچه می خواهید در این رستوران بخورید ، پول آن از نوه نوه شما گرفته می شود و وقتی یک نفر به همین خیال می رود و هرچه می خواهد نوش جان می کند ، هنگام رفتن یقه اش را می گیرند که باید پول غذای پدربزرگ پدربزرگت را بدهی!!!)

اما فیلم "مه" یک نکته ای هم دارد که در فیلم های آمریکایی قبلا کمتر رویت می شد و آن تشکیک در گذشته ها و تاریخ به اصطلاح پرافتخاری است که معلوم نیست چه کسی آن را به رشته تحریر درآورده است. سال گذشته در فیلمی به نام "گنج ملی" با شرکت نیکلاس کیج که هرچه افتخار برای خودشان در کتاب های تاریخ نوشته بودند را به خوردمان دادند ولی در فیلم "مه" اساس چنین ماجراهایی زیر علامت سوال می رود که آیا واقعا آنهایی که به قهرمانی و دلاوری در تاریخ معروف شده اند ، مردمانی درست بوده اند یا مثل همان 4 دلاور آن دهکده کالیفرنیایی در اصل شارلاتان و جنایتکارتشریف داشته اند . اتفاقا 4 مجسمه ای هم که برای بزرگداشت آنها درست کرده اند به طور غریبی تندیس های 4 رییس جمهور آمریکا در کوههای راشمور را به ذهن متبادر می سازد!

 

کیفر

DOOM

بالاخره نمردیم و دیدیم این جناب "راک" هم در یک فیلم به اصطلاح علمی تخیلی بازی کرد ، آنهم در نقش یک فرمانده نیروی دریایی که قرار است با موجودات عجیب الخلقه ای که نتیجه یک آزمایش علمی و جهش ژنتیکی هستند ، مبارزه نماید. ولی بازهم گویی تهیه کنندگان راضی نشده اند به همین سادگی پول خود را حرام کنند و در آخرین صحنه فیلم  طبق معمول   "راک" همان غول نتراشیده و نخراشیده ای می شود که همیشه بوده و  این بار به بهانه جهش ژنتیکی ، مثل خلیل عقاب  لوله آهنی را دور دستش می پیچاند و حریفش را از این سمت رینگ به آن سمت پرتاب می نماید!!

فیلم "کیفر" (برگرفته از يک بازی کامپيوتری پرطرفدار )ساخته آندری بارتکویک است که تا سال 2000  اصلا فیلمبردار بوده و آثاری همچون "آینه دو رو دارد" و "وکیل مدافع شیطان" و " جید" و "سرعت" در کارنامه اش به چشم می خورد. اما بعد از اینکه کارگردان می شود ، برخلاف بسیاری از همکارانش ، کلا فیلمبرداری را کنار

می گذارد. ولی اگر در دوران فیلمبرداری اش آثار قابل اعتنایی از خودش به جا گذارد در این سالهای کارگردانی چیز دندان گیری ندارد ، شاید فقط بشود به فیلم "رومئو باید بمیرد" اشاره ای داشت وگرنه بقیه 3-4 کار دیگرش از دسته فیلم هایی مثل "زخم بیرونی" باشرکت استیون سیگال هستند که در آن حتی سیگال هم دیگر آن رزمی

کار سابق نیست.

"کیفر" را می توان ملغمه ای از فیلم های "بیگانه" و سری زامبی ها دانست که اخیرا مشابهی به نام "غار" هم داشت. همانطورکه گفتم در زمان آینده در اثر یک سری آزمایش ، می خواهند با اضافه کردن یک کروموزوم به انسان ، آدم 23 کروموزومی را 24 تایی بکنند و با این کار قدرت مافوق الطبیعه ای به او بدهند. اما محصولات این آزمایش موجودات وحشی و عجیب و غریبی از کار در می آیند تا به آنان که می خواهند دست در جریان خلقت ببرند ، درس خوبی بدهند و در واقع این قضیه کیفر و مجازات آنها می شود. اما گویی اصل آزمایش ها درست بوده و یک شیر ناپاک خورده ای آن کروموزوم اضافه را از یک قاتل بالفطره می گیرد و تکثیرش می کند درحالی که قرار بوده از یک مادر فداکار ، کروموزوم بگیرند!

سرانجام کار مقداری سر و دست و پا قطع شدن است به اضافه دیدن تعدادی موجودات کریه المنظر و البته عربده جویی های جناب "راک" که بالاخره در دسته موجودات شریر قرار می گیرد .

نکته شگفت انگیز کار هم آنجاست که برای برخورد با این مشکل آزمایشگاهی ، سربازانی از نیروی دریایی را گسیل می کنند !(مثل فیلم "آرماگدون" که برای نابودی یک شهاب سنگ در فضا یک سری کارگر معدن را فرستادند!!).