مستغاثی دات کام

 
مروری بر وقایع خرداد 1360
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
 

 

 

 

 

تاریخ را ورق بزنیم (٢)

  بنی صدر که مفتون تحلیل و ارزیابی سازمان مجاهدین خلق و اسیر توهمات خویش شده بود  پیام های مسالمت و آشتی را از موضع ضعف تلقی می کرد و می پنداشت با حمایت گروه های سیاسی متحد خود و تشکیلات نظامی سازمان ٬ به فروپاشی حاکمیت پیرو خط امام قادر خواهد بود. بنابراین خط گسترش آشوب و درگیری در شهرها و آماده شدن برای یک مقابله مسلحانه تمام عیار با نظام  توسط مجاهدین خلق و ائتلاف طرفداران بنی صدر  همچنان پی گیری می کرد.جبهه ملی ٬ طی اعلامیه ای ٬ که بهانه آن نفی و حمله شدید به لایحه قصاص بود ٬ مردم را به یک راهپیمایی در مسیر خیابان انقلاب به سمت دانشگاه تهران ٬ در بعدازظهر روز 25 خرداد 1360فراخوانداد.قرار بود در جلسه 26 خرداد مجلس شورای اسلامی پیرو درخواست 120 نماینده ٬ دو فوریت طرح بررسی کفایت سیاسی رییس جمهور به بحث و رأی گیری گذارده شود. به نظر می رسید راهپیمایی جبهه ملی اولاً  به عنوان مقدمه و آزمون موفقیت شورش اجتماعی طراحی شده بود (که در صورت موفقیت زمینه را برای یک حرکت گسترده براندازانه و خشن در ادامه درگیری های پراکنده تهران و شهرستان ها ٬ فراهم می ساخت ) و ثانیاً  مانوری بود برای تقویت جایگاه اجتماعی و افزایش روحیه گروه های متحد بنی صدر در آستانه اقدام نهایی؛ صبح 25 خرداد ٬ بازرگان ٬ یدالله سحابی و کاظم سامی طی یک نامه مشترک اعلام کردند به دلیل عدم امنیت و وجود سانسور و ادامه توقیف چند روزنامه ٬ از شرکت در جلسات علنی مجلس خودداری خواهند نمود.

صبح آن روز ٬ امام خمینی(ره) در میان جمعی از اقشار مختلف مردم بیاناتی ایراد کرد که موارد و نکاتی از آن  از جمله انتقاد شدید و صریح به بنی صدر ٬ اعلام ارتداد جبهه ملی در صورت اصرار و پافشاری بر نفی حکم ضروری قصاص ٬ و تکلیف به نهضت آزادی در روشن کردن موضع خود و تبرّی جستن از اعلامیه جبهه ملی  تا آن زمان سابقه نداشت. بخش های مهم بیانات امام که ظهر همان روز از رادیو پخش شد ٬ از این قرار است:

"من دو تا اعلامیه از جبهه ملی که دعوت به راهپیمایی کرده است ٬ دیدم. در یکی از این دو اعلامیه جزء انگیزه ای که برای راهپیمایی قرار دادند لایحه قصاص است... در اعلامیه دیگر تعبیر این بود که لایحه غیرانسانی. ملت مسلمان را دعوت می کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند ٬ یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند... من کار ندارم جبهه ملی با اینکه بعضی افرادش شاید افرادی باشند که مسلمان باشند. لکن من کار دارم با اینهایی که پیوند کرده اند ٬ با جبهه [ ملی] ٬ پیوند کرده اند بامنافقین... شمایی که متدین هستید و مدعی تدین ٬ چه توجیهی از این معنا دارید؟... این آقایانی که با این منافقین ائتلاف کردند ٬ ائتلاف کردند که مملکت را به هم بزنند. ائتلاف کردند که آشوب به پاکنند...حالا ائتلاف کردید که به ضد رأی مردم عمل کنید...بیاییدحساب خودتان راجداکنید. آیا نهضت آزادی هم قبول دارد آن حرفی را که جبهه ملی می گوید؟... رادیو بعد از ظهر را باز کنیم گوش کنیم ببینیم که نهضت آزادی اعلام کرده است که این اطلاعیه جبهه ملی کفرآمیز است... متأثرم از اینکه با دست خودشان ٬ اینها گورخودشان راکندند. من نمی خواستم این طور بشود. من حالا هم توبه را قبول می کنم ٬ اسلام توبه را قبول می کند...بگویند ماتاحالاخطا کردیم ٬اشتباه کردیم مردم را دعوت کردیم به شورش ٬ غلط بوده ٬ خلاف اسلام بوده ٬خلاف قوانین کشوری بوده ائتلاف کردیم با گروه منافق. من چندین بار به این آقا [بنی صدر] گفتم: آقا این جمعیت [مجاهدین خلق] تو را به بادفنا می دهند و این افرادی که دور توجمع شدند ٬ بعضی ازاینها یک گرگ هایی هستند که تو را به باد فنا می دهند. گوش نکرد ٬حالا هم دیر نشده ٬آقایانی که متدین هستند اعلام کنند به اینکه این دعوت به راهپیمایی ٬ دعوت برضد اسلام است... آن آقا هم بروند عذرخواهی کنند از ملت؛ بگویند ملتی که به من رأی داده من مطابق رأی آنها عمل نکردم ازحالا به بعد [عمل] می کنم... من نمی خواستم شما ائتلاف بکنید با منافقینی که بر ضد اسلام هستند... الاۤن هم من نصیحت می کنم ٬ این جمعیت متدین نهضت آزادی را و آقای رییس جمهوری را...جدا کنید حسابتان را از مرتدها ٬ آنها مرتد هستند ٬ جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است. بله ٬ جبهه ملی ممکن است بگوید که ما این اعلامیه را ندادیم ٬ اگر آمدند و در رادیو اعلام کردند به اینکه این اطلاعیه ای که حکم ضروری جمیع مسلمین را غیرانسانی خوانده ٬ این اطلاعیه از ما نبوده... از آنها هم می پذیریم که اسلام درِ رحمتش به همه مردم باز است...بیایید توبه کنید ٬ برگردید توبه همه تان قبول است بیایید با هم برادربشوید این مملکت را به پیش ببرید."

اجتماع مورد نظر جبهه ملی و بنی صدر شکست خورد و خیابان ها در اختیار نیروهای طرفدار انقلاب قرار گرفت و آخرین امید بنی صدر به اینکه شاید اجتماع 25 خرداد مفرّی برای او در پی داشته باشد ٬ به یأس مبدّل شد.بنی صدر ٬ که در بیانیه 22 خرداد خویش رسماً و علناً مردم را به قیام علیه انقلاب اسلامی تحریک کرده بود ٬ و در همدان و در پایگاه یکم شکاری مردم و ارتشی ها را به استقامت و قیام خوانده بود ٬ به دنبال بیانات حضرت امام و ملاحظه واکنش مردم در 25 خرداد اکنون بر آن شده بود که با نامه ای به امام از شدت فشار علیه خویش بکاهد. در متن نامه ضمن تظاهر به اطاعت از رهبری ٬ اهانت ها و مدّعیات قبلی هم به بیانی دیگر تکرار شده بود.طرح دو فوریتی آیین نامه چگونگی بررسی کفایت سیاسی رییس جمهور ٬ که از طرف تعدادی از نمایندگان ٬ تقدیم مجلس شورای اسلامی شده بود ٬ در 27 خرداد پس از سخنان موافقان و مخالفان ٬ مورد تصویب قرار گرفت. میلیون ها تن از مردم در تجمع ها و تظاهرات مختلف سراسر کشور و نیز نمازهای جمعه 29 خرداد ٬ از اقدام مجلس حمایت کردند و خواستار عزل و محاکمه بنی صدر شدند. درگیری های پراکنده و خشونت باری نیز در برخی شهرها بین طرفداران بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق با مردم رخ داد.

آیة الله دکتر بهشتی رییس دیوان عالی کشور طی مصاحبه مطبوعاتی در 27 خرداد ٬60 ضمن توضیح ابعاد حقوقی و قضایی رسیدگی به کفایت سیاسی رییس جمهور و نحوه اجرای قانون مربوط ٬ از افراد و گروه هایی که به عنوان حمایت از رییس جمهور در دام آشوبگری افتاده بودند دعوت کرد به آغوش نظام اسلامی باز گردند:

"جوان ها باچشمان باز و با دقت هر چه تمام تر درباره گفته ها و عملکردهای افراد و گروه ها مطالعه کنند و همان طور که حق پرستی و عدالت دوستی و اسلام دوستی وخدادوستی آنها یجاب می کند ٬ راه صحیح رابشناسند وانتخاب کنند. امید ما این است که... آنها هم فرصت را مغتنم بشمارند ٬ مبادا از روی ناآگاهی و بی توجهی به بیراهه بروند... مگرجوانان عزیز ماآرزویی غیر از استقلال کامل ایران ٬ جامعه ای آباد ٬ جامعه ای که در آن عدالت اجتماعی واقتصادی به وجودبیاید ٬ دارند؟... آرزوی ما این است که همه مردان و زنان متدین دلسوخته و همه جوانان ٬ دختران و پسران علاقمند و پاک ودلسوخته ٬ موقعیت زمان راخوب درک کرده و توجه داشته باشند که این انقلاب اسلامی با شرکت همه آنها هر چه سریع تر بتواند مراحل پیشرفت را یکی پس از دیگری طی کرده و به صورت یک نهاد استوار در تغییر وضع کلی جهان و تاریخ عصر ما ٬ مؤثر واقع بشود."

مجاهدین خلق ٬ پی درپی اطلاعیه می دادند و با هر تمهیدی به دنبال آن بودند که چرخه سقوط قانونی بنی صدر را از حرکت بیندازند. از این رو سه اعلامیه پیاپی ٬ در روزهای 27 و 28 خرداد ٬ انتشار دادند. در یک اطلاعیه 27 خرداد ٬ متعاقب هشدار قبلی در مورد تهدید جان رییس جمهور ٬ با عنوان« هشدار مجاهدین خلق در رابطه با تهدید جان زندانیان انقلابی » به منظور تکمیل فرایند تحریک و ٬ تقویت انگیزه خشونت در برابر نظام ٬ ادعا شد که هم زمان با «کودتای ارتجاعی  امپریالیستی» احتمال کشتار زندانیان وابسته به گروه ها و از جمله سازمان وجود دارد و تهدید شده بود که پاسخ لازم ٬ مشابه آنچه « در حق طاغوت و شکنجه گران و دژخیمانش روا بود»٬ توسط سازمان داده خواهد شد.   

پنجشنبه 28 خرداد 1360 مصادف بود با صدور پیام مهمی از سوی امام خمینی (ره) به مناسبت نیمه شعبان ٬ با محوریّت هشدار در مورد توطئه های جبهه داخلی ضدّانقلاب. در قسمتی از این پیام آمده بود:

"... امروز و روزهای آینده ٬ روز شکست جریان دشمنان قسم خورده اسلام است. روز شکست فرد یا افراد نیست. روز شکست جریانی است که به اسلام معتقدنیستند و اگر هم باشند ٬ مسلّماًتاحدودی است که با قوانین غرب برخورد و مخالفتی نداشته باشد. ... روز شکست جریانیاست انحرافی که حضور به موقع شما ٬پایه های آن را لرزاند و فرو ریخت.دوستان عزیزم! بسیار دقت نمایید و کاملاً بهوش باشید و هوشیارانه با آرامش کامل  ولی با تمام توان  در صحنه باشید ... خمینی دست یکایک شما را می بوسد و به یکایک شما احترام میگذارد و یکایک شما را رهبر خودش می داند؛ که بارها گفته ام: من با شما یکی هستم و رهبری در کار نیست. من خوب درک می کنم که حضور شما در این روزهای حسّاس به چه معنایی است ٬ و به امید پیروزی نهایی شما بردشمنان تان روزشماری می کنم. ... افسران ٬ درجه داران و سربازان رشید اسلام ٬ شما خوب می دانید که منافقین ٬ که امروز به عنوان طرفداران پروپاقرص« بعضی ها » اطراف آنها را گرفته اند و به بهانه طرفداری از آنان  دست به انفجار و درگیری مسلّحانه می زنند  و هر روز در گوشه ای تشنّج می آفرینند ٬همان ها بودند که از روز اول شعار« انحلال ارتش » را سر می دادند. من با قدرت ملت دلاور ٬ مقابل  ضدانقلاب که تصمیم گرفته است بعضی از افراد رابهانه قرار داده و علیه شما هر روز دست به اغتشاش بزند ٬ خواهم ایستاد... امروز ٬ منافقین و جبهه ملی و حزب دمکرات و تمامی ضدانقلابیون ٬ دست در دست یکدیگرگذاشته اند تاشما و انقلاب پاک ملت را نابود کنند. مگر نمی بینید که هر روز در گوشه ای جمع می شوند و دست به خرابکاری می زنند؟... شما مردم عزیز ٬ هوشیارباشید و آرامش خودتان را حفظ کنید... و با حضور دائمی خود ٬ کید هرج و مرج طلبان را خنثی کنید..."

 فردای آن روز ٬ آیة الله خامنه ای در مراسم نماز جمعه تهران  به شکلی مستوفی و جامع  دلایل سقوط بنی صدر را بیان نمود در حالی که شعار« خمینی بت شکن بت شکن ٬ بت جدید را بشکن » لحظه ای قطع نمی شد.همچنین میلیون ها تن از مردم در نمازهای جمعه سراسر کشور با شعارهای خود و تأیید مواضع امامان جمعه  خواستار رأی قاطع مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی رییس جمهور شدند .

پس از تصویب آیین نامه نحوه رسیدگی به کفایت سیاسی رییس جمهور در جلسه مورخ 27 خرداد مجلس شورای اسلامی و اعلام آغاز بحث و بررسی آن در اولین جلسه بعد از تعطیلات (پنجشنبه 28 خرداد نیمه شعبان و جمعه 29 خرداد) ٬ سازمان در روز 28 خرداد ماه 1360 رسماً حرکت مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی را اعلام کرد تا به زعم دیرین رجوی ٬ ایران به لبنان تبدیل گردد.وی در مصاحبه ای که اسفندماه 59 انتشار یافت به روشنی سابقه دیدگاه و تحلیل مبتنی بر اقدام خشونت بار و غیرمسالمت آمیز را تشریح کرده بود:

"البته بدیهی است که دیگر این روزها هر کس می داند که اگر سیراوضاع کشور وجامعه به همین ترتیب ادامه یابد و اجباراً رفرمی رخ ندهد ٬ جزجنگ داخلی پایانی نخواهد داشت.مجاهدین نیز از همان نخستین دورانتخابات مجلس پیوسته یکی از مهمترین محورحرف هایشان همین بوده است که بدون یک مجلس واقعاً ملی فراگیرنمایندگان طبقات و اقشارمختلف مردم ٬ خبری از زندگی مسالمت آمیز در کار نخواهد بود. در امجدیه نیز من با زبان صریح تر این نکته را یادآورشدم وحتی به آنها که درصددایجاد ترکیهایجدید در ایران هستند هشدار دادم که مبادا ازلبنان سردربیاورند."

به عبارت دیگر رجوی در سخنان خود تصریح می کند که تاوان عدم دستیابی سازمان به قدرت و عدم انتخاب کاندیدای آن از سوی مردم در انتخابات مجلس ٬ جنگ داخلی و پایان زندگی مسالمت آمیز بوده است. در متن اطلاعیه سازمان ٬ هرکس می توانست دریابد که چنین استدلالی ٬ صرفاً دستاویز و بهانه یک حرکتِ برنامه ریزی شده قبلی است. متن اطلاعیه را  به دلیل اهمیّت آن  شخص رجوی نگاشته بود. به گونه ای که فرهنگ و ادبیات او در سراسر اطلاعیه ظهور داشت. اطلاعیه بدون عنوان همیشگی و مرسوم  « به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران » بود. متن این اعلامیه  به تعبیر دکتر حسین رفیعی ٬ از جداشدگان سازمان در سال ٬59« اعلامیه جنگ تمام عیار با جمهوری اسلامی »بود .متن اطلاعیه فوق ضمن اعلام رسمی شورش مسلحانه در قالب عبارت«مقاومت انقلابی از هر طریق » با ذکر « کیفر به زودی و مضاعف آمران و عاملان »و در ادامه اطلاعیه ها و تحلیل ها و تبلیغات  قبلی سازمان ٬ به منزله فرمان شروع عملیات تروریستی نیز محسوب گردید.

عصر روز سی ام خرداد ٬ در تهران و چند شهر بزرگ دیگر ٬ هواداران و وابستگان سازمان حرکتی را انجام دادند یا شروع کردند که سرانجامی جز تباهی برای آنها نداشت. سازمان بعداً مدّعی شد که 500  هزار نفر در تظاهرات 30 خرداد شرکت کردند؛ لیکن تعداد افراد سازمان دهی شده سازمان و گروه هایی که به آنها پیوستند و در حمایت از بنی صدر و سازمان به تظاهرات خشونت بار و مسلحانه دست زدند  بیش از چند هزار نفر نبود. خبرگزاری رویتر گزارش داد که بیش از حدود 3 هزار نفر از افرادی که به سازمان چریکی مجاهدین خلق تعلق دارند خیابان ها را بستند و تعدادی اتومبیل و موتورسیکلت را آتش زدند و علیه  حکومت اسلامی به شعار دادن پرداختند."

شروع تظاهرات ٬ ساعت چهار بعدازظهر تعیین شده بود  و مکان های تظاهرات در تهران ٬ عبارت بودند از: خیابان انقلاب ٬ میدان فردوسی ٬ خیابان طالقانی ٬ منیریّه ٬ خیابان ولیّ عصر ٬ میدان ولیّ عصر ٬ بلوار کشاورز ٬ میدان فلسطین ٬ خیابان نظام آباد ٬ پل سیدخندان.مسئولیت و هدایت تظاهرات ٬ به عهده « بخش اجتماعی » و زیرنظر محمد ضابطی بود. هواداران تشکیلاتی در تیم های 3 تا 5 نفره سازماندهی و به یکی از سلاح های سرد مسلّح شده بودند. رده های بالاتر دارای سلاح گرم بودند. چاقو ٬ چماق ٬ تیغ موکت بری ٬ قمه ٬ پنجه بکس ٬ و فلفل (برای پاشیدن به چشمان مخالفان) از وسایلی بود که اغلب هواداران  به دستور تشکیلات  با خود حمل می کردند. 3 مقصود از این تظاهرات ٬ نه به صورت خودجوش بلکه بر اساس تصمیم رهبری سازمان ٬ به یک حرکت کور مسلحانه تبدیل گردید. مقصود از این ٬ چنانکه سازمان بارها بدان اعتراف کرده بود ٬ عملیات« سرنگونی نظام » به صورت شبهِ کودتا و با حضور سازماندهی شده« هواداران » و با « پیشتازی عنصر مسلّح » ٬ بود.

بنی صدر ٬ به دلیل ضعف تحلیل و بینش سیاسی و نیز مغلوبیّت روانی در برابر سازمان  به امید کسب موقعیت سیاسی جدید ٬ پس از تغییر حاکمیت  این حرکت را همراهی کرد.مردم حزب اللهی و حتی کسانی که نظر میانه ای داشتند ٬ در برابر این تظاهرات  که نقطه عطف تغییر فاز سیاسی به فاز نظامی تلقّی می شد  موضعگیری کردند. از جنوب شهر تهران و مناطق دیگر (میدان خراسان ٬ میدان امام حسین(ع) ٬ خیابان مولوی ٬ شهرری ٬ راه آهن و جوادیه و...) ٬ گروه های مردم به راه افتادند و با موتور ٬ دوچرخه ٬ اتوبوس ٬ مینی بوس ٬ و هر وسیله شخصی و امکان دیگری که در دسترس بود ٬ خود را به مرکز شهر رساندند. در ابتدای رویارویی ٬ مردم عموماً از کمربند یا سنگ استفاده می کردند؛ ولی زمانی که هواداران سازمان با سلاح های مختلف سرد (و در چند جا سلاح گرم) حمله کردند ٬ نیروهای سپاه و کمیته وارد عمل شدند. مردم ٬ در خلال این درگیری ها متحمّل جرح و ضرب و قتل تعدادی از خود شدند. اولین خبر منتشره در مورد تعداد تلفات 30 خرداد تهران ٬ حاکی از آن بود که بیش از 16 تن از مردم کشته و ده ها نفر مجروح شده اند. هشت تن از مجروحین نیز فردای آن روز به علت شدت جراحات وارده ٬ در بیمارستان فوت کردند. صدای آمریکا در خبر خود ٬ وقایع 30 خرداد تهران را از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی بی سابقه توصیف کرد و اعلام نمود که در خلال درگیری های آن روز دست کم 30 تن کشته شدند و 200 تن مجروح گردیدند.

 خیابان های محل درگیری در تهران وضعیت غریبی پیدا کرده بود چهره های ملتهب ٬ مغازه های تعطیل شده ٬ اتوبوس های به آتش کشیده شده ٬ و دود لاستیک های سوخته ٬ چهره این مناطق را دگرگون کرده بود.هواداران سازمان (و اغلب همان « میلیشیا » ی معروف) به همراه جمعی از هواداران دیگر گروه ها ٬ در کوچه و خیابان ٬ افرادی را که از جهت هیئت ظاهری به حزب اللهی ها شبیه بودند ٬ کتک زده و از آنها می خواستند که به نفع بنی صدر و سازمان شعار دهند ٬ چوب و سنگ بر سر و روی افراد مقاوم می ریختند ٬ و با کارد و چاقو و تیغ موکت بری صورت و بدن آنها را زخمی می کردند. حضور گروه های مختلف مردم و پاسداران در خیابان های اصلی و مرکزی شهر کم کم وضع را دگرگون کرد و دستگیری مهاجمان آغاز شد. از حدود ساعت 7 بعدازظهر ٬ هواداران باقی مانده که مبهوت از این شکست بودند ٬ با انفعال و سردرگمی ٬ متفرق شدند و فضای شهر تحت کنترل نیروهای انتظامی آرام گرفت. هم زمان در چند شهر مانند اصفهان ٬ همدان ٬ ارومیه ٬ شیراز ٬ اهواز ٬ اراک ٬ زاهدان ٬ مسجد سلیمان ٬ بندرعباس و مشهد نیز درگیری های پراکنده مشابهی در سطوح کوچک تری رخ داد که طی آنها نیز ده ها تن مجروح و چند تن کشته شدند. مقارن با این وقایع شاهپور بختیار آخرین نخست وزیر رژیم شاه نیز در مصاحبه ای با یک روزنامه فرانسوی گفت:«اگر بنی صدر سرنگون شود در ایران حمام خون جاری خواهدشد ».

حضور خودجوش و گسترده مردم نقاط مختلف کشور در تظاهرات خیابانی روزهای 30 و 31 خرداددر تجدید پیمان با رهبری انقلاب و اعلام حمایت از مجلس شورای اسلامی و مخالفت با بنی صدر و سازمان ٬ عملیات ارعابی و شورشگرانه سازمان را با ناکامی مواجه ساخت. روز 31 خرداد نیز بررسی طرح عدم کفایت رییس جمهور در مجلس ادامه یافت و در جلسه بعد از ظهر آن ٬ اکثریت نمایندگان به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رأی دادند. در این روز نیز نمایندگان طرفدار نهضت آزادی و رییس جمهور از شرکت در جلسه مجلس شورای اسلامی خودداری کردند. علاوه بر افرادی که جلسه 30 خرداد را ترک کرده بودند ٬ عزت الله سحابی ٬ گلزاده غفوری ٬ اعظم طالقانی و حسین انصاری راد نیز از شرکت در جلسه 31 خرداد خودداری کردند.پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری طی پاسخ حضرت امام به نامه رییس مجلس شورای اسلامی و اتمام روال حقوقی و قانونی موضوع براساس قانون اساسی ٬ امام خمینی در اول تیرماه 1360 در دیدار با اقشار مختلف مردم ضمن اشاره به وقایع 30 خرداد و تجلیل از حضور ملت ٬ در صحنه دفاع ازانقلاب ٬ هواداران سازمان را به تفکر و توبه و جدایی از آشوبگران دعوت نمود:

"... به این جوان های گول خورده ای که ازچند نفر گرگ گول خورده اند ٬نصیحت می کنم...توجه داشته باشید این امری که دو روز پیش [30 خرداد] اتفاق افتاد این را مطالعه کنید ٬ببینیدچه بود؟... شما که بازی خوردید ٬ و سران جنایتکار منافقین شما را بازی دادند وخودشان در پناهگاه هانشستند وشما را بهخیابان آوردند و آن غائله اسفناک را به دست شما به بار آوردند... اعلام قیام مسلحانه در مقابل کیست؟ اعلام قیام مسلحانه در مقابل ملتی است که قریب بیست سال و اخیراً دو سه سال ٬خون خودش را داده و دست آمریکا و بلوک او را ٬ و شوروی و بلوک او را ٬ از این کشور کوتاه کرده است... کراراً من [به بنی صدر] گفتم که بیا و از این گروهک های فاسد ٬ از این منافقین ٬ تبرّی کن ٬حیثیت خودت را ازدست نده ٬ برو در ملأعام واینها را ازخود بران.اینها تو را به تباهی می کشند... من خیر این گروه ها رامی خواهم ٬ اگر این گروهک ها دست بردارند و در مقابل اسلام و کشور اسلامی قیام نکنند و آنهایی که قیام کردند توجه کنند و برگردند به دامن اسلام... جوان ها و دخترها و پسرهای عزیز ما گول اینها را نخورند. از دامن اینها فرار کنند و به آغوش اسلام برگردند... آن آقا [بنی صدر] که من کراراً به او گفتم که حسابت را از این منافقین جدا کن و اعلام کن به اینکه شماها [منافقین] از اسلام نیستید و شماها به من ارتباط ندارید ٬ نپذیرفت و دید آنچه دید و من امیدوارم که توبه کند... برای همه کس هر کار بکند ٬ بازجای توبه هست ٬ در توبه باز است ٬ رحمت خدا واسع است."

 

 

منابع-

١-کتاب ٣ جلدی "سازمان مجاهدین خلق ، پیدایی تا فرجام (١٣٨۴-١٣۴۴) - به کوشش جمعی از پژوهشگران موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

٢- صحیفه امام

٣- نشریات و مطبوعات سال ١٣۶٠